Do You Love Your Mom and Her Two-Hit Multi-Target Attacks?

Do You Love Your Mom and Her Two-Hit Multi-Target Attacks?

通常攻撃が全体攻撃で二回攻撃のお母さんは好きですか?

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

[AnimWorld] [MOMAN M111] Okaasan Online 03 [720p]
A Commentary by MOMAN_M111
MOMAN_M111 :ارائه‌ای از انجمن دنیای انیمه و مانگا || مترجم || Telegram channel: @AWSub || HardSub: @AnimWorlDDL

Tags

720p
720
Published on: 2019-07-27
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 197 lines.

.خیلی خب بچه ها، بیاید سر میز

!نوش جون کنید

!ممنون بابت غذا - !ممنون بابت غذا -

.بفرمایید، نوش جونتون

RPG فکرشم نمیکردم اول صبحی توی دنیای .همچین حال و هوایی داشته باشه

چطوره، ما کون؟ خوشمزه ـست؟

.آره، میشه گفت خوشمزه ـست

!خدا رو شکر

تخم مرغ خام روی برنج !همراه با سوپ میسو با جلبک حرف نداره

حس میکنم بعد از مدت ها .دوباره برگشتم توی مسیر زندگیم

اونقدر خوشمزه ـست که .اشکم خود به خود داره سرازیر میشه

وایز سان، حالت خوبه؟

،آه! حالا که اینطوره .من میخوام رو زانوهام بشینم

میخوام از یه غذای ژاپنی به تمام معنا لذت ببرم .حتی بخش سِر شدن پاهام

...پس حالا که اینطوره، منم

!منم همینطور

.ای بابا، بی خیال شید

...شدن مثل گردشگرای ژاپن

!ژاپن! ژاپن! آره، ژاپن

!یه پرس دیگه! یه پرس دیگه

خوب شد که تخم مرغ و میسو رو از بازار خریدم، مگه نه ما کون؟

.آره، خوب شد

!گوش کنید، بچه ها

امروز یه مأموریت ویژه !توی روستای مامانی داریم

،غذا که خوردیم !این بار واقعاً میریم سراغ خرید تجهیزات

!باشه

قسمت سوم .لباس زیر هم یه نوع زرهه، حواست باشه قدرت دفاعیش بالا باشه !وگرنه پسرم ممکنه بمیره

