The Killing

The Killing (Forbrydelsen)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Killing AKA Forbrydelsen (2007) - S01E11 (1080p BluRay x265 Silence)
A Commentary by emad_se7en
۱۴۰۰/۰۸/۲۳ @emad_se7en : کانال تلگرام

Tags

BluRay
1080
x265
Published on: 2021-11-13
Downloads: 66
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ آنچه گذشت

‫یه مرد حدودا 190 سانت

‫توی این زمان، نانا هنوز توی جشن مدرسه بوده

‫فکر می‌کنم بعدش، با این مرد ملاقات کرده

‫-اون بررسی شده ‫-چی؟

‫کی بررسی کرده؟

‫وقتی میگم چیزی نیست یعنی چیزی نیست

‫موبایل نانا رو چک کردم

‫یه نفر بعضی تماس‌ها رو از لیست حذف کرده

‫اولین نفری که لیست و موبایل بهش ‫تحویل داده شد، بوکارد بوده

‫-بنگت ‫-شاید واسه‌ی رفتن به سوئد یکم عجله کردیم

‫-نه ‫-مراقب خودت باش

‫من تاکسی کار می‌کنم. ‫دختره رو گئونینگ پیاده کردم

‫توی راه یه جا وایسادیم ‫دقیقا پشت ورودی شهرداری

‫-این کیه؟ ‫-ینس هُلک، رهبر میانه‌روها. حامی برمره

‫تا آخر شب اونجا بود؟

‫پس واسه چی پالتو پوشید؟

‫من پیشنهاد میدم که همگی ‫یک ائتلاف بزرگ علیه برمر تشکیل بدیم

‫-برمر کارش رو خوب انجام داده ‫-هیچی سر جاش نیست

‫ببخشید ولی من بهت اعتماد ندارم

‫جریان سفرش به لتونی رو شنیدی؟

‫هزینه‌های سفرش عجیب بود

‫همه‌ی این حرفا کنار، ‫رابطه‌ی تو با پارلمان افتضاحه

‫اگه اجازه بدیم برنامه‌ی افراد نمونه‌ی مهاجرین ‫ به اسم دفتر نخست‌وزیر شناخته بشه،

‫ممکنه نخست‌وزیر بهت کمک کنه

‫ نخست‌وزیر ازم خواست توی ‫دیدارهای انتخاباتیم شرکت کنه

‫-این حرفا چیزی رو عوض نمی‌کنه ‫-اون توی سفر به لتونی بوده

‫-میشه امشب در موردش صحبت کنیم؟ ‫-آره. حتما

‫یِنس هُلک، ‫اون شب زودتر از جشن رفت؟

‫یکی از کارکنان شما اینجا پیش ماست...

