The first 200 lines.
ببخشيد...مي تونم كمكتون كنم؟
!واي خدا...جويي چاولا
اي بابا،مي بينيد...بايد برم سر فيلمبرداري بعد ماشينم خراب شده
ميشه شما منو برسونيد؟
من...چرا كه نه،بفرماييد
من چقدر خوش شانسيم كه شما سر راهم قرار گرفتيد
اين لطف شما رو تا عمر دارم فراموش نمي كنم
چه لطفي؟اين وظيفه م خانم
آخي...آدمايي مثل شما ديگه توي اين دوره زمونه پيدا نميشن
خانم اومد...عجله كنيد
گوش كن...دوباره مي بينمت كه؟ آره _
جوهي خانم چي شد امروز تلفن كرديد گفتيد بيام ديدنتون
همين طوري.دلم خواست ببينمت
اينجا چقدر رمانتيكه،مگه نه؟
بله...هست
...گاهي فكر مي كنم اگه اين شونه هاي قوي نبود
من چه بلايي سرم مي اومد
قول بده...هميشه باهام مي موني
اين چه حرفيه مي زنيد جوهي خانم
جوهي خانم نه...فقط جوهي
واي خدا...گويندا تو كي هستي؟ _
گويندا با اين آشنا بشو.اين اَمَره
من كه درباره اين بهت گفته بودم
آهان پس اين همونه كه هميشه كمكت كرده
پسر خوش قيافه اي هستي ممنون _
انتخابت خيلي خوب شده
خجالت كشيد رفت
گوش كن.تو كه انقدر خوش قيافه اي چرا نميايي بازيگر بشي؟
راستش من كلي پيشنهاد از طرف ...كارگرداناي بزرگ گرفتم ولي دارم
بيا بغلم
نه گوپال...اين ممكن نيست
چرا نه؟فقط براي اين كه من فقيرم؟
و تو پولداري؟هيچ قدرتي توي دنيا نمي تونه ما رو از هم جدا كنه
بيا بغلم
گوپال محدوديت هاي يك زن رو درك كن
...اين دنياي پست
اين روزگار نامرد...اين زمونه دشمن اينا نمي ذارن ما زندگي كنيم
و اين واقعيته واقعيت اينه كه تو منو دوست داري _
واقعيت اينه كه منم تو رو دوست دارم واقعيت اينه
بقيه همش دروغه همه چي رو فراموش كن.فقط منو ياد كن
گويندا محكم تر بغلش كن
چي شد؟ احساس كردم شاهرخ خان اومد _
شاهرخ خان گويندا ساني ديول فقط همينا تو زندگي توئن
شنيدم خيلي با ساني داري فيلم بازي مي كني
آره.مردم از زوج ما خوششون مياد
تو چي؟ منم همين طور _
خيلي خوش تيپه
چرا؟حسوديت ميشه؟
مي ترسم دستم به خون كسي آلوده بشه
دلخور شدي؟
داشتم شوخي مي كردم.تو همه چيز مني
تو محبوب مني
واقعا اَمَر.ديگه بي تو نمي تونم زندگي كنم
بيا بريم ازدواج كنيم
آره من به خاطر تو سينما رو ول مي كنم _
نه.نه.لازم نيست سينما رو ول كني
تو كارت رو بكن.منم پشتشم پولات رو هم خودم جمع و جور مي كنم
ولي بازيگر مردت رو خودت اتخاب مي كنم ازش هم بايد دور بموني...دور
...من خدا رو شاهد مي گيرم
و تو رو از جسم و جون مي پذيرم
...منم خدا رو شاهد مي گيرم
و تو رو از جسم و جون با همه داراييت مي پذيرم
اي بابا.زدي روياي خوشگلم رو خراب كردي
داشتم گل دسته ازدواج رو مي انداختم گردن بازيگر زن...مونده بود الان بياييد؟
نمي شد 2 دقيقه ديرتر بياييد؟ انقدر زر نزن پاشو _
صبح تا شب اينجا پشت دخل چرت مي زنه
بابولال چقدر گفتم نذار پشت دخل بشينه
برو بابا حالا انگار توي دخلش چي هست
كاسه گداهاي مومبئي از اين پرتره
