Gantz: Perfect Answer
The first 200 lines.
...يک دانشجوي معمولي به نام کورونو کاي
و نيز کاتو ماسارو که براي حمايت... .برادر کوچکش سخت کار مي کند
اين دو در بچگي با هم دوست بودند تا اينکه .به طور اتفاقي دوباره همديگر را مي بينند
...و بعد
.آنها مي ميرند...
اين دو نفر که تصور مي شد مرده اند ...در يک آپارتمان بيدار مي شوند
در جايي که يک گوي مرموز سياه... .به نام گانتز قرار داشت
در اون اتاق که نمي تونن ازش بيرون برن
.آنها دستوري از گانتز دريافت کردند
"اگر شما مي خواهيد برگرديد برويد و اين فرد رو بکشيد"
و آن مبارزه با بيگانگاني بود که .به زمين حمله کرده بودند
.يک دستور غير قابل اجتناب
...بعد آنها به دنياي موازي فرستاده شدند
و بدون دانستن اينکه چه اتفاقي مي افته آنها شروع به مبارزه با بيگانگان کردند
.آنها به سختي پيروز شدند
وقتي آنها به اتاق برگشتند ...چيزي که ديدند اين بود که
اظهارات گانتز در مورد مبارزه آنها
و امتيازات کل که آنها در نابودي بيگانگان مي گرفتند
اگر 100 امتياز کسب مي کردند
آنها مي تونستن از اون دنيا آزاد بشن
يا هر کي رو که از بين خودشون دوست داشتن احيا کنن
آن يک واقعيت ترسناک بود
آنها همه زندگي شان را صرف آن دستورات مي کردن تا
تا بتونن يک روزي به زندگي عادي برگردن
کساني که تصور مي شد مرده اند
کورونو که در حين مبارزه با واقعيت هايي مواجه مي شد
و کاتو... که اين مبارزه را انکار مي کرد
مبارزه اي سخت و دردناک .در حال وقوع بود
و دوستان آنها... يکي پس از ديگري مردند
و در آخر
در حال مبارزه با بيگانه عظيم الجثه که زندگي کاتو هم از دست رفت
در اين حال کورونو در حال افسرده شدن بود که
کوجيما تائه به او کمک کرد تا دوباره روي پاهايش بايستد
او در قلبش قسم خورد تا 100امتياز لازم براي احياي کاتو را کسب کند
در مبارزه اي که برايش هيچ پاياني به نظر نمي رسيد
او تعيين کرد که مبارزه را .ادامه دهد
!بريم
براي کار سخت ازت ممنونم من يوشي اوکا هستم
فردا استوديو يک ساعت ديرتر شروع ميشه
پس من ساعت 8 صبح ميام برت مي دارم
ساعت 8 چون طرح ما .يک ساعت عقب رفته
همينو مي خواستم بگم بازم ازت ممنونم
"در ساعت 10:29 شب"
پيام تمام شد
!تو نبايد بميري
.متاسفم
من دوست دارم
من دوستت دارم کورونو کان
[يک زن 23 ساله در خانه خودش ناپديد شد]
چند مورد تازه تاييد شده .که ناپديد شده اند
[يافته هاي جديد در مورد ناپديدي قربانيان در حوادث ساير روزها]
5ماه از روزي که موزه ملي فرو ريخت مي گذرد
و هنوز هم علت حادثه نامعلوم باقي مانده است
طبق گفته هاي پليس احتمالا .علل تروريستي مطرح مي باشد
برگر آماده شد؟ - .آره بيا -
.من اينو مي برم
.لطفا
لطفا چند تا گوجه به من بدين - .متشکرم -
معذرت مي خوام
.آه کي چان
تکليفت چي شد؟ - .انجام دادم -
ندادي
خيلي جالبه تائه چان
هي داستان کوروهاي بر اساس کي چان نوشته شده درسته؟
...منظورم اين نبود که
دستپاچه شدي؟
خب.اين مانگا جالبه درسته؟
اون حتي مي تونه جايزه سال رو هم بگيره
.من حالا کارم يکم خوبه
من بايد مهارتم رو بهتر کنم
.تو حالا هم خوبي
.من هنوز خوب نيستم
هنوز افراد زيادي هستن که .بهتر از منن
من گفتم که تو مي خواي بهتر بشي
آه! من مي خوام اينو به .ني چان هم نشون بدم
او هنوز برنمي گرده؟
اوه!ممکنه يکم بيشتر طول بکشه
واقعا به خاطر کارشه.درسته؟
.البته
اوي!وقتتو اينجا تلف نکن
اون واقعا کجاست؟
.برادر آيومو کان
.متاسفم
من از آيومو کان شنيدم که .قبلا هم مشابه اين اتفاق افتاده
اون دفعه برادرش توسط پليس .دستگير شده بود
.کاتو اين جور آدمي نيست
.اين
.مزد اين ماه منه
.من واقعا به اون نياز ندارم
خب تو نبايد کرايه اينجا رو بپردازي. درسته؟
