Rest in Peace

Rest in Peace (Descansar en paz)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Rest In Peace 2024 720p Web Dl English Spanish Esubs
A Commentary by Qasem_Samangani

Tags

web
720p
720
webrip
BRip
x264
1080
TS
YTS
Published on: 2024-04-04
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم و بدون سانسور 9Movie.Wiki ناین مووی

‫انتخاب معرکه‌ایه.

‫تبریک میگم.

‫- بفرمایین. ‫- ممنون.

‫قشنگه، نه؟

‫آره.

‫نوشته کارت‌تون رو قبول نمی‌کنه.

‫کارت دیگه‌ای دارین؟

‫- پول نقد میدم. ‫- بسیار خب.

‫خوب بسته‌بندیش کن. جعبه‌ی قرمز داری؟

‫بله.

‫- بفرمایین. ‫- ممنون.

‫مرسی.

‫سلام. چه خبرها؟

‫- دستشویی دارم. ‫- بیا.

‫- می‌بریش؟ ‫- آره.

‫عزیزم.

‫- سیگار داری؟ ‫- البته.

‫- مثل خل‌ها رفتار میکردی! ‫- آره، پاهام داره بیچاره‌ام می‌کنه.

‫- تموم شد. ‫- خوبه.

‫هی، هی!

‫- چیه؟ ‫- دست‌هات رو فراموش نکن!

‫وقتی ۱۳ سالت بشه، ‫یه مهمونی اینجوری برات می‌گیریم.

‫آره، مامان بهم گفته.

‫- بهت گفته یعنی چی؟ ‫- نه.

‫- نه؟ ‫- نه.

‫بزرگ‌تر میشی،

‫وظایف و مسئولیت‌های بیشتری پیدا می‌کنی.

‫فعلا تنها کارت اینه که بری مدرسه.

‫- آره. ‫- به زودی میری دبیرستان،

‫بعد هم دانشگاه.

‫مدرک می‌گیری،

‫یه آینده‌ی شغلی رو شروع می‌کنی، ‫با یه دختر ازدواج می‌کنی.

‫و من همیشه کنارتم.

‫اینه که مهمه.

‫بابا همیشه کنارته.

‫متوجهی؟

‫نه. بابا، می‌خوام برم مهمونی.

‫مهمونی رفتن دوست داری، ها؟ خیلی خب...

‫اون یکی از کساییه که ‫توی دنیا از همه بیشتر دوستش دارم.

‫اون بهترین دوستمه و مثل شیره.

‫وقتی با موانع روبه‌رو میشه،

‫به تلاش ادامه میده و هرگز تسلیم نمیشه.

‫و امیدوارم وقتی بزرگ شدم، ‫درست مثل اون بشم.

‫اون آدم محبوب منه.

‫نه فقط به خاطر اینکه ‫بهمون رسیدگی می‌کنه و دوست‌مون داره،

‫چون وقتی بحث ما میشه، ‫اون از هیچی دریغ نمی‌کنه.

‫اون راهنمای منه که بهش تکیه می‌کنم ‫و توی زندگیم بیشتر از هر کسی بهش اعتماد دارم.

‫می‌دونم تمام آرزوهام رو محقق می‌کنه.

‫چون همونطور که همیشه میگه،

‫من تا ابد توی قلبشم.

‫احسنت! احسنت!

‫وقت روشن کردن شمع نهایی ‫با مامان و بابامه.

‫اینجا، بچه جون.

‫- مراقب باش. ‫- بیا مراقب باشیم.

‫آفرین!

‫خیلی محشر بودی ‫و از حرف‌هایی که زدی لذت بردم.

‫جدی؟ واقعا؟ عالیه!

‫- خب، بریم؟ ‫- هنوز نه.

‫- مامان. ‫- یه دقیقه صبر کن.

‫سرخیو، چی شده؟

‫سرخیو.

‫سرخیو!

‫چیز مهمی نیست.

‫- حالت چطوره؟ ‫- بهترم.

‫- جدی؟ ‫- آره، خوبم.

‫ولی چه اتفاقی افتاد؟ ‫فشار خونش خوبه.

