9-1-1

9-1-1

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

9-1-1 S02E07 WEB x264-TBS
9-1-1 S02E07 1080p WEB x264-TBS
9-1-1 S02E07 XviD-AFG
9-1-1 S02E07 WEB x264-RBB
A Commentary by ladaani
❤❤LADAN ❤❤ زیرنویس از: لادن ❤❤ E-mail : [email protected]

Tags

web
x264
1080
Published on: 2018-11-11
Downloads: 38
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تنها چیز سختی که تو یاد میگیری اینه که

‫به هر طریقی

‫امروز یا فردا

‫خیلی اتفاقی

‫همه چی میمیره و از بین میره

‫برای بعضیا ، بدتر از اینکه

‫ کسی که دوستش دارن رو از دست بدن

‫ اینه که می دونند یه روز

‫از دستش میدن

‫مامان ، بابا

‫میخواستم شما رو در جریان بذارم که تصمیم گرفتم خونه رو بفروشم

‫میدونم اون خونه خیلی برای شما ارزشمند بود

‫واسه منم خیلی ارزش داره

‫لطفا ازم ناراحت نشید

‫911 ، مورد اورژانسی تون چیه ؟

‫یه نفر هنوز پیدا نشده ؟

‫وحشتناکه

‫السیو و استاورز داشتن مقدمات

‫آماده سازی قبر خانم مندک رو انجام میدادند

‫- که اونجا گیر افتادن ‫- خب

‫آقا می تونید بهم بگید اون پائین چه اتفاقی افتاد ؟

‫من و استاورز

‫...داشتیم قبر رو میکندیم

‫که به طرف داخل کشیده شدیم

‫انگار که قبر خودش داشت حفر می شد

‫نشست زمین ! زمین لرزه باعث شد همه چی زیر زمین تغییر کنه

‫در واقع ما داریم اطراف پوسته نازکی مثه پوست تخم مرغ

‫و حبابی شکل راه میریم ، می بینید ؟

‫- دقیقا کی این اتفاق افتاد ؟ ‫- نمی دونم

‫شاید نیم ساعت پیش

‫بچه ها بریم

‫آروم حرکت کنید . زمینش مثه ریگ روان هست

‫من نمیخوام شما و اون یکی دوستمون

‫اون پائین زیر ده ها تن خاک گیر کنید

‫اون نیم ساعته داره هوای آلوده رو تنفس می کنه

‫ شایدم نه

‫منظورتون چیه؟

‫زمین مثه پوسته تخم مرغ و حبابه

‫چاه هوا

‫باید بفهمیم دقیقا کجاست

‫....چی ؟ نگید که اینا

‫تابوت و جنازه ست

‫اینجا همونجایی که بهش میگن چاه هوا

‫خیلی افتضاحه

‫"اینم از "استیورز

‫خب بچه ها بیل و سطل رو بیارید

‫بریم

‫بفرما

‫یه دونه دیگه

‫خوبید ؟

‫آره

‫اصلا خوب به نظر نمیاد

‫کلیدش کجاست ؟

‫فکر کنم همونجا سرجاش باشه

‫با هر روشی که شده

‫ما اون مرد رو از اونجا بیرون میاریم ، برید کنار

‫- خیلی خب بچه ها ‫- بچه ها ! بیرونش بیارید

‫- دیدمش

‫خب آروم باش ، حالت خوب میشه

‫آروم بگیرش

‫خیلی خب ما گرفتیمت

‫- صبر کنید ‫- گرفتیمت

‫- استیورز ما هواتو داریم ‫- آروم و یواش ، تلاش کن نفس بکشی

‫نفس بکش ، آروم باش

‫ما هواتو داریم آروم باش

‫من گرفتمت ، سعی کن آروم باشی

‫واقعا کله خر بازی بود

‫تو به معنای کلمه اون مرد رو از قبر کشیدی بیرون

‫آره ‫فقط امیدوارم که بفهمند

