The first 200 lines.
آنچه گذشت
یه مرد حدودا 190 سانت
توی این زمان، نانا هنوز توی جشن مدرسه بوده
فکر میکنم بعدش، با این مرد ملاقات کرده
-اون بررسی شده -چی؟
کی بررسی کرده؟
وقتی میگم چیزی نیست یعنی چیزی نیست
موبایل نانا رو چک کردم
یه نفر بعضی تماسها رو از لیست حذف کرده
اولین نفری که لیست و موبایل بهش تحویل داده شد، بوکارد بوده
-بنگت -شاید واسهی رفتن به سوئد یکم عجله کردیم
-نه -مراقب خودت باش
من تاکسی کار میکنم. دختره رو گئونینگ پیاده کردم
توی راه یه جا وایسادیم دقیقا پشت ورودی شهرداری
-این کیه؟ -ینس هُلک، رهبر میانهروها. حامی برمره
تا آخر شب اونجا بود؟
پس واسه چی پالتو پوشید؟
من پیشنهاد میدم که همگی یک ائتلاف بزرگ علیه برمر تشکیل بدیم
-برمر کارش رو خوب انجام داده -هیچی سر جاش نیست
ببخشید ولی من بهت اعتماد ندارم
جریان سفرش به لتونی رو شنیدی؟
هزینههای سفرش عجیب بود
همهی این حرفا کنار، رابطهی تو با پارلمان افتضاحه
اگه اجازه بدیم برنامهی افراد نمونهی مهاجرین به اسم دفتر نخستوزیر شناخته بشه،
ممکنه نخستوزیر بهت کمک کنه
نخستوزیر ازم خواست توی دیدارهای انتخاباتیم شرکت کنه
-این حرفا چیزی رو عوض نمیکنه -اون توی سفر به لتونی بوده
-میشه امشب در موردش صحبت کنیم؟ -آره. حتما
یِنس هُلک، اون شب زودتر از جشن رفت؟
یکی از کارکنان شما اینجا پیش ماست...
بعدا دوباره دیدیش؟
ماشینت پیش مدرسه پارک نبوده
-سلام. بفرما بشین -نه ممنون
این صندلی خالی بود دیگه؟
تابستون گذشته بین نانا و تایس یه اتفاقی افتاد
اون همهچی رو بهت میگفت
حسابی که دخترت باز کرده، پولش رو چکار کنیم؟
- کدوم حساب؟ - 11هزارتا داخلشه
- 11,000؟ -ممکنه بهش، اضافه پول داده باشم
آزادی. به شرطی که توی شهر بمونی، و توی پرونده دخالت نکنی
- از کی اونجا کار میکرد؟ - از ژانویه. با یه مرد قرار میذاشت
ما توی یه اتاق توی هتل پیداش کردیم خیلی مشروب خورده بود
تایس بردش اورژانس قول داد دیگه باهاش قرار نمیذاره
از اینجا برو بیرون
به پلیس سوئد اطلاع دادم که آمادهای بری اونجا
چندتا بسته از سوئد برای تو اومده باید امضاش کنی
لیبرالها یه دفتر اون اطراف دارن
خیابون کانگزگید پلاک 130، طبقهی چهارم. چرا؟
- الآنه که بفهمیم کی پشت فرمون بوده -فکر کنم توئلز هارتمنه
قتل : THE KILLING
«ترجمه از Emad_Se7en» Telegram Channel: @Emad_Se7en
تریلری از : سورن سویستروپ
راننده تاکسی ساعت 22:45 توی گئونینگ پیادهاش کرد
5 دقیقه بعدش احتمالا رسیده باشه آپارتمان
آپارتمان مال لیبرالهاست
ازش برای جلسات و جا دادن به مهمانهاشون استفاده میکنن
ساختمون تجاریه واسه همین تمام آخر هفته خالی بوده
ظاهرا نانا بیرک لارسن کلید اینجا رو داشته
یکی برای در ورودی یکی هم برای این در
چهارشنبه 12 نوامبر 21:34
تکنسینها اثر انگشت نانا رو پیدا کردن
و این، خون خودشه
احتمالا وقتی روی میز شیشهای افتاده، زخمی شده
روی رادیاتور موی بلوند هست، سرش به اونجا کوبیده شده
اون دوباره بلند شده و سعی کرده از خودش دفاع کنه
اثر انگشتش روی "وزنهی کاغذ" هست *وسیلهای که روی کاغذ میذارن تا باد نبرش