‫- حتما یه مشکلی پیش اومده. ‫- ممکنه به خاطر استرس باشه یا...

‫به خاطر غذا، ‫اون همه نوشیدنی و ورجه وروجه بود.

‫- الان بهترم. ممنون. ‫- می‌تونیم یه چکاپ کامل انجام بدیم.

‫- بله، ممنون. خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫- دوباره سرت گیج میره؟ ‫- نه.

‫چرا. یه کم آب بخور.

‫یه کم ریلکس کن.

‫پنج دقیقه استراحت کن، خوب میشی.

‫اونا رو ترسوندم؟

‫- کیا؟ ‫- نمی‌دونم، بچه‌هامون؟ آدم‌ها؟

‫مطمئن نیستم. من اومدم اینجا.

‫اونا توی تختن.

‫می‌خوای بگی قضیه چیه؟

‫کارخونه به مشکل خورده.

‫اوضاع خیلی بده.

‫راه چاره‌ای نمی‌بینم.

‫- واقعا اینقدر جدیه؟ ‫- آره.

‫نمی‌تونیم با کالاهای وارداتی ارزون رقابت کنیم.

‫به کارگرها چند ماه حقوق، مزایا و مرخصی بدهکارم.

‫مالیات‌ها، مجوزها.

‫ولی اگه این همه بدهکاریم، ‫چرا یه مهمونی بزرگ گرفتیم؟

‫من جشن‌ فلور رو ازش سلب نمی‌کنم. نه.

‫چرا زودتر اینو بهم نگفتی؟

‫می‌دونستی مشکل داریم. ‫اگه نمی‌خواستی ببینی، تقصیر خودته.

‫من ماه‌هاست کلونازپام می‌خورم.

‫به قیافه‌ام می‌خوره غیب‌گویی بلد باشم؟ ‫باید حدس بزنم چی توی ذهنته؟

‫وقتی نمیگی، خب نمی‌دونم. ‫بهم بگو. باهام حرف بزن.

‫نمی‌دونم چه جوری از این وضع خلاص بشم.

‫یعنی میگم، شاید بشه وام بگیریم؟

‫باید سود بانک رو می‌دادم. ‫قبلا پول قرض گرفتم.

‫از کس دیگه‌ای نمی‌تونم بگیرم.

‫می‌تونیم خونه‌ی ییلاقی رو بفروشیم.

‫باید بفروشیمش، ولی کافی نیست.

‫کافی نیست؟

‫نه.

‫سرخیو، واقعا چقدر بدهکاریم؟

‫خیلی زیاد.

‫بیشتر از خیلی زیاد.

‫می‌خواستی بدونی؟

‫حالا می‌دونی.

‫صبح به خیر.

‫صبح به خیر.

‫سرخیو، باید حرف بزنیم.

‫- سلام، گلادیس. ‫- صبح به خیر.

‫- قهوه می‌خواین؟ ‫- نه، ممنون.

‫پولی که بهمون بدهکاری رو می‌خوایم.

‫یه لحظه ما رو تنها میذاری؟

‫- پولی ندارم، دیاز. ‫- اوه، نه؟

‫گمونم دیگه نمی‌تونیم کار کنیم.

‫شما اینجا کار می‌کنین. می‌دونین اوضاع چه جوریه.

‫باید این وضعیت رو پشت سر بذاریم، ‫وگرنه من باید اعلام ورشکستگی کنم.

‫این تهدیده؟

‫نه، نه. دارم میگم وضعیت چه جوریه.

‫کارلوس، چند ساله اینجا کار می‌کنی؟

‫- تقریبا ۳۰ سال. ‫- تقریبا ۳۰ سال!

‫اول با بابام، و حالا با من. ‫تا حالا شده در حقت نامردی کنیم؟

‫- نه. ‫- هرگز!

‫منظورت چیه "نه"؟ الان داره این کار رو می‌کنه!

‫ببین، سرخیو، ماشین یا خونه‌ات رو بفروش.

‫همه چیزت رو بفروش، وام بگیر.

‫دیگه نمی‌تونم پول قرض بگیرم. ‫کسی بهم قرض نمیده.

