The first 185 lines.
حاضر شده
منم موافقم
نودلامونو با هم عوض کنیم؟
بله بله. عوض کنیم
در مورد آهنگم... دوست داری شعرشو بنویسی؟
برای ما هم کارش معنا پیدا میکنه
برای "ما"؟
آره. برای ما
حقیقتش نمیدونم... درست نیست این حرفو موقع نودل خوردن بزنم
... من دوستت
خب خب خب. دختر و پسری تو خلوت خوش میگذره؟
شما اومدین؟
این آقا کیه؟ چی کاره ست؟
صاحب این فروشگاهه
این چه قیافه ایه؟ مگه اینجا روستای عهد بوقیه؟
سر ضبط سریال تاریخی میری؟
تو یوجونگ رو دوست داری؟
خودت چی؟
اون شادی و لذت عمر منه
حتی وقتی نگاهش میکنم، قلبم به درد میاد و دلتنگشم
آخه چرا هیچی نگفتی؟
بریم کافی نت؟
کافی نتِ چی؟- ! بابا همش کافی نت پلاسیم-
دیگه بازی کامپیوتری بسه
حرف مدیرمو نشنیده بگیر. اینجوری خودت راحت تری
نه. اون شخص حرف اشتباهی نزد
درمورد نوشتن شعر برای آهنگم، فکراتو کردی؟
آها، شعر
"یه آهنگی وجود داره به نام "گونگ مودو هاگا
آها اون آهنگه. آهنگ غمانگیزیه درمورد معشوقیه که تو آب افتاده و غرق شده، نه؟
باهاش شباهت داره
،میدونی چطور آهنگی که برای سالها سال پیشه در زمان حال قلبتو به درد میاره؟
آره درسته. من خودم بهش گوش نکردم ولی بازم غمگینم میکنه
علت حزن انگیزی این آهنگ، داستان پشت اونه
زنی که در ماجرای آهنگ بود، بعد از مرگ همسرش خودشو به آب انداخت
'ای عزیز من، از آن رود مگذر. اما تو دیگر از آن گذشته ای'
'تو در آن رود غرق گشتی. حال من چه کنم؟'
پنج هزار سال اندوه درون این آهنگه
... غم از دست دادن معشوق
حتی پس از گذشت مدتها هم پاک نمیشه
دلیلی نداره که آدم بخواد پاکش کنه
میخوان اون احساس رو دز قالب کلمات به روی کاغذ بیارم
عالیه
بریم یه غذای خوب واسه شام بخوریم؟
اون چطوره؟ همون نوشیدنی که دهان رو خنک میکنه
و انگار در دنیای دیگه ایو باز میکنه
آبجو رو میگی؟
بله درسته همون
من پول ندارم
باید یه قطعه طلا پیش خودم نگه می داشتم
مطمئنین همین جاست. چرا بیرون نمیان؟
چیه؟ چی شده؟
حتما اتفاقی رخ داده
سلام. مشتاق دیدار
خانم مدیر؟
اگه الان بری خونهت، اذیت میشی
فعلا سوار شین
آخه چطور ممکنه؟
فکر نکنم عکسش فتوشاپی باشه
یوجونگ، این چندوقته کسیو ندیدی اطراف خونه ت پرسه بزنه؟
نه، فکر نکنم دیده باشم
ولی باز مطمئن نیستم
لطفا رازا رو افشا کنین
لطفا بهمون بگین
من میخوام بدونم چه اتفاقی افتاده
خب، این دختره با دوتا مرد قرار میذاره
با یه مرد بامزهای بالا پشت بوم ما زندگی میکنه
بعد از لی وون هم کادو میگیره
رسما روی هرچی روباه دوروئه، سفید کرده
اگه حرفاتون دروغ باشه، به جرم تهمت و افترا مجازات میشین
واقعا تموم حرفاتون خالی از کذبه؟
... گفتم که. ما با همین دوتا چشم
نه با چهارتا چشم خودمون دیدیم
مدرک فیزیکی برای ادعاتون دارین؟
زمان خاصی همو دیدن؟- ... من صبح دیدمشون-
! بیاین تو ببینم
لطفا جزئیات رابطهشون رو بهمون بگین
شما دوتا فورا برین داخل
جدی جدی میخواین بدبختتون کنن؟
! برین تو
شما خودتون لی وون رو دیدین؟
! ببخشید
شما چیزی می دونین؟
دختره با دوتا مرد قرار بذاره؟ نه بابا. از من بشنوین اینطوری نیست
... همتون برین سر کار و زندگیتون
تا زنگ نزدم پلیس بیاد
شما چیزی دیدی؟
برین دیگه خواهشا. خیلی سروصدا می کنین
! ببخشید! فقط یه کلمه بگین
! بگین بهمون لطفا
فعلا دویونگ تو راهه داره میاد
اول باید یه سری برگه رو با کمک دویونگ امضا کنی
چه کار کنم؟ گوشی وون خاموشه
جواب نمیده
وون شاید یه کم بی ادب باشه،ولی آدم بامسئولیتیه
نگران حال روحیش نباش من بیشتر از غرامت فسخ قرارداداش می ترسم
