The first 36 lines.
بــدو
سفت بچســب
سفت بچــســب
بــدو
سفت بچســب
سفت بچــســب
سفــت بچــســب
زندگــیتو سفت بچســب
زندگــیتو سفت بچســب
اون جوري كه من رفتار ميكنم
دنیــا رو وادار به تماشا کــرده
من حس و حال جالبي دارم
و قصد ندارم پنهونش كنم
احساس ترس تيره و تار
و رعشه هاي بي جــون
عــزیزم من مثل یه یخِ ســردم
توي اقيانوسي از اكليل و زيبايي
حالا بـــرو
زندگيتو سفت بچسب
بـــرو
زندگيتو سفت بچسب
همــه چیــز
از كنترل من خارج شده
این غل و زنجــیر ها
نميتونن از من يه زنداني بسازن
نگـــو که
مــن گــناه کــارم
عــزیزم من مثل یه یخِ ســردم
توي اقيانوسي از اكليل و زيبايي
بــدو
سفت بچســب
سفت بچــســب
بــدو
سفت بچســب
سفت بچــســب
سفــت بچــســب
No comments yet. Be the first to leave one.