The first 200 lines.
چرا؟ چرا نجاتش ندادی؟ تو می تونستی، اما چرا اینکارو نکردی؟
ایونسو...
نگاه کن زندگیم به چه روزی افتاده
نمی دونی از وقتی که اون مُرد زندگیم چه وضعی داشته؟
مگه تو اینو بیشتر از هر کَسِ دیگه ای نمی دونی؟
تمامِ این سال ها، فکر می کردم، زندگیم رو مدیون تو هستم چون از ما حمایت میکنی، اما چرا اینکارو کردی، چرا؟
مطمئن نیستم چرا
نمی دونم چرا دستم رو به سمتِ اون دراز نکردم
من فقط نگاه کردم که موج اون رو با خودش ببره
اما زندگیم دیگه مثل قبل نبوده
منم همون روز با اون مُردم
اگه تو منُ دوست داشتی... چطور تونستی بذاری اون بمیره...
من ازت طلب بخشش نمی کنم میدونم این غیرقابل بخششِ
اگه تو منُ دوست داشتی... چطور تونستی بذاری اون بمیره...
من خیلی سیر شدم، خیلی غذا خوردم
از غذا خوشتون اومد؟
آره، خوشمزه بود
منو یادِ دستپُختِ مادرم انداخت
ای وای، شما خیلی مهربونید
من خوشحالم
خیلی سیر شدم، می خوام دراز بکشم و بخوابم
پس چرا نمیرید داخلِ اتاق بخوابید؟
نه، مشکلی نیست مادر
آره، من اینکارو تو خونه فامیلام نکردم
خوبه...
یه کم میوه بخورید باشه، ممنون
قهوه هم هست
مادر... یه کم بخور باشه
همین یکی هست؟ بفرمایید من تمامِ رسیده هاش رو برداشتم
درسته، من میوه نمی خورم، دندونم درد میگیره
ای وای، دندونتون خرابه؟ پسرِ حسابدارتون نمی تونست پولش رو بده؟
اینقدر بهم سیخونک نزن، کبودم کردی
شوهرت نمیاد، نه؟ این اولین باره می خوایم همدیگه رو ببینیم
ببخشید
همه سَرِشون شلوغه، هیچکَس برای بزرگ کردن و تربیتِ بچه وقت نداره
ما رو ببخشید، مادر چیه؟
تو چِت شده؟
من خوشم نمیاد شوهرت اینطوری باهام رفتار میکنه
میشه یه کم با احترام برخورد کنی، ازت خواهش می کنم
میخوام بگم، ببخشید اگه ناراحتتون کردم
نگران نباشید
من خوشحالم که دوکین اومده تو خانواده مون
شما خیلی مهربونید
شاید گفتنش سخت نباشه اما اون خرجیِ همه مون رو میده
آه، بله
اون تو سنِ پایین ازدواج کرد و از همه مون مراقبت می کرد
میتونم تصور کنم که چقدر باید دلتون شکسته باشه
معذرت میخوام
ای وای، ای وای مامان...
