The first 200 lines.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »
کاش پیشِ ما بودی.
دلم برات تنگ شده.
هی برنر.
اگه شکایتی از من داری، مستقیم که نباید به رئیسام بگی.
اگه شکایتی داری، روراست باش و بیا به خودم بگو.
- سلسله مراتبه کارآگاه. - چرت و پرته.
مزاحمِ یک قربانی، شدن، چرت و پرته.
پروندهی کنت بسته شده.
- قتل کریور هنوزه. - خب پس برو حلاش کن.
و از سَر راهمون برو کنار.
حالا که حرف از چرت و پرت شد،
فایلی که برامون فرستادی، جزو مدارکِ پرونده است.
اون خبرچین کوفتیتون بود.
هرچی که راجع به کریور هست و محرمانه نیست رو داری.
اون گزارشش رو داده؟
امروز صبح با شنیدنِ صدای "تلپ تلپ" بیدار شده.
- اون چیزی هم دیده؟ - از رختخواباش بلند نشده.
به نظر منم که تلپ تلپ بوده. (صدای افتادن از جایی)
آره.
فعلاً چیز خاصی نیست. چقدر دیگه وقت داریم واسش؟
تا 48 ساعت دیگه. وقت داره میگذره.
به نهایتِ سرعت دارم گوش میکنم.
کارِت با برنر چطور پیش رفت؟
فکر کنم به حد لازم رفتم روی مُخاش. زمان مشخص میکنه.
میدونی، بخش جرایم سایبری اینکارا رو تمام وقت انجام میده.
متخصصا دارن لپتاپ، گوشی و کلود اش رو میگردن.
که بعضی چیزاش رمزگذاری شده. من اینا رو گرفتم.
اون کیه؟
دیزی کلایتون.
ســـامــــان تــرجــمــه از StarTak
قسمت 5 از فصل 6 باش "مانی-هانی" (هانی چندلر ملقب به مانی*پول*)
این کافی نیست.
تعجب میکنم که قاضی اجازهی شنود بهت داده.
شاید از دوربین مخفیه، مدارک محکمتری به دست بیاریم.
البته اگه بتونید حافظهاش رو پیدا کنید.
که شاید نتونید.
باید قبل از اینکه مهلت شنود تموم بشه قالِ قضیهاش رو بِکَنیم.
اگه ببینه داریم زیادی فشار میاریم شاید همکارش رو لو بده.
تو مطمئنی که شریکاش یه مأمور فدراله؟
بله قربان.
باید خیلی تو این احتیاط کنی.
میخواید به ستوان هم اطلاع بدیم؟
- ترتیباش رو میدم. - ممنون قربان.
- سلام. - سلام.
خیلیخوب.
خب...عجب شبی بود.
آه توی گوشیام، فیلم "روز بد در بلک راک" رو دیدم. (ساختهی سال 1955 آمریکا)
"رابرت رایان"(بازیگر) توی فیلم ترکونده.
فیلم "حرفهای ها"؟ (ساختهی 1966 آمریکا)
آه بعد از فیلم "دسته وحشی"(1969) بهترین بازیگرانِ سبک وسترن رو داره.
کلی بازیگر از جمله "رایان-لنکستر-لی ماروین،
- جک پالانس"... - "کلودیا کاردینال".
"وودی استرود"...
- سلام. - سلام.
"شان تریون" و "تدی هابز"؟
پرونده های پلیس اجتماعی که تابستونِ گذشته باهاتون بود؟
آره. مسافرانِ همیشگی.
اتفاقاً همین هفتهی پیش آقای هابز رو دیدم.
"غریبه لخت میآید". (اشاره به فیلم یا رمان به همین نام)
خب...بازم سَرِ منطقه(قلمروشون) دعوا کردن؟
تصاحب قدرت با خشونت.
- چقدر خشونت؟ - مرگبار.
- کدومشون؟ - تریون.
ضربه به سَر.
هابز رو کجا میتونیم پیدا کنیم؟
تقاطع "سانست و لاسپالماس".
شاید بهتر باشه فعلاً بیمهی
آقای کنت رو پرداخت نکنید
تا تحقیقاتمون به اتمام برسه.
آه خوشحال شدم که اینو خدمتتون عرض کردم. درخدمتم.
خواهش میکنم.
کی بود؟
شرکت بیمهی کنت.
هیچی بهتر از تحقیقات جنایی
- واسه خراب کردن کار کسی، وجود نداره. - دقیقاً.
اینجوری حواسِ زناش جلب میشه.
باید برم دنبال یه سرنخ مربوط به دیزی کلایتون.
اگه از شنود خبری شد، بهم بگو.
جبران خسارت به علت حکم حبس غلط که سال 2016 صادر شده،
از 100 دلار برای هر روز
- تا 140 دلار... - فقط رقمِ دقیق رو بگو.
- 500 هزار دلار. - واسه 10 سال؟
- لعنتی. - ولی...
- اگه بخش، بیشتر بهت بدهکار باشه... - واسه چی؟
به چند علت.
بگو که دادستانی، مدارک تبرئهآمیزی رو کتمان کرده. (مدارکی که میتونسته باعث تبرئه بشه)
- این یعنی... - میدونم تبرئهآمیز یعنی چی.
همینکارو کردن؟
- ما اینطور فکر میکنیم. - دیگه چی؟
بخاطر مواردِ پزشکی که تحت درمان قرار نگرفته، مسمومیتِ غذایی، مریضی...
