The first 200 lines.
...را بونگ هی
داری کنار دریا استراحت میکنی
...خانواده ات...کسانی که دوستشون داری
و چهره های آشنای دیگه هم اونجان
....هرکسی که دوستش داری
بهت خوش آمد میگه
باشه مامان
را بونگ هی...احساس آرامش میکنی
...در جایی هستی که
میتونی همه زندگیت رو با کسانی که دوستشون داری بگذرونی
بریم
قسمت چهارم
را بونگ هی
با کسانی که دوستشون داری داخل بیشه میری
را بونگ هی، اصلا نمیترسی
چون کسانی که دوستشون داری کنارتن تا ازت محافظت کنن
و بعد به یه در نزدیک میشی
را بونگ هی، تو میترسی
هرچند کسانی که دوستشون داری کنارتن تا ازت محافظت کنن
برای همین شجاعتت رو جمع میکنی
...و آروم، از در
.رد میشی
بونگ هی
!جون اوه
!اینجا
!جون اوه
وای خیلی گشنمه اینقدر که یه صداهایی میشنوم
...وای پام درد میکنه
اینجا
جون اوه
یول؟
!جون اوه
...وای اینجا
یهو یه روح میتونه از ناکجا آباد بیاد بیرون
واو
یول، صدامُ میشنوی؟ ...یول، من پامُ گذاشتم روی مین
!وای
...کی اخه نصف شبی
صدای روح درمیاره؟
اگه واقعا یه روح بیاد چی؟
میدونی من کیم؟ ...بعد از سقوط هواپیما
.پامُ گذاشتم روی مین
...کی
واو عالیه مین منفجر نشد
صبر کن
حق با کی جون بود
قدیمیه
!وای، این...لعنتی
چرا گریه میکنی؟
...اوه
حتما زدم به چشمت درد داره؟
فکر کردم روحی، ببخشید
ببخشید که تنهات گذاشتم
.هی، چرا متاسفی؟ من خودم بهت گفتم بری
واسه چی ناراحتی؟ گریه نکن
ببخشید
چرا گریه میکنی؟
دستام کثیفن
بسه، خب؟
گریه نکن، باشه؟
بیا اینجا ببینم
بیا بیا گریه نکن
باشه؟ بسه
بیا بیا
تو دختر خوبی هستی، نه؟ گریه نکن
بیا بیا، بیا بیا، بیا
بسه
بسه
!اینجا
!جون اوه
!جون اوه
یولِ، نه؟
بریم - !هی -
یول اینو بگیر - اینو بگیر و بپیچ دور کمرت -
میتونی اینکارو بکنی؟
محکم بگیرش - !وقتی آماده بودی بگو -
بکشش، خب؟
آماده ام - !باشه، یک، دو، سه -
دو
!یه کم دیگه
!اویی دستم
!مر...مراقب دستت باش
یول خوبی؟ - یول، منو ببین -
جون اوه، خوبی؟ صدمه دیدی؟
...چی
خیلی عمیقه
خیلی عمیقه واقعا خوبی؟
جی آه چی؟ چه بلایی سر جی آه اومد؟
تو زنده ای،میدونستم
چطور میتونستم بمیرم و تو رو اینجا تنها بذارم؟
چیزی نیست، تکون نخور دراز بکش
تو منو نجات دادی؟
اگه من نبودم، پس کی مراقبت بوده؟
دوست پسرم خیلی باحاله
بیدار شدی؟ ته هو رئیس هوارانگ خواسته برای صحبت کردن جمع شیم
فکر نمیکنی خیلی خوابیدی؟ رنگ صورتت خیلی خوب شده
برمیگردم اینجا استراحت کن
واسه چی رفتی و صدمه دیدی؟ خیلی عصبانیم میکنی
هی، فکر کردی من میخواستم صدمه ببینم؟
مرسی
برای چی؟ - ...فکر میکنی برای چی -
...صدمه نبین، صدمه نبین
استراحت کن، خب؟ - باشه -
خدایا
این چیه؟ دادش به من یا انداختش؟
هی، باورم نمیشه ما زنده ایم مثل یه خواب میمونه
اما، مهم نیست چقدر بهش فکر کنم
فکر نمیکنم زندگیهامون اینجا به این راحتی تموم شه
مدیر جانگ من واقعا نمیمیرم، نه؟
گفتم که مار سمی نبوده ...الانشم زنده ای، پس
حالت خوبه
اگه بخوایم زنده از اینجا بریم بیرون باید چی کار کنیم؟
دیگه چه کاری از دستمون برمیاد؟
چاره ای نداریم جز اینکه منتظر نجات بشیم
واقعا باید صبر کنیم نیروی نجات بیاد
ته هو، باید منتظر نجات باشیم اما اینجا نه
وقتی بارون بیاد سرپناهی نداریم
و اگه دوباره همچین اتفاقی بیافته توی دردسر میافتیم
پس چی میخوای بگی؟ چی کار میخوای بکنی؟
بیاید بریم داخل بیشه
امروز داخل بیشه رفتم روی مین
کی جون، تو دیدی، نه؟ را بونگ هی هم دید
در هر حال، وجود یه میدان مین داخل جزیره چه معنی ای داره؟
