The first 200 lines.
میخوام برگردم به گذشته
میخوام از دوباره کوچیک شم
مینامی کان
گجایی؟ چیومی
اینجا من اینجام مینامی کان
تو رفتی توکیو؟
هی؟ توچی فکر کردی؟
من دیروز بهتون گفتم
درباره آموزشگاه رقص
خواهش میکنم من واقعا میخوام این کاررو انجام بدم
خواهش میکنم بزار بیشت بمونم
هی چرا مجبوری اون کارو انجام بدی
....پدرت
ناپدید شده؟
عاشق شده و از پیش ما رفت
دیگه اونو پدر خودم نمیدونم
احمق
.....ممکنه
یه دزد؟
از طرف چیومی یه دزد اینجاست،چی شده؟
ببخشید باید برم خونه
هی مینامی کان ببخشید
هی چیکار میکنی؟
چرا اومدی؟ بیا این کارو انجام ندیم
مطمئنی نامه طلاق رو دادی دستش؟
مطمئنم فرداش که زنگ زدم،گفت امضاش کرده
.....پس چرا؟
ارائه ایی از تیم ترجمه کره فا بزرگترین مرجع سریال های شرقی مــــــتــــــرجـــــم: آری
اینکه بتونی چهره محبوبت رو هنگامی که خوابیده ببینی
برای دخترا
فکر کنم این لحظه زیبایی باشه
حتی اگه اینجوری کوچیک باشم
چنین احساسی تغییر نمیکنه
اه
اه
چیییی چیومی
جدا؟
اینبار
من کوچیک شدم
نگران نباش
مینامی کان
من ازت محافظت میکنم
هی
هی صب کن
اینجا یه جوریه
غیر منتظره است اون
نمیتونم تکون بخورم
نمیتونم نفس بکشم
ببخشید منو از این جا نجات بده
دیگه نمیتونم اونجا بمونم
نومورا
سلام
میتونم ببوسمت
اه
اما من اینطوری کوچیکم
چه نازه
دلم میخواد بخورمت
میخواد منو بخوره
مینامی کان خوبی؟
بله
خوبم
صبح بخیر مینامی کان
صبح تو هم بخیر
عاشق کوچک من
قسمت ششم
آمیپه تونستی با هوریکیری شی تماس بگیری؟
آه..... خوب
اه
ما تو آموزگاه رقصمون هوریکیری شی نداریم
امکان نداره هوریکیری چیومی چیومی
دسته نه هوریکیری شی داریم نه هوریکیری چیومی
متاسفم یادم رفت
باشه باشه امروز ایمیل میزنم
بهش میگم تو دلواپسشی
امیدوارم زودتر با من تماس بگیره
ببخشید میتونم رد شم؟
ببخشید
آمیپه ریکو
یعنی منو دید؟
فکر کنم یه لحظه چشم تو چشم شدیم
چی شده؟
مینامی
ها؟
...خوب
درست مثل خودشه
واقعا خودت ساختیش تاگاکی کان؟
اوم
اذیتش نکن
....اوه من
اون چشه؟
اونم یه مجسمه مثل من داره
خیلی طبیعی به نظر میرسید
ریکو؟
خوب
بیمارستان نومورا
دفتر مدیر
بیا تو
منم پدر
چه به موقع
.....آه
این دخترم سایوریه
سلام
سایوری ایشون دکتر کویید ریکو فارغ التحصیل از دانشگاه هوکیوریو هستند
از این به بعد تو این بیمارستان کار میکنن
خوشبختم سایوری چان
منم خوشبختم
فعلا با اجازتون من میرم
باشه
ببخشید
چی شده ؟عجیبه که اینجایی
چیزی لازم داری که برات بخرم؟
هیچی نمیخوام
اگه چیزی میخوا ی فقط اشاره کن
در باره مینیمی کانه
خوب پس در مورد اونه
پدر
تو سالها پیش مادر مینامی کانو دوست داشتی؟
چی میگی برای خودت؟
من ازش خواستم بیاد اینجا کار کنه چون خیلی وقت بود که میشناختمش فقط میخواستم کمکی کرده باشم
.....پدر
اما رئیس من دانشگاه تاکاسو رو بهش پیشنهاد داد همون جایی که درخواست تو رو رد کرد
رد شده؟
چیزی ندارم که در موردش بگم
سایوری
درواقع میخوام چیزی بهت بگم
چی هست؟
خوب
میخوام از دوباره ازدواج کنم
چی؟
الان وقتیه که میتونم شاد باشم
با کی؟
راستش دکتر کویید که الان دیدیش خوشگله نه؟
صبر گن سایوری،سایوری
برو ازدواج کن یا هر کاری دیگه دلت میخواد انجام بده
......سایوری
اما،واقعا فکر میکنی با این ازدواج خوشبخت میشی؟
هیچ وقت فکر نکردی مادر وقتی داشت ترکمون میکرد چه احساسی داشت؟
اینجا نمیتونیم در موردش صحبت کنیم بزار برای خونه
چی؟ اگه اینجا در موردش حرف بزنیم ترو تو دردسر میندازم
تو بیشتر نگران وجه خودتی جلوی مردم تا احساس دخترت
ساکت شو سایوری
سایوری
سایوری چان
ببخشید
این دیگه چیه؟
اوه
اون اینارو اینجا آورده
چی؟ بادست دوخته؟
ممکن نیست
فقط صبر کن
تا این لباسای نازو خوشگل رو تموم کنم
نکنه اونی چان یه منحرفه؟
امکان نداره نه
...اتفاقی اینجا
اونی چان متاسفم
اوه؟صحفه ایمیلش بازه
این دیگه چیه؟
آدرس ایمیلش شاهدخت یکسانتیه؟
من اومدم
مادر بزرگ
آه خوش اومدی
چه طوری؟
اونی چان خوش اومدی
....آه آسوکا چان
آسوکا؟
تواینجا چیکار میکنی؟
اون خیلی مهربونه
اومده بود به من سر بزنه
تو خیلی خوبی خیالم راحت شد
در ضمن من بالا منتظر بودم تا تو درسام بهم کمک کنی
چه فکری داره؟
اینجا خیلی نا مرتبه
مهم نیست من اهمیت نمیدم
خوب
....بزار ببینم
از کدوم شروع کنیم
آسوکا چان
میدونی که من یه مردم ....و
درست نیست که یه دختر بیاد تو اتاق یه پسر
منظورت اینه که
تو منو مثل یه دختر میبینی؟
ها؟
برام مهم نیست
میتونیم با هم دوست باشیم
آسوکا
اونی چان وحشت کردی
آسوکا چان کدوم قسمت رو متوجه نمیشی؟
خوب بذار ببینم
من اومدم
خوش اومدی
سایوری چان بیا تو
از این طرف خواهش میکنم
سلام
چی؟
مهمان داریم
نومورا
سلام مینامی کان
راحت باش بیا اینجا بشین
ایندفعه نومورا سان
عجب روزیه
No comments yet. Be the first to leave one.