The first 200 lines.
Lightness
آیوفیلم تقدیم میکند
.منتظرتون بودیم ایوانگا-ساما
.سلام
.من اوتوناشی گویچی هستم
.عذر میخوام کوتوکو-سان
مطمئنم از اینکه ناگهانی ازتون خواسته شد با یه مرد مسن تر از خودتون
که نمیشناسید، ملاقات .کنید، شگفت زده شدین
ولی باور دارم شما تنها کسی .هستید که از پسـش بر میاین
.اوتوناشی گویچی
اون بیشتر از ۲۰۰ ،هتل تو دنیا داره
و به کسب و کار های .دیگه ای هم مشغوله
.رئیس معروف گروه اوتوناشی
چرا همچین شخصی میخواد منو ببینه؟
مطمئن نیستم که بگم متعجب .هستم یا باید این مشکلو پیدا کنم
من سعی کردم تای .جای ممکن مودب باشم
،حدس میزنم وقتی موقعیت خاصی رو بدست میارین .اونو میشه به عنوان تقابل درنظر گرفت
من در برابر شما تنها .یک دختر هستم، رئیس
کمک کردن به شما .شاید در توان من نباشه
میتوانم بگویم بسیار برانگیزنده است که .میتوانید اینجا بنشینید و مقابل من چای بنوشید
و در حالی که منو رئیس ،گروه اوتوناشی مینامند
.به طور اتفاقی این سمت رو گرفتم
من در اصل از .خانواده اوتوناشی نیستم
من در یکی از هتل های اونا کار میکردم
و پیشنهاد هایی برای .مدیریت بهتر اونا ارائه میکردم
وقتی رئیس وقت، اوتوناشی دنجیرو، از من خوشش اومد
،و از من خواست تا با دخترش .سومی-سان، ازدواج کنم
دنجیرو به استعداد دخترش ،در مدیریت اذعان کرد
و از اون میخواست تا تجارت .خانوادگی رو به دست بگیره
و در حقیقت، سومی-سان در آن .زمان در تجارت متحیر کننده بود
بعد ازدواج ما، دنجیرو فوت کرد و .سومی-سان به طور رسمی رئیس شد
اون تجارت رو حتی بیشتر گسترش .داد و در سطح جهان نامی به پا کرد
.همچنین سه تا بچه بدنیا آورد .جز این فقط میشه اونو قهرمان نامید
ولی من شنیدم شما کسی بودین که بعد .مرگ سومی--سان از گروه محافظت کردین
،اگر شما آنجا نبودین .گروه دچار مشکل میشد
اگر سومی-سان یک ،سال بیشتر عمر میکرد
.گروه سقوط میکرد
رئیس اوتانوشی سومی
،بیست و سه سال قبل، سومی-سان
با کسی برخورد کرد که گمان میشد سارقـه
یومینیچی شیمبون
رئیس زن گروه .اوتانوشی به قتل رسید
توسط یک سارق و با .چاقو در خیابان کشته شد
رئیس اوتانوشی سومی
.و با ضربات چاقو کشته شد
.مظنون هنوز دستگیر نشده است
.درسته
.ولی میبینی که من همون مظنونم
.حتما مزاح میفرمایید
:مترجم
Lightness
آیوفیلم تقدیم میکند
در
/
وهم
در
/
وهم
زمستون زودگذرتر از چهار فصله
زنی به زیبایی و خونسردی برف
که در بافندگی چیره دسته
اشک میریزه و تبدیل به درنا میشه
کسی که راهی سفر شد تا دورترین پایانو بیابه
پسر صورت خشک
روح چراغو آزاد کرد
و ثروت شگفتانگیز اونو بدست آورد
حقیقت به خوبی پنهان شده به تصویر تبدیل میشه
!فایدش چیه؟ زندگی! برای یکی! برای همه! یه معما
پشت به خورشید
به آرامی آینده بیشکلو رنگآمیزی میکنیم
با یه چای تازه دم
مهمونی تازه شروع شده
به من پاسخ بده، ای افسانه شب
.ولی این شوخی نیست
.ولی نه من سومی-سان رو نکشتم
پس داری میگی کسی رو استخدام کردین تا ایشون رو بکشه؟