‫امیدواری کی بفهمه ؟

‫ارواحی که مزاحمشون شدیم

‫نمی خوام این اتفاقات شوم ، همراه من به خونه بیاد

‫چه خبره ؟

‫تماست خیلی مرموز بود

‫در مورد پدرته

‫بابام ؟

‫چی می گی کارن ؟

‫...من با بابام حرف نزدم از زمانی که

‫نـُه سالم بود

‫توی آی سی یو هست

‫اینجا ؟ تو همین بیمارستان ؟ ‫- آره

‫دیروز بیهوش به اینجا آوردنش

‫از دیروز تلاش میکنند که با ما تماس بگیرن

‫کی فهمیده که باید به من زنگ بزنه ؟

‫اسم و آدرس ما توی کیف پولش پیدا کردن

‫پدر شما از بیماری خونریزی داخلی رنج میبره

‫که باعث شده داخل مغزش خونریزی کنه

‫خب الان در چه وضعیتی هست ؟

‫بیماریش تشدید شده و گسترش پیدا کرده

‫فقط همین دستگاه هاست که زنده نگهش داشته

‫و شما میخواید بدونید که دستگاه ها رو ازش جدا کنید یا نه

‫متاسفم

‫بدون دستور از مقام های بالا ، قانون ما اینه که تا زمانی که

‫از خویشاوندان بیمار اجازه نگرفتیم ، دستگاه رو از بیمار جدا نمی کنیم

‫و حتما اون خویشاوند منم

‫911 ، مورد اورژانسی تون چیه ؟

‫من داشتم کوهنوردی میکردم

‫که پرت شدم ... صخره ریزش کرد

‫صدامو میشنوید ؟

‫من صداتون رو میشنوم آقا

‫من پشت خطم ، میدونید کجا سقوط کردید ؟

‫...من تو راهه کوهستانی سن رامن بودم ، فکر میکنم

‫خدای من ... مطمئنم که پام شکسته

‫استخوان پام رو میبینم

‫من اصلا صداتون رو نمیشنوم

‫میشه دقیقا بگید اون راه کوهستانی کجاست ؟

‫نقطه ویستا ، خلیج آبالون

‫خونریزی دارم ‫خدای من ....... لطفا کمکم کنید

‫الو ؟

‫من به این غریبه ای که لوله های تنفسی بهش وصل بود

‫و روی تخت خوابیده بود خیره شدم و اصلا این مرد رو نمیشناختم

‫چطوری برای یه فرد کاملا غریبه در مورد

‫مرگ و زندگیش تصمیم بگیرم ؟

‫هن حتما میدونی که ما

‫با ماشین حمل نامه و بسته پستی که این اطراف رانندگی نمی کنیم

‫تو هر روز در مورد مرگ و زندگی افراد غریبه تصمیم می گیری

‫چه جوری این یکی مورد برات با بقیه فرق داره ؟

‫اون غریبه ها وقتی که من فقط 9 سالم بود ترکم نکردند

‫ببین نمیخوام بگم بی عاطفه ای

‫ولی اگه واقعا باید تصمیم بگیری

‫همین الان تصمیمت رو بگیر

‫...منظورم اینه که وضعیتش

‫...معمولا آدمایی که این بیماری رو دارن بهبود پیدا نمی کنند

‫آره معمولا آدم هایی هم که یه میلگرد تو

‫مغزشون فرو رفته زنده نمی مونند

‫ولی بعد شگفت زده ات می کنن

‫تحت تاثیر قرار گرفتم

‫راه قدیمی کوهستانی باید اون بالا باشه

‫پارک واردن گفته که چندسال پیش اینجارو بستن

‫ولی حدس میزنم هر از مدتی

‫ آدم های ماجراجوی زیادی هستند که این تابلو اخطار رو نادیده بگیرن

‫نتونستن تلفنش رو ردیابی کنند ؟

‫از زمانی که تلفن رو قطع کرده دیگه نتونستیم باهاش ارتباط برقرار کنیم

