Bosch

Bosch

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Bosch S06E05 1080p 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Bosch S06E05 iNTERNAL 1080p 720p WEB H264-GHOSTS
Bosch S06E05 1080p 720p WEB H264-iNSiDiOUS
Bosch S06E05 1080p 720p WEB H264-XLF
Bosch S06E05 WEBRip x264-ION10
A Commentary by StarTak
TvWorld.iNFO » StarTak

Tags

web
720p
720
1080
TS
webrip
x264
BRip
Published on: 2020-05-31
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي‌کـنـد »

‫کاش پیشِ ما بودی.

‫دلم برات تنگ شده.

‫هی برنر.

‫اگه شکایتی از من داری، ‫مستقیم که نباید به رئیس‌ام بگی.

‫اگه شکایتی داری، روراست باش و بیا به خودم بگو.

‫- سلسله مراتبه کارآگاه. ‫- چرت و پرته.

‫مزاحمِ یک قربانی، شدن، چرت و پرته.

‫پرونده‌ی کنت بسته شده.

‫- قتل کریور هنوزه. ‫- خب پس برو حل‌اش کن.

‫و از سَر راه‌مون برو کنار.

‫حالا که حرف از چرت و پرت شد،

‫فایلی که برامون فرستادی، جزو مدارکِ پرونده است.

‫اون خبرچین‌ کوفتی‌تون بود.

‫هرچی که راجع به کریور هست ‫و محرمانه نیست رو داری.

‫اون گزارشش رو داده؟

‫امروز صبح با شنیدنِ صدای "تلپ تلپ" بیدار شده.

‫- اون چیزی هم دیده؟ ‫- از رخت‌خواب‌اش بلند نشده.

‫به نظر منم که تلپ تلپ بوده. (صدای افتادن از جایی)

‫آره.

‫فعلاً چیز خاصی نیست. چقدر ‫دیگه وقت داریم واسش؟

‫تا 48 ساعت دیگه. وقت داره می‌گذره.

‫به نهایتِ سرعت دارم گوش می‌کنم.

‫کارِت با برنر چطور پیش رفت؟

‫فکر کنم به حد لازم رفتم روی ‫مُخ‌اش. زمان مشخص می‌کنه.

‫می‌دونی، بخش جرایم سایبری ‫اینکارا رو تمام وقت انجام میده.

‫متخصصا دارن لپ‌تاپ، گوشی ‫و کلود اش رو می‌گردن.

‫که بعضی چیزاش رمزگذاری شده. من اینا رو گرفتم.

‫اون کیه؟

‫دیزی کلایتون.

ســـامــــان تــرجــمــه از StarTak

‫قسمت 5 از فصل 6 باش ‫"مانی-هانی" (هانی چندلر ملقب به مانی*پول*)

‫این کافی نیست.

‫تعجب می‌کنم که قاضی اجازه‌ی شنود بهت داده.

‫شاید از دوربین مخفیه، مدارک ‫محکم‌تری به دست بیاریم.

‫البته اگه بتونید حافظه‌اش رو پیدا کنید.

‫که شاید نتونید.

‫باید قبل از اینکه مهلت شنود تموم بشه ‫قالِ قضیه‌اش رو بِکَنیم.

‫اگه ببینه داریم زیادی فشار میاریم ‫شاید همکارش رو لو بده.

‫تو مطمئنی که شریک‌اش یه مأمور فدراله؟

‫بله قربان.

‫باید خیلی تو این احتیاط کنی.

‫می‌خواید به ستوان هم اطلاع بدیم؟

‫- ترتیب‌اش رو میدم. ‫- ممنون قربان.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫خیلی‌خوب.

‫خب...عجب شبی بود.

‫آه توی گوشی‌ام، فیلم "روز بد در بلک راک" رو دیدم. ‫(ساخته‌ی سال 1955 آمریکا)

‫"رابرت رایان"(بازیگر) توی فیلم ترکونده.

‫فیلم "حرفه‌ای ها"؟ (ساخته‌ی 1966 آمریکا)

‫آه بعد از فیلم "دسته وحشی"(1969) ‫بهترین بازیگرانِ سبک وسترن رو داره.

‫کلی بازیگر از جمله "رایان-لنکستر-لی ماروین،

‫- جک پالانس"... ‫- "کلودیا کاردینال".

‫"وودی استرود"...

‫- سلام. ‫- سلام.

