The first 200 lines.
....:::::::: Sarah_FirstSub@ ::::::::.... ::::: تـقـدیم می کنـد :::::
این مالِ توئه
نمیدونم باب دلت هست یا نه
یه نگاهی بنداز
این یکم ....
این یکم زیادیه
نمیتونم قبولش کنم
یعنی حتی نمیتونم واسه زنی که قراره تا ابد باهاش باشم همچین چیزی بخرم؟
منظورت چیه؟
من ...
مرد صبوری نیستم
اونایی تو زندگی موفقن که درستُ به موقع تصمیم میگیرن
به اندازه ی کافی فرصت داری که بهش فکر کنی
فقط خواهشاً زیاد منتظرم نذار
قبل از اینکه با پدر هیون وو آشنا شم ،
کلی خاطرخواه داشتم
اونقدری که پاشنه درُ از جا درآورده بودن
شک ندارم مادر.
حتماً بعد از من بوده
من میرم دستشوئی
برو
این چرا همچین کرد؟
شما ادامه بدید
وقتتُ واسه یه آدم بی ارزشی مثل اون تلف نکن....
جوری زندگی کن که همه حسرتتُ بخورن
، بابت غذا ممنونم
منکه دیگه جا ندارم
بریم برکت. حواست باشه چیزیُ جا نذاری
- باشه. - طعمشُ دوست داشتم
آره. باید هر چند وقت یه بار بیایم.
- برکتم - واقعاً از غذا لذت بردم.
- بیاین. - آیگو ، دارم میترکم.
بیا بریم.
بریم یه دور بزنیم؟
باشه
نونا
- آیگو ،برکتم خیلی بهش خوش گذشت - خیلی خورد،نه؟
آره،غذاش عالی بود
بریم
پیکابو
آیگو...
امشب خیلی خوش....
محلش نده
بیا یه هفته بریم جزیره ججو مطمئناً بهت خوش میگذره
ماریا ،
یه بار دیگه بارداری دومتُ تبریک میگم
برکت بچه ی خوش یُمنیه
منم همین فکرُ میکنم.
بریم
باورم نمیشه تو یه همچین جایی دیدمش
چقدرم بزک دوزک کرده بود اونم واسه یه همچین مردی
فکر کنم ازش هدیه گرفته بود
حتی هدیه هم گرفته؟
چشمای تیزی داری
شما که از چیزی خبر ندارین پس تمومش کنید
کیف دستیشُ ندیدی؟
از یه برند معروف بود ،خانومها معمولاً قبل از عروسی یه همچین چیزی هدیه میگیرن
عروسی؟ تازه طلاق گرفته. هنوز هیچی نشده میخواد شوهر کنه؟
تمومش کنید
منم ازدواجمُ ثبت کردم تازه یه بچه هم دارم
خودتُ با اون یکی میکنی؟
تو چاره ای نداشتی باید واسه برکت شناسنامه میگرفتی
اون دردش چیه؟
انگار کُشته مُرده مرداس
موندم تو اون چی دیده؟
بهتره به جای اینکارا بره رو شخصیتش کار کنه
از این میسوزم که 15 سال فریبشُ خوردم
دختره ی جادوگر
درکتون میکنم
گفتم کافیه مادر از شما بعیده
با اینکه با اون مرتیکه دیدیش هنوزم طرفشُ میگیری؟
چرا با مادر اینجوری برخورد کردی؟
اونم دلایل خودشُ داره
بعداً ازش عذرخواهی کن
تنهام بذار
پس خوب گوش کن
بهت اهمیت میدم چون یه خانواده ایم
راستشُ بگو حسودیت شده ،نه؟
چی؟
حتماً پیش خودت گفتی بعد از طلاقم مالِ منه
حالا که با یکی دیگه دیدیش ، حسودیت شده، نه؟
حواسم بهت بود
سعی داشتی جلوشُ بگیری
تو از من چی میدونی؟
میخوای رُک حرفمُ بزنم؟
میخوای دور از چشم من مرتب به دیدنش بری
و از اینکه همه نفشه هاتُ نقش بر آب کردم ناراحتی
خانوم شین واقعاً زن بدجنسی هستی
حواست باشه چی داری میگی
هنوزم که هنوزه اسمش تو گوشیت "شاهزاده خانوم" سیوه، همه اینارو میدونم
اونوقت من باید خانوم شین باشم و زن سابقت شاهزاده خانوم؟
مثل اینکه همین چند وقت پیشم بهش سر زدی
لوکیشن ماشینُ چک کردم
چرا تو مسائل شخصیم دخالت میکنی؟
شخصی؟
بهتره ادامه ندیم
میدونی که زن تیزیم
هیچوقت دسته چوبُ نمیگیرم ≡یه جور اصطلاحه یعنی حواسم بهت هست≡
اینُ یادت باشه
نمیشه فقط دوتاشونُ اینجا بذارم؟
اینجا فروشگاه زنجیره ایه. اجازه ندارم هر کالایی که میخوامُ اینجا بذارم
باید از دفتر مرکزی مجوز بگیرید
ممنونم
کجا میری؟
تخلیه میکنم
میخوام به قولی که به خاله ـت دادم عمل کنم
بقیه ـشم بعداً میبرم
صبر کن ببینم ، واحد 301
! هان یه سول
1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 6 ،
7 ، 8 ، 9 و 10.