اما من ازت مي خوام که بيشتر به اين خونه بياي
البته که ميام
اگه من با آيومو نباشم تکاليفشو انجام نميده
.آيومو دست پختشم خوبه
.خب نمي تونم اينو انکار کنم
...همچنين
اگه من اينجا بيام
مي تونم کورونو کان رو هم ببينم
.واستا.لطفا ساکت نباش
من الان مي خوام اينو بکشم
فکر مي کردم که چطور اينجا صحنه رمانتيک ويژه طراحي کنم
.خب من بايد برم
هان؟
فکر کردم مي خواي بموني؟
آه!يکي بهم زنگ زده
کوجيما سان تو مي توني اينجا بموني
يه لحظه واستا
هان؟
"به زودي قطار مياد"
"براي جلوگيري از خطر پشت خط زرد بايستيد"
تو هم انتخاب شدي.درسته؟
اولش برات عادي نخواهد بود
پس فعلا آزادي.فقط تماشا کن که ما چي کار مي کنيم
کوباياشي سان مثل توئه
اينکه زندگي تو چي ميشه کاملا بستگي به من داره
.براي تکان دادنت متاسفم
چيزي هست که مي خوام ازت بپرسم کمي وقتتو به من ميدي؟
چون يهويي از کارهات کنار کشيدي سوالاي زيادي پيش مياد اين طور نيست؟
شايعاتي هستن که اين ميتونه به دليل بيماري-ازدواج-حاملگي يا رفتنت به خارج از کشور باشه
.اما من همه چيزو کشف کردم
شما از مطبوعات هستين؟
انگيزه نامشخصه ولي توالي مشخصي از حوادثي که اتفاق افتاده وجود داره
افرادي که به ظاهر در تصادف کشته ميشن ناگهان جسدشان از صحنه ناپديد ميشه
.انگار اون روز چيزي اتفاق نيفتاده
و بعد بنا به دلايلي
...آن شب قطعا خواهد بود
تخريب هايي ... در جايي از توکيو
تو چيزي در اين مورد نمي دوني؟
.نه
خب پس
درباره اون شايعه چطور؟
...شايعات در مورد گوي سياه
...و اتاقي که گوي آنجاست
حتما مي دوني. نه؟
.پس 4 تا
شما مي تونين از من 4 سوال بپرسين
.هدف شما
شما چرا اينجا جمع شدين؟
ما دنبال توپ سياه هستيم
توپ سياه؟
اگه ما اونو داشته باشيم مي تونيم هر جا بخايم بريم
منظورت اتاقيه که گوي سياه اونجاست؟
.تو مي دوني
کجا در موردش شنيدي؟
من امروز اينجا اومدم تا در مورد اون بپرسم
اون اتاق کجاست؟
.اون در واقعيت نيست
منظورت چيه؟
اگه ضروري نباشه تو نمي توني به اون اتاق بري
اين مردم کي هستن؟
اين پنجمين سواله
چرا شما دنبال حوادثي هستين که منم دنبالشونم
ششمين سوال
شما دقيقا چي مي خواين؟
اگه مي خواي بدوني
در مورد اين شخص بيشتر تحقيق کن و برگرد اينجا
چرا شما باهم جايي نميرين؟
.تو و کي چان
تمرکز کن
چرا؟شما دو تا ازدواج کردين.درسته؟
.هنوز نه
چطور؟تو اعتراف کردي.درسته؟
تا وقتي که برادرت برنگرده ...کورونو کان
ظاهرا نمي تونه فکر چيز ديگه اي باشه
.اما من خوبم
وقتي اوضاع آروم شد من ازش مي پرسم
جدا؟
.آره جدي ميگم
.باشه.تکليفت
مي خواي زود تموم شه؟
بله
!بريم اينجا ديگه کجاست؟
من کجام؟ - .لطفا آروم باش -
يکي صحبت کنه شما کي هستين؟
آدمايي مثل تو
من کارمند يک اداره بودم
طي 20 سال گذشته من هر روز براي شرکت کار کرده ام
خب من به دليل تعديل نيرو اخراج شدم
.من يک پرستارم
.البته در روز .شبا خانه داره
تو درباره سن ت دروغ ميگي درسته؟
اين عمه من تو اين سنه مي توني باور کني؟
اون دشمن زن هاست حتي در طول روز
منم يه جوونم که در يک فروشگاه به طور پاره وقت کار مي کنم
فروشگاه کوچيکيه ولي .غذاهاش خوشمزه ان
منم مهندس سيستم در شرکتي به نام اورينت هستم
اگه بهم نياز داشتي باهام تماس بگير
و تو چي؟
.من يک آرايشگرم
کورونو سان...تو واقعا دانشجوي معمولي هستي؟
.آخه...تو خيلي قوي هستي
.او واقعا دانشجوئه
چرا خيلي قوي هستي؟
چون کسي هست که من مي خوام احياش کنم
.گانتز
.او قبلا يکي از ما بود .همراه ما مبارزه مي کرد
کورونو کان مي خواد اونو احيا کنه
اما...فقط اون نه
من مي خوام هر کسي که .اينجا مرده رو احيا کنم
و همه از اينجا بريم و همه باهم آزاد باشيم
No comments yet. Be the first to leave one.