Release info

Qayamat Se Qayamat Tak 1988 All DVDRip Farsi
Qayamat Se Qayamat Tak (1988)-Hindi Movie-DVDrip-E Subs-Team MJY
Qayamat Se Qayamat Tak 1988 x264 700mb DDR
A Commentary by Bollywoodiha
ارائه‌ای از Bollywoodiha.Com

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2015-03-20
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آقاي تاکور جاسوانت سينگ سلام

سلام آقاي توتارام چه خبر؟

...اگر خدا بخواد ،کارت دعوت عروسي تاکور راتان سينگ

پسر تاکور راگوير سينگ رو آوردم

خيلي باعث خوشحالي يه

سلام ، تاکور جوان

سلام ، سلام

آقاي تاکور بزرگ يه چيزي مي تونم بگم؟

بگو

خب شما برادر کوچيکتون آقاي دانراج رو فرستاديد شهر

درس خونده زنش داديد

به لطف خدا بچه دار هم شده

خواهر کوچکتون پارواتي رو هم که شوهر داديد

به لطف خدا بچه دار هم شده

حالا خودتون هم به لطف خدا ازدواج کنيد

آقاي توتارام ، خودت که ميدوني

من يه خواهر کوچيک به نام مادو ماتي هم دارم

بذار اون هم ازدواج کنه

اونوقت من هم به لطف خدا زن مي گيرم

بفرماييد

ممنون

...عروسم ، تو هم

واي خدا ، خب داداش بگو ببينم ، دهلي چطوره؟

خوبه داداش جون

اونوقت کار و کاسبي پوشاکت در چه حاله؟

به لطف خدا خيلي خوب داره پيش ميره

من مي گم شما هم کشاورزي رو بذاريد کنار

و همراه من بيايد دهلي و تو کار پوشاک کار کنيد

اونجا پول ريخته

نه داداش ، ما نمي خوايم بريم دهلي

ما دوست داريم همينجا زندگي کنيم

نگران نباش مادو ، ما جايي نميريم

خب بگو ببينم ، کِي مياي بريم شکار؟

مي تونيم فردا بريم؟

حتماً

فردا بايد بريم عروسي داداش

يادم رفته بود

...فردا عروسيه پس راگوير سينگ

راتان سينگه

خب مي دوني ساعت چند دعوت داريم؟

لطفاً اينو بديد به من

مادر شما بگيد

آقاي تاکور حالا شما تصميم بگيريد

آره ساراسواتي ، بگو ديگه

...من اين دو تا طلا و

و اين سه تا زنجبرها رو مي پسندم

مگه نه راندير پسرم؟

آره مادر ، همين خوبه ، مگه نه کاملا؟

...منم خوشم اومده ، اما شوهر خوار

زنداداش من از اين خوشم اومده

...ساکت باش ، تو خانواده ي ما عروس دوماد

تو اين مسائل دخالت نمي کنن

...که اينطور

پس اينها بدون اينکه نظر تو رو بپرسن کاري کردن با من ازدواج کني؟

آره ، پس چي؟

...خب ديگه شوخي بسه

حالا که جواهرات رو انتخاب کرديم بايد بريم سراغ پارچه ها

راتان پسرم

بيرون توي جيپ تمام پارچه ها اونجاست برو اونها رو بيار

اينا رو ببر

!مادو

تو ، تو اينجا چيکار مي کني؟

اومدم عروسي رو تبريک بگم

...گوش کن ببين چي مي گم

با من بيا

من نمي خوام هيچ جا بيام

من مي خوام جواب بدي راتان

جوابت رو ميدم ، اما اول بيا اينجا

ببين مادو ، اين عروسي اصلاً به ميل من نيست

اونها مي دونن که من عاشق تو هستم

اما خانواده م به زور مي خوان عروسي کنم

اما تو بايد با اين ازدواج مخالفت کني

اما مادو ، اونها اصلاً به حرف من گوش نميدن

...حتي اگر بفهمن اين بچه اي که تو شکم منه تو پدرشي؟

من مي دونم که تو رو خيلي اذيت کردم

اما به جز اين راه ديگه اي نبود

فقط يه راه داره

اينکه زهر بخورم و بي سر و صدا بميرم تا تو هم بتوني راحت عروسي کني

نه مادو نه ، من يه راهي پيدا کردم

چه راهي؟

شنيدم که خواهر و شوهر خواهرت از دهلي برگشتن

آره تو هم با اونها برو دهلي _

...من اونجا يه دوستي دارم که

تو رو ميبره پيش يه دکتر خوب

اصلاً لازم نيست خودت رو نگران کني

صبح ميري و شب برميگردي

اون اين بچه رو سقط مي کنه

راستي اين هم پول بابت هزينه هات

من ميدونستم که تو يه بزدلي

اما امروز فهميدم که انقدر رذلي

آروم باش ، آروم باش ، گريه نکن

کار نسنجيده اي انجام ندي

اينجوري اوضاع بدتر ميشه

مگه بدتر ازاين هم ميشه داداش؟

...اون حرومزاده بعد از نابود

کردن مادوي ما مي خواد ازدواج کنه

من ، من جلوي اين عروسي رو مي گيرم

ببين ، من همين الان ميرم و باباي راتان تاکور راگوير سينگ رو مي بينم

من مطمئنم اگه متوجه حقيقت بشه

راتان رو مجبور مي کنه تا به قولش عمل کنه

جواب بده راتان

اين تهمتي که تاکور جاسوانت داره به تو ...ميزنه

حقيقت داره؟ يا دروغه؟

بابا تمام اين حرفا دروغه

