The first 200 lines.
🌼 مهمونخونه عاشقونه 🌼
تمامی حوادث و اتفاقات این سریال کاملا غیرواقعی بوده و با !اشخاص واقعی، حوادث، انجمن ها، یا مکان ها ارتباطی ندارد
تمامی حوادث و اتفاقات این سریال کاملا غیرواقعی بوده و با !اشخاص واقعی، حوادث، انجمن ها، یا مکان ها ارتباطی ندارد
!اعدام رو انجام بدین
!از پادشاه محافظت کنین
!از پادشاه محافظت کنین
!بگیرینش
!اونجاست! برین دنبالش
!این خیانته
!بهمون حمله کردن
بهمون حمله کردن، داره کودتا میشه
صدها جنگجو از دروازه غربی وارد قصر شدن
خیلی زود میرسن اینجا
باید فرار کنین
آدمای پسر ارشد ولیعهد هم تو قصر نفوذ کردن
حتی اگه قرار باشه فرار کنم بعد دیدن مرگش فرار میکنم
اعلیحضرت
!بکش کنار
!اعلیحضرت
برو اونور چطور جرئت میکنی جلوی راه من قرار بگیری؟
از اینجا برین بیرون
اول ما رو بکشین
یا هیچوقت دستتون بهش نمیرسه
!پادشاه رو همراهی کنین- !چشم-
!ولم کن- !شما باید هرچه زودتر از اینجا برین-
!پادشاه رو همراهی کنین
!ولم کن- !پادشاه رو همراهی کنین-
از اونطرف، خائن ها از اونطرف رفتن
!شما تو موضع ضعف قرار دارین
خیلی زود یه ارتش برای نابودیتون میاد
تو هم طرف خائنین بودی؟
من خیلی خوب باهات رفتار کردم
...الان وقتشه
از تاج و تخت بیای پایین
!دهنتو ببند
...حتی اگه شده تو بغل تاج و تخت بمیرمم
نمیذارم دست لی سول بهش برسه
اعلیحضرت، شما قصر رو ترک کنین
من حسابشو میرسم
اعلیحضرت
شما به جای امن برین
من محقق یون رو با خودم میبرم
حالت خوبه؟
آره من خوبم لازم نیست نگرن باشین
مادربزرگ
شما باید از اینجا برین، علیاحضرت
ما یه راه فرار کوچیک درست کردیم
ولی بدون ارتش نمیشه بیشتر از این پیشروی کرد
خیلی زود نیروها میرسن اینجا
صاحب مهمون خونه باغ گل ها دروازه رو به روشون باز میکنه
دان او اینجاست؟
یون دان او؟ اون دختر اینجا چیکار میکنه؟
!بگیرینش
!بگیرینش- !چشم-
لعنتی
هوی، اوجا چیکار میکنی؟
!اونجا
کانگ سان
هیچوقت از اون نگاه تو چشمات خوشم نمیومد
...برای برنامه ریزی شورش
عضو نیورهای گارد سلطنتی شدی؟
اسمش شورش نیست
برای گرفتن حقم اینجام
...من
لی سولم
...اگه تو لی سولی
اونی که دستگیر شد کیه؟
!فورا جوابم رو بده
چه نقشه ای داری؟
پادشاه تو تله افتاد
اون وقتی میخواد لی سول رو بکشه خودشو میکشه
...چه حرفت
درست باشه چه غلط
دلیلی ندارم که بذارم زنده بمونی
حالت خوبه؟
ما باید بریم
خوبه
همین که سالمی خوبه
ملکه مادر و عالیجناب در امانن
کارت خوب بود
حالا باید طبق نقشه پادشاه رو پیدا کنیم
آره
...تا وقتی ارتش به دروازه ها برسه
ما کنترل کامل قصر رو به دست میاریم
دان او
دان او تو باید حکم رو بگیری و دروازه رو باز کنی
باشه همین کارو میکنم
حتما یون دان او رو از دست دادن
چه خبره؟
مگه آدمای من تعقیبش نکردن؟
هنوز اونا رو نگرفتن؟
