The first 200 lines.
یکشنبه جمعه پنجشنبه چهارشنبه سه شنبه دوشنبه شنبه
.تعطیلات تابستون از اون چیزی که فکرشو بکنی کوتاه تره
.ترم جدید داره شروع میشه
...و هنوز
هی، میتونی اینو نگه داری؟
درحال حاضر داریم برای .جشن فرهنگیمون آماده میشیم
.کارت خیلی خوبه ها، ایزومی کون
!توی کارای زنانه حرف نداری
.اوه...ممنون
آهـه...اونا که از ما انتظار ندارن همه اینارو امروز تموم کنیم؟
.چی؟ فکر کنم امروز بتونیم تمومشون کنیم
!آره، میتونیم
...دخترای دبیرستانی این دوره و زمونه خیلی بیخیالن
.تو خودت هم یه دختر دبیرستانی ای
،من توی گروه لباسم
وسایل ترئینات
تزئینات
لباس ها
،اما شیکیموری سان توی گروه تزئیناته
.پس از هم جداییم
از دید ایزومی
.هی، حواست باشه دستت رو زخم نکنی
به کاکتوس نیاز داریم، نه؟
.مگه میخوایم اینجارو کویر کنیم
!این اطراف که کاکتوس رشد نمیکنه
...انگار دارن خوش میگذرونن
،پارسال توی یه گروه بودیم
،پس خیلی با هم حرف زدیم
.اما امسال این شانس رو نداشتم
...اونا خیلی خوش شانسن
.ایزومی. کارتو انجام بده
ایزومی کون، اینجارو چطور باید بدوزم؟
.اوه، آره
سوزن رو از پشت وارد کن .و به جلو فشار بده
!واو
!حرف نداری
!اوه، تو خیلی کارت درسته
!من؟! من عصبانیت کردم؟
!مگه چیکار کردم؟
حتما خیلی داره بهش سخت میگذره، ها؟
نیست ناز یه دختر فقط شیکیموری سان
شیکیموری سان
طقـفـ
یه دختر
ناز
نیست
نیست
ناز
یه دختر
فقط
شیکیموری سان
شـیـکـیـمـوری سـان نیستنازیه دختر فقط
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
Echelon & Yasin :مترجمین
@AWsub @AWforum
شهر بازی
یعنی شیکیموری سان ازش خوشش میاد؟
!!!رزرو کنید
برای خانواده هدیه بگیرید
!!بخورید
اینوزوکا کون
!!بخورید
!!زود برو بگیر بخواب
!!اینوزوکا کون
لطفا کمکم کن
هفته بعد میخوام با شیکیموری سان برم شهربازی به نظرت چیکار کنم....؟
#07 جشنواره فرهنگی I
امروز اولین روز از جشنواره فرهنگی .سه روزمونه
استرس دارم چون کار کلاس ما .نسبت به پارسال سخت تره
!اما همه تلاشمو میکنم
یو، دیرت نشه یه وقت؟
!ای بابا
جشنواره فرهنگی
!هی
!وایسا الان میام
جشنواره فرهنگی
دیـدمـآ شوخـ
.بفرما
.ممنون
.بفرما
...چهل و چهار
مرگ
مرگ
مرگ
مرگ
مرگ
مرگ
.چه عدد نحسی
.خب، من به این چیزا عادت دارم
اونا امسال دوباره این کارو انجام میدن، ها؟
این کار واقعا سرگرم کنندست، نه؟
...ها؟ آـم، آره
!همه گوش کنید
حسابی میترکونیم
و جایزه ای رو میبریم که هر دانش آموزی آرزوشو داره :یعنی
!بلیط های رایگان افتر پارتی
!آره
ایزومی، این لباس به طرز غم انگیزی .خیلی بهت میاد
.خب، کسی اصلا نمیتونه ببینه تو کی هستی
.انگار توش خیلی هم گرمه