‫بعدا دوباره دیدیش؟

‫ ماشینت پیش مدرسه پارک نبوده

‫-سلام. بفرما بشین ‫-نه ممنون

‫این صندلی خالی بود دیگه؟

‫تابستون گذشته بین نانا و تایس یه اتفاقی افتاد

‫اون همه‌چی رو بهت می‌گفت

‫حسابی که دخترت باز کرده، ‫پولش رو چکار کنیم؟

‫- کدوم حساب؟ ‫- 11هزارتا داخلشه

‫- 11,000؟ ‫-ممکنه بهش، اضافه پول داده باشم

‫آزادی. به شرطی که توی شهر بمونی، ‫و توی پرونده دخالت نکنی

‫- از کی اونجا کار می‌کرد؟ ‫- از ژانویه. با یه مرد قرار می‌ذاشت

‫ما توی یه اتاق توی هتل پیداش کردیم ‫خیلی مشروب خورده بود

‫تایس بردش اورژانس ‫قول داد دیگه باهاش قرار نمی‌ذاره

‫از اینجا برو بیرون

‫به پلیس سوئد اطلاع دادم ‫که آماده‌ای بری اونجا

‫چندتا بسته از سوئد برای تو اومده ‫باید امضاش کنی

‫ لیبرال‌ها یه دفتر اون اطراف دارن

‫خیابون کانگزگید ‫پلاک 130، طبقه‌ی چهارم. چرا؟

‫- الآنه که بفهمیم کی پشت فرمون بوده ‫-فکر کنم توئلز هارتمنه

‫ قتل : THE KILLING

‫ «ترجمه از Emad_Se7en» ‫ Telegram Channel: @Emad_Se7en

‫ تریلری از : سورن سویستروپ

‫راننده تاکسی ساعت 22:45 ‫ توی گئونینگ پیاده‌اش کرد

‫5 دقیقه بعدش احتمالا رسیده باشه آپارتمان

‫آپارتمان مال لیبرال‌هاست

‫ازش برای جلسات و جا دادن به ‫مهمان‌هاشون استفاده می‌کنن

‫ساختمون تجاریه واسه همین ‫تمام آخر هفته خالی بوده

‫ظاهرا نانا بیرک لارسن کلید اینجا رو داشته

‫یکی برای در ورودی ‫یکی هم برای این در

‫ چهارشنبه 12 نوامبر ‫21:34

‫تکنسین‌ها اثر انگشت نانا رو پیدا کردن

‫و این، خون خودشه

‫احتمالا وقتی روی میز شیشه‌ای افتاده، ‫ زخمی شده

‫روی رادیاتور موی بلوند هست، ‫سرش به اونجا کوبیده شده

‫اون دوباره بلند شده و سعی کرده ‫ از خودش دفاع کنه

‫اثر انگشتش روی "وزنه‌ی کاغذ" هست ‫ *وسیله‌ای که روی کاغذ می‌ذارن تا باد نبرش

‫نانا اون رو پرت کرده سمت آینه

‫چندتا نمونه واسه آزمایشگاه فرستادیم

‫امیدواریم تا فردا بعدازظهر، ‫یه پروفایلِ DNA بگیریم

‫به این سمت فرار کرده، سعی کرده در رو ‫ببنده ولی طرف با لگد در رو باز کرده

‫مواظب باش رو چیزی پا نذاری

‫اینجا، احتمالا جاییه که اولین بار بهش ‫ تجاوز شده. بعد از ساعت 23:35

‫ساعت 11:35 با اون تلفن، زنگ زده به پلیس ‫و سعی کرده درخواست کمک کنه

‫مجرم بهش اجازه نداده

‫اون از دستکش استفاده کرده

‫این در، کاملا پاک شده ‫تلفن و تخت هم همینطور

‫نمی‌دونیم اون رو تا آخر هفته اینجا ‫نگه داشته یا بردش یه جای دیگه

‫کجا؟

‫اون جمعه، یه منشی تا آخر شب کار می‌کرده

‫ساعت 9 میاد بیرون و یه ماشین ‫ استیشن واگن سیاه می‌بینه. مثل همونی که هارتمن می‌روند

