The first 189 lines.
هزاران نفر به خيابانها مي ريزند و هزاران ...
در برمه ، هزاران تظاهرات کنندگان صلح جو کشته مي شوند
بعضي ها زنده سوزانده مي شوند و برخي ديگر در آب غرق شوند
به خبرنگاران خارجي شليک مي شود و ...
هزاران روستا ويران مي شوند
تجاوز و شکنجه هر روز به وقوع مي پيوندد
در برمه ، بيشتر از هر جايي در دنيا مين هاي زميني پيدا مي شود
مردان جوان به اجبار به ارتش برده مي شوند
سن آنها از 12 سال تجاوز نمي کند
عمليات سر بريدن و قطع عضو شايع شده اند
افراد منطقه کارن شامل يک سري افراد غالبا فقير
کشاورزان فقير مسيحي هستند که به تنهايي براي نابود کردن استفاده مي شوند
دولت نظامي غذاي بيشتري از زمين هاي کارن را مي خواهد
عمليات خونين نظامي عليه کارن ها
پيشينه اي حدود 60 سال دارد
طولاني ترين جنگ داخلي در دنيا
OK.
کار خطرناکي بنظر مياد.
اسم من مايکل بورنته
وقت داري با هم صحبت کنيم؟
زياد وقتت رو نميگيره ، قول ميدم
به ما گفتند ميتونيم قايقت رو اجاره کنيم
ما تمايل داريم
امکانش هست؟
ميخواهيم به بالاي رودخونه بريم
کجا ميريد ؟
به برمه
برمه ، منطقه جنگيه
اين چيزيه که مردم ميگند،
اما اين يک بيشتر شبيه يه قتل عامه تا جنگ
اين پنجمين سفرمونه ما ملتفت همه خطر هاش هستيم
من خيلي از شمال دور نميشم
بذار وضعيتمون رو برات توضيح بدم
کليساي ما قسمتي از سازمان طرفداري از آسياست
که در کلورادو واقع شده
ما هممون سربازان داوطلبي هستيم که اين وقت سال
تجهيزات پزشکي و مراقبات پزشکي
کتب ادعيه و ساپورت ها رو براي مردم قبيله کارن جمع ميکنيم
مردم ميگند تو بهتر از هر کسي رودخونه رو ميشناسي
دروغ گفتند
چيزي که ما ازت ميخواهيم اينه ما بابت چند ساعت وقتي که برامون ميذاري هزينه اش رو ميديم
تا کمک کني زندگي مردم تغيير کنه
اسلحه هايي هم از هر نوعي آورديد؟
البته که نه
پس هيچ چيزي رو تغيير نميديد
فکر ميکني تنها راه مراقبت از دنيا همينه
لعنت به دنيا
بريم ؟ چرا؟
اون خوشش نيومد
بذار من سعي کنم سارا
ميتونه از رفتن به اونجا خوشش بياد
ما چيزي رو از دست نميديم ؟
بذار تلاشم رو بکنم سارا خواهش ميکنم
سلام
من سارا ميلرم اميدوارم اشکالي نداشته باشه که برگشتم اينجا
مردي که باهاش صحبت ميکردي .. من با هيچ کسي حرف نميزدم
بسيار خب، مردي که با تو صحبت ميکرد
ازت خواسته بود که ميتونيم قايقت رو تا بالاي رودخونه کرايه کنيم
و تو گفته بودي نه ، چرا ؟
نميتونم کمکت کنم
اگه تو دلايلي تو ذهنت داري ميتونم بشنوم ؟
برو خونه ات
چرا برگشتي ؟
منتظرت بودم
قبلا بهت گفته بودم نميتونم کمکت کنم
ميخواهيم بدونيم چرا نميتونيم به اين مردم کمک کنيم
ما اينجاييم تا تغيير ايجاد کنيم
قبول داريم که همه يک جور خاص زندگي ميکنند
يک عده زندگي ميکنند ،يک عده هم نه واقعا؟
اگه همه مثل تو فکر ميکردند هيچي تغيير نميکرد
هيچي تغيير نميکنه البته که ميکنه
هيچ چيزي ثابت نميمونه
قدر زندگي خوبت رو بدون
اين همون چيزيه که من سعي در انجامش دارم
