Behaving Badly

Behaving Badly

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Behaving Badly (2014) 1080p BrRip x264 - YIFY
A Commentary by amirfour
کاملا هماهنگ با نسخه مترجم: عرفان، مصطفی، روژان

Tags

brrip
x264
1080
Published on: 2014-07-26
Downloads: 53
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من کاملا بگا رفتم

من يه شرط احقانه با ...يه پسر آلباني کردم

و حالا بهترين دوستم توي زندانه پدرم فراري شده ،

اونا يه جسد توي ماشين مامانم پيدا کردن

و عشق زندگيم فکر ميکنه من يه شيطانم

و من شپش دارم

...اما شوکه‌کننده‌ترينشون

مامان؟

.اون هيچ‌جا نميره ما کاملا باهاش گير افتاديم

مامان؟ مامان؟

يا حضرت فيل

اين يه نامه‌ي براي سگ‌شه؟

911مورد اورژانسي‌تون چيه؟

بله. يه آمبولانس ميخوام

آدرس‌تون، لطفا - خيابان مارکس844 -

اوه، سلام، ريک

ريک؟ ريک؟

دارم واسه جشن سالانه پليس بليط ميفروشم

مامانت خونه‌س؟

آره، اما فکر اون کنم مُرده

...بيا پايين، و - ميدونم -

!خيلي‌خب، همگي‌ آروم باشيد باشه؟

اينجا يه صحنه‌ جرمِ

يه لحظه وايسا

بزار سريع يه عکس از اين بگيرم

فقط يه قتل عمدهِ

بهتره عجله کنيم شايد بشه عضوهاش رو اهدا کرد

.مجبورم نکنيد بهتون آسيب بزنم اسم قرباني چيه؟

لوسي ربکا استيونز

تاريخ تولد؟ - آه، تو مايه‌هاي ماه مارچ يا همچين چيزي -

پيره - پير. ميزان تحصيلات؟ -

مامانم با کيسه هوا ...نفس ميکشه

بعد تو ميخواي بدوني تا چقدر درس خونده؟

ببين، ما اينجا داريم يه بازجويي قتل عمد ميکنيم

قتل؟ پس اين نامه‌هاي خودکشي رو چطور ميخواي توجيح کني؟

نميتوني اينا رو داشته باشي - اون يکي اسم من روشه -

اينا مدارک‌ن - اون يکي اسم من روشه -

فقط به شرطي ميزارم بخوني که بزاري اول من ببينمش

سر جات وايسا

ننگ آور" معنيش چي ميشه؟"