نانا اون رو پرت کرده سمت آینه
چندتا نمونه واسه آزمایشگاه فرستادیم
امیدواریم تا فردا بعدازظهر، یه پروفایلِ DNA بگیریم
به این سمت فرار کرده، سعی کرده در رو ببنده ولی طرف با لگد در رو باز کرده
مواظب باش رو چیزی پا نذاری
اینجا، احتمالا جاییه که اولین بار بهش تجاوز شده. بعد از ساعت 23:35
ساعت 11:35 با اون تلفن، زنگ زده به پلیس و سعی کرده درخواست کمک کنه
مجرم بهش اجازه نداده
اون از دستکش استفاده کرده
این در، کاملا پاک شده تلفن و تخت هم همینطور
نمیدونیم اون رو تا آخر هفته اینجا نگه داشته یا بردش یه جای دیگه
کجا؟
اون جمعه، یه منشی تا آخر شب کار میکرده
ساعت 9 میاد بیرون و یه ماشین استیشن واگن سیاه میبینه. مثل همونی که هارتمن میروند
خودت خوب میدونی که کسی که توی دوربینها سوار ماشین بوده، هارتمنه
-میخوام با لوند تنها حرف بزنم -این مسخرهبازی رو تموم کن! دیگه خسته شدم
-میخوام بدونم چه خبره! -اون چیزی که فکر میکنین نیست
پس چیه؟
تو تماسهای یه نفر رو از اون موبایل حذف کردی
نه
پس کی کرده؟
ما میخوایم هارتمن رو برای بازجویی بیاریم به اون اطلاعات نیاز داریم
اطلاعات رو واستون میارم
رهبران حزبها فردا اول صبح بهمون خبر میدن
حالا که هُلک موافقت کرده، بقیه هم میان
چرا لوند دربارهی هُلک سوال کرد؟
و قضیهی اون ماشین چی بود؟
- باید بدونم اون نقشی داشته یا نه - برای رئیس پلیس یه پیام گذاشتم
کافی نیست
تا 24 ساعت دیگه، آخرین جلسهی شورای شهر قبل از انتخابات رو داریم
باید تا قبل از اون جلسه، ائتلاف رو قطعی کرده باشیم
-ریه اسکوگارد، بفرمایید. -برمر میدونه ما چه نقشهای داریم
-آره، پشماش ریخته بود. -چرا؟
-یه راهی واسه تلافی کردن پیدا میکنه -بهش اطلاع میدم. خدافظ
-پلیس بود -خب؟
-میخوان با تو صحبت کنن -الآن؟ چرا؟
-فقط گفتن باید بیای ادارهی پلیس. -دربارهی هُلک و اون ماشینه؟
فکر نمیکنم
چه چیز دیگهای میتونه باشه؟
بهشون بگو دارم میام
بگو برسوننت
-باید هر چه زودتر قطعی بشه -البته
اگه قرار باشه ائتلاف سودی داشته باشه، باید سریع اعلام بشه
-باید همینجا وایسی -باشه. باید به موقع به گوش رایدهندگان برسه
-خودم رو زود رسوندم. چی شده؟ - بفرمایید داخل اتاق
-من خیلی وقت ندارم -میخوایم تنها باهات صحبت کنیم
-جریان چبه؟ -اول باید بشینی
- همین الآن بهمون بگو -ما باید چندتا سوال از هارتمن بپرسیم
-این اختیار رو داره به وکیلش زنگ بزنه -نه. برای چی اینکارو کنم؟
شبیه یکی از ماشینهای کمپین ماست
میتونی حدس بزنی که پشت فرمون بوده؟
یکی از افرادمون؟
اگه مهمه، میتونم بگم بررسی کنن
تکنسینهای ما وضوح تصویر رو بالاتر بردن
و حالا اینجوری شده
بعد از جشن پوستر بود
اون شب، رانندهام رو مرخص کرده بودم، واسه همین یکی از ماشینهای کمپین رو برداشتم
-زود از جشن اومدی بیرون؟ -آره، سردرد داشتم
-و باید سخنرانیم رو آماده میکردم. -کجا رفتی؟
حزب ما یه واحد توی خیابون کانگزگید داره رفتم اونجا
-چه اتفاقی افتاد؟ -کی کلید اون آپارتمان رو داره؟
من یه دونه دارم و ...
یه کلید یدکی هم توی کشوی دفترم هست. چرا؟
-ولی تویی که از اونجا استفاده میکنی؟ -بهم بگین چه خبر شده!