‫- کاپیتان ‫- بله

‫حدس میزنم از اینجا افتاده

‫خیلی خب ، همگی آماده بشید

‫چیمنی و هن شما جرثقیل دستی رو بیارید

‫موقتاً سبد رو آماده کنید

‫من میرم به گروه های عملیاتی بی سیم برنم

‫که در حالت آماده باش قرار بگیرن

‫دریافت شد

‫کاپیتان بابی نش از ایستگاه آتش نشانی 118 هستم

‫از منطقه کوهستانی کوه آبالون به گروه عملیاتی

‫دریافت شد

‫خیلی خب ادی ، زود باش

‫باک ، ادی ، اون پائین چیزی می بینید ؟

‫نه

‫فقط یه منظره گرون قیمت می بینم

‫کاپیتان یه چیزی پیدا کردم

‫اینم از کوهنوردمون

‫! کوهنورد

‫فکر نکنم این همون چیزی باشه که دنبالشیم

‫بقایای یه انسان هست کاپیتان

‫اسکلت های باقی مونده اش

‫نشونه گذاریش کنید ولی خرابش نکنید

‫...مگر اینکه

‫چیه ؟ فکر می کنی ارواح به 911 زنگ زدن ؟

‫فقط دارم حدس میزنم

‫کمک

‫خب دیدی ؟ روحی در کار نیست

‫بچه ها اون پائین چه خبره ؟

‫فکر کنم یه صدایی شنیدیم کاپیتان

‫آروم باش رفیق ما اینجائیم

‫کاپیتان یه آدم زنده پیدا کردیم

‫میتونید اسمتون رو بهمون بگید ؟

‫ایان

‫ایان ما تورو از اینجا بیرون میاریم باشه ؟

‫پام شکسته

‫بچه ها ما براتون سبد میفرستیم پائین

‫چطوری پیدام کردید ؟

‫آسون نبود ، گوشیت آنتن نمیداد

‫که ردیابیت کنند

‫کی ردیابی کنه ؟

‫911

‫من وقتی پرت شدم گوشیم از دستم افتاد

‫به 911 زنگ نزدم

‫شما هنوز دارید کدوها رو تزئین می کنید ؟

‫چندتا تزئین کردید ؟

‫- مگه چقدر روح وجود داره ؟ ‫اینا برای باک هست -

‫میخوام اینا رو جلوی ایستگاه آتش نشانیمون بزنم

‫بابی میگه که باک فکر می کنه

‫یه روح به 911 زنگ زده

‫- اگه یه روح واقعا اینکارو کرده باشه که خیلی باحاله ‫- خب باک که اینجوری فکر می کنه

‫- ولی ارواح واقعی نیستند ‫- خانواده تامی شریدان

‫قبلا توی آپارتمانی زندگی می کردند ، جایی که یه پیرزن مرده بوده

‫و می گفت که چراغ های خونشون وقتی که داشتن از قوری چایی

‫استفاده می کردن خود به خود خاموش و روشن میشده

‫مگه بعد از زلزله این ساختمون ها رو خالی از سکنه نکردند ؟

‫آره

‫بیشتر به نظر میاد سیستم کابل برقشون مشکل داشته

‫تا اینکه ارواح از اون دنیا واسشون پیغام بفرستند

‫هری بیشتر از100 بیلیون نفر روی این سیاره زندگی می کردند

‫مطمئن باش هرگوشه از این شهر ممکنه قبلا یه پیرزن مرده باشه

‫حتی ممکنه توی همین خونه

‫خب ، خیلی خب

‫دیگه کافیه ، باشه ؟

‫باباتون قراره زود بیاد دنبالتون

‫چرا نمیرید وسایلتون رو آماده کنید

‫واسه کمکتون ممنونم ، بهتون میگم که کارمون چه طور پیش رفت

‫پس یه روح به 911 زنگ زده ؟ آره ؟

More Farsi Persian subtitles for 9-1-1

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left