GoldenEye (James Bond 007)

GoldenEye (James Bond 007) (GoldenEye)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

GoldenEye 1995 2160p AMZN WEB-DL DTS-HD MA 5 1 H 265-XEBEC
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian GoldenEye 1995 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2026-02-01
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ببخشید، یادم رفت در بزنم

حتی یه نفس هم نباید بکشید. بقیه کجان؟

تنهام

مگه همه‌مون اینطور نیستیم؟

دیر کردی ۰۰۷. مجبور شدم یه سری به دستشویی بزنم

۰۰۶ آماده‌ای دوباره دنیا رو نجات بدی؟ اول شما،

جیمز... برای انگلیس. برای انگلیس، الک

خیلی ساده است. نصف هر چیزی شانسه، جیمز

و اون یکی نصفش؟

سرنوشت

تایمرها رو تنظیم کن: شش دقیقه. شش دقیقه. ردیفه

شلیک

وقت رفتنه جیمز. آخرین فراخوان. برام یه نوشیدنی بخر

من سرهنگ اوروموف هستم. با دست‌های بالا بیایید بیرون

چقدر خلاقانه

درو ببند الک، باد میاد

الک؟

حرکت کن. سلاحت رو بنداز زمین و آروم بیا سمت من

کار رو تموم کن جیمز. بفرستشون به جهنم. ده ثانیه وقت داری

ده

نه، هشت

هفت، شش

پنج، چهار

سه، دو... برای انگلیس، جیمز

شلیک نکنید. مخزن‌های گاز رو منفجر می‌کنید

این آخرین فرصتته. با دست‌های بالا بیا بیرون

صبر کن

نمی‌تونی برنده بشی

برو اون بیرون. حرکت کن. بجنب

شلیک نکنید

صبر کن

جیمز، لازمه اینقدر تند رانندگی کنی؟ بیشتر از اونی که فکرشو کنی

منم مثل بقیه دخترا از یه رانندگی پرهیجان لذت می‌برم، اما

اون کیه؟ اون یکی دختره

جیمز، تمومش کن. بس کن

می‌دونم داری چیکار می‌کنی. چیکار می‌کنم عزیزم؟

تو فقط داری سعی می‌کنی بزرگیِ... رو به رخم بکشی

موتور؟ غرورت رو

داشتیم یه رانندگی لذت‌بخش می‌کردیم و تو پای روانشناسی رو کشیدی وسط

من فقط فرستاده شدم اینجا تا تو رو ارزیابی کنم. بیا این قضیه رو فراموش کنیم، باشه؟

