The first 200 lines.
در این زیرنویس به علت رعایت امانت داری در ترجمه و احترام به مخاطب از 18 کلمهی رکیک .استفاده شده است
صدای راوی و متنها .با حالت نوشتاری ایتالیک هستند
نوشتههایی برای پسرم
.این داستان آخرین آرزوی منه
آرزویی که دوست دارم .با پسرم به اشتراک بذارم
.این دفتر برای همینه
این کتابیه که مامان ماریا .برای تامی کوچولو نوشته
امیدوارم که پسرم اهمیت رو راست بودن .با خودش رو یاد بگیره
.میخوام داستان خودش رو هم بدونه
.امیدوارم بتونم نوشتن کتاب رو تموم کنم
.از این طرف لطفا
.ببخشید
،توی سالن انتظار بشینید .خودشون میان ملاقتتون
...باشه، حتما، کیفش
.ممنون
.فده"، دوست ندارم اینجا بمونی"
اگه بچههای بیمه قبول نکنن، مجبور .میشن یه اتاق تک نفره بهمون بدن
.باشه ولی اینقدر عصبانیشون کن تا قبول کنن
.آخه طول درمان شیش ماهه. باید یه تخت واست بیارن
.باشه اینقدر عصبانیشون میکنم تا قبول کنن
.اعصابشون رو واقعا خراب کن - .باشه، حتما -
با تامی حرف زدی؟ - .آره تازه بیدار شده بود -
.باشه - .به پدرت گفتم بعدا بیارتش اینجا -
با دکترا حرف زدی؟ - .آره -
خب؟
"گفتن که میخوان بهت "توز .یا "لاکتولوز" بدن. دقیق نمیدونم
.یه چیزی برای انسداد روده
پس مجبورم اینجا بمونم؟
.تا زمانی که اثر بذاره، آره
بیخیال فده، فکر میکنی من احمقم؟
خل نیستم تخمدانمو از دست دادم نه مغزمو
.فقط منو بخاطر نریدن اینجا نگه نمیدارن که چیه؟
.باشه
جملهی "باید حرف بزنیم" همیشه با .یه چیز وحشتناک ادامه پیدا میکنه
.ولی هیچوقت مثل اون دفعه وحشتناک نبود
دو روز بعد از جراحی که رحم و تخمدانهامو برداشتن
،و یه سری چیزها هم واسه نمونهبرداری .فهمیدم که یه جای کار میلنگه
.ولی خود جراح هم بهم نمیگفت جریان چیه
،وقتی داری میمیری .همه چیز واقعیتر و شفاف میشه
.مایلی احساس کنی، مزه کنی، عشق بورزی
.اما همزمان، شدت درد قابل تحمل نیست
.یه بدن مریض از پس این چیزا بر نمیاد
،و دنبال یه راه میگردی، برای فرار .سرگرمشدن و حواس خودتو پرتکردن
.اینجاست که شبکههای اجتماعی به کار میان .بخصوص توییتر
میتونی ساعتها دربارهی .مقابله پد و تامپون بحث کنی
میتونی اون چیزی که برات اتفاق میافته .رو هم به اشتراک بذاری
.سرطان داشتن مثل آنفلوانزا داشتنه
.نباید بابتش شرمنده بود .فقط دردش هزار برابر بدتره
دوست ندارم آدمی باشم که فقط درباره اینکه
.مریضی چقدر طولانی و دردناکه حرف بزنم
.دراز و دردناک. کیری
.البته به غیر از قسمت دراز بودنش
به محض اینکه اینو پست کردم، پیامهای عاطفی زیادی رو از کسایی که کاملا غریبه بودن
.دریافت کردم
حالا، نمیخوام به کسی توهین کنم
ولی میدونی از شنیدن چه جمله ای واقعا متنفرم؟
"همه چیز درست میشه "
.درست شدن بره تو کونم
اینکه به یه بیمار سرطانی بگی همه چیز درست میشه
مثل اینه میمونه به یکی که داره از بیابون رد میشه
!بگی یه جایی اون دور دورا یه آبادی هست
.فردا میارمش اینجا - .آره -
.حالا باید بری توی تخت خواب
.قشنگ و آروم
.آروم
.میتونی رو کمر دراز بکشی
.مراقب سِرُم و اجزاش باش
.لوییز، لطفا براش کنترل رو بیار
خب، این دکمه برای تقاضای چای
.یا دستشویی رفتن یا هر چی دیگه
این یکی هم برای دوز مورفینه. به محض اینکه .احساس درد کردی، درخواست کن
.صبر نکن که دردت خیلی زیاد بشه در جا خبر بده. باشه؟
.خب اگه چیزی خواستی با ما تماس بگیر
.باشه، ممنون
.زود میبینمت - .همچنین -
خب؟ از اتاقت خوشت میاد؟
قشنگه، نه؟ - .اوهوم -
.تازه ویو هم داره
اون بیرون چیه؟
.چیز خاصی نیست واقعا
.بخوام راستشو بگم، گوهه
امشب رو اینجا میخوابی؟
.آره
تامی چی؟
.خودم حواسم بهش هست
.با مامانم یا پدرت میره مهدکودک
.خودم میارمش
،یه ذره میارمش اینجا .بعدش هم میبرمش
میخوای رو اون صندلی بخوابی؟ - .آره -
بهت تخت نمیدن؟
.دارم از "آدریان" یه کیسه خواب میگیرم
!میندازنمون بیرون، مطمئنم - .نه، صبح قایمش میکنم -
.متوجه نمیشن
فدریکو؟ - .بله -
،حالت چطوره؟ دیگو وینیا هستم .پزشک ارشد بیمارستان
