Release info

[AnimWorld] Sentouin, Hakenshimasu! - 07 [720p][Erai-raws]
A Commentary by MOMAN_M111
MOMAN_M111

Tags

720p
720
Published on: 2021-05-17
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

جریان چیه، آستاروت ساما؟

!قرارمون این نبود

.به خاطر دستگاه تلپورت معذرت میخوام

.واقعاً شرمنده‌ام، شماره 6

!آلیس همه چی رو بهم گفته

شما منو با یه دستگاه اوراق که شانس موفقیتش .کمتر از %50 بود، انتقال دادید

وقتی برگشتم زمین !تلافیش رو سرت در میارم

...آه! درسته

.آخرین جلد "رحمت بر این دنیای آشفته!" اومده .برات می‌فرستمش

اینو خیلی دوست داشتی، مگه نه؟

بذارش به حساب عذرخواهی، باشه؟

!اینقدر چِرت نگو

منظورت اینه ارزش زندگی من به اندازۀ یه جلد "کونو ساوا" است؟

،اگه واقعاً متأسفی با من ازدواج کن !بذار یه شوهر سرخونه بشم

!خفه خون بگیر

...تو هم اینقدر چِرت نگو

به جاش یه گزارش !درست و حسابی برام بفرست

گزارش

منظورت چیه که فعلاً نمی‌تونی برگردی زمین؟

!من که توضیح دادم

،من به عنوان یه فرمانده !نمی‌تونم زیردست‌های عزیزم رو ول کنم و برگردم

شنیدم اونجا به خاطر جنگ تعداد مرداشون کم شده، مگه نه؟

تازه آلیس گفته .همۀ دختراشون، جَوون و خوشکلن

!اینا رو بی خیال !نیروی کمکی بفرست، نیروی کمکی

...از اون مبارزه خیلی وقته که گذشته

پس منظورت چیه که فقط یه جهش یافته به عنوان نیروی کمکی داریم؟

.من خودمونم فعلاً کم داریم

...چون به تسخیر کامل دنیا نزدیک شدیم

قهرمان‌ها یه ضد حملۀ بزرگ .علیه ما شروع کردن

الانم بلیال و لیلیث توی خط مقدم ...مشغول مبارزه هستن

.ولی شرایط اصلاً خوب نیست

...راستش، ترجیح می‌دادم تو هم برگردی

یه مدل قدیمی ...و از رده خارج مثل من

.هیچ دردی از شما دوا نمی‌کنه

ولی با خیال راحت .اینجا رو به من بسپار

آستاروت ساما، مطمئنم که خوب می‌تونی .از پس اوضاع بربیای

...این مرتیکه رو ببین

اونجا موندن ایدۀ خودت بود .پس باید نتیجۀ خوبی ارائه بدی

و از حالا به بعد .روی تسخیر دنیا تمرکز کن

هوی! بدون پشتیبانی چه غلطی می‌تونم بکنم؟

منو مسخره می‌کنی؟

من می‌تونم از همین جا هم !تو رو حسابی به گریه بندازم، ها

چون الان دوتامون تنهاییم !دلیل نمیشه اینجوری با من حرف بزنی

!اگه می‌تونی گریه‌م بنداز ببینم

حالا که اینقدر اصرار داری !پس نشونت میدم

بهت دستور میدم سریع یه مکان !برای ساخت پایگاه برامون مهیا کنی

!"بهت نشون میدم چرا اینجا بهم میگن "زیپرمن

!خوب ببینش، هــــوی

!باشه بابا، اشتباه کردم !یالا جمعش کن

قسمت هقتم

دخترۀ بازیگر فریبکار

!مشتاق دیدار، شماره 6

!امروز دیگه تمومش می‌کنم، میاو

.من که پایه‌م، مرد ببری

...امروز با یادگار زیردستم

،نمی‌دونم چی‌چی سوزان !باهات می‌جنگم

از کی تا حالا یادگاری شده، میاو؟

درضمن این نامردیه که فقط تو !یه شمشیر جادویی داشته باشی، میاو

