The first 200 lines.
عجله کن
باشه
کجا؟ اینجا؟- آره-
بیا بریم- زود باش، بیا بریم-
بریم
برو یکم آب جوش بیار- باشه-
خیلی قشنگه
پس یعنی پسر نیست؟
چرا دختره؟
همون
فکر کردم دختر دار شدن
ولی پسر دار شدن که
تو که گفتی میخوان یه ژنرال به دنیا بیارن و یه شاهزاده داشته باشن
قشنگ برعکسش شد
همه توانت رو از دست دادی؟
بی خیال
من کی گفتم این یکی قراره پسر بشه؟
گفتم این یه ژنرال میشه
کی گفته ژنرال ها باید همیشه مرد باشن؟ ژنرال زن هم داریم خب
و قسم میخورم این یکی واسم حس یه دختر رو داشت
ولی یه پسره
همین حالاشم یاغیه- میدونم-
پس ما یه دختر ژنرال داریم و یه پسر یاغی
درست میگی
شما دو تا همیشه مثل همید
واسه همین دوتایی زایمان کردین؟- خدایا-
یه جوریه انگار دوقلوئن
چطور شما دو تا همزمان زایمان کردین آخه؟
میدونم این چیزی نیست که بشه براش برنامه چید
خیلی حیرت آوره
حالا اسم این دختر ژنرال و پسر یاغی چیه؟
پسره یونگ پیله، چو یونگ پیل
دختره سام دال، چوسام دال
خدای من
شما دو تا حتما مقدر شده که نیمه گمشده هم باشین
راست میگیا، نیمه گمشده همن
وای، خدای من
قسمت دوم تاریخچه نیمه های گمشده
واو، واقعا که، عجب بازنده ای هستی تو
هنوز اونقدرام خوب نیستی
شما دو تا واسه من همچین چیزی هستین، دونگ
وقتی به عنوان دستیار عکاس چو کار میکرد
بانگ مدعی بود که مدام از سوءاستفاده قدرت و توهین کلامی رنج میبرد
اون سعی کرد که خودشو خلاص کنه ولی نجات پیدا کرد
الان توی بیمارستان در حال درمانه
هی، چو یون هی ئه- اون اینجاست-
شما قبول دارین که بانگ رو مورد اذیت و آزار قرار می دادین؟
نه من هرگز همچین کاری نکردم
چرا این کار رو کردی؟
شما اشتباه میکنی، من هرگز همچین کاری نکردم
چرا اومدین بیمارستان؟
اینو میپذیرید؟
خانم چو
خانم چو- شما معذرت خواهی کردین؟-
احساس گناه نمی کنید؟- خانم چو-
خانمچو- لطفا یه چیزی بگید-
خانم چو
یون جو، این درست نیست
تو نمیتونی همچین کاری کنی، یون جو
بیا دربارش حرف بزنیم؛ باشه؟
یون جو، بانگ
شما ازش عذرخواهی کردید؟- قبول دارید که اذیتش کردین؟-
لطفا یه توضيحی بهمون بدید
...بانگ توی شرایط پایداریه، ولی بیمارستان مدعیه که
گفتی بیمارستانش کجاست؟
تو گفتی باهاش دعوا کردی چون اون دوست پسرت رو از راه به در کرد
پس چرا اون همچین فایلی رو پخش کرد؟
اصلا باورم نمیشه
سام دال، راه رو نشون بده، ما رو ببر بیمارستان
بلند شو
زود باش
وقتی برسید اونجا میخواین چیکار کنین؟
لعنت
چت شده تو؟ اینقدر بیخودی واکنش نده
خدایا چرا اینقدر داری زیاده روی میکنی؟
زیاده روی؟
خیال میکنی میتونم توی همچین موقعیتی اروم بمونم؟
چو جین دال، خواهر بزرگتر عکاس
سال 2019 از جون ده یونگ مدیرعامل گروه (آ اس) جدا شد
اون عروس سابق خانواده ثروتمندیه که سواستفاده از قدرت شون رو افشا کرد
خواهرش از قدرت سواستفاده میکنه...- تو که سر به سر خانواده نمیذاری-
به چه جرئتی هویت منو فاش میکنن؟
و چرا فقط اسم منو لو دادن؟
سام دال راه رو نشون بده
بهترین کاری که میشه الان کرد، کاری نکردنه، خب؟
سام دال، جمع کن خودتو، نمیتونی اينجوری فقط دست روی دست بذاری
بیا بریم، خب؟ بلند شو
کارآگاه های آن لاین میگن خواهر کوچیکترشون یه مادر مجرده
اون 29 سالشه و یه دختر 9 ساله داره- چی؟ کل خانواده داغونن-
من نگران آینده اون بچم
من یه مادر مجرد نیستم
و به چه جرئتی درباره دختر من حرف میزنین؟