...ا-ایزومی سان
.اوه، شیکیموری سان
عـ-عجیب که نشدم؟
به نظرت یجوریی نیست؟
!خیلی ناز شدی
!واقعا؟ تو هم عالی شدی
!شما دوتا! بعدا واسه هم لاو بترکونید !سری دست به کار بشید که کلی کار داریم
.97امین جشنواره هاچیو اکنون آغاز میشود
ببر
!خوش اومدین
!خوش اومدین
!بفرمایید اینجا لطفا
تنایواحـ کافه
!کلاس 2-4 کافه حیوات رو اداره میکنه
!بدویید بیاید
هی، اونو نگاه کن، ناز نیست؟
!خیلی نازه
.پشمام، چقدر نازه
!خیلی نازه
،دوتا بستنی شکلاتی ،دوتا بستنی ماچا
...یه آب پرتقال، یه آب لیمو و
میشه یه عکس ازتون بگیرم؟
!حـ-حتما
شما چه حیوانی هستین؟
...آـم
زرافه ـست؟
!ببخشید! هنوز سفارش من رو نگرفتین
!سرمون خیلی شلوغه
!اما باید کارمو خوب انجام بدم
!ای وای
!چی شد؟ پام رو روی چی گذاشتم؟
!حواسم به جلوی پام نبود
!ایزومی کون
!مثل همیشه
...من
!باید بستنی هارو نجات بدم
.حواست کجاست
.ما اینجاییم .نمیخواد عجله کنی
.ببخشید
...خوبه که فهمیدی
!یه خرگوش، شیر رو تبدیل به یه پیشی ملوس کرد
.خستم
.چقدر مشتری داشتیم
.احتمالا فردا بیشتر میشن
...آه
.بیا فردا بعد از ظهر با هم قدم بزنیم
.حتما. مشتاقانه منتظرشم
صبح توی کتابخونه باید کار کنی، درسته؟
اونا چیکار میکنی؟
...خب
،کتابخونه فقط به عنوان یه فضا برای استراحت بازه
.پس من کار زیادی نمیکنم
،شیفت سه ساعته توی این دو روز رو برداشتم
.شیفتی که کسی نمیخواست
.آه
تو هم صبح توی کافه حیواناتی، درسته؟
.آره
چی شده؟
.فقط...احساس بدی دارم
.همه باید سخت کار کنند
.نگران نباش
.من به اندازه کافی برای هردومون کار میکنم
!شیکیموری سان
!منم همه تلاشمو میکنم
فقط مواظب باش که قفسه های کتاب رو بهم نزنی، باشه؟
!همه تلاشمو میکنم
!گوش میکنی؟
!همه تلاشمو میکنم
سوبا اودون
امروز از کجا شروع کنیم؟
ثروت
سرنوشت
خواندن
عشق
ثروت
به صورت دقیق
سرنوشت خود را تعیین کنید
!دقیق به طرز وحشتناکی 200ین فقط با
پیشبینی سرنوشت
باز است
.یعنی از بچه های کلاسمون کسی توی کتابخونه هست
کتابخانه
از این طرف
محل برگزاری جشنواره فرهنگی
.امیدوارم حداقل یه نفر از کلاسمون باشه
.خیلی سخته سه ساعت تموم رو با کسایی که نمیشناسی سر کنی
کتابخانه
اطلاعیه کمیته کتابخانه
...اوه
.ببین کی اینجاست
.سلام، ایزومی کون
کامیا سان؟
امسال دوباره توی کمیته کتابخونه هستی؟
خوشحالم کسی که اومده رو .میشناسم
میخوای بهم کمک کنی این کتاب هارو مرتب کنیم؟
.البته
پارسال از طریق کمیته کتابخونه .با کامیا سان آشنا شدم
.اون آس تیم والیباله. قدش هم بلنده
،خیلی خونسرد .زیبا و مهربونه
دختر و پسر فرقی نداره .همه دوسش دارن
No comments yet. Be the first to leave one.