فحش يا همچين چيزيه

خب، تو ننگ‌آوري

و تو بهترين دوست مامانت رو کردي

چطوري فهميده؟ و حالا به جز مامان، کي اينو ميدونه؟

بيلي وقتي بفهمه روي مامانش برنامه ...داشتم کلي عصباني ميشه

،نميخوام بگم که باباش ...شوهرش

بازيکن سابق فوتبال و ...طرفدار نازي‌ها

...و بهترين فروشنده‌ي لوازم ورزشي

و بهترين کسي که توي فروش اسلحه‌ي شاتگان مهارت داره، چه حسي داره

و مهم‌تر از همه، چي ميشه اگه نينا پنينگتون بفهمه؟

خب، نامه خودم بسه، ميخوام بدونم توي بقيه چي نوشته

خب، ما اينا رو هنوز احتياج داريم - باشه، خيلي‌خب، خيلي‌خب -

تا وقتي که تحقيق‌هامون کامل بشه

باشه

...اوه، در مورد اون بليط‌ها پليس

براي بهترين دوست قبلي‌م: پاملا بندر

کار خانوم بندرِ. اون ديوونه بهش گفته

البته که اون نوشته چطوري اتفاق افتاد

...من چاره‌اي نداشتم. يه جورايي

يه جورايي خجالت آوره

اما کل قضيه از اين قراره

من هزار دلار شرط بندي ميکنم

دو هفته قبل من هنوز بگا نرفته بودم

تو جاش گروبن رو ميشناسي؟ - حتي نزديکش هم نبودم -

حقيقت اينه که، من هرگز با کسي سکس نداشتم، البته به جز خودم

اما امسال بود که ميخواستم اين رو عوض کنم

من عاشق شدم و اسم اون نينا پنينگتون بود

بازم يادت رفت در توالت رو ببنيدي، کوني

کار من نبوده. کار...مامان بوده

اوه، محظ رضاي پسر کوچيک ...مسيح

ميشه اون لعنتي‌ها رو بکشي؟

بعضي از مادراي مردم به نيمه‌ي پر ليوان نگاه ميکنن

بعضي از مادرا به نيمه خالي

مامان من بهش نگاه ميکنه و ميپرسه اگه نميخوريش تا من بخورم؟

مامان تو در توالت رو باز گذاشتي؟

ببخشيد

باباتون کجاست؟

اوه...بازم رفت ماموريت

درسته. حرومزاده

حالا ببين، اين بار ديگه ازش طلاق ميگيرم

دختر جون ديشب تا ساعت3 کجا بودي؟

آه، داشتم به بي‌خانمان‌ها غذا ميدادم

آه - ...چطوره که حرف اونو باور ميکني ولي -

...اون باري که من گفتم رفتم خون اهدا کردم

بهش گفتي عوضي و منو تنبيه کردي

چون هيچ علائمي ازش نداشتي و مواضب حرف زدنت باش

و من بالاترين نمره‌ توي مدرسه رو گرفتم

.و اون بالاترين نمره رو گفته خبري از سرهنگ...؟

استنفورد؟ نه هنوز خبري ازش ندارم

اما اين روزاست که ديگه پيداش بشه

تو يه رقاص هستي، کريستن

با اون همه پولي که در مياري، چرا اصلا ميخواي ديپلم بگيري؟

چون دارم سعي ميکنم خودمو بهتر کنم

چرا نميتوني مثل خواهرت باشي؟

چرا بايد بخوام هرزه بشم؟

مامان، بکشش - يعني ميتونم ؟ -

خيلي‌خب، کل داستان ...از شنبه

جوزف استيونز، بوجودآورنده‌ي من

...اون هنوز شوهر مامانمه

چون نميتونه تقاضاي طلاق بده

اگه اين عشق نيست نميدونم ديگه چيه

ميخواي چيکار کني، آقا - هيچي -

توي دردسر افتادي - نه -

مگر اينکه يه لطف کوچولو بهم بکني

منو بگو که فکر کردم اومدي تا مثل پدر و پسر باهمديگه وقت بگذرونيم

اون دوربيني که هفته‌ي قبل جا گذاشتم رو يادته؟

اوه، آره، همون دوربين فيلم برداري

همون فيلمي که آقاي فروشنده داشت براي مشتري توضيح ميداد

آقاي فروشنده؟. اوه، آره آقاي فروشنده

بهرحال، فکر کنم يه نوار توش جا گذاشتم

مامانت که...؟ - مامان بخواد اونو بزاره؟ -

اون سرش با کاراي خودش گرمه وقتي يه نفر جلوي بقيه ميگوزه] [اين اصطلاح رو بکار ميبرن