.منطقیه
ولی پیدا کردن کسی که برای .شما قتل انجام میده آسان نیست
.که اینطور
کسی که سومی-سان رو کشت یه .روباه هیولا که یوکو صداش میزنن، بود
من با چیزی خارج ،از عقل معامله کردم
.و اون خواستم سومی-سان رو بکشه
.الان وقت شوخی نیست
چرا رئیس یک گروه مشهور جهانی
درباره چیزی غیر منطقی مثل یوکو صحبت کنه؟
دقیقا به خاطر همینه .که رئیس گروه شدم
افراد زیادی هر روز .از هتل ها رد میشن
اونا میتونن صحنه ای برای حوادث .بشن که بعضاً منجر به مرگ میشه
و به خاطر همین داستان های زیادی از مردم هست که
پدیده های ماوراءالطبیعه و روح .های اتاق های میهمان ما رو دیدن
من هیچوقت علناً اینو قبول نکردم .ولی قطعا همچین چیزی هست
قطعا من ۲۳ سال پیش .با یه یوکای قرارداد بستم
و چرا اینا رو دارین به من میگین؟
شما در میان یک جمعیت .خاص مشهور هستید
من شنیدم که تو درمورد .چیزای ماوراءالطبیعه فکر میکنی
البته از آنجایی که این ،درخواست توسط والدینم انجام شد
من به اجبار قبولش کردم؛
و در نهایتا همه چیز دارای یک توضیح منطقی از آنچه که ناشی از
برداشت های نادرست و .پیشفرض های ذهنی است
.من فرزند خردم
چشم شیشه ایم و پای .مصنوعیم ثمره اونه
با این حال میتونم حس کنم که چشم شیشه ای و پای مصنوعی تو نتیجه
ناپدید شدن و مقدس شناخته .شدن توسط ماوراءالطبیعه هاست
،با کنار گذاشتن هر کس دیگه ای میخواستم این درخواستو از شما بکنم
چون احساس میکنم تو تنها .کسی هستی که منو باور میکنی
.عذر منو بپذیرید .لطفا ادامه بدین
بیست و سه سال پیش، گروه .ما همچنان درحال گسترش بود
بهترین کردن گروه در جهان اراده .دنجیرو و هدف سومی-سان بود
ولی گروه درحال تجاوز از محدودیت .هاش بود و شروع به ازهم پاشیدگی کرد
.با اینحال سومی-سان متوقف نشد
مدیران گروه هم نتونستن .سومی-سان رو متوقف کنن
سومی-سان تلاش میکرد تا .بر فرزندان ما هم جکومت کنه
بزرگترین پسرمون میخواست .یه سرآشپز بشه ولی اون نذاشت
و تلاش کرد اونو وارث .این امراطوری هتل کنه
اون با پارتنری که دخترم به خونه آورده بود موافقت نکرد
.و سعی کرد اونا رو از هم جدا کنه
پسر دوم ما خیلی تلاش کرد ،تا به وظایف گروه ادامه بده
ولی اون میخواست پسر بزرگتر .این کارو انجام بده و به اون اجازه نداد
.همه چیز به سر اومده بود
اگه میذاشتیم ادامه بده، گروه .و بجه هامون نابود میشدن
همه اینا رو میدونستم .ولی دستام بسته بود
پس رفتم به یه ویلا در کوهستان .و سعی کردم یه نقشه بچینم
اگه فقط...اگه فقط سومی-سان .بمیره، همه چیز عالی پیش میره
...اگه سومی-سان بمیره
پس چطوری این آرزوی شما رو برآورده کنم؟
.بیشتر بهم بگو
.من یه یوکای هستم .یک آیاکاشی باستانی
من میتونم کارایی انجام بدم که .فراتر از قوانین دنیای شماست
یکم تعجب کردم و ترسیدم ولی آینده
گروه و بچه هام بیشتر .از یه هیولا منو میترسوند
م-من
.خیلی خب
.همسرت رو به خاطر تو خواهم کشت
ها؟
در عوض تو هم یه آرزوی .منو برآورده خواهی کرد
خدا میدونه که این هیولا درعوض معامله چی برمیداره؟