بابولال حواست رو جمع كن...مثل ديروز گوش اين بدبخت رو هم نبري ها
مراقب باش داداش معلومه كه پولي نمي مونه
باز ديروز از اينا 100 روپيه كش رفتي
كش نرفتم بابا خرج كردم
رفته بودم رزي موهام رو كوتاه كنه توي آرايشگاه تاج محل
چي؟من اينجا موهاي 20 نفر رو مي زنم تا 100 روپيه گيرم مياد
بعد تو ميري تاج موهات رو كوتاه مي كني؟
تازه مثلا موهات رو كوتاه كردي؟ كوتاه كردم ولي معلوم نيست _
خيلي انگليسي بلغور مي كني
اوهوي احمق من با پولاي همين كشو شهريه مدرسه ت رو دادم
تحصيل كرده ت كردم.خرجت كردم بزرگت كردم.آدمت كردم
به زور لگد تو دانشگاه هم واردت كردم
ولي چه فايده.از اونجا هم پرت شدي بيرون
پرت نشدم بابا جون من خودم ولش كردم اومدم بيرون
راستش مدير حرفاي منو نمي فهميد
آخه در درون من كلي ايده هست كه داره واسه بيرون اومدن پرپر مي زنه...لب پر مي زنه
براي اين نسل جوان...براي اين كشور
و بيش از همه براي پدرها
چون تا وقتي پدرهاي اين مملكت درست نشن اين كشور هم درست نميشه
...اين موضوع رو پسر مدير درك كرد
ولي مدير درك نكرد
...اون وقت شما
...الان بدون كف همچين اصلاحت بكنم كه
بي خيال بابا
اگه شما منو اصلاح بكني ...مردم فكر مي كنن شما
خفه شو الاغ آروم باشيد بابا _
و ايده جديد منو گوش كنيد چرا اين مغازه رو نمي فروشيد؟
پول خوبي گيرمون مياد
منظورم اينه كه با اون پولا يه مغازه النگو فروشي باز مي كنيم
مغازه النگو فروشي؟ بله.مغازه النگوفروشي _
فقط يه كم فكر كنيد
تمام روز فقط من و شما پيش كلي خانماي خوشگل
من النگو دست دخترا مي كنم
شما النگو دست مادرا مي كنيد
گاهي صداي زيباي خنده شون...هاي گاهي نگاه سر به زير شيطونشون...واي
گاهي سرخوردن زلف روي شونه شون...هاي گاهي سرخوردن شال از روي شونه شون...واي
دستاي ظريف اونا توي دستاي كلفت شما
شما با محبت النگوها رو دستشون مي كنيد
اونا با خجالت دستشون رو مي كشن عقب...آي
شما با پررويي دستشون رو جلو مي كشيد...آه
بابولال گفتم وقت اصلاح مواظب گوشش باش
همش تقصير توئه تقصير من؟ _
النگو دست مي كني.مو تو هوا ول ميدي برو بيرون...بيرون
بابا يواش.شما رو نمي دونم ولي من اينجا آبرو دارم
آره جون خودت.از دخل پول مي دزدي قرض مي گيري
فكر كردي بازيگر اهل دهلي هستي؟
بابا الان شما مختون داغ كرده من شب ميام دوباره روشنتون مي كنم
تو باز شب ميايي؟
بي شرم...تو دنيا هيچ پسري نالايق تر از تو نيست
هست بابا...هست
جايي كه پدري مثل شما هست پسري مثل منم هست
يعني چي...امروز چشم چپم خيلي داره مي پره
پريدن چشم چپ كه خيلي توش خيره
از هر طرف براتون خبر خوش مياد
برو بابا كدوم خبر خوش
براي من آخرين روز خوشي وقتي بود كه من بابا شدم
...حالا از اون روز تا امروز
پسر لايقم پريم اصلا اجازه خوشحال بودن به من نميده
من درميارم.اون خرج مي كنه من درميارم.اون خرج مي كنه
داداش به كي داري انقدر غر مي زني؟