دنبال زره هستید؟

پس نظرتون راجع به این چیه؟

،با این زره، آزادی حرکتتون حفظ میشه خیلی خوبه ، مگه نه؟

آره، ولی یکی توی گروهمون هست !که عمراً بخوام اینا رو تنش ببینم

!اوه! چه عالیه !مامان اولین باره از اینا می بینه

!اونی که اصلاً نباید اینا رو می دید، پیداش شد

،ما کون، لباسم رو عوض کردم !بیا ببین

به نظرت، مامان چطور شده؟

...هیچکس نمیتونه درک کنه

یه پسر با دیدن مادرش توی زره بیکنی !چه حسی بهش دست میده

!غیر از من هیچکس نمیتونه درک کنه

،ها؟ فکر میکردم ما کون با دیدنش خوشحال میشه اینا بهم نمیان؟

با اینکه بهت میان !ولی اومدن یا نیومدنش، مهم نیست

!اینا یه مشکل عمیق پشتشون نهفته است

!بسه دیگه، عوضشون کن

.خیلی خب، باشه

.پس بریم لباس بعدی رو امتحان کنیم

!نه! نه! نه! منظورم این نبود

!من اوسکی ماماکو، 15 ساله هستم

...مامان تصمیمش رو گرفته

،با این قدرت تاریک !همه چیز رو نابود میکنم

...مامان

!تو رو خدا، تمومش کن

!فقط یکی دیگه مونده، ببین اینه

...ولی این که

نظر تو چیه، پورتر؟

!خب این لباسِ درمانگره .اکثراً توسط درمانگرها و جادوگرا استفاده میشه

،ماما سان هم مثل قهرمانه .فقط میتونه از زرۀ جنگی استفاده کنه

.ولی متأسفانه نمیتونه از اینا استفاده کنه

...همونطوره که میگه

...ولی ببین، سر شونه هاش کاملاً بهم میخوره

.اندازه ـش هم که مشکلی نداره

،نه! ببین، مسئله اصلاً اندازه نیست .کلاسی که داری نمیذاره این رو بپوشی

.ولی کلاسم که نباید مشکلی داشته باشه

.نگران نباش

.مامان زودی عوضش میکنه

چی میشه اگه محدودیت کلاس رو نادیده بگیری و به زور لباس رو بپوشی؟

...خب راستش، منم نمیدونم چی میشه

!ما کون، بد شد، بیا کمکم

چی شده، مامان؟

این چرا اینجوریه؟

!کمک کن درش بیارم

...پلوپ

فعلاً موفق شدیم .تجهیزات مورد نیازمون رو تهیه کنیم

وقتی با مامانم باشی .از هر کاری هزارتا مشکل سبز میشه

...اصلاً شبیه ماجراجویی نیست

!شبیه، زندگی روزمره خودمه

!ما کون

اینا دیگه چیه؟

.از مغازه های اونجا خریدمشون

!واسه همگی یه عالمه لباس خریم

!ببین! خوب گوش کن، مامان

از وقتی اومدیم اینجا زیادی هیجان زده نشدی؟

درسته، وقتی دیدم با تو میتونم ماجراجویی کنم ...خوشحال شدم و یه مقدار

!منظورم این نیست

درسته بی تجربه ای !ولی سرخود عمل میکنی، مزاحم بقیه میشی

به نظر خودت زیادی نیست؟

...همچین منظور نداشتم

!ولی اینکار رو کردی

،مهم نیست چیکار میکنم !تو همیشه اونجایی

چقدر میخوای حرصم رو در بیاری؟

...الان دیگه از مزاحمت گذشتی

!هوی ماساتو! داری زیاده روی میکنی !داری ضد حال میزنی

مگه نه، پورتر؟

.ببخشید

...معذرت میخوام

.نمیدونم چطور باید عذرخواهی کنم

...خب... نه

،قول میدم دیگه سرخود کاری نکنم !واقعاً معذرت میخوام

!لعنتی! بازم که اینکار رو کردی

تا شرایط بر وفق مرادم نمی گرده ...سریع قاتی میکنم

!شدم شبیه بچه هایی که فقط نق میزنن

...رفتارم خیلی زشت بود

.ما کون

!بیا گوشات رو پاک کنم

ها؟ چرا حالا؟

.آخه میخوام باهام آشتی کنی ...پس

پاک کردن گوش چه ربطی داره به آشتی؟

باشه؟

.دستت رو می بوسه

.خب، شروع میکنیم ما کون

!حرکت نکنی، ها

...خوابیدن روی زانوهای مامانه

.درسته، آخه زانوهای مامانه دیگه

...ببین، مامان

چیه؟

،من... وقتی با تو صحبت میکنم .گاهی اوقات چیزایی میگم که نباید بگم

،واقعاً معذرت میخوام !ببخشید

...ما کون

،ببین مامان .راستش من خیلی روی تو حساب میکنم

...مثل همین الان

خودم بلد نیستم گوشم رو تمیز کنم .واقعاً به دادم میرسی