...ولی من
آ-آرزوت چیه؟
ازت میخوام یه زمینی ،رو کنار کوه توسعه بدی
و اونو محل سکونت .انسان ها قرار بدی
برخی از برادرام که باهاشون درگیری دارم
از اون به عنوان لانه استفاده .کردن تا نفوذ خودشونو گسترش بدن
من میخوام از این .اتفاق جلوگیری کنم
احتمالا بتونیم کنترل .اون زمینو بدست بگیریم
هیچوقت سومی-سان این کارو نمیکنه
،ولی اگه اون بمیره .احتمال شدنش هست
.باشه انجامش میدم
،اگه سومی-سان نا پدید بشه .من آرزوی تو رو برآورده میکنم
.در یک ماه کارشو میسازم
.ده روز بعد اتفاق افتاد
سومی-سان در خیابان به ضرب چاقو توسط
شخصی که پلیسا .متعقدن سارقه کشته شد
و یکباره هرج و مرج ...گروه درون گروه حل شد
.من همسرت رو کشتم. قولت یاد ترنه
.اگه قولتو بشکنی، به حسابت میرسم
درواقع اون از یه انسان در جنگ با ...قدرت های یوکی-های دیگه استفاده کرد
.عجب یوکوی دنیوی ای
پس به قولت عمل کردی؟
آره. توسعه اون کوه .حدوداً ۶ ماه طول کشید
بعد من من رئیس .گروه اوتوناشی شدم
کسب و کار ما برای رسیدن به ارتفاع دست یافتنی تلاش کرد
و ما مناطقی رو .کاهش یا واگذار کردیم
اگه همونطور که سومی-سان ،قصد داشت ادامه میدادیم
خسارت وارده برای .نابودی کل گروه ما کافی بود
چه اتفاقی برای فرزندانی که سومی-سان قصد کنترلش رو داشت افتاد؟
پسر بزرگترم از گروه .خارج شد تا یه سر آشپز بشه
.حتی الان رستوران خودشو داره
دخترم با دوست پسرش ازدواج .کرد و کار پسره موفق بوده
هر دو تا به امروز با .خوشحالی زندگی کردن
پسر دوم ما وارد کسب و کار ما شد .و مدیریت اجرایی رو بر عهده گرفت
به زبان دیگه، بعد فوت سومی-سان .همه چیز به خوبی پیش رفت
.درسته
،تا وقتی قتل یک جرمه چیزی که انتخاب کردیم
.منجر به چیزای دیگه ای میشه
همه چیز به طرز .شگفتی خوب پیش رفت
.این عالیه
برای جشن گرفتن مقداری کیک شیفون سفارش نمیدین؟
.این خوب نیست
حتی اگه یه اتفاقی میفتاد که ،مردم میخواستن سومی-سان نمیره
.مشکلی نبود
این میتونست به من یادآوردی .کنه که قتل هیچوقت راهحل نیست
این منو متقاعد میکرد که هر .انتخابی عواقب خودشو داره
مطمئنم خبر داری که
من به خاطر سلامتی از کمپانی رفتم. آره؟
.همینطوره
من تومور بدخیم دارم که ،در سرتاسر بدنم پخش شده
و به من گفته اند که فقط .یه سال فرصت زندگی دارم
در حدودا ۶ ماه به من غلبه خواهد .کرد و به پایان وحشتناکی در انتظارمه
.هنوز دربارش به خانوادم نگفتم
دوست دارم این رازو .برای مدتی نگه دارم
این به کنار. وقتی متوجه این .اوضاع شدم، خیالم راحت شد
فکر کردم آخر سر به چیزی .که لایق اون قتل بود رسیدم
کاری من انجام دادم .بدون شک قتل بود
.و حق منه که به خاطرش مجازات بشم
.اگه مجازات نشم، نظم از بین میره
اعتراف میکنم که واقعا .نظمو زیر پا میزاره
دقیقاُ از من چی میخواین؟
.من نگران بچه هام هستم
همه چیز در زندگی بچه هام با .مرگ مادرشون به خوبی پیش رفت
.مسیر موفقیت اونا بی ثباته
No comments yet. Be the first to leave one.