‫"شان تریون" و "تدی هابز"؟

‫پرونده های پلیس اجتماعی ‫که تابستونِ گذشته باهاتون بود؟

‫آره. مسافرانِ همیشگی.

‫اتفاقاً همین هفته‌ی پیش آقای هابز رو دیدم.

‫"غریبه لخت می‌آید". ‫(اشاره به فیلم یا رمان به همین نام)

‫خب...بازم سَرِ منطقه(قلمروشون) دعوا کردن؟

‫تصاحب قدرت با خشونت.

‫- چقدر خشونت؟ ‫- مرگ‌بار.

‫- کدوم‌شون؟ ‫- تریون.

‫ضربه به سَر.

‫هابز رو کجا می‌تونیم پیدا کنیم؟

‫تقاطع "سان‌ست و لاس‌پالماس".

‫شاید بهتر باشه فعلاً بیمه‌ی

‫آقای کنت رو پرداخت نکنید

‫تا تحقیقات‌مون به اتمام برسه.

‫آه خوشحال شدم که اینو ‫خدمت‌تون عرض کردم. درخدمتم.

‫خواهش می‌کنم.

‫کی بود؟

‫شرکت بیمه‌ی کنت.

‫هیچی بهتر از تحقیقات جنایی

‫- واسه خراب کردن کار کسی، وجود نداره. ‫- دقیقاً.

‫اینجوری حواسِ زن‌اش جلب میشه.

‫باید برم دنبال یه سرنخ مربوط به دیزی کلایتون.

‫اگه از شنود خبری شد، بهم بگو.

‫جبران خسارت به علت حکم حبس ‫غلط که سال 2016 صادر شده،

‫از 100 دلار برای هر روز

‫- تا 140 دلار... ‫- فقط رقمِ دقیق رو بگو.

‫- 500 هزار دلار. ‫- واسه 10 سال؟

‫- لعنتی. ‫- ولی...

‫- اگه بخش، بیشتر بهت بدهکار باشه... ‫- واسه چی؟

‫به چند علت.

‫بگو که دادستانی، مدارک تبرئه‌آمیزی رو کتمان کرده. ‫(مدارکی که می‌تونسته باعث تبرئه بشه)

‫- این یعنی... ‫- می‌دونم تبرئه‌آمیز یعنی چی.

‫همینکارو کردن؟

‫- ما اینطور فکر می‌کنیم. ‫- دیگه چی؟

‫بخاطر مواردِ پزشکی که تحت درمان ‫قرار نگرفته، مسمومیتِ غذایی، مریضی...

‫ذات‌الریه؟ (سینه‌پهلو)

‫چون دردش از اینکه با دندونِ ‫خراب بستنی بخوری، بیشتره.

‫یا نگهبانانی که نتونستن از یک زندانی‌ـه خشن

‫ازت محافظت کنن.

‫این حله؟

‫حرومی تو حیاط زندان، منو زد زیرِ کتک.

‫همین جواب میده.

‫خب رقم‌اش چقدر شد؟

‫از پنج الی هفت میلیون.

‫- مِنهای سهمِ تو. ‫- مِنهای سهمِ من.

‫که چقدره؟

‫- 30 درصد. ‫- محض‌احتیاطه.

‫محض‌احتیاطه، دقیقاً.

‫بریم شانس‌مون رو امتحان کنیم. (تاس رو پرت کنیم)

‫می‌دونی چی میگم؟

‫به دکوراسیون حمام و آشپزخانه‌ی ‫"برادکو" خوش اومدین.

‫کارآگاه باش هستم از پلیس لس‌آنجلس.

‫- شما الکس سندز هستی؟ ‫- بله.

‫دارم روی یه پرونده "سرد" کار میکنم. ‫شاید شما بتونی کمک کنی. ‫(پرونده های قدیمی و حل‌نشده)

‫پرونده‌ی سرد؟

‫مالِ حدود 10 سال پیشه.

‫سال 2009، دختری به نام دیزی کلایتون.

‫من آه... فکر می‌کردم قاتل‌اش رو گرفتن.

‫یه قاتل سریالی رو گرفتن، نه اونی که کُشته‌تش.

‫آه من فقط...همیشه فکر می‌کردم کارِ...

‫شما با هم دوست بودید.

‫درسته.

‫مادرش فکر می‌کنه چیزی بیشتر از دوست، بودین.

‫فقط دوست بودیم. همین.

‫اون چند سال از من کوچیکتر بود.