یعنی آدمهای دیگه یا سربازا قبلا اینجا زندگی میکردن
حتی چاله ای که یول افتاد توش هم آدما ساخته بودن
اون چاله با چوب مخفی شده بود !که یعنی یکی ساختتش
...جایی که اون آدما زندگی کردن ...جایی که خوردن و خوابیدن
اونو باید پیدا کنیم اینطوری میتونیم زنده بمونیم
میتونیم اینجا یه خونه بسازیم
فکر نمیکنم باید از ساحل بریم
اگه از ساحل زیاد دور شیم نجات پیدا نمیکنیم
چطور میتونن کسانی که نمیبینن رو نجات بدن؟
میتونیم از داخل بیشه علامت کمک بفرستیم
هوا اینجا نامشخصه و داره سرد هم میشه
ما یه بیمار داریم، باید بریم یه جای امنتر و گرمتر
چرا بعد اون همه دردسر عوض نشدی؟ باید بیشتر درد بکشی؟
میدونم وقتی چیزی به ذهنتون نمیرسید رفتید اون بیرون
اما یهو به دروغ اومدید میگید زمین مین هست؟ سعی کنید معقولتر باشید
سو جون اوه واقعا پاشُ گذاشته بود روی مین ...منفجر نشد
میشه دخالت نکنی؟ من دارم حرف میزنم
چرا با بونگ هی اینطوری حرف میزنی؟ - هی، چی گفتی؟ -
اوه ظاهرا بعد اینکه توی این جزیره متروکه با هم بودید به هم نزدیک شدید
ببخشید، واقعا به نظرت جون اوه آدم خوبیه؟
باید باهامون بهتر رفتار کنه، به نظرم فقط به درد آزار و اذیت بقیه میخوره
ته هو چی شده؟ چرا با جون اوه اینطوری رفتار میکنی؟
اونی که جه هیون رو کشت و دریمرز رو نابود کرد کی بود؟
،همون عوضی داره با تکبر رفتار میکنه پس حرف خوبی برای گفتن داری؟
بسه
!مثل قبلی
اگه میخوای نابود بشی و بمیری خودت اینکارو رو بکن
میدونی چقدر سخت بود که شغلم رو نجات بدم؟
بسه عوضی
بعد اون روز، تصمیم گرفتم هیچوقت باورت نکنم ...تصمیمُ گرفتم
اگه میخوای بری تنهایی برو عوضی
...چوی ته هو، یه کم زیاده روی نمیکنی؟ اون هنوزم
!چوی ته هو گفتم بسه
فقط یه چیز دیگه میگم جون اوه
التماس میکنم سعی نکن از این به بعد کاری کنی
وقتی رهبری رو میگیری دستت همه چیز رو بهم میریزی
جه هیون و دریمرز
گند خورد به همه مون چون رهبری دست تو بود، اشتباه میکنم؟
!عوضیا بسه
چرا دوباره حرفشُ پیش میکشی؟ !جه هیون! جه هیون! جه هیون
!اینقدر در مورد جه هیون حرف نزن
عوضیا قرار بود در مورد اینکه چطور زنده بمونیم حرف بزنیم
باید هر کاری از دستمون برمیاد بکنیم تا زنده بمونیم
...حق با ته هو، اون
در مورد همه چیز حق داره
اما لطفا اینبار به نظرم گوش بدید
اینو میگم که بتونیم زنده بمونیم برای این نیست که من تنهایی زنده بمونم
باید بریم توی بیشه
و یه جای امن رو پیدا کنیم، البته اگه میخوایم زنده بمونیم ...اگه پیش هم نمونیم
زنده موندن سختتر میشه
بیاید رای بگیریم !رای بگیریم
رای بگیریم
و اکثریت آرا هر چی بود همون رو انجام میدیم یا میریم یا میمونیم
چوی ته هو چی فکر میکنی؟
.هر کاری میخواید بکنید - ...کوچولوی -
چی فکر میکنی؟ - باشه همین کارُ بکنیم -
باشه
!خیلی خب
من میخوام اینجا بمونم دستا بالا
چی کار میکنی؟
هی، بیا کارهای خطرناک نکنیم
منم،مدیر جانگ و سو هی چهار نفر
یول دلیلت چیه؟
من میخوام دنبال جون اوه برم
چون اون رهبر تیممونه
طراح لباس جون اوه
بله - دلیلت چیه؟ -
فکر میکنم اگه بخوایم بیشتر عمر کنیم باید دنبال رد بقیه آدما باشیم
عوضی چرا دستت رو بلند نکردی؟
من...به راحتی سرما میخورم
اینجا خوب نیست، نسیم دریا خیلی شدیده و خیلی سرده
باید این عوضی رو ول کنم
...پس
یک دو سه چهار، با هم برابریم !چی کار کنیم؟ واقعا
جی آه هنوز رای نداده
میرم ازش میپرسم
باشه از جی آه بپرس
No comments yet. Be the first to leave one.