The first 200 lines.
!رَغو
کجاست؟
.کجایی چوبدزد؟ بله آقا
.تا یه چیزی بهت نگم، گوش نمیکنی
.فکر کردم کاخ جنزده قورتت داده
کارو تموم کردی؟
.فردا تموم میشه، قربان
.اون امروز از آمریکا میرسه
.فقط یه ذره رنگ و یه کوچولو جلا دادن مونده
.اما نه، یه ماهه داری روش کار میکنی
.انگار تمومی نداره
.من چیکار کنم، هیچکی تو این کاخ جنزده حاضر نیست کار کنه
.۴-۵ تا هنرمند جمع کردم
...اما همه بعد از
غروب از ترس فرار میکنن. بگو چیکار کنم؟
.باشه، باشه
.وقتی تخت صیقل داده شد، بذارش اونجا
.این به نظرت تخته؟ این یه تختخوابه، یه تخت سلطنتی
...وقتی ۵-۶ تا مرد قوی با تمام زور و قدرتشون
.اون موقع تکون میخوره
...یه مقدار پول بده، زنگ میزنم
.به چند نفر میان و همین الان درستش میکنن
دیروز باغچه رو آب دادی یا نه؟
.نه، دیروز بارون میومد
.پس میتونستی چتر بگیری دستت و آبش بدی
.یکیش دزد چوبه، اون یکی بیمصرف
...و بهانه نیار که اگه چند روز بیشتر طول بکشه
.بیشتر پول در میاری
!خانواده سلطنتیان دیگه، میتونیم غارتشون کنیم
!دزدها
فرش اینجا رو فروختی؟
.نه از اون پادشاهی خبری هست، نه از پادشاها
.حالا دیگه آبرومون هم داره میریزه
.انگار باید برم پردههایی که دادم بدوزن رو پس بگیرم
.اینا اونی نیستن که به نظر میان
رغو، چقدر باید بهت بدم؟
چقدر؟
!رغو
!رغو
!رغو
!رغو
!رغو
!رغو
...اون دنبال اون یکی رفت و
!آقای نات! آقای نات
عموی من، موراری رو دیدین؟
.نه
.وقتی اومد، بهش بگید بیاد خونه
.سطل افتاده تو چاه، باید درش بیارن
.باشه، بهش میگم
.یادت نره. فراموش نمیکنم
.آقا، آقا! درست موقعش رسیدین
.یه بازی خوب در جریان بود
.که دوباره انگلیسیزبونها شروع کردن به غرغر کردن
لطفاً بگید امتیاز چنده؟
امتیاز و ۳ ویکت. ۱۹۷
.باید این زبان انگلیسی رو ممنوع کنیم
.هیچی نمیفهمیم
میدونی چقدر انگلیسی حرف میزنی، بیخبر؟
.تو حتی معنی هندی بعضی کلمات انگلیسی رو نمیدونی
بگو ببینم، به کریکت به هندی چی میگی؟
...کریکت رو میگن
خب داماد، چه خبره؟
.همون بحث قدیمی بین هندی و انگلیسی
.هندی، هندی بهترینه
گربه رو به انگلیسی چطوری مینویسی؟ چطوری؟
سی ای تی. چطور تلفظش میکنی؟ کَت. یعنی چی؟
.گربه
.حالا تو هندی، همونطور که میخونن، همونطور مینویسن و همون معنی رو میده
.خوبه، خوبه
.اما سانسکریت مادر همه زبانهاست
حالا اینو بهم بگو... "مود تالام کونچیکا کیم"
تو هندی چی معنی میده؟
.فکر کن، من میرم کالج
.خود سؤال اشتباهه
.مود تالام. یعنی قفل احمق
.یه قفل نمیتونه نه احمق باشه نه باهوش
.قفل، قفله
.کلید، کلیده
.مثل کلید عمارت که من دارم
...حالا
.کلیدهای عمارت
!یا راما! یا راما
!راما راما، شاد باد
!یا کریشنا! یا کریشنا
!کریشنا کریشنا، شاد باد
موراری، چرا اینقدر ناموزون میرقصی؟
چی شده؟
میدونی ناندینی دنبالته؟ چرا؟
!سطل باید از چاه دربیاد. برو! زود باش
.پس باید برم
.وگرنه مراسم زنداداش ناقص میمونه
.باشه، خداحافظ
!یا راما! یا راما! راما راما، شاد باد
آقای باتوک، اینجا نشستی چیکار میکنی؟
.کجا میری؟ آقای باتوک، داشتم میومدم پیشت
چی شد، پیداش کردی؟
.داشتم فکر میکردم الان برم پیداش کنم یا نه
تو از کجا میدونستی؟
!من؟ چطور نمیدونستم