من ازتون خیلی ممنونم که از یه بچه یِ یتیم مثل اون مواظبت کردید
به علاوه، تو همیشه میتونی خونه بزرگتر داشته باشی اون خیلی مهربونه
چرا نمیرید تو اتاق استراحت کنید؟
باید برم؟ میخوام بترکم
پس بیا یه کم بریم تو اتاق
باشه
همینطور سرشو انداخت پایین رفت تو اتاق چی؟ اون اصلا چه حقی داره راجبِ بچه سخنرانی کنه؟
اون صداتو می شنوه
منم زندگی سختی داشتم منم می تونم مثل اون گُستاخ باشم
برام عجیبه که دوکین چطور همچین مادری داره
باید براشون میوه ببرم؟
میشه یه بالشت بدی بهم؟
واقعا می خوای بخوابی؟
مگه اونا می تونن ببینن؟ حتی اگه اینکارو کنم هم نمی فهمن
کیونگا
می تونید از این بخورید
ممنون. اما خدارو شکر که حداقل قیافه خوشکلی داری
ممنون
چه حیف... براش خیلی سخته که بتونه ازدواج کنه
بهت 10 دقیقه وقت میدم، فقط استراحت کن
هیچوقت قبلا باهام اینطوری رفتار نشده بود
منطقي به نظر مياد، آخه چطور می تونستم انتظار همچین رفتاری رو داشته باشم
اینا همش به لطف دخترمه، نه؟
عالیه
مادر، وِلش کن. من بعدا اینکارو می کنم
چرا اومدی بیرون؟ برو باهاش حرف بزن
معذرت میخوام، مادر حتما ناراحت شدی
نگرانِ من نباش
مثل اینکه اون اصلا تعارف نداره
اون میتونه از دست ما ناراحت باشه من خودمُ برای بدتر از این آماده کرده بودم
بخاطر همه ی اینا متاسفم
مشکلی نیست، اگه اون رسمی تر برخورد می کرد، من شرمنده تر می شدم
و کیونک چول هنوز پیداش نشده
من اومدم
اون داداشه
بیدار شو، شوهرم اومد بیخیال
زود باش بلند شو
بلند شو
از آدمایی که بیدارم میکنن مُتنفرم
شوهرم اومده
شوهرت؟ خدای من چیکار کنم
سلام، من هوانگ کیونگ چول هستم
تعظیم کن
چیکار کنم؟ منم باید تعظیم کنم؟
لطفا بشین، بشین
تو خوشتیپی
ممنون
اما مدل موهات باید اینطوری باشه؟ چی؟
باعث میشه گُستاخ به نظر بیای
آه، خُب تو یه حسابداری
اما دقیقا مثل یه ژنرالِ کره شمالی سخت گیر و سَرد به نظر میرسی
ای وای، دِلخورت کردم؟
راحت باشید
ناراحت شدی. من برای مُدل مویِ مردم چشمای تیزی دارم
کیونگا، کجا موهات رو دُرست کردی؟
خودم درستش کردم، دارم یاد می گیرم
آه، که اینطور. تو هم خودت رنگش کردی می تونی برام منم رنگ کنی؟
حتما
من باید بیام اینجا که موهامو درست کنم
من نصفِ پولم رو برای موهام خرج می کنم
نظرت راجب رنگِ موهام چیه؟ تازه از خواب بیدار شدم، خیلی فِرفِری نیست
بهتون میاد
واقعا؟ حتی یه متخصص هم اینطور فکر میکنه؟
من بهتره دیگه برم
میری؟ مگه اینجا زندگی نمی کنی؟
اون نزدیکِ محلِ کارش یه اتاق داره
آه، که اینطور اما اینقدر زود میری؟
متاسفم
صبر کن. شماره و آدرس شرکتِت رو بده بهم
شاید بتونی منو برای ناهار ببری بیرون؟
ما واقعا از هم جُدا شدیم
چی، جُدا؟ چرا؟
ما ممکنه طلاق بگیرم
طلاق؟
من بهتره برم
طلاق؟
مگه مادر شوهرت نمی گفت تو کار می کردی که خرجِ خانواده رو بدی؟ حالا اون میخواد تو رو طلاق بده؟
دیگه باید بری
چطور همچین چيزي ممكنه؟
تو هیچ حقی نداری که ناراحت بشی
حق ندارم؟
پس دیگه تمومِش کن و برو
آه، باشه. اونا یه بچه یتیم آوردن و ازش سوء استفاده کردند و بعدش ولش می کنن؟
گفتم بَس کن
صبر کن... چطور، چطور می تونید همچین کاری کنید؟
من حرفی ندارم که بهتون بگم
حرفی نداری که بهم بگی؟ بس کن بیا بریم
اون به دخترم خیانت میکنه، بهش خیانت میکنه نه؟
بهم بگو اونا کجان تا برم حسابشون رو برسم
معذرت می خوام، میدونم این قابل قبول نیست
معذرت خواهی در برابر این چیزی نیست "معذرت خواهی" چه فایده ای داره!!!!!