اعلیحضرت فکر کنم بعضی از افرادتون بهتون خیانت کردن
...نمیتونم بگم کی دوسته
و کی دشمن
فرمانده- فرمانده-
!فرمانده- اعلیحضرت-
اعلیحضرت- فرمانده-
اعلیحضرت
باید همین حالا فرار کنین
کانگ سان
کار اون بوده؟
!قربان
خودشه
...اون
...اون پسر ولیعهد
لی سوله
دوباره بگو
چی گفتی؟
...پسر ولیعهد خلع
!قربان
گزارش شورش بهمون رسیده
دروازه ها رو بسته نگه دارین
!چشم- !چشم-
دروازه ها رو باز کنین
...ملکه مادر دستور دادن
پادشاه از مقامشون خلع و نوه ملکه مادر پادشاه بعدی هستن
اعلیحضرت کجان؟
...پادشاه مخلوع
به دستور ملکه مادر در اقامتگاهش حبس شده
...مسئولیت من زیاده نمیتونم با حرف یه خدمتکار
دروازه ها رو باز کنم
شما دوتا برین اقامتگاه پادشاه رو بررسی کنین
چشم- چشم-
این چیه؟
پادشاه کجاست؟
...پادشاهِ مخلوع
از قصر فرار کرد
فرار کرد؟ واقعیت داره؟
اگه میخوای زندگی طولانی و پرباری داشته باشی
بهتره تو هم بری
باید بریم
بذار بریم
ارتش داره نزدیک میشه
چی؟
فرمان درسته
پادشاه از قصر فرار کرده
پادشاه جدیدی انتخاب شده، پس از فرمان اطاعت کن
دروازه ها رو باز کنین
!بله، قربان- !بله، قربان-
!دروازه باز میشود
!حمله
اعلیحضرت
شورشیان دارن قصر رو میگردن
باید برید
خودتون رو نجات بدین و منتظر فرصت مناسب باشین
...دروازه پشتی- باید با لی سول رو در رو بشم-
این یه جنگ شکست خوردهس
تا وقتی که نفس میکشه، من هیچ آینده ای ندارم
لی سول
به محض اینکه بمیره، شورشیها هم ناامید میشن
...با افرادم فرار کنین
و حواس شورشیها رو پرت کنین
بله، اعلیحضرت
افراد پادشاه دارن میرن سمت دروازه پشتی
چی؟
!دنبالم بیاین
!بله، قربان- !بله، قربان-
لی سول و پیدا کن و بهش بگو
...که من
تو محل اعدام منتظرشم
بله، اعلیحضرت
اینجا چیکار میکنی؟
ازم دلخور نباش
منم اربابی دارم که باید ازش محافظت کنم
تو محافظ لی چانگ بودی؟
برو
این مبارزهی منه
پادشاه کجاست؟
...اون
تو محل اعدام منتظرته
این کارو نکن
باید مربی خودم رو حذف کنم؟
اگه میخوای از وارث عزل شده محافظت کنی، منو بکش
!به عنوان یه محافظ
برو
این آخرین لطفیه که در حقت میکنم
منو بکش
اگه بذاری زنده بمونم، شمشیرم وارث عزل شده رو نشونه میگیره
...به عنوان یه محافظ نه
بلکه به عنوان یه دوست ازش محافظت میکنم
پس تا وقتی که زندهم
شمشیرت بهش نمیرسه
...وقتشه سرنوشتی که
روی دوشت سنگینی میکنه رو کنار بذاری
دروازه رو باز کن
کانگ سان
تو واقعا لی سولی؟
...اون شمشیر
لی سول
خودشی
حالا منو شناختی؟
مدت زیادی کنارت بودم
...لی سول ای که بدجوری میخواستی بکشیش
کیه؟
اصلا وجود داره؟
یادت میاد؟
وقتی بچه بودی، برات تیرکمون درست کردم
...ولی تو
حتی نتونستی باهاش یه گنجشک بکشی
وقتی انقدر دل رحمی، میخوای عموی خودتو بکشی؟
No comments yet. Be the first to leave one.