خیلی از برندا اونو برای تبلیغات انتخاب کردن
حالا چرا مزاحمت؟
نکنه واقعا یه مزاحمه؟
نه نیست. امکان نداره
تو چی هستی؟ چطور درز پیدا کرد؟ تو اینکارو کردی؟
من اینکارو نکردم. چرا باید اینکارو کنم؟
میدونی چیکار کردی؟
امضاش کن
اگه امضاش کنم، مشکل حل میشه؟
تو یه کارآموز میشی و میگیم داشته از کارآموزمون مراقبت میکرده
فهمیدم. امضاش میکنم
به جاش نمیتونی تو اودیشن شرکت کنی
این انصاف نیست. این کار رویای اونه
مین یوجونگ حق انتخاب نداره
یه آیدل معروف دوستش داره در حالیکه داره با یه مرد دیگه زندگی میکنه؟
فکر میکنی طرفدارای وون تحملش میکنن؟
باید حقیقت رو بگیم
چرا با یه ادعای الکی میخوای زندگیش رو کنترل کنی؟
صبر کن
اول. آروم باشید
بههرحال این اودیشن رو خودمون راه انداختیم که بچه های خودمون رو ارتقا بدیم
خب چه عیبی داره پروسه ش رو رد کنیم و یوجونگ رو ببریم بالا؟
و شما هم به نظرم خوبی
اون چهره خوب و عزم راسخی که داری
صداتم که مناسب خوانندگیه
...تهیه کننده این یکم
من نمیگم همین الان انجامش بدیم، پس یکم راجع بهش فکر کن
درستش اینه که مسئله رو با وون حل کنن. نذار بهت فشار بیارن
آقای موسیقی دان، شمام لی وون رو دیدین؟
آقای موسیقی دان؟
میشه یکم حرف بزنیم؟
منتظرش بودم
کار بدی انجام دادم که سزاوار سم مرگ باشم؟
البته که نه
بهش میگن قهوه
مثل اینکه قبلا نخوردین
تلخه
الان که میخوریدش، بعدا بازم هوسشو میکنین
چی شده؟
چطور بود؟
اومدن به زمان حال بعد از 600 سال سفر کردن
زندگی همون طوره ولی اینجا بدون اینکه لحظه ای نفس راحت بکشی پیش میره
ولی شما چطور منو میشناسین؟
شخصی از چند صد سال پیش
اگه حدسم درست باشه، احیانا شما شمن دوران چوسان، دویونگ هستین؟
درسته
تناسخ پیدا کردی؟
اولین بارم نیست. تا حالا زیاد تناسخ پیدا کردم
و منتظر شما بودم
افراد زیادی رو دیدم که با عناوین مختلف تناسخ پیدا کردن
...ولی نتونستم پیداتون کنم
خب چجوری من رو حتی بعد از تناسخ شناختی؟
یه نفرینه
چون با اینکه یه شمن بودم، یه انسان رو بیشتر از خدا دوست داشتم
زندگی قبلیت یادته؟
مردم سخت تلاش میکنن که راجع به زندگی قبلیشون بفهمن؟
ولی باید بفهمن که اون خاطرات درواقع نفرینن
شمنی که هدیه ای به اسم فراموشی بهش داده نشد
چه اتفاقی برای من افتاد؟
من بخاطر تغییر سرنوشت بر اساس احساسات شخصیم مجازات شدم
خیلی سخت تلاش کردم که مجازات رو خنثی کنم
خیلی تلاش کردم که احضارتون کنم و نتونستم
و مین یوجونگ با یه تلاش موفق شد
بنابراین تو با کمک یوجونگ من رو از زمان خطر مرگم احضار کردی؟
بله درست میگین
همچنین میخواستم ببینمتون
پس یوجونگِ الان، تناسخ یوجونگ زمان قدیمه؟
بله
پس من واقعا برای اینکه دوباره ببینمش اومدم اینجا
فکر میکنین فقط برای اینکه ببینینش اومدین اینجا؟
سرنوشتی که داشت، یادتون نمیاد؟
اون زمان سرنوشت مین یوجونگ مرگ در تنهایی بود
حتی نه همراه شما
کنار یوجونگ نمونین
اون بازم بارها به خاطر شما میمیره
نمیخوام همچین سرنوشتی رو باور کنم
حتما خاطره ی نحوه مرگ یوجونگ رو فراموش کردین
واقعا هیچی یادتون نمیاد؟
اینکه چرا یوجونگ بی هیچ کمکی مرد؟
واقعا یادتون نیست؟
فکر نمیکنین که اومدین که بهش اجازه ی رفتن بدین؟
سرنوشت یوجونگ که هروقت شما رو میبینه، باید بمیره، خیلی رقت انگیزه
...مسخره است. چطور میتونه
دقیقا مثل 600 سال پیشش باشه؟
الو؟
اوه، خبرنگار کیم
شما که وون رو میشناسین. میدونین که اونطوری نیست
این... حقیقت نداره
اگه بازم ادامه بدین، شکایت میکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.