The first 200 lines.
! تونگالوک
تونگالوک ! اینا کودی
اینا کیما
کالومه
! تونگالوک ! تونگالوک
... تونگالوک
! ای روح تاریکی ...
! خودتو نشون بده
! سدنا ! تویی ! نه
. من خیلی وقته مراقب قبیله توام
اما حالا ، منو ول کردی !و شیاطینُ احضار می کنی؟
. من دیگه به حمایت تو نیازی ندارم
. تونگالوک قوی تره
با این حرف ، خود و همه قبیله ات را . محکوم کردی
. من همه حیوونارو می برم
....:: افسانه ساریلا ::.... -= Translated By : Alireza =-
این حیوونا کجا غیبشون زده ؟ ! فقط سه ماه از فصل شکار گذشته
. امیدوارم بقیه شانسشون از ما بهتر باشه
شفادهنده میگه . ارواح از مردم قبیله عصبانی شده اند
! اون بهتره حیوونارو برگردونه
دیگه منتظر چیه ؟
. کای کای
. میکی میکی
. بگیرش - مگه میتونی با حیوونا صحبت کنی ؟ -
... من - ! نه
. فقط شفادهنده ها می تونن با حیوونا صحبت کنند
! بدش به من
. می خوام نگهش دارم
! حیوونا واسه خوردنن
. اما اون هنوز کوچیکه
. راست میگه
. اون یه نفرم سیر نمی کنه
! پس میشه غذای سگ
! پوتولیک ! دل همسرتُ نشکن
. قبول ! اما قایمش کن
. همه گشنشونه
. من صدات می کنم کیمی
! عالی شد . حداقل دست خالی بر نمی گردیم خونه
! اوه ... کارمون بیسته
. بجای اینکه غذا ببریم خونه
. یه دهن دیگه واسه خوردن می بریم
. جبلک سیاه ست
. فکر نمی کردم بازم از اینا باشه
چکار می کنی ؟ - . دارم یه دارو واسه زن رییس درست می کنم -
. می خوام بزرگ شدم یه دکتر بشم
پس باید ، اسرار گیاهارو . یاد بگیری
. ریشه کوموتوست ... راز این گیاه اینه که
. میشه بخوریش ... - . اینو واسه برادرم می برم -
! نمی خواد بترسی ، کاهژوک . قرار نیست تورو بخوره
! مراقب باش ، میپولوک . سگاهم گرسنه ن
. یباره دیگه ، شفادهنده . شکارچی هامون چیزی گیر نیاوردن
نه چیزی داریم واسه فروش . و نه گوشتی واسه خوردن
. احساس می کنم ارواح احاطم کردن . قدرتم ضعیف شده
هیچکدوم از ما . نمی خواد آسیبی بهت برسونه
... مارکوزی
... اون که یه یتیمه بی کس و کاره - . ولی با قدرتای عجیب ... -
! داره پسرتُ باهات دشمن میکنه
! یادت باشه ! ارواح باهام صحبت می کنن
! بسه دیگه ! تمومش کنین
! مارکوزی
! آبجی کوچولوی من
! بس کن
! کاژوک ، کافیه دیگه . کیمی هیجان زده ش کرده -
!کیمی ؟
میشه بگیرمش ؟ - . اون میتونه حرف بزنه -
راست میگی ؟
. موش ها صحبت می کنن ؟ بی خیال آپیک . بعدا می بینمت -
یه موش سخنگو ؟ - . همه حیوونا صحبت می کنن -
. اما ما گوش نمی کنیم - تو میتونی صحبتشونو گوش کنی ؟ -
اونا بهت میگن که چرا رفتن ؟
. سوالت زیادیه ، خواهر کوچولو
. من نمیدونم چرا حیوونا رفتن
و ... نمیدونم چیزی واسه . خوردن داریم یا نه
! من میدونم - تو چیزی پیدا کردی ؟ -
. این یه سورپرایزه
. بخورش . این حالتو بهتر میکنه
. اگه نتونه بزودی گوشت بخوره . بچه میمیره
ارواح بهم گفتن . همه حیوونا بر میگردن
. تا اون موقع خیلی دیر میشه
! ما باید بریم ساریلا - ساریلا ؟ -
! ساکت باشه ، پیرزنه دیوونه ! ارواح ناراحت می کنی
. بذار حرفشو بزنه ، شفادهنده
... خیلی وقت پیش ، پدرم درباره سرزمینی گفت
، که تو شماله ... . بین کوه ها
سرزمینی غنی ... که فقط مردم پرهیزگار میتونن وارد بشن
. و غذا جمع کنن چرا که فراوونه ...