بیا بریم
بسه دیگه برو
چرا تو چیزی نمیگی؟
چطور جرات میکنی صداتو ببری بالا
چرا صدامو بالا نبرم؟ چطور میتونن اینقدر گُستاخ باشن
گُستاخ؟
پس انتظار داشتی باهام بهتر از این رفتار کنند؟
چی؟
پدر و مادرم وِلم کردن، دیگه کی میخواد باهام خوب رفتار کنه؟ چی؟
وقتی پدر و مادرم وِلم کردن، دیگه کی تو این دنیا باهام خوب رفتار می کنه! دوکین
اگه نمی تونستی منو نگه داری نباید هیچوقت منو به دنیا میاوردی
من خیلی فقیر بودم
اگه فقیری و نمیتونی بچه ت رو بزرگ کنی، پس باید ولش کنی؟ تو از من مُتنفر بودی
من خیلی بچه بودم
از کجا باید می دونستم چرا پدر و مادرم وِلم کردن؟
فکر می کنی بچه ها خود به خود بزرگ میشن؟ اونا به مواظبت و عشق نیازی ندارن؟
اگه منو وِل کردی، پس چرا الان غُر میزنی؟
به جای اینکه منو تنها بذاری بری، باید با من عذاب می کشیدی
اما تمامِ این سال ها بدونِ من زندگی کردی
باشه، معذرت میخوام، باشه دیگه هیچوقت نمیام دیدنت اگه بمیرم هم دیگه نمیام. بمیرمَم نمیام
اگه فقیری و نمیتونی بچه ت رو بزرگ کنی، پس باید ولش کنی؟ تو از من مُتنفر بودی
من خیلی بچه بودم. از کجا باید می دونستم چرا پدر و مادرم وِلم کردن؟
به جای اینکه منو تنها بذاری بری، باید با من عذاب می کشیدی، اما تمامِ این سال ها بدونِ من زندگی کردی
دیگه هیچوقت نمیام دیدنت اگه بمیرم هم دیگه نمیام. بمیرمَم نمیام
جین میونگ کجاست؟
هنوز خوابه
چرا؟
اون مریضه
اين خيلي عجيبه
اون خوابه، باید بذاریم بخوابه
تو چطور؟ امروز میری سرکار؟
بهشون گفتم نمی تونم برم سر فیلمبرداری
اون اینقدر مریضه؟
فکر کردی به رئیس هونگ باید چی بگیم؟
موقع شام وقتی جین میونگ هم اومد در موردش حرف میزنیم
متاسفم، این تقصیر منه
تقصیر تو نیست
چشماتو باز کن
منو تنها بذار، لطفا
چرا نمیذاره اونا ازدواج کنند؟ میخواد اون وارث بشه
آره همینطوره. اون بدون این باهاش موافقت نمی کنه
پس واسه همینه که پولدارا حریص تَرن، نه؟
اما این پشنهاد بدی نیست
ولی ما باید هیونسو و ایونسو رو هم در نظر بگیرم
میدونم
من اینکارو می کنم
تو حتی بلد نیستی چطوری آشپزی کنی فقط غذا رو براش بِبَر
تو واسش بِبَر، اگه من ببرم اون بهش لب نمیزنه
تو باید واسه جین میونگ ببری
تو ازم انتظار داری از کسی که زندگیم رو نابود کرده مواظبت کنم؟
میخوای به پدر بگی؟ اینطوری اون نابود میشه
تو خوب میدونی پدر چقدر شوهرت رو دوست داشت
مترجم : مهدی
فکر می کنی چرا اون اینکارو کرد؟ می دونم که دلیلشو خوب میدونی
اون فقط 24 ساله بود. اون حاضر بود هر کاری رو برای عشقِش انجام بده
و من تمام عُمرم رو با هیونسو تنها زندگی کردم هیچ میدونی این چه حسی داره؟
تو نمیدونی شوهر تا وقتی که بمیره چقدر برای آدم ارزش داره
من پسرم رو تنهایی بزرگ کردم
من و هیونسو حتی یه روز هم گُرسنه نبودیم اما به لطف تو هیچوقت اینجا یه روزِ خوش نداشتیم
این سرنوشتِ ما ست
No comments yet. Be the first to leave one.