ببين راتان

ببين راتان من نه اومدم اينجا تا دعوا کنم نه تو رو سرزنش کنم

آدميزاد اشتباه مي کنه خب تو هم اشتباه کردي

اما الان وظيفه ي تو اينه که ...اشتباهت رو بپذيري و

....و قولي که به مادوماتي دادي عمي

کدوم اشتباه؟ کدوم قول؟

شماها با سر هم بند کردن اين داستانها مي خوايد آبروي منو ببريد؟

قصه سر هم بندي کرديم؟

پس يعني اين موضوع صحت نداره که مادو ماتي حامله ست؟

شايد باشه

شايد باشه ، اما من مسئولش نيستم

تو يه دروغگوي مکاري

و يه آدم پست فطرت و رذلي

دانراج

تاکور جاسوانت سينگ

بهتره جلوي زبون دانراج رو بگيري و گرنه اينجا خون به پا ميشه

حتماً خون به پا ميشه راندير سينگ

شرف خواهر من به باد رفته اونوقت من بايد ساکت باشم و نگاه کنم؟

من اينجا رو به خون مي کشم

دانراج ساکت باش ، بذار من حرف بزنم

خب شما حرف بزنيد

کوبيدن سر به سنگ هيچ فايده اي نداره

آقاي راندير سينگ

با دونستن اين موضوع که ...پاي آبروي خانواده ي ما درميونه

تصميم گيري رو ميذارم به عهده ي شما

تاکور جاسوانت سينگ ، من باهات همدردي مي کنم

فقط همين و به جز اين کار ديگه اي نمي تونم انجام بدم

...يادت بمونه تاکور

سرانجام اين ماجرا اصلاً خوب نيست

کاري از مهشيد بازبيني: سامان.ک

ميشه يه چيزي بگم؟

بگو

حرفايي که تاکور جاسوانت سينگ زد

همه ش حقيقت داره

چي حقيقت داره؟

امروز عصر مادوماتي اومده بودن اينجا تا راتان رو ببينه

من پشت پنجره ي اتاق قايم شدم و همه چي رو شنيدم

اون دو تا يواشکي همديگه رو ميديدن ...و اون دختر

قراره مادر بچه ي راتان بشه

خواهش مي کنم به خاطر خدا جلوي اين ازدواج رو بگيريد

و راتان رو راضي کنيد تا با مادو ماتي ازدواج کنه

ساکت باش صدات رو ببُر

دختري که قبل از ازدواج شرفش رو ...به باد داده

لياقت نداره که عروس اين خانواده بشه

و خوب گوشاتون رو باز کنيد و گوش کنيد

امروز اين حرفا رو زديد

اگر از اين به بعد ، يه کلمه در اين مورد ...به زبون کسي بياد

مطمئناً پدرش رو در ميارم

راندير پسرم ، بابات رو راضي کن

با دعوا راه انداختن هيچي درست نميشه دانراج

رسوايي بزرگي راه ميفته

آبرومون پيش تمام مردم ده ميره

يعني اگر ساکت بمونيم اين موضوع فاش نميشه؟

از فردا اين خبر مثل آتيش همه جا پخش ميشه

اونوقت بيرون رفتن از اين خونه هم برامون سخت ميشه

براي همين تصميم گرفتم که از اين روستا بريم

ما خونه و ملک و تمام داراييمون رو مي فروشيم

و ميريم دهلي

اونوقت اونجا چيکار مي کنيم؟

هر کاري که شد شايد هم از گشنگي مرديم

اما نيشو کنايه هاي مردم رو نمي شنويم

يه آدم با شرف ، مي تونه تمام سختيهاي دنيا رو تحمل کنه

اما نمي تونه با خفت زندگي کنه

...ببين دانراج ، خودم هم از کاري که مي خوام

انجام بدم ، خيلي ناراحتم

...من مطمئنم که

آقاي کيشن زمين و خونه مون رو به قيمت خوبي ميخره

خب ديگه ، من تا شب برميگردم

داداش

چي شده پارواتي؟

راتان سينگ

راتان سينگ ، اين جنازه ي خواهر من مادوماتي يه

...طبق قولي که تو بهش داده بودي

قرار بود امروز عروست بشه

اما امروز تشييع جنازه شه

اين تشييع جنازه انجام ميشه راتان سينگ اما نه براي يه نفر

صبر کن

براي دو نفر

صبر کن دانراج

دادگاه به جرم قتل ، تاکور دانراج سينگ رو به حبس محکوم کرد

...در بين ديوارهاي بلند زندان

يه سلول تنگ و تاريک ، تبديل به دنياي دانراج سينگ شد

از اونطرف هم جاسوانت سينگ تمام ...زمين و داراييش رو فروخت

و روستاي داناکپور رو براي هميشه ترک کرد و به دهلي رفت

...و تو خونه ي پگوانداس هم

همراه خانواده ش يه زندگي تازه رو شروع کرد

رفت پيش پاگوانداس و فروش پارچه رو شروع کرد

و ظرفِ مدت کوتاهي ، يه تاجر موفق شد

تو زندگيش فقط يه هدف داشت

اينکه پسر دانراج خوب درس بخونه

و اينگونه زمان سپري شد

روزها تبديل به ماه شد و ماهها تبديل به سالها شدن

تا اونروز فرا رسيد

به خاطر رفتار خوبتون دولت تصميم گرفته تا شما رو شش ماه زودتر آزاد کنه

پدر عزيزم ، حتماً از شنيدن ... اين موضوع خوشحال ميشيد

که امتحاناتمون ديگه تموم شده

Qayamat Se Qayamat Tak subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left