بیمارستان کجاست؟ نشون مون بده- تو که گفتی زیاده روی نکن-
چطور میتونم زیاده روی نکنم؟
فقط ساکت باش، بذار فکر کنم
لعنتی
خانم چو فکر میکنم گزارشگرا ادرس تون رو پیدا کردن، اونا توی راهن
وای نه- این چیه؟-
اونا دارن میان اینجا
گزارشگرا- چی؟-
خانم چو
چیه؟
آدرس خونه ما هم لو رفته؟
چرا این کشور نمیتونه به حریم خصوصی مردم احترام بذاره؟
چیکار کنیم؟
چی بکنیم؟ قراره تا یه مدتی داستانش کش پیدا کنه
نمیدونم، من فقط میخوام فرار کنم
هی
اونا دقیقا میدونم من کیم، من باهات میام
چی؟ داری من و ها یول رو ول میکنی؟ دیوونه شدی؟
تو کار پاره وقت داری- کی اهمیت میده؟-
باشه، خب، پس بیاین همگی بریم، باشه؟
همه وسایل هاتون رو جمع کنین- باشه، بیاین بریم-
بریم- چا ها یول-
بلند شو...وایستا
این چیه؟
اصلا جایی رو داریم که بریم؟
...خب
راهی جز بی خیال شدن ندارم؟
همین طور که خاطرات برام عزیزن
...من میمونم
تو مونا لیزایی
...خیلی پشیمون
نمیتونی صادقانه عشق منو بپذیری؟
سرت شلوغ نیس؟
نمی بینی؟ من خیلیی سرم شلوغه
باید برم سرکار، کمک کن
حرف منم دقیقا همینه
چرا واسه هر جشنی توی محله آواز میخونی وقتی سرت اینقدر شلوغه؟
تو مامور دولتی- خیلی از زمان عقب تری-
این خودِ دیگه منه
خود دیگه من
من مایه غرور ججو هستم، چو یونگ پیل، این خود دیگه منه
خود دیگه ت؟- بله-
فهمیدم، پس کی داره توی کلیسا ازدواج میکنه؟
فراموشش کن، اصلا چرا باید خودمو به دردسر بندازم
لعنتی- بی خیالش-
از چی داری حرف میزنی؟
چی- چیه؟-
راستی، چرا رفته بودی خشکی؟
چرا باید این کار رو بکنم؟
یکی تو رو توی فرودگاه دیده
چرا رفتی؟ رفته بودی سئول؟
من هیچ دلیلی واسه رفتن به سئول ندارم
فقط رفتم فرودگاه واسه دیدن یه نفر
حرکت کن
فقط رفتی فرودگاه؟- آره-
...چی میگی
چرا اینقدر ناامید به نظر میای؟
انگار داری میگی که باید میرفتم به سرزمین اصلی ؛سئول
نه، اصلاً ...منظورم این بود که
فکر کردم شاید یکی رو دیدی
کیو ممکن بود تو سئول ببینم آخه؟
!یونگ پیل
بله؟
نمیتونم یه آهنگ دیگه بخونم باید برم سر کار
منظورم این نیس- پس چی؟-
فردا چطوره؟
فردا یه جشنوارهی دیگه اینجا برگزار میکنی؟
نه، یعنی میگم، فردا قراره بارون بباره؟
باید سم پاشی کنم- بارون؟ بذار ببینم-
درسته
قرار نیست بارون بباره
چی؟- میتونی سم پاشی کنی-
واقعاً؟- آره-
بسیارخب- من رفتم-
خدانگهدار- !همگی، من دیگه میرم-
خداحافظ- !میبینمتون-
!دوباره بیا
هی، اون وو
چیه؟
اگه نگران سامدالی بهش زنگ بزن
نگران من نباش
خیلیم نگرانت نیستم
شمارهش رو ندارم
متأسفم
امکان نداره، این چیه؟
یاخدا
!هی
!هی، وایسا
کجا داره میره؟
یونگ پیل، اینو دیدی؟
شیشه رو بده پایین، اینو دیدی؟- یاخدا-
دیدیش، گزارشگرها زشت ترین عکسها رو انتخاب کردن
بد به نظر میاد
شیشه رو بده پایین بجنب بده پایین
شیشه...داری پیاده میشی؟ پیاده شو
این دفعه چیه باز؟ چی میخوای؟
ندیدیش؟- چیو ندیدیم؟-
دربارهی چو سامدال
میگن که برای یه کارآموز از قدرت و اختیاراتش سواءستفاده کرده، یه فیلم هم ازش هست
واقعاً اینکار رو کرده؟ تو یه چیزی میدونی، مگه نه؟
...گیونگ ته
واقعاً اینکار رو کرده؟ تو خبر داری؟
فکر میکنی اگه تو خبر نداشته باشی، من خبر دارم آخه؟ باورنکردنیه
فقط ببندش
میدونی چیه؟
اصلاً اخلاق سرت نمیشه
من؟
ادب هم نداری
No comments yet. Be the first to leave one.