ولی خودتم یه جهش یافته‌ای !که از مءمورای مبارز خیلی قویتری

.این یکی رو کوتاه بیا

درضمن این "میاو میاو" کردنت هم !خیلی رو اعصابه

،شنیدم اگه آخر جمله‌ات "میاو" بگی .بین دخترها محبوب میشی

جون من؟ یعنی منم می‌تونم بگم؟

.هر جور مایلی، میاو

!خیلی خب، آماده باش، شماره 6

!نشونم بده چقدر قوی شدی، میاو

...نشونت میدم، مرد ببری

!میاو

!بد شد

!به من ربطی نداره، ها

!هوی آلیس، یه کاریش کن

!کمکـمون کن، آلیس، میاو

.چاره‌ای نیست

آلیس میاو یه راه حل عالی .به شما پخمه‌ها میده

به هم بچسبونیدش .بعد خودتون رو بزنید به اون راه

!همینه

شماره 6، کدوم گوری؟

!امروز دیگه نمی‌بخشمت

اینجای شماره 6؟

تازه با اون مرتیکۀ هیولایی، ها؟

شمشیر عزیزم رو کجا گذاشتی؟

!چه بد موقع پیداش شد

"یالا! شمشیر عزیزم "شعلۀ سوزان !که با یه وام 5 ساله خریدم رو پس بده

.اون شمشیر... رفت به یه سفر

.انگار یهویی خودآگاهش بیدار شد

بعد گفت به یه سفر میره .تا ارباب واقعیش رو پیدا کنه

!مزخرف نگو

...تازه اگه حرفت واقعیت داشته باشه

امکان نداره منو به عنوان ...ارباب واقعیش نشناسـ

هوی، چی پشتـتون قایم کردید؟

آه، خب راستش اون شمشیر جادویی .همین پیش پات از سفر برگشت

انگار توی یه نبرد سخت .با ارباب شیاطین، شکست خورده

در آخرین لحظاتش ...اسم تو رو زمزمه کرد

و با یه چهرۀ راضی .دوباره به یه شمشیر عادی تبدیل شد

!شعلۀ سوزان

شعلۀ سوزانی که همیشه !قبل از خواب صیغلش می‌دادم

شعلۀ سوزانی که روز اول !از شوق خریدنش تا صبح خوابم نبرد

.کاریش نمیشه کرد، میاو

.بفرما

!چه بی نظیره

!چه شمشیر فوق‌العاده زیبایی

.اینو به جای اون بهت میدم، میاو

!آقا ببری ساما

راستش به محض دیدنت !متوجه شدم که خیلی فوق‌العاده‌ای

هوی! همین چند دقیقه پیش !بهم گفتی مرتیکۀ هیولا، میاو

!چِندشم شد !دیگه منو با "ساما" صدا نزن، میاو

خوش به حالت شد، مگه نه؟

مرد ببری، به همین زودی .حسابی محبوب شدی

!من از دخترهای کوچولو خوشم میاد

!این دختره زیادی گنده است

!دمت گرم، مرد ببری ...کارت درسته

دشمن حمله کرده؟

،خیلی خب، شماره 6 !وقت درو کردن افتخارات رسیده

.مرد ببری، محافظت از قلعه رو سپردم بهت

!خیالت راحت، میاو

دوست دارم همین الان !تیزی این شمشیر رو امتحان کنم

...خیلی خب، به افتخار پیروزی امروز

!نـــوش

هیچی به اندازۀ نوشیدن !بعد از کار نمی‌چسبه

!هوی، امروز مهمون من هستید

!هر چقدر خواستید بخورید

!خیلی ممنون

من فرمانده رو فقط وقت‌هایی که !مهمونمون می‌کنه، دوستش دارم

.درسته، باهات موافقم

،ولی به عنوان یه شوهر .اسراف پول عادت بدیه

!ها ها، اینقدر ازم تعریف نکنید

الان این حرفا رو به عنوان تعریف شنیدی؟

شنیدم تا حالا .در برابر شیاطین شکست نخورده

فوق‌العاده است، نه؟

!خیلی باحاله

!بفرما، ببین

.همه حواسشون به منه

...الان داشتن یه حرمسرا هم