به پسر خودم...به تو چه تو براي چي اومدي اينجا
يادت رفته؟بايد 500روپيه به لالاجي بدي
برو بابا كي گفته بايد به لالاجي 500روپيه بدم؟
آره راستي بايد به لالاجي 500روپيه بدم
بيا اينم 500روپيه حاضر و آماده
پريم پولام رو برداشته زده به چاك
چرا بهونه مياري؟
اون بيچاره كه توي "شركت فيلمسازي به به"نشسته
توي "شركت فيلمسازي به به"نشسته؟ آره _
...جاني فيلمي بدبخت
سر پسر منو كلاه مي ذاري؟
اين جاني عوضي بابام رو به بهونه فيلم بازي كردن فرستاد بمبئي
هنوز بابم برنگشته
توي هر فيلمي يا داره نقش درخت بازي مي كنه يا چوب لباسي
داري پسر منو خر مي كني؟ چوبدستي من كجاست؟
واي...عجب قيافه اي
عجب دكوري
از اين يه نمونه بيشتر نيست...تف تف
اين ديگه چي بود؟ خواستم چشم نخوري واسه همين تف كردم _
استاد...من بازيگر ميشم؟
ميشي؟تو ستاره شدي بابا برقا رو روشن كنيد
استاد.شركت فيلمسازي به به رو راه اندازي كن ديگه
بابا شروع كردم.با آميتا هم حرفام رو زدم
پس من چي؟ قهرمان فيلم كه تويي _
اون نقش بابات رو بازي مي كنه
حله.نه؟ حل چيه بابا.ته نشينه _
آميتا و من...پدر و پسر
دچار برخورد و درگيري
به به...عجب سكانسي بشه
گرم و داغ...چايي شركت فيلمسازي به به
بفرماييد آقا
براي اين يه شربت بيار
راستي سوباش گاي قرار بود زنگ بزنه
مي زنه.مي زنه.الان مي زنه
من به سوباش عكسات رو دادم
اونم نياز به يه ريخت و قيافه جديد داره براي فيلم جديدش
"عشق دراكولا"
سلام آقا...نقش من يادت نره
تويي سوبو...سوبو پشت خطه
آقا سلام منم برسونيد
بگو ببينم از عكسا خوشت اومد
چي؟تو كل بمبئي صدا در كرده؟
اين همه آدم پسنديدن؟خيلي خوبه
چي؟...نه
كه اين طور
عكسات رو به مادوري ديكشيت نشون دادن
چي ميگه؟فقط با اين كار مي كنه
با كس ديگه كار نمي كنه؟عاليه كه
يكي از عكساش رو هم براي خودش برداشته؟ خيلي خوبه بابا...خيلي خوبه
واي نه
فيلم دو تا بازيگر زن داره با جوهي هم حرف زدن
آدرس تو رو هم بهش دادن داره مياد اينجا ديدنت
چي ميگي؟؟حله؟
حله چيه بابا...ته نشينه...ته نشين
هي...پاشو...گوش كن
كار تو انجام شد
شد...تموم شد...شركت فيلمسازي به به كارش ديگه تموم شد
مغازه دار داره ميگه اگه همين الان 500 روپيه نديد
دوربين رو ازا ينجا برمي داره مي بره
اه.من دارم به سينما بازيگر جديد معرفي مي كنم
بعد اينا مي خوان دوربين منو بردارن برن؟
بذار دوربين رو ببره.قرار نيست كه شانس و اقبال اينو ببره
بده دوربين رو واستا...واستا _
مي خواد پول بده...بده بده
اينو بگير و پرت كن تو صورتش
اين منم كه تو صورتت تو كفش پرت مي كنم
حاصل دست رنج منو خرج اين بي سروپا مي كني؟
بابا اين داره منو بازيگر مي كنه اين بازيگرت مي كنه؟ _
خودش عمله هم نتونست بشه
من تو فيلمم به شما هم نقش ميدم عمو
اين از اون گناهكار قديمياست باباي منم اين از راه بدر كرد
No comments yet. Be the first to leave one.