ماشینی که سوارش بودی، همون ماشینیه که نانا بیرک لارسن توش پیدا شده
همونطور که گفتم، اون شب، ماشین به پارکینگ شهرداری برگردونده شد
-توی آپارتمان چه اتفاقی افتاد؟ -امکان نداره همون ماشین بوده باشه
- توی آپارتمان چه اتفاقی افتاد؟ - هیچی
- من فقط یکی دو ساعت اونجا بودم - نانا بیرک لارسن هم همینطور
اون کلید داشت
مورد حمله قرار گرفت و بهش تجاوز شد
و با ماشین به یه جای دیگه منتقل شد. همون شبی که تو اونجا بودی
توی واحد ما؟
از کِی میشناختیش؟
نمیدونم... من هیچوقت ندیده بودمش
امکان نداره فکر کنی من به این قضیه ربطی داشته باشم
من...
من فقط یکم آبجو خوردم و بعدش تصمیم گرفتم پیاده برم خونه
دوشنبه صبح اومدم ماشین رو بردارم، ولی اونجا نبود
با خودم گفتم لابد از کارکنان کمپین، کلیدش رو پیدا کردن و ماشین رو بردن
-کل آخر هفته رو داشتن پوستر نصب میکردن -اون وقت تو چه کار میکردی؟
من کلیدا رو روی میز گذاشتم حتما یکی برداشتش
چرا نوار ویدیوی دوربینها رو از اتاق حراست شهرداری برداشتی؟
من هیچ نواری برنداشتم. کدوم نوار؟
شمارهی تو از لیست تماسهای موبایل نانا حذف شده بود
این حرفا یعنی چی؟
-من مظنونم؟ داستان اینه؟ -آخر هفته پیش کی بودی؟
-بهمون نمیگی؟ -عمرا بگم
این زندگی شخصی منه به هیچکدومتون ربطی نداره
شبتون بخیر. لِنارت بریکس هستم رئیس این اداره پلیس
متوجهم مشکلی به وجود اومده
هارتمن به من گفت، با نیت خوبی اون ماشین رو برداشته
و قبل از این که مقتول بیاد اونجا از آپارتمان خارج شده
مایله در مورد آپارتمان اطلاعاتی در اختیارتون بذاره
و شما میتونید از کارکنانش سوال کنید
ما نمیخوایم با کارکنانش صحبت کنیم
اگه درست ازش سوال میکردین، میفهمیدین که اون یه شاهد داره
اون، یکم بعد از ساعت 11 از آپارتمان اومده بیرون و رفته خونهی ریه اسکوگارد
که از قضا دوستدخترش هم هست
روز بعد اونا توی مرکز همایش اسکادزبورگ بودن
و کل روز جلسه داشتن
دفعهی بعد که خواستین یه نفر مثل هارتمن رو بکشونین اینجا،
پیشنهاد میکنم قبلش مشقهاتون رو خوب انجام داده باشین
چک کن واقعا اونجا بوده باشه
و ببین از بقیهی سیاستمدارها، کدومشون از آپارتمان استفاده میکنه
و همهی آدمای اون اداره برای بازجویی میان اینجا
پرنیله بیرک لارسن داره میاد اینجا گفت کارش اضطراریه
الآن وقتش نیست. اگه دربارهی بازداشت شوهرشه، ما هیچ کاری نمیتونیم بکنیم
نه واسه اون نیست. چند ساعت قبل آزاد شده، وکیلش از بازداشت درش آورده
این، پیغامگیر پرنیلهاس پیامتون رو بذارین و من بهتون زنگ میزنم
-سلام -سلام
پرنیله رو ندیدی؟
کِی آزاد شدی؟
-همین الآن -خوبه
ندیدیش؟
شارلوت اومد مراقب بچهها باشه، ولی بعدش سریع از اینجا رفت
واسه چی؟
پسرا با پرنیله رفتن بیرون
-کجا؟ -من از کجا بدونم
-باهاش حرف زدی؟ -فکر کنم رفت پیش پلیس
اول فکر میکردم اومده دنبال تو
-راجع به بویلز بهمون بگو -یه کلوب شبانهاس فقط برای اعضا
-نانا چه کار میکرد؟ -سفارش میزها رو میگرفت
-از اونجا خوشش میومد؟ -واسهاش هیجانانگیز بود، متفاوت بود
-متفاوت؟ -نسبت به خدمات حمل و نقل
از کجا فهمیدی با یکی قرار میذاره؟
سر شیفتهاش نمیومد و مرخصی میخواست
-ولی به نظر میومد خطری نداشته باشه -چه اتفاقی افتاد؟
یه شب اصلا نیومد سر کار، واسه همین زنگ زدم به تایس و همهچی رو بهش گفتم
با ماشین رفتیم اینور اونور دنبالش، تا اینکه از یه هتل بهمون زنگ زدن گفتن یه اتاق گرفته
برای چی اتاق گرفته بود؟
خیلی مشروب خورده بود
فکر کنم اون یارو، ولش کرده بود
-مواد مصرف میکرد؟ -فکر نکنم
No comments yet. Be the first to leave one.