!بوی زیپرمن میاد

!از تو زیپ شلوارت بوی گندی میاد

!زیپت رو بکش، زیپرمن

!بازم شماید؟

!چوب می‌کنم تو آستینـتون

بس کن، مگه بچه‌ای؟

،تو هم خوب تلاشت رو کردی .وقتی رسیدیم خونه یه اسم روت می‌ذارم

اسنو، مگه برنگشته بودی به جایگاه شوالیۀ سلطنتی؟

چرا دوباره خودت رو چپوندی تو واحد من؟

چون پرنسس شخصاً ازم خواست .تو رو تحت نظر بگیرم

احتمالاً ازم میخواد .با کشورتون ارتباط برقرار کنم

مطمئنی نمیخواد از شرت خلاص بشه؟

شر؟

ولی آلیس، کم پیش میاد تویی که .غذا نمی‌خوری، همراهمون بیای اینجا

اینم بخشی از تحقیقاتم .درمورد این سیاره است

دارم یه گزارش برای .ستاد فرماندهی کیساراگی آماده می‌کنم

شما واقعاً جادوگرهایی هستید که از یه دنیای دیگه اومدید؟

!جادو نه، علم

خب؟ تحقیق درمورد چی؟

احتمال داره مواد غذایی اینجا .برای زمینی‌ها سمی باشن

به عنوان مثال، می‌دونی چه نوع گوشتی الان توی بشقابته؟

،فرمانده، اگه نمی‌خوریش .من اون گوشت اورک رو می‌خورم

اورک؟

خدایی گوشت موجودات هوشمند !از گلوم پایین نمیره

!هورا! ممنون واسه غذا

معمولاً خودت رو قوی نشون میدی .ولی انگار درمورد غذا خیلی حساسی

!خفه خون

،هوی اسنو فردا تعطیلی، مگه نه؟

،بهت دستمزد بدم توی کارم کمک می‌کنی؟

دستمزد؟ برای پرداخت وامـم !همه جوره پایه‌ام

باید چیکار کنم؟

...کار تو

!تحقیق در مورد اینه

!موکه موکه

.ببین، اون موکه موکه است

.خورشتش خیلی خوشمزه است

،برعکس اسم با نمکش !زیادی ترسناکه

درضمن، اونم یه سوپوپوچیه .که درحال خورده شدنه

.اون یکی هم خوشمزه است

.سوپوپوچی ضد حمله رو شروع کرد

مارهای این سیاره با دمـشون حمله می‌کنن، ها؟

.جالبه

.اون حملۀ مخصوص سوپوپوچی‌هاست

خیلی خوش شانسی .که می‌تونی این حمله رو ببینی

.اطلاعات جالبی به دست آوردم .بریم سراغ بعدی

،اینقدر حرف نزن !بیا تا ما رو پیدا نکردن از اینجا بریم

اسنو، اون سوپوپوچی چرا از درخت آویزون شده؟

این کار کاچیواری‌ها .برای مشخص کردن قلمروشونه

!بیا برگردیم !اون یه اعلام خطره

ببینم، شما چیزی به اسم احساس خطر تو وجودتون ندارید؟

کاچیواری‌ها درمورد قلمروشون حساسن .و به شدت وحشیانه رفتار می‌کنن

...دلیل این نامگذاریهم اینه که

وقتی طعمۀ خودشون رو می‌بینن .با تبر سرش رو می‌شکافن

!لازم نکرده توضیح بدی

!حس می‌کنم یکی داره ما رو نگاه می‌کنه

.داره به دوستاش پیام میده

.خوب متوجه شدی، آلیس

بعد از پیدا کردن طعمه .با این صدا به بقیه محلش رو اطلاع میدن

...هوی، بچه‌ها

چی شد؟

!فکر کردم اونا هم دارن پشت سرم میان

!واقعاً که بی‌مصرفن

پیداشون کردم !حسابی سرشون غر میزنم

،خب منم مقصر بودم که بی هوا فرار کردم .پس بی خیال غر زدن

!اگه اینجایید، زودتر بیاید بیرون

...دیگه از دستـتون عصبانی

...موکه موکه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left