.دخترتون به من گفت
.دخترم. آره
اون از کجا میدونست؟
.حتماً زنداداش بهش گفته
.حالا اونم میدونه، قراره دعوام کنه
یه چیز شخصیه، چرا نگرانی؟
.درش میارم، بیا
.برادر موراری، تو خیلی شجاعی. فقط با من بیا
.فکر میکردم فردا برش دارم
.اما خیلی بیقرار بودم
.فصل شرجیه، واسه همینه
سطل آب سرد بریز و بگو «هایل گنگه». ۱۰
.خیلی خوب میشی، کارمون هم انجام میشه
یه چیزی بگو، تو تاریکی نمیترسی؟
.ترس چی داره؟ فقط باید بپرم تو چاه
تو چاه؟ چرا تو چاه؟
.سطل تو چاهه
.سطل؟ آره
.کلیدها تو عمارتن
پس چی رو باید دربیارم؟ کلید، سطل یا چاه؟
!احمق! کلیدام تو عمارته، باید اونو پس بگیرم
.کلیدا. آره
.تو عمارت. آره
.همین الان. آره
.تو این تاریکی
.نه، من نمیآم
.خیلی ادای شجاعا رو درمیآوردی، حالا نمیذارم بری
!بیا، بیا. نه! نه
چرا هی اینور اونور میری؟
.از کاهن جوان یه طلسم محافظت خواستم
.از صبح اینجا وایسادم
.الان دیگه نمیتونم بشینم
.دلپیچه گرفتم
.ذکر هزار اسم در جریانه، طول میکشه
.امیدوارم دیر نکرده باشم. طول میکشه
!باتوک. کاهن، کاهن
.چیزی که دیدی راست بود
.اون ساحره واقعاً داره تو عمارت پرسه میزنه
.عمرت دراز بود واسه همین زنده برگشتی
.اما من خیلی ارواح خطرناک رو تسخیر کردم
.یوگی محترم، استادم منو از کرم و لطف خودش بهرهمند کرده
.این طلسم رو به درخت سمت جنوبی عمارت ببند
.اون ساحره خاکستر میشه
!اوم
حرف آخرت رو میخوای بزنی؟
حرف آخر؟ چرا منو دار میزنی؟
...از لحظهای که طلسم رو تو دستت میگیری تا وقتی که به درخت میبندیش
.نمیتونی حرفی بزنی
!پس کار... ساکت باش
!خفه شو! اوم
!اوم
آقای باتوک، دیشب کجا غیبت زدی؟
.خسته شدم از بس دنبالت گشتم ولی هیچ جا نبودی
.باشه، اگه من اونجا نبودم، بیشتر میترسیدی
هنوز هیچی نمیگی؟
.نه، نه، حالا ترست معلوم میشه
.لب از لب باز نمیکنم
چی؟
این چه رقصی واسه خودت میکنی؟
چی شده؟
میخوای عقب بشینی؟
.انگار عقلتو از دست دادی
بعد از اینکه دیشب اون ساحره رو دیدی، آره؟
چی؟
چی شده؟
چی داری مینویسی؟
.دلدرد گرفتم، بریم خونه
.آه! پس الان میخوای بری
.فکر کردم دیشب شلوارت رو خیس کردی
.دارم میام، میبرمت
!زنداداش! زنداداش جانکی
چیه؟ چرا داد میزنی؟
بیخیال من، بگو باتوک دیشب چیزی بهت گفت؟
.نه، دیشب ترسیده اومد خونه و صبح زود هم رفت
.یعنی هیچی نگفت
.دهنش رو باز نکرد
.حدسم درست بود
.بعد از اتفاق دیشب تو عمارت، لال شده
.مثل دختر مدن، گیرجا
ای وای، چی تو عمارت اتفاق افتاد؟
چی گفتم من؟
.چندین بار بهش گفتم شبا نره عمارت
.ولی اصلاً به حرفم گوش نمیده
الان کجاست؟ تو بیمارستانه؟
.ندیدی؟ همین الان دوید تو
...صورتش پف کرده بود. چشماش قرمز بود و طوری راه میرفت که انگار
.انگار رو چوب انداخته باشنش
.وقتی اومد ببینش
گوش کن، چی شده؟
!چند بار بهت گفتم شبا نری عمارت
!ولی اصلاً به حرفم گوش نمیدی
!بگو! چی شده؟ یه چیزی بگو
برادر موراری، حالا چی میگه؟
...دیدی زنداداش، از صبح هی
.اینجوری ناموزون میرقصه
.یکی دو تا فایده نداره
.باید ۱۰-۱۲ تا شوک الکتریکی بهش بدیم
.از بچگی دیوونه بود
برادر موراری، ببین کجا میره؟
ببینم کجا میتونه بره؟
No comments yet. Be the first to leave one.