آها، حالت خوبه؟ - .خوبم -
توی برنامم نیست ولی من یه وقتایی .یکشنبهها هم به چندتا از بیمارا سر میزنم
مریضیها تعطیلی ندارن، مگه نه؟ - .آره -
تازه ماریا رو دیدم، شرایط جدیدش .رو هم خوندم
خب؟
.انسدادی توی رودهها وجود نداره
تومور لگن خاصره .به دوازدههی خودش فشار میاره
از اونجایی که شاخصها خوب نیستند
پیشنهاد میکنم ماریا همینجا پیش ما بمونه
بخاطر شرایطش، نمیتونیم جراحیش کنیم .یا شیمی درمانی رو ادامه بدیم
باید چیکار کنیم؟
میخوایم کاری کنیم که .کیفیت زندگیش رو بهبود ببخشیم
،میتونم برای تنظیم و کنترل تومور .بهش کورتیکواستروئید بدم
.آره
.دکتر، همهی اینا موقتیه
داری بهم میگی هیچ کاری نمیشه کرد؟
.نه، نه، خیلی کارا میشه انجام داد
،ببین، برای من، کم کردن دردی که داره میکشه خیلی اهمیت داره
.همینطور میتونیم پیشش بمونیم .این خیلی مهمه
.ببین، برای این مورد، دوتا اولویت برام مهمه
اینکه بیمار رنج نکشه و همینطور .خیلی زود در صورت امکان بره خونه
.رفتن به خونه و منتظر موندن بهتره
.اونجوری خیلی راحتتره .پیش کسایی میمونه که دوستشون داره
،خیلی خوشحالن .میتونم اون عنکبوت رو حس کنم
...چونکه... کدومش بود
اون که بزرگه یا اون که کوچیکه؟ - .نه. اون که کوچیکه -
.آها
.ولی واقعا خیلی کوچیکن
!مامان
.سلام عزیزم - .سلام -
.سلام - .خیلی شیرینه -
!آخ ببینش
خوبی؟ مهد کودک چجور بود؟
...مامان... من... نرفتم
.چند روز پیش نرفتم مهد کودک - جدی؟ -
.خیلی خوشحالم که اومدی ملاقاتم
میخوام مهد کودکهای .اطراف اینجا رو بررسی کنم
.ببینم جای خالی گیرمون میاد یا نه
.مواظب باش، ارتفاعش زیاده
این تخت مثل تخت خوابی که تو .خونه داری نیست، این یکی مثل رباته
.واسه من ببرش بالا
.دقیقا لازمه پاهام بالا باشه
.و سرم پایینتر
!خداحافظ
.الان از وسط نصفم میکنه
!وای
!بای بای
اگه این دکمه رو فشار بدم، منفجر میشه
چون یه بمب تو آسمون هست .که میاد اینجا و منفجر میشه
.فکر خیلی خوبیه، تامی .بیا تخت رو منفجر کنیم
!نه، نه، نه، نه
نمیتونم برم خونه
چون به دوتا پمپ و مراقبت 24 ساعتهی .پرستارها نیاز دارم
.و برای فروش کلیه، یه چیزی باید سالم بمونه
فده؟
.ازت میخوام یه دفتر واسم بیاری
.از "لردس" بگیر .اون دستساز درست میکنه
.یکیش هست که عکس گرگ رو جلدشه .خیلی بامزهاس
.میخوام یه چیزایی واسه تامی بنویسم
.باشه
.ما گفتیم ساعت 10 میایم ملاقات ساعت چنده؟
.ده و بیست دقیقه
.حالا ببین، ملاقات رو از دست میدیم
."تا سر ظهر وقته، "مارو
.هوف
سلام، خوبی؟ - .صبح بخیر -
وقت ملاقات کی تموم میشه؟ - .سر ظهر تموم میشه -
.اوکی
خب کی تموم میشه؟
.اونجا هستن
.ای جندههای بدجنس
.اونا از قبل و بدون ما رفتن ملاقات - .مشکلی نداره -
چرا بهم نگفتید که شما از قبل ملاقاتش کردین؟
.باز شروع شد - .آروم باش، ما خواستیم براش هدیه بیاریم -
.هدیه؟ چی؟ کسی به ما چیزی نگفت .هیچی نیاوردیم
!با هم شریک باشیم .میتونه مال هممون باشه
.هدیهای از طرف هممون - .خوبه -
.نه خوب نیست، برو واسش یه چیزی بخر - .الان از کجا برم هدیه گیر بیارم، مارو -
.نمیدونم، حالیم نیست، یه تلاشی کن
.دوتا بلوک اونورتر یه مرکز خریده
جدی؟ - .عالیه -
.سوییچ ماشین رو بده، خودم میرم - .نه، نه، خودم میرم. خودم میرم -
.عزیزم، منم باهات میام
صبر کن، شماره اتاقش؟ - .طبقهی دوم، دویست و شونزده -
.چرا اینجوری گیرش اومده
باشه، بریم... صبر کن، قرار نیست که هممون از راه پله بریم، مگه نه؟
.باشه، سمت راست
.فده - .هی -
چه خبر؟
سلام، خوبی؟
.فده - .رسیدیم -
خوبی؟ - .آره خوبم -
خوبی؟ - .خوبم -
.یه کم دیگه باید منتظر بمونین .الان دکتر پیششه
.باشه - .به هر حال بقیه هم دارن میان بالا -
همتون با هم اومدید؟
.آره
فکر میکنی بذارن هممون با هم بریم پیشش؟
.نمیدونم. امتحان میکنیم
میخوای بشینی؟ - .نه -
حالش چطوره؟
.خوبه، استراحت میکنه
درد میکشه؟ - .خودش میگه یه کم -
.ولی میتونه از پسش بر بیاد
.خودت میدونی اخلاقش چجوریه
No comments yet. Be the first to leave one.