راستي، مامانت چطوره؟ - واقعا برات مهمه، جوزف؟ -

واقعا نه - استيون -

جوزف نوارش رو ميخواد - بگير -

ممنون

و اگه دفعه‌ي ديگه دوربين رو به اون آقاي فروشنده قرض دادي

...سعي نکن بزاريش روي روي سه پايه بزارش

تو توي دردسر بزرگ افتادي، آقا

دردسر

خيلي‌خب، کل داستان از شنبه 14 آپريل شروع شد

متاسفانه، اين داستان کاملا حقيقت داره

اسم‌ها براي محافظت از ‌بي‌گناهان عوض نشدن

چون، توي اين داستان، همه يه جورايي مقصر هستن

صحبت از مقصر شد

من کار را بنداز جيمي ليچ هستم

اون مدير کلوپي هستش که خواهرم، کريستين، توش ميرقصه

!آهاي، جنده

همچنين داره تبديل به يه کير واقعي ميشه

منظورم اينه که به سبيلش نگاه کنيد

انگار قراره متجاوز جنسي بشه

ازت ميخوام که بري دنبال چريش بگيردي بازم غيبش زده

اون هيچ پولي بهم نميده ...اما ميتونم تصور کنم که

بقيه روزم به چه راه‌هاي بد ديگه‌اي تلف ميشه

تو هنوزم اينجايي؟

خداحافظ، تانيا

.برو پي کارت امروز چند شنبه‌اس؟

شنبه

خيلي‌خب، امروز برات ساک ميزنم

اگه بهش بگي که، من معدم درد ميکرد

وقتي سيخ بشه خيلي بزرگتر ميشه

خب، شايد اينکار بهت کمک کنه

خيلي‌خب، ميدونم اينکار يجورايي زشته، اما...دوباره

دوباره

حداقل کار منو راه انداخت

!بيلي، باز کن، ريک هستم، بيلي

ريکي

نزار با دلربايشش تو رو گول بزنه

اون خطرناکه

حالا، دوست ندارم کسي رو مقصر بدونم

اما تقريبا همه‌چيز تقصير اون بود

خب، البته به جز مرگ اون يارو

سلام - سلام، خانوم بندر -

حالت چطوره؟ - خوب -

بيلي خونه‌س؟

آره، احتمالا طبقه بالا ...داره، ميدوني

باشه - !هي، مواظب باش -

هي، بيلي، حدس بزن چي شده

بيلي بندر...بعد از اينکه دو بار در امتحانات درس خوندن در منزل رد شد

ايالت، والدينش رو مجبور کردن که اونو به يک مدرسه‌ي واقعي بفرستن

البته کمکي نکرد

اوه، ريک، فکر کردم مامانمي

!رفيق، يه چيزي هست بنام قفل

اوه، خداي من

آه

ميشه يه دستمال بهم بدي؟

ممنون

نه. نه

رفيق، حدس بزن چي شده؟ - چي؟ -

امروز يه جورايي يه نفر برام ساک زد - خفه‌شو! کي؟ -

يه دختر از کلوپ - يه رقاص؟ -

بهتره دعا کني ايدز نداشته باشه

دقيقا ميدوني چطوري گوه بزني به اين جور موقع‌ها

فقط همينجوري گفتم. يه ...مستند ديدم

يا شايدم يه فيلم بود

بهرحال، اسمش "اجاره" بود

و همه ايدز داشتن، و خيلي ناجور بود، ريک

مريضي رو ميگي، يا فيلمه؟ - فيلمه -

!مامان

شما پسرا هنوز اينجايين

بيلي، ميخواستم بدونم ميتوني بري ...فروشگاه

و براي مامان چندتا سيگار بخري

الآن؟ - نه، پس پنج شنبه هفته‌ي بعد -

همين حالا. برو

پول توي کيفه، باشه؟

اوه، ريک، ميخواستم بدونم ميتوني ...اينجا بموني و در مورد يه چيزي

کمکم کني؟

اون از وقتي که 18 سالش شده جق ميزنه

نميتونم تا 21 سالگيش صبر کنم

خب...تو امروز يه اتفاقي واست افتاده

غير از چيزاي هميشگي چيز خاصي نبوده. نه

بيلي بهم گفت يه ساک گيرت اومده

چطوري؟ من همين الآن بهش گفتم

خب، مهم اينه که من ميدونم

منظورم اينه که نميدونم در مورد چي حرف ميزنيد

من گفتم يه جورايي ساک گيرم اومده

ريک، مامانت، بهترين دوست منه

اگه تو همينطور اطراف اين ...جنده‌ها بگردي

آخرش ميفهمه

ما بايد يه جورايي اين مشکل رو برطرف بکنيم

More Farsi Persian subtitles for Behaving Badly

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left