ذاتالریه؟ (سینهپهلو)
چون دردش از اینکه با دندونِ خراب بستنی بخوری، بیشتره.
یا نگهبانانی که نتونستن از یک زندانیـه خشن
ازت محافظت کنن.
این حله؟
حرومی تو حیاط زندان، منو زد زیرِ کتک.
همین جواب میده.
خب رقماش چقدر شد؟
از پنج الی هفت میلیون.
- مِنهای سهمِ تو. - مِنهای سهمِ من.
که چقدره؟
- 30 درصد. - محضاحتیاطه.
محضاحتیاطه، دقیقاً.
بریم شانسمون رو امتحان کنیم. (تاس رو پرت کنیم)
میدونی چی میگم؟
به دکوراسیون حمام و آشپزخانهی "برادکو" خوش اومدین.
کارآگاه باش هستم از پلیس لسآنجلس.
- شما الکس سندز هستی؟ - بله.
دارم روی یه پرونده "سرد" کار میکنم. شاید شما بتونی کمک کنی. (پرونده های قدیمی و حلنشده)
پروندهی سرد؟
مالِ حدود 10 سال پیشه.
سال 2009، دختری به نام دیزی کلایتون.
من آه... فکر میکردم قاتلاش رو گرفتن.
یه قاتل سریالی رو گرفتن، نه اونی که کُشتهتش.
آه من فقط...همیشه فکر میکردم کارِ...
شما با هم دوست بودید.
درسته.
مادرش فکر میکنه چیزی بیشتر از دوست، بودین.
فقط دوست بودیم. همین.
اون چند سال از من کوچیکتر بود.
اونو زیر پر و بالام گرفتم.
مراقباش بودم.
فکر میکردیم حال میده.
زدن توی خیابون، (چند تا معنی میتونه بده: مَست کردن-دزدی از خونه ها-سکس یا پارتی گرفتن)
برامون عاشقانه بود.
زندگی خطری داشتن.
ولی اونجوری که میخواستین، نشد نه؟
نه.
نه نشد.
ممنون.
لعنتی.
آره همینو بگو.
باشه.
هیچکس هابز رو ندیده.
دادستانی چی میخواست؟
پروندهی اعضای بدن.
باید با همسلولی متهم بخاطر
"شرایط ویژهی قتل" مصاحبه کنیم. (در قانون، شرایط ویژه یعنی شرایط و نحوهی انجام قتل)
- کجا؟ - زندانِ "کرن".
- کِی؟ - فردا.
لعنتی. نصف روز رو از دست میدیم.
خب چیکار میکنی؟
بیا هابز رو توی CHEERS نشاندار کنیم، بلکه رَدی ازش پیدا بشه.
بعد از اتفاقی که واسه دیزی افتاد، دیگه خودمو از خیابون جمع کردم.
خودمو اصلاح کردم.
کجا رفتی؟
خونهام در شهر "ساکرامنتو".
از رویِ ترس، اصلاح شدم.
چقدر اصلاح شدی؟
خب منو ببین.
شغل دارم، زن و بچه دارم.
یه مینیون کوفتی دارم.
آخرین باری که دیزی رو دیدی کِی بود؟
آه همون شباش.
- شبی که قتل رخ داد. - آره...
یه دعوای مختصر کردیم و اون رفت.
و بعد توی..."سانست" دیدمش.
با یه نفر توی یه وَن حرف میزد.
رفت داخل وَن؟
نمیدونم.
چون فکر میکردم هنوز از دستم عصبانیه،
برای همین از اونجا رفتم.
و دیگه هرگز ندیدمش.
چجور وَنای بود؟
آه آره...
سفید فکر کنم.
آه...پنلدار بود.
ببخشید من....
اون زمان خیلی بهش فکر نکرده بودم.
چون مربوط به دیزی میشد.
اون میزد توی خیابون ها؟
آه همهمون اینکارو میکردیم.
هرجوری که میشد.
بعد از به قتل رسیدنش چرا حرفی به پلیس نزدی؟
نمیتونستم کمکی بهش بکنم.
و برام گرون تموم میشد واسه همین...
بههرحال چی میخواستم به پلیسا بگم؟
برای شروع "دیدمش که داخل یه وَن سفید رفت".
نگفتم که رفت داخل وَن.
نیازی نبود بگی.(چون واضحه)
- "دونا" میگه باید غذا بخوری. - آره.
خب خواهرم هنوز شوهرش رو داره.
و میتونه بهش غذا بده.
فعلاً میذارمش توی یخچال.
راجع به چیزی که ازت خواستم، فکر کردی؟
آره.
صحیح. فدرالی ها خانوادهام رو نابود کردن.
اونا شوهرم رو کشتن.
به بهونهی شهادتِ دروغین، ما رو مقصر دونستن.
من یه عدالتِ محکم میخوام "ایان".
عدالت نسبت به عاملانِ قتلاش.
اگه تو نمیتونی بهم کمک کنی،
کسی رو پیدا میکنم که بکنه.
خب، کِی باید به خانم کنت خبر بدم؟
یه روز دیگه بهش وقت میدیم تا کاری بکنه.
خب اینجوری وقت کم نمیاریم؟ ناسلامتی واسه شنود مهلت هست.
اول باید چیزی که دنبالشیم رو پیدا کنیم.
مگه کوپر بهت نگفت؟
No comments yet. Be the first to leave one.