اول خانوم‌ها

جیمز، ازت می‌خوام این ماشینو نگه داری

جدی؟ همین الان این ماشینو نگه دار

همون‌طور که می‌بینی، من با ریاستِ زن‌ها مشکلی ندارم

جیمز، تو اصلاح‌ناپذیری

با تو باید چیکار کنم؟

بیا به افتخار ارزیابی تو بنوشیم، موافقی؟

یه ارزیابیِ خیلی دقیق

عصر بخیر آقای باند. از دیدن دوباره‌تون خیلی خوشحالم

عصر بخیر پیر. خوبی؟ خیلی خوب، شما چطور؟

هفت برای بانک

مادام برنده شد

شرط می‌بندید مادمازل؟ نه؟

موسیو

خانم‌ها و آقایان، شرط‌بندی؟

شرکت‌کننده‌ای نیست؟ بانک

به نظر می‌رسه علایق مشترکی داریم

حداقل سه تا

من دو تا می‌بینم؛ رانندگی و باکارات

هشت برای بانک

هفت. مادام برنده شد

امیدوارم سومی جایی باشه که استعداد واقعیت توشه

آدم برای رویارویی با چالش‌ها انگیزه می‌گیره

دوبل

ادامه بده

کارت

مادام با پنج تا می‌مونه

شش. مادام باخت. بولیاتچ

تا وقتی هست ازش لذت ببر. این دقیقاً شعار زندگی منه

و شعار زندگی شما چیه؟

ترفندش اینه که وقتی برنده‌ای بکشی کنار. این تنها ترفندیه که هیچ‌وقت یاد نگرفتم

شاید بهم نشون بدی چطوری انجام می‌شه

ودکا مارتینی. تکون‌خورده، نه هم‌زده

و برای شما؟

مثل همون

چطوری میل می‌کنید؟

خالص، با یه تیکه پوست لیمو

ممنونم آقای

اسمم بانده. جیمز باند

زنیا زارگونا اوناتوپ

اوناتوپ؟ اوناتوپ

لهجه‌تون... گرجستانیه؟ خیلی عالیه آقای باند

روسیه بودی. نه اخیراً

قدیما گهگاهی سری می‌زدم. سریع می‌رفتم و برمی‌گشتم

الان خیلی فرق کرده. سرزمین فرصت‌هاست

با یه فراریِ نو توی هر گاراژ؟

نه، دقیقاً این‌طور نیست. اون مال یکی از دوستامه

یه پیشنهاد برای دوستت: پلاک‌های فرانسوی مدل امسال با حرف L شروع می‌شن

حتی اون‌هاییش که جعلی‌ان

و شما توی اداره‌ی راهنمایی رانندگی چه رتبه‌ای دارید آقای باند؟

ناخدا

بریم؟

این یکی دریاداره

از زنی که از قدرت‌نمایی لذت می‌بره خوشم میاد

از دیدنت خوشحال شدم آقای باند

مطمئنم این لذت همه‌اش مال من بوده

شروع ارسال پیام از طرف مانی‌پنی

هویت تایید شد؛ اوناتوپ، زنیا. خلبان جنگنده‌ی سابق شوروی

مشکوک به داشتن پیوند با سندیکای تبهکاری جانوس در سن پترزبورگ

کشتی تفریحیِ «مانتیکور» در اجاره‌ی یکی از شرکت‌های صوری شناخته‌شده‌ی جانوس است

«ام» به شما اجازه می‌دهد خانم اوناتوپ را تحت نظر بگیرید

اما تاکید می‌کند که بدون تایید قبلی هیچ تماسی نداشته باشید

پایان پیام. مانی‌پنی

شب بخیر جیمز. مطمئنم که اوضاع رو «تحت کنترل» داری

عزیزم

زنیا، نمی‌تونم نفس بکشم

آره! آره

مرسی دریادارِ من

احترام بنده رو پذیرا باشید دریادار

از حضور شما در کشتی خوشحالم مادمازل

خانم‌ها و آقایان

لطفاً برای تماشای نمایش هواپیما در جای خود بنشینید

چیزی که قراره ببینید، پاسخ اروپا به میدان نبرد الکترونیکیه

اولین نمونه‌ی عملیاتی هلیکوپتر تایگر

تایگر با قابلیت مانور منحصربه‌فرد، نه تنها از فناوری رادارگریز استفاده می‌کنه

بلکه در برابر تمام اشکال اختلالات الکترونیکی هم مقاوم شده

پارازیت رادیویی و تابش الکترومغناطیسی

یه سورپرایز کوچک از طرف دوستات توی پادگان دارم

فکر کنم رفتم به بهشت

هنوز نه

لطفاً از خلبان‌ها استقبال کنید

ناخدا دوم برنارد ژوبرت و ستوان فرانسوا بروس

انتخاب ایستگاه میر

تصویر ارتوگرافیک

محاسبه‌ی رهگیری احتمالی با ماهواره‌ی زمین‌آهنگِ مرحله‌ی دوم

آنا