! ساریلا ... این فقط یه افسانه ست
! اگه واقعا وجود داشت ، من باید خبر میداشتم
. ارواح مطمئنا بهم می گفتن
و اگه واقعی باشه چی ؟
! الان وقت این مزخرفات نیست
! شفادهنده ، شفادهنده ، عجله کن - ! کمک کنین -
! کاهژوک ، اوه ، کاهژوک - ! تکون بخور -
. سگِ خواهد مرد
میشه نجاتش بدی ؟ - ! این سگه تسخیر شده -
! اون باید قربانی بشه - ! نه -
، این سگ دیگه مال تو نیست . اون دیگه به ارواح تعلق داره
. بدش به من
! این سگه باید بمیره
. نه ! اون زنده میمونه
. آروم باش ، پسر
! مارکوزی ، ازت ممنونم
. عالی بود چطور می دونستی ؟
. ازش پرسید
مگه نه داداش ؟ - ازش پرسید ؟ -
! من ... نه . اینجوریها هم نیست
. راه بیفت
! همه بهم خندیدن ! بخاطر اون پسره
. اون فکر میکنه یه شفا دهنده ست
صبر کنه تا ببینه . چه نقشه هایی واسش دارم
! محکم فشار بده
می خوای با این خرس شکار کنی ؟
این اسلحه خیلی قویه . این نیزه . میتونه مستقیم تو قلب خرس بره
! برو کنار ، کاهژوک
. خوشحالم خنده تو می بینم
. تو اغلب با بابا و مامان می خندیدی یادت میاد ؟
چیزی شده ؟ - . وقتی اونا مردن من خیلی کوچیک بودم -
! بهم قول بده تو نمیری ...
. قول میدم
. این مخصوص شکارچیاست
چی شد ، کرولیک ؟ - . تصمیممو گرفتم -
. وقتشه بریم ساریلا
دیگه حالا قبول کردی ؟
. خوب
. ارواح باهام صحبت کردن
کی رو می خوای بفرستی ؟
سایا میگه فقط یه ادم پرهیزکار . میتونه وارد بشه
. روح کلاغ بزرگ اون فرد رو انتخاب می کنه . با طلوع خورشید شکارچی انتخاب میشه
مطمئنم این کلاغ . تصمیم درستی میگیره
! آه ! ساریلا
. حدس بزن کی قراره بره
! مارکوزی
! گردن کلفت کوچولو
. اون دیگه هیچوقت زنده بر نمی گرده
اینا کودی ! اینا کیما
کالومه ! تا کی دونما
اینا کودی ! اینا کیما کالومه ! دونما تا کی
! روح کلاغ بزرگ
... بشنو صدای فرزندانت را
... همچنین صدای شکارچیانی که تو انتخاب کردی ...
و او را بسوی ساریلا هدایت کن ... . تا قبیله ما نجات یابد
! آپیک ، کلاغ آپیکُ انتخاب کرد
! لعنتی ، کلاغ نادون
! پوتولیک هم هست
! نه نه نه
! ای حیوون بدردنخور
! اوه ، مارکوزیم هست
! اوه ، تموم شد
. به گروه خوش اومدی ، مارکوزی
! این دیوونگیه
! من با شفادهنده صحبت می کنم
! آخ ! دردم گرفت . منم حق دارم که برم
! این کار ما نیست
ما فقط باید بشیم . شنونده داستانای قدیمی
فقط باید کارایی انجام بدیم . که اجدادمون انجام دادن
. چیزی تغییر نمی کنه
. اینجوریه که زنده موندیم - . روح کلاغ انتخاب کرده
حیوونای وحشی چی ؟ - . ماه هاست که من حیوونی ندیدم -
. به هر حال ، من ترسی ندارم . میدونم چطور با خرسا صحبت کنم
یکم چای می خوای ؟
چی داره اذیتت می کنه ؟
. من نمی خوام به ساریلا برم
چرا نمی خوای ؟
! من بدرد شکار نمی خورم
. اما کسی این حرف نمی زنه
. من نمی تونم میپولوکُ تنها بذارم - . من مثل دخترم مراقبش هستم -
. من نمیدونم چی بسرم میاد
. یه چیزایی می شنوم . حیوونا باهام حرف میزنن
. تو باید قوی باشی . تو قراره شفابخش بزرگی بشی
مثل کرولیک ؟ ! نه ! اصلا
! نه . تو هیچوقت مثل اون نمیشی
چطور تونستی زنش بشی ؟
. مال خیلی وقت پیشه
. اون یه ادم دیگه ای بود
از وقتی پسرمون مرد ! خیلی تغییر کرد
. با پدرم به شکار رفت
اون یه اتفاق بود . اما هیچوقت نتونست پدرتُ ببخشه
. پدرم شکارچی بزرگی بود
، تو باید بهش افتخار کنی . و منم می خوام به تو افتخار کنم
! بندازشون
! دوباره بنداز
این مسیر ساریلاست ؟
! راه بیفت ! قبیله بهت نیاز داره
! برای نجات قبیله مون برو
. ممنونم ، سایا
. داداش ، عینکتو فراموش کرده بودی . بدون اون تو کور می شی
میشه به فکر من باشی ؟
. هر روز ، آبجی کوچولو . بهت قول میدم
! ایمان داشته باش ، و زودم برگرد
مطمئنی می خوای بری ؟ - . جای دوری نمیرم -
الان زمانیه که همسر آینده ش . بهتر بشناسه
بهت یاد داده بودم چطور ازش استفاده کنی
. حالا وقتشه که خودتُ نشون بدی
! واو
. به مادر بگو . براش قلب گوزن میارم
! پسر رییس بزرگ
. لطفا این مدالُ دور گردنت بنداز
... اینجوری گرگ ها مراقبت خواهند بود
. و از هر آسیبی حفظت خواهند کرد ... - . ممنونم ، شفابخش -
. به کرولیک نمی خوره اینکارا
No comments yet. Be the first to leave one.