The first 147 lines.
.چه دستهجمعی اومدن
.نگاه کن، فاست
.طعمههامونن
.میدون تایکو از دست رفت
پس بگو چرا با این همه روحیه .اومدن خونهشون رو پس بگیرن
.اینقدر فرماندهی گارد سلطنتی رو دستکم نگیر
.نگران نباش، برنامهی من مو لا درزش نمیره
.برد الکیشون رو جوری باخت کنم که حال کنن
افراد، همه حاضرین؟
!حرکت
جریان چیه؟
خالیه؟
یعنی چی؟
.وضعیت داخل رو چک کنین
.برق اضطراری وصل شد
.سیستم امنیتی دوباره فعال میشه
.سیستم دفاعی اونقدر آسیب دیده که بیشترش غیرفعاله
.دوربینها سالمه
.جای دشمنها رو پیدا کنین
.تعدادشون خیلی کمه
،اینجا تیم ویژهی یک
.طبقهی اول ضلع شرقی نیروهای ریونیون رویت شد
.همونجا بهشون پاتک بزنین
.نذارین برن بالا
.رفتارشون عجیبه
.با اینکه دیدنمون حرکتی نکردن
چی؟
.ریونیون تو طبقهی پنجم به بالا متمرکز شده
اینا چشون شده؟
.انگار هوششون سرجاش نیست
.فرمانده
.فرماندهی دشمن تو چشمانداز رویت شد
کدوم؟
این؟
.تله هم باشه باید بریم
.افراد، فرماندهی دشمن تو چشمانداز رویت شد
.خودم میرم سراغش
شما ساختمون رو تصرف کنین؛ همهی دشمنها رو دستگیر کنین
!با دست خودمون لونمن رو پس میگیریم
.بقیش با شما
!خطرناکه! فرمانده
.خوش اومدی، خانوم فرمانده
.قدم رنجه فرمودی
.تسلیم شو
.دیگه راه در رو نداری
راست میگی؟
بله؟
.اونی که راه در رو نداره تویی
.وراجی بسه
.تو نمیفهمی
.تیرانداز؟ دستکمم گرفتی
.اه؟ چه ابهتی
پس اینو چی میگی؟
!فایده نداره
سربازام که باختن تیراندازام هم نتونستن؟
رفیقت دستمریزاد داره
.ولی هرچی حقه داشتی شکست خورد
.یه بار دیگه میگم
.تسلیم شو
.راست میگی
.با این وضع کارم تمومه
...ولی
...خب
!بلند شین
اینا چشونه؟
حسابی جا خوردی؟
!این حقهی منه
چطوره؟ خوشگله، نه؟
فرمانده! نیروهای ریونیون که !بیحرکت بودن یهو راه افتادن
!قاطی کردن
!با این وضع نمیتونیم از ورودی دفاع کنیم
مگه اینا درد رو احساس نمیکنن؟
!همه نیروها! اولویت یک امنیت خودتون باشه
...فرمانده، با این وضع اتاق فرماندهی
!لعنتی! الان رد میشن
.همینه. همین قیافه رو میگم
.عمراً بمیرن
!چون خودم همینطور دردشون رو درمان میکنم
!تو
.میبخشی، ولی حرکاتت دیگه تابلو شد
.پس اینطوریه
،میگم خانوم فرمانده
دلم میخواست یه بارم شده .باهات حسابی گپ بزنم
نظرت چیه؟
.نیاز نیست
چرا تا این حد میجنگی؟
مگه خودتم در اصل از لونمن قطع امید نکردی؟
.من وظیفه خودمو دارم
این دنیا رو از بیخ نابود میکنیم .که جلوی گندیدنش رو بگیریم
!میخوایم از اول شروع کنیم
.تو هم واقعاً وظیفهای در قبال لونمن نداری
!خب، حالا با ما بیا که به یه هدف بالاتر برسیم
.حرف دیگه بسه
.سکیشو
!حاضر
!به حرفم گوش کن، سکیشو
.نزدیک بود
.پس همچین چیزی تو چنته داشتی
.میخوای اینا رو متوقف کنی تنها راهش کشتن منه
اون شمشیر رو زوری در میاری که هم خودت هم خودمون رو از بین ببری؟
تو رو بکشم درست میشه؟
.باشه
...از نظرم اونقدر نمیارزی
...ولی اگه جون خودم براش لازم باشه
!پس میدمش
.خداحافظ
.یهکم دیگه میرسیم
.بهتره عجله کنیم
!چشم
!تا مقصد سی ثانیه
!دریچه باز
!آمیا چان، بزن بریم
!باشه
.محکم بچسب
!دکتر
!زحمت فرماندهی با شما
.باشه
!سه،دو، یک، صفر
.بریم
!شیرجه
هی! چتون شد؟
رودوسه؟
!بزنینشون
!آمیا؟
.رسیدیم
.هیجانانگیز بود
آمیا...چرا؟
چن، هنوز زندهای؟
.اگه مردی پس بگو
تو هم وقت گیر آوردی؟
.خواستم خبر بدم که ماموریتم انجام شد
.یه تشکر بهم بدهکاری
...نکنه تو
.چن سان
.معذرت که دیر کردیم
.رودوس طبق توافق ازتون حمایت میکنه
.ممنونم آمیا
...ایشون
.اپراتور ممتاز رودوس، بلیز سان
.یه کمک دست خیلی قویه
چن سان، کاری هست که شما .باید برای انجام دادنش باید زنده بمونی
...رودوس...چرا شما
!هی. پا شین
!زود باشین
!بلیز سان، زحمتش با شما
.اوکی. ولی بلد نیستم این فن رو مهار کنم
!بپا خودتم نگیره
No comments yet. Be the first to leave one.