‫ولی بیا. ماشینم رو می‌خوای؟ بگیرش.

‫پولی بیمه و ثبتش رو ندادم، ‫ولی بفرما. بگیرش.

‫سرخیو، نه. بحث این نیست.

‫پس بحث چیه، کارلوس؟

‫پول‌تون رو می‌خواین؟

‫پس کمکم کنین، دستم رو بگیرین.

‫کمکم کنین این وضعیت رو پشت سر بذارم. ‫تهدید به رفتن نکنین!

‫می‌دونی چیه، سرخیو؟ ‫من باید شکم یه خانواده رو سیر کنم.

‫و بقیه هم همینطور.

‫ما صبور بودیم.

‫یا پول‌مون رو بده، یا میریم.

‫متوجه شدی؟ قضیه اینه!

‫- قضیه اینه؟ همش مشکل منه؟ ‫- بله، رئیس.

‫- عالیه! محشره! برین بیرون! ‫- خیلی خب. برو!

‫کار رو تعطیل کنین، پسرها!

‫استلا چی میگه؟

‫اون جزئیات رو نمی‌دونه، ‫فقط چیزهایی که لازمه رو می‌دونه.

‫اونایی که بهت پول قرض دادن رو از کجا می‌شناسی؟

‫از طریق بابای یکی از بچه‌های مدرسه‌ی فلور، رائول.

‫توی جشن دیدیش.

‫اسمش برنره.

‫آدم خطرناکیه.

‫خیلی خطرناکه.

‫امکان نداره بتونم پولش رو پس بدم.

‫فاجعه‌ست.

‫استلا و بچه‌ها...

‫چی به سرمون میاد؟

‫عاقبت چی میشه؟

‫وقتی پول داشتیم، بیمه‌ی عمر گرفتم.

‫نه، خواهش می‌کنم، سرخیو. ‫چی داری میگی؟

‫می‌دونم.

‫- مراقب باش. ‫- می‌دونم.

‫درسته که شرایط خیلی سخته، ولی می‌گذره.

‫تازه، خیلی‌ها دوستت دارن. ‫ما کمکت می‌کنیم.

‫ولی خونه‌ی ییلاقیم.

‫اون پول رو لازم دارم.

‫تو می‌تونی بخریش. هر چقدر داری بده.

‫نشونش میدم می‌تونم ‫مقداری از پولش رو پس بدم،

‫شاید اون وقت یه کم بهم وقت بده.

‫این کار رو می‌کنی؟

‫عالیه.

‫می‌تونی دهنت رو بشوری.

‫الو؟

‫نگران نباش، آیرین. ‫دیگه این اتفاق نمیفته. قول میدم.

‫مگه نه، فلور؟

‫- آره. ‫- خوبه.

‫فلورنسیا، میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟

‫- باشه. ‫- الان میام، عزیزم.

‫یه بوس بده.

‫ممنون.

‫اوضاع توی خونه چطوره، استلا؟

‫خوبه. ردیفه. عالیه.

‫نمی‌دونم اون چش شده. عجیبه. نمی‌دونم.

‫در مورد شهریه‌اش پرسیدم.

‫می‌دونم همیشه سر وقت دادین،

‫ولی دیگه داره مشکل‌ساز میشه.

‫می‌دونم، مشکل ناجوریه. ‫آره، امشب با سرخیو صحبت می‌کنم.

‫یه فکری براش می‌کنیم.

‫عیبی نداره، نیازی نیست ‫عجله کنین و فورا بدین.

‫فقط... می‌دونی که روال چه جوریه.

‫بهره‌اش زیاد نیست، ‫ولی بعد از یه مدت انباشه میشه.

‫همین امروز پول رو به دستت می‌رسونیم. ‫نیازی به تاخیر نیست.

‫مشکلی نیست.

‫عالیه.

‫- از سر راه برو کنار! ‫- مراقب باش، عوضی!

‫[هوگو برنر و شرکاء ‫مشاوران مالی]

‫سلام.

‫لطفا تشریف بیارین.

‫- بفرمایین تو. ‫- ممنون.

‫جوک خوبی بود!

‫باور کن، هوگو. من پولی ندارم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left