3
مرسی که تا این وقت شب کمکم کردی
حالا چجوری پس انداز کنم؟
میگن پول دست عوض میکنه ، ولی هیچوقت بمن نرسیده
چول سو ، میگن هرکی تو زندگیش سه بار شانس میاره
تو همچین فرصتی نصیبت شده؟ منکه اصلاً
آره خُب فقط بدون اینکه بدونم از دستش دادم
، حالا که بهش فکر میکنم
کلی شانس از دست دادم
ولی خیلی جوون بودم زیاد از این چیزا سر در نمیاوردم
همه اینا بخاطر پوله
اگه پول نبود که هیچکس دووم نمیاورد
من یه تجربه ی عجیبی داشتم
5000 وون از پسرم قرض گرفتم و باهاش انگشتر بونگ جا رو خریدم ،
اما اون گُمش کرد
بعد از اون اومدم براش وکیل بگیرم و از زندان بیارمش بیرون که نذاشت
وقتی بهش فکر میکنم جیگرم کباب میشه
اونوقت بود که به بدبختی خودم پی بردم
حتی کسیم نداشتم ازش پول قرض بگیرم
خُب، حالا چرا انقدر آسمون ریسمون بهم میبافی؟
اون پسر دوکبوکی فروشه که یه بار بهش کمک کردم
از اونجاییکه کسیُ نداشتم مجبور شدم برم پیش اون
اونم 5.000 هزار تا جیرینگی گذاشت کف دستم
حالا فهمیدم
این پولم مدام دست به دست شد تا به دست جنابعالی رسید
خُب حالا کجاست؟
تو فکر کن یه درصد داشته باشمش
چول سو ، راهی هست که یه شبه پولدار شم؟
حوصله این مسخره بازیاتُ ندارم
پول باد آورده رو باد میبره
فقط خدا کنه تا قبل از اینکه مشکلی پیش بیاد بتونم یه پولی جفتُ جور کنم
چیه؟ امشب؟
آیگو
با سا چه؟
توقع داری راه بیوفتم دنبالشونُ اینُ اونُ خِفت کنم؟
من اهل اینجور بچه بازیا نیستم
گفتی هرکاری بگم میکنی
دور اینکارُ خط بکش شَرفَم میره
تو مگه شَرفَم داری؟
نکنه فکر کردی فقط تو داری؟
حق نداری منُ دست کم بگیری
ماریا ،
یه بار دیگه بارداری دومتُ تبریک میگم
اگه هنوزم اون بالایی بیا پایین خاله میخواد ببیندت
واسه چی آبجو میخورین؟
شنیدم با یکی قرار میذاری؟ اِی روباه حیله گر
دیدم خبر توپیه گفتم بهتره با خاله هامم به اشتراک بذارم
تو کار بسازُ بفروشه طلاق گرفته و بچه هم نداره.
چهار سال ازش کوچیکتره و خیلیم خوشتیپه
انگاری خیلی وقته پاپیچشه خیلیم خاطرشو میخواد
خیلی خوش شانسی.
تنها مشکلش اینه که مُطلقه ـس
آخه مردا اولین تجربه ـشون آخرین تجربه ـشونه
عشق اول ، ازدواج اول ، زنِ اول.
همیشه اولین تجربه یه چیز دیگه ـس
ولی زنا اینجوری نیستن
کی اینُ میگه؟
والا همه اونایی که باهاشون قرار میذاشتم اینجوری بودن
" اولین بارمه."
این چه اداییِ؟
وقتی اینُ گفتم گُل از گُلشون شکفت
گوانگ نام ، ازدواج نکن
از هر کی خوشت اومد باهاش قرار بذار
تو که میگفتی ازدواج کن
حالا که بهش فکر میکنم ،
اون اوایل همه حقوقشُ کف دستت میذاشت
فقط 200 وون به عنوان پول تو جیبی ازت میگرفت
اما همینجوری که ادامه پیدا کرد حتی حقوقشم ازت دریغ کرد
همه دارُ ندارتُ بالا بکشید
اونقدری داد که بتونی خرج خورد و خوراکتُ در آری
میترسم آخرش یکی بشی مثل من
اگه دوباره ازدواج کنی
ازدواج سوم و چهارمم رو شاخشه
هنوز نه به باره نه به داره
اونقدری بزرگ شدین که خودتونُ تصمیم بگیرین
...راستش
امروز بهم پیشنهاد داد
واقعاً؟
واقعاً؟
دلت چی میگه؟ تو بهش چی گفتی؟
نمیدونم
اونی که سالها میشناختمش بهم خیانت کرد
این که دیگه جای خود داره
میترسم.
فقط زنایی که دستشُ به دهنشون میرسه میتونن مستقل باشنُ تنهایی زندگی کنن
وگرنه کسی دلش نمیخواد تا ابد مجرد بمونه
مگه اینکه بخوای مثل من باشی
فقط بین خودمون بمونه نمیخوام بابا بویی ببره
گوانگ شیک نیومده؟
No comments yet. Be the first to leave one.