‫خودت خوب می‌دونی که کسی که توی ‫دوربین‌ها سوار ماشین بوده، هارتمنه

‫-می‌خوام با لوند تنها حرف بزنم ‫-این مسخره‌بازی رو تموم کن! دیگه خسته شدم

‫-می‌خوام بدونم چه خبره! ‫-اون چیزی که فکر می‌کنین نیست

‫پس چیه؟

‫تو تماس‌های یه نفر رو ‫از اون موبایل حذف کردی

‫نه

‫پس کی کرده؟

‫ما می‌خوایم هارتمن رو برای بازجویی بیاریم ‫به اون اطلاعات نیاز داریم

‫اطلاعات رو واستون میارم

‫رهبران حزب‌ها فردا اول صبح بهمون خبر میدن

‫حالا که هُلک موافقت کرده، ‫بقیه هم میان

‫چرا لوند درباره‌ی هُلک سوال کرد؟

‫و قضیه‌ی اون ماشین چی بود؟

‫- باید بدونم اون نقشی داشته یا نه ‫- برای رئیس پلیس یه پیام گذاشتم

‫کافی نیست

‫تا 24 ساعت دیگه، آخرین جلسه‌ی ‫شورای شهر قبل از انتخابات رو داریم

‫باید تا قبل از اون جلسه، ‫ائتلاف رو قطعی کرده باشیم

‫-ریه اسکوگارد، بفرمایید. ‫-برمر می‌دونه ما چه نقشه‌ای داریم

‫-آره، پشماش ریخته بود. ‫-چرا؟

‫-یه راهی واسه تلافی کردن پیدا می‌کنه ‫-بهش اطلاع میدم. خدافظ

‫-پلیس بود ‫-خب؟

‫-می‌خوان با تو صحبت کنن ‫-الآن؟ چرا؟

‫-فقط گفتن باید بیای اداره‌ی پلیس. ‫-درباره‌ی هُلک و اون ماشینه؟

‫فکر نمی‌کنم

‫چه چیز دیگه‌ای می‌تونه باشه؟

‫بهشون بگو دارم میام

‫بگو برسوننت

‫-باید هر چه زودتر قطعی بشه ‫-البته

‫اگه قرار باشه ائتلاف سودی داشته باشه، ‫باید سریع اعلام بشه

‫-باید همینجا وایسی ‫-باشه. باید به موقع به گوش رای‌دهندگان برسه

‫-خودم رو زود رسوندم. چی شده؟ ‫- بفرمایید داخل اتاق

‫-من خیلی وقت ندارم ‫-می‌خوایم تنها باهات صحبت کنیم

‫-جریان چبه؟ ‫-اول باید بشینی

‫- همین الآن بهمون بگو ‫-ما باید چندتا سوال از هارتمن بپرسیم

‫-این اختیار رو داره به وکیلش زنگ بزنه ‫-نه. برای چی اینکارو کنم؟

‫شبیه یکی از ماشین‌های کمپین ماست

‫می‌تونی حدس بزنی که پشت فرمون بوده؟

‫یکی از افرادمون؟

‫اگه مهمه، می‌تونم بگم بررسی کنن

‫تکنسین‌های ما وضوح تصویر رو بالاتر بردن

‫و حالا اینجوری شده

‫ بعد از جشن پوستر بود

‫اون شب، راننده‌ام رو مرخص کرده بودم، ‫واسه همین یکی از ماشین‌های کمپین رو برداشتم

‫-زود از جشن اومدی بیرون؟ ‫-آره، سردرد داشتم

‫-و باید سخنرانیم رو آماده می‌کردم. ‫-کجا رفتی؟

‫حزب ما یه واحد توی خیابون کانگزگید داره ‫رفتم اونجا

‫-چه اتفاقی افتاد؟ ‫-کی کلید اون آپارتمان رو داره؟

‫من یه دونه دارم و ...

‫یه کلید یدکی هم توی ‫کشوی دفترم هست. چرا؟

‫-ولی تویی که از اونجا استفاده می‌کنی؟ ‫-بهم بگین چه خبر شده!

‫ماشینی که سوارش بودی، همون ماشینیه ‫ که نانا بیرک لارسن توش پیدا شده

‫همونطور که گفتم، اون شب، ماشین ‫ به پارکینگ شهرداری برگردونده شد

‫-توی آپارتمان چه اتفاقی افتاد؟ ‫-امکان نداره همون ماشین بوده باشه

‫- توی آپارتمان چه اتفاقی افتاد؟ ‫- هیچی

‫- من فقط یکی دو ساعت اونجا بودم ‫- نانا بیرک لارسن هم همینطور

‫اون کلید داشت

‫مورد حمله قرار گرفت و ‫ بهش تجاوز شد

‫و با ماشین به یه جای دیگه منتقل شد. ‫ همون شبی که تو اونجا بودی

‫توی واحد ما؟

‫از کِی می‌شناختیش؟

‫نمی‌دونم... ‫من هیچوقت ندیده بودمش

‫امکان نداره فکر کنی من ‫به این قضیه ربطی داشته باشم

‫من...