اوهو! پس مامان مثل گوش پاکنه، ها؟

فقط همین کار ازم برمیاد؟

!نه! نه! نه ...منظورم این نبود

!آهای! مگه نگفتم حرکت نکن

،میدونی، وقتی با مهربونی مامان رو درک میکنی !خیلی دوستت دارم

!ممنون، ولی... خیلی نورانی شدی، مامان

!با هم آشتی کردن

.درسته

...قدم... قدم... قدم

به روستای مامانی خوش آمدید

...چند روز پیش اتفاق افتاد

.یه شیطان به اسم ملکۀ شب اینجا ظاهر شد

...وقتی یه دفعه ظاهر شد

با قدرت زیادش ...روستایی ها رو به زانو درآورد

!و تقاضاش رو اعلام کرد

...اگه میخواید زنده بمونید

هر روز یکی از مردای ...پر زور و بازوی روستا رو

،که بتونه خوب مشت و مال بده ...خسته نشه و خوشتیپ هم باشه

.به عنوان قربانی تقدیمش کنیم

بدجور بهش میخوره .یه آدم خُل وضع و منحرف باشه

...ای احمق

...امشب باید قربانی رو تحویل بدیم

ولی وقتی که در به در دنبال ...یه مورد مناسب بودیم و پیدا نمیکردیم

.شما ناگهان پیداتون شد

خب، میتونم درک کنم ...به چی فکر میکنید، کدخدا

پس منظورت همونه، درسته؟

.بله

هماهنگ کردم که تا هروقت خواستید ...اینجا اقامت داشته باشید

غذای رایگان بخورید .و اتاق رایگان داشته باشید

...مطمئن بشن که شما اینجا رو ترک نمی کنید

!تا وقتی که ملکۀ شب خودش رو نشون بده

!با این امید که شما ترتیبش رو بدید

اوه! پس داشت نقش بازی میکرد .تا طبیعی نشونش بده

.خب، مشکلی نیست

.اوه! واقعاً ممنونم

پس لطفاً بفرمایید از چشمۀ آب گرم معروف روستامون !چشمۀ شیر مادر" استفاده کنید"

!اوه! واقعاً حرف نداره

!بد چیزیه، حس میکنم دارم خوشکل تر میشم

...نه! نه! وقت این حرفا نیست

آهای مامان، صدام رو میشنوی؟

اوه، چی شده؟

هوی! اینجا چیکار میکنی، مامان؟

گفتم الان موقعیتش مناسبه .بیام باهم حموم کنیم

با کدخدا صحبت که کردم .گفت امروز دربست مال خودمونه

!مرتیکه الاغ

...با این حساب

!بچه ها، زود بیاید تو

،ما کون نمیتونه چشمش رو از من برگردونه !الان بهترین فرصته

من تا شونه رفتم زیر آب .پس مشکلی نیست

واقعاً قراره با اون حموم کنم؟ ...امکان نداره

اوه! دوست نداری با مامانت بیای حموم؟

پس به نظر میاد هیچوقت نمیتونی ...جای دخترم باشی

!چه حیف

!صبر کن ببینم

اگه همچین گزینه ای هم وجود داره !پس منم هستم

!تبدیل شدن به دختر شما، مهمترین اولویته

...مخصوصاً با این جریانی که پیش اومده

!پس بیا توی آب

،میدونم که خودت میدونی !ولی آوردن حوله توی چشمۀ آب گرم ممنوعه

،من توی این موارد !خیلی سخت گیر میشم

پس بدون زره باید وارد بشم، ها؟ ...عیبی نداره

ماساتو، اینطرف رو نگاه کنی ...گردنت رو میشکـ

وایز چان، اصلاً خوب نیست .یه دختر اینجوری حرف بزنه

کاریت ندارم اینجا رو نگاه کنی !ولی سعی کن زیاده روی نکنی

...با... باشه

!وایز چان

حالا که اینجا یه حمام عالیه بهتره آروم باشی و لذت ببری، باشه؟

.چشم

خب ماکون، میخواستی درمورد مبارزۀ امشب با ملکه خانم با ما حرف بزنی؟

درست گفتم؟

...آره! درسته، همینه

...با حرفایی که کدخدا زد به نظر یه شیطانه

.ولی دوست دارم بدونم واقعاً چه طوره

مامان، توی کتاب راهنما چیزی درموردش ننوشته؟

...راستش کلی اطلاعات درمورد هیولاها نوشته

.ولی چیزی درمورد ملکۀ شب توش نبود

ممکنه از قلم انداخته باشن؟

یا شایدم یه هیولای جدید باشه .که تازه وارد شده

Do You Love Your Mom and Her Two-Hit Multi-Target Attacks? subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Do You Love Your Mom and Her Two-Hit Multi-Target Attacks?

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left