اون اگه یه زن هم بیاد بشینه رو سرش، متوجه نمی‌شه

بوریس

چیه؟

داشتم فکر می‌کردم توی اینترنت پستش کنم، نه؟

پسورد چیه؟ این بار ساده‌اش کردم

حتی تو هم باید بتونی بشکنیش، ای کله‌بورشی

باشه، باشه. یه راهنمایی بهت می‌کنم

درست جلوی چشمت هستن و می‌تونن درهای خیلی بزرگی رو باز کنن

تو واقعاً یه خوره کامپیوتری

آره. وارد شدم

تو وارد سیستم وزارت دادگستری آمریکا شدی

اگه ردشو تا اینجا بگیرن چی؟

رئیس بخش کامپیوتر بهم می‌گه نابغه، منو منتقل می‌کنه مسکو

و بهم یک میلیون دلار پول نقد می‌ده

فکر نکنم

در ضمن، آمریکایی‌ها کندذهن‌ان. هیچ‌وقت نمی‌تونن ردمو بزنن

چی می‌گفتی، کندذهن؟

هیچ‌کس نمی‌تونه بوریس گریشنکو رو بازی بده

مچشونو گرفتم. بیخیال بوریس، فقط قطع کن

اصلاً. من مچشونو گرفتم

خیلی خب، پسورد چیه؟ قرار نیست بهت بگم

اوکی، بذار حدس بزنم

جلوی چشمم نیست؟

روش می‌شینی اما نمی‌تونی با خودت ببریش

برنامه‌ی من خط تلفن هر کسی که ردمو بگیره اشغال می‌کنه

و مودم‌شون رو مختل می‌کنه تا نتونن قطع کنن

حالا شکار، شکارچی می‌شه

دفعه‌ی بعد بیشتر شانس بیارید

کندذهن‌ها

بنگ. تموم شد. من شکست‌ناپذیرم

برای تو هم خوب بود؟

من می‌رم قهوه بخورم

من می‌رم یه سیگار بکشم

ژنرال آرکادی گریگورویچ اوروموف، رئیس بخش فضایی

ژنرال، اگه می‌دونستم... آماده می‌بودی

سرگرد، این یه آزمایش برنامه‌ریزی‌نشده در سورنایاست. شبیه‌سازی جنگ

می‌خوایم «چشم طلایی» رو به صورت آزمایشی شلیک کنیم. وضعیتت رو گزارش بده

دو ماهواره‌ی عملیاتی قربان، پتیا و میشا، در مدار ۱۰۰ کیلومتری زمین با گردش ۹۰ دقیقه‌ای

خوبه

این کد تاییده

حالا، لطفاً چشم طلایی و شماره‌های دسترسی امروز ماهواره‌ی پتیا

دارم زمانت رو می‌گیرم

خوبه. ممنون سرگرد

با شمارش من

سه، دو، یک

هدف‌گیری کن. سورنایا

سلاح رو مسلح کن

بررسی کن

بهترین زمان واکنش اونا ۱۹ دقیقه‌ست. دیر می‌رسن

همه چی تمیزه. مجبور شدم یکیو خلاص کنم

عصر بخیر مانی‌پنی. عصر بخیر جیمز

«ام» توی اتاق عملیات منتظرته. من باید ببرمت تو

هیچ‌وقت تو رو خارج از ساعت کاری ندیده بودم. دلربایی. ممنونم جیمز

توی یه ماموریت خاصی هستی؟ این لباس‌های فریبنده برای چیه؟

۰۰۷ می‌دونم این حرفم برات خردکننده است،

اما من تو خونه نمی‌شینم و دعا نمی‌کنم که یه اتفاق بین‌المللی بیفته

تا بتونم با این تیپ بزنم بیام اینجا که جیمز باند رو تحت تاثیر قرار بدم

با یه آقایی قرار داشتم. رفتیم تئاتر

مانی‌پنی، من نابود شدم

بدون تو من چیکار می‌کردم؟

تا اونجایی که یادمه جیمز، تو هیچ‌وقت منو نداشتی

آدم به امید زنده‌ست

این مدل رفتار می‌تونه آزار جنسی محسوب بشه

واقعاً؟ جریمه‌اش چیه؟

یه روز باید پای تمام این کنایه‌هات وایستی

اول شما مانی‌پنی. نه، اصرار می‌کنم. اول شما

عصر بخیر ۰۰۷. تانر، چه خبر؟

دقیقه پیش یه سیگنال کمک دریافت کردیم ۱۶

از یه ایستگاه راداری توی سورنایا که مثلاً متروکه بود. نگاه کن

پیداش کردیم. تایگرِ مفقود شده‌ات. وسط شمال روسیه؟

حدست درست بود. حیف که ملکه خبیثِ اعداد نذاشت پیگیرش بشی

چی می‌گفتی؟ نه، نه. من فقط... فقط

خوبه. چون اگه کنایه بخوام، با بچه‌هام حرف می‌زنم، خیلی ممنون

عصر بخیر ۰۰۷. عصر بخیر ام

More Farsi Persian subtitles for GoldenEye (James Bond 007)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left