‫من فقط یکم آبجو خوردم و بعدش ‫تصمیم گرفتم پیاده برم خونه

‫دوشنبه صبح اومدم ماشین رو بردارم، ‫ولی اونجا نبود

‫با خودم گفتم لابد از کارکنان کمپین، ‫کلیدش رو پیدا کردن و ماشین رو بردن

‫-کل آخر هفته رو داشتن پوستر نصب می‌کردن ‫-اون وقت تو چه کار می‌کردی؟

‫من کلیدا رو روی میز گذاشتم ‫حتما یکی برداشتش

‫چرا نوار ویدیوی دوربین‌ها رو از ‫اتاق حراست شهرداری برداشتی؟

‫من هیچ نواری برنداشتم. کدوم نوار؟

‫شماره‌ی تو از لیست تماس‌های ‫موبایل نانا حذف شده بود

‫این حرفا یعنی چی؟

‫-من مظنونم؟ داستان اینه؟ ‫-آخر هفته پیش کی بودی؟

‫-بهمون نمی‌گی؟ ‫-عمرا بگم

‫این زندگی شخصی منه ‫به هیچکدومتون ربطی نداره

‫شبتون بخیر. لِنارت بریکس هستم ‫رئیس این اداره پلیس

‫متوجهم مشکلی به وجود اومده

‫هارتمن به من گفت، با نیت خوبی ‫ اون ماشین رو برداشته

‫و قبل از این که مقتول بیاد اونجا ‫از آپارتمان خارج شده

‫مایله در مورد آپارتمان ‫اطلاعاتی در اختیارتون بذاره

‫و شما می‌تونید از کارکنانش سوال کنید

‫ما نمی‌خوایم با کارکنانش صحبت کنیم

‫اگه درست ازش سوال می‌کردین، ‫می‌فهمیدین که اون یه شاهد داره

‫اون، یکم بعد از ساعت 11 از آپارتمان ‫ اومده بیرون و رفته خونه‌ی ریه اسکوگارد

‫که از قضا دوست‌دخترش هم هست

‫روز بعد اونا توی مرکز همایش اسکادزبورگ بودن

‫و کل روز جلسه داشتن

‫دفعه‌ی بعد که خواستین یه نفر ‫ مثل هارتمن رو بکشونین اینجا،

‫پیشنهاد می‌کنم قبلش مشق‌هاتون رو ‫ خوب انجام داده باشین

‫چک کن واقعا اونجا بوده باشه

‫و ببین از بقیه‌ی سیاستمدارها، ‫کدومشون از آپارتمان استفاده می‌کنه

‫و همه‌ی آدمای اون اداره ‫برای بازجویی میان اینجا

‫پرنیله بیرک لارسن داره میاد اینجا ‫گفت کارش اضطراریه

‫الآن وقتش نیست. اگه درباره‌ی بازداشت ‫شوهرشه، ما هیچ کاری نمی‌تونیم بکنیم

‫نه واسه اون نیست. چند ساعت قبل آزاد شده، ‫وکیلش از بازداشت درش آورده

‫این، پیغام‌گیر پرنیله‌اس ‫پیامتون رو بذارین و من بهتون زنگ می‌زنم

‫-سلام ‫-سلام

‫پرنیله رو ندیدی؟

‫کِی آزاد شدی؟

‫-همین الآن ‫-خوبه

‫ندیدیش؟

‫شارلوت اومد مراقب بچه‌ها باشه، ‫ولی بعدش سریع از اینجا رفت

‫واسه چی؟

‫پسرا با پرنیله رفتن بیرون

‫-کجا؟ ‫-من از کجا بدونم

‫-باهاش حرف زدی؟ ‫-فکر کنم رفت پیش پلیس

‫اول فکر می‌کردم اومده دنبال تو

‫-راجع به بویلز بهمون بگو ‫-یه کلوب شبانه‌اس فقط برای اعضا

‫-نانا چه کار می‌کرد؟ ‫-سفارش میزها رو می‌گرفت

‫-از اونجا خوشش میومد؟ ‫-واسه‌اش هیجان‌انگیز بود، متفاوت بود

‫-متفاوت؟ ‫-نسبت به خدمات حمل و نقل

‫از کجا فهمیدی با یکی قرار می‌ذاره؟

‫سر شیفت‌هاش نمیومد ‫و مرخصی می‌خواست

‫-ولی به نظر میومد خطری نداشته باشه ‫-چه اتفاقی افتاد؟

‫یه شب اصلا نیومد سر کار، واسه همین ‫زنگ زدم به تایس و همه‌چی رو بهش گفتم

‫با ماشین رفتیم این‌ور اون‌ور دنبالش، ‫تا اینکه از یه هتل بهمون زنگ زدن گفتن یه اتاق گرفته

‫برای چی اتاق گرفته بود؟

‫خیلی مشروب خورده بود

‫فکر کنم اون یارو، ولش کرده بود

‫-مواد مصرف می‌کرد؟ ‫-فکر نکنم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left