‫اونو زیر پر و بال‌ام گرفتم.

‫مراقب‌اش بودم.

‫فکر می‌کردیم حال میده.

‫زدن توی خیابون، (چند تا معنی میتونه بده: ‫مَست کردن-دزدی از خونه ها-سکس یا پارتی گرفتن)

‫برامون عاشقانه بود.

‫زندگی خطری داشتن.

‫ولی اونجوری که می‌خواستین، نشد نه؟

‫نه.

‫نه نشد.

‫ممنون.

‫لعنتی.

‫آره همینو بگو.

‫باشه.

‫هیچکس هابز رو ندیده.

‫دادستانی چی می‌خواست؟

‫پرونده‌ی اعضای بدن.

‫باید با هم‌سلولی متهم بخاطر

‫"شرایط ویژه‌ی قتل" مصاحبه کنیم. ‫(در قانون، شرایط ویژه یعنی شرایط و نحوه‌ی انجام قتل)

‫- کجا؟ ‫- زندانِ "کرن".

‫- کِی؟ ‫- فردا.

‫لعنتی. نصف روز رو از دست میدیم.

‫خب چیکار میکنی؟

‫بیا هابز رو توی CHEERS نشان‌دار کنیم، ‫بلکه رَدی ازش پیدا بشه.

‫بعد از اتفاقی که واسه دیزی افتاد، ‫دیگه خودمو از خیابون جمع کردم.

‫خودمو اصلاح کردم.

‫کجا رفتی؟

‫خونه‌ام در شهر "ساکرامنتو".

‫از رویِ ترس، اصلاح شدم.

‫چقدر اصلاح شدی؟

‫خب منو ببین.

‫شغل دارم، زن و بچه دارم.

‫یه مینی‌ون کوفتی دارم.

‫آخرین باری که دیزی رو دیدی کِی بود؟

‫آه همون شب‌اش.

‫- شبی که قتل رخ داد. ‫- آره...

‫یه دعوای مختصر کردیم و اون رفت.

‫و بعد توی..."سان‌ست" دیدمش.

‫با یه نفر توی یه وَن حرف میزد.

‫رفت داخل وَن؟

‫نمی‌دونم.

‫چون فکر می‌کردم هنوز از دستم عصبانیه،

‫برای همین از اونجا رفتم.

‫و دیگه هرگز ندیدمش.

‫چجور وَن‌ای بود؟

‫آه آره...

‫سفید فکر کنم.

‫آه...پنل‌دار بود.

‫ببخشید من....

‫اون زمان خیلی بهش فکر نکرده بودم.

‫چون مربوط به دیزی میشد.

‫اون میزد توی خیابون ها؟

‫آه همه‌مون اینکارو می‌کردیم.

‫هرجوری که می‌شد.

‫بعد از به قتل رسیدنش ‫چرا حرفی به پلیس نزدی؟

‫نمی‌تونستم کمکی بهش بکنم.

‫و برام گرون تموم می‌شد واسه همین...

‫به‌هرحال چی می‌خواستم به پلیسا بگم؟

‫برای شروع "دیدمش که داخل یه وَن سفید رفت".

‫نگفتم که رفت داخل وَن.

‫نیازی نبود بگی.(چون واضحه)

‫- "دونا" میگه باید غذا بخوری. ‫- آره.

‫خب خواهرم هنوز شوهرش رو داره.

‫و می‌تونه بهش غذا بده.

‫فعلاً میذارمش توی یخچال.

‫راجع به چیزی که ازت ‫خواستم، فکر کردی؟

‫آره.

‫صحیح. فدرالی ها خانواده‌ام رو نابود کردن.

‫اونا شوهرم رو کشتن.

‫به بهونه‌ی شهادتِ دروغین، ما رو مقصر دونستن.

‫من یه عدالتِ محکم می‌خوام "ایان".

‫عدالت نسبت به عاملانِ قتل‌اش.

‫اگه تو نمی‌تونی بهم کمک کنی،

‫کسی رو پیدا می‌کنم که بکنه.

‫خب، کِی باید به خانم کنت خبر بدم؟

‫یه روز دیگه بهش وقت میدیم تا کاری بکنه.

‫خب اینجوری وقت کم نمیاریم؟ ‫ناسلامتی واسه شنود مهلت هست.

‫اول باید چیزی که دنبالشیم رو پیدا کنیم.

‫مگه کوپر بهت نگفت؟

More Farsi Persian subtitles for Bosch

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left