نه ، چيزي که تو سعي ميکني تغيير بدي چي هست
چيه؟
برو خونه ات
واقعا، برو خونه ات
شايد تو اعتمادت رو بين مردم از دست ميدي
اما تو براي چيزهايي احساس مشابه داري با اين وجود
تو بايد هنوز نگران چيزهايي باشي
شايد ما نتونيم چيزي رو تغيير بديم
اما ميتونيم سعي کنيم زندگي اي رو نجات بديم عمرت رو هدر ندادي ، نه؟
اينها مردم بدي هستند سرانجام شکست ميخورند
اونها نميتونند جلوي يک ملت دوام بيارند ، نميتونند
يک زماني بهشون نشون ميدند
در ضمن ما با هم خواهيم ماند
درست روز ديگه ببخشيد، سارا؟
کجا ميري؟
با اون صحبت کنم
شايد اون بخواد تنها باشه
مايكل ، نبايد نگران باشي اون داره به ما کمک ميکنه
پولش رو ميگيره
اون هيچي نميگيره
باز هم تشکر ميکنم به خاطر کاري که ميکني
در واقع همه از تو مچکريم
تو اسمت رو بهمون نگفتي ؟
جان
اهل کجايي؟
آريزونا
چرا ترکش کردي؟ مشمول خدمت در ويتنام بودم
به خاطر همين موندي؟
قضيه اش مفصله
خانواده اي در کشورت داري ؟
شايد پدرم ، نميدونم
کنجکاو نيستي ببيني خونه ات چه تغييري کرده؟
دليلي نميبينم
سارا
مطمئن هستيد که ميخوايد بريد بالاي رودخونه؟
هر موقع تو خواستي برگردي برميگردم
بسيار خب
اون چيه؟ اونها کي هستند؟
دزدان دريايي برمه
همه بشينند و جيکتون در نياد
چيزي نيست حرف نزن
آيا باز هم هستند؟ شايد
چيکار ميخواهي بکني؟
ما بايد به حرکتمون ادامه بديم ما قرار گذاشتيم
من با تو حرف نزدم
چيکار ميخواهي بکني؟
ما اينجا يک گروهيم اونها راي ميدهند ، راي
بشينيد
اگه پول ميخواهند ، ميديم
حرف نزنيد و سراتون رو پايين نگه داريد
چيکار ميکني؟
ما اومديم جلوي کشتار را بگيريم
تو کي هستي که ميکشي؟
تو کي هستي؟ ولش کن
ميخوان به اون 50 دفعه تجاوز کنند بعد هم سر همه رو ببرند
تو کي هستي؟
چي خيال کرديد ؟
برميگرديم
نه نبايد برگرديم
ولش کن
چيکار ميکني؟ ما خيلي نزديکيم
اينجا چه اتفاق وحشتناکي رخ داده
ولي اينجا مردم هر روز اينطوري کشته ميشند
مايكل اين فکر تو بود ما قرار گذاشتيم
ميدونم به کار ما اعتقاد نداري
اما اين زندگي ماست
اين انتخابمون بوده
تو نميروي چيزي رو تغيير بدي
خواهش ميکنم
خواهش ميکنم ، جان خواهش ميکنم
برو بشين
ما از خشکي برميگرديم
لازم نيست منتظر بموني
و ميبايست اين حادثه رو گزارش کنم
ميدونم خيال ميکني کارت درسته ولي گرفتن جون کسي هرگز درست نيست
نميدونم چي بگم
شايد هم نبايد چيزي بگي بايد بگي ؟موفق باشي
دهنت رو باز کن
ما ايمانت رو با اين گل کوچک ثابت ميکنيم، خب؟
هي عزيزم ميتوني باندها رو بهم بدي؟
برو بيرون از اينجا اونها چي؟ببرشون
آتش نشاني به نام ريون
ادامه بده
من کي هستم؟
ما تو اين راه آورديمت تو يه سرباز جنگجوي کاملا خون آلودي
با من حرف بزن ، جاني
تو درست خاموشش نکردي
تموم شد هيچي تموم نشده
کنجکاو نيستي ببيني خونه ات چه تغييري کرده؟
تو به اندازه کافي صدمه زدي
تا قبول کني کي هستي کي شدم
اين تا ابد ادامه داره بذار الان برم
جان رمبو
جان؟
جان رمبو؟
اسم من آرتور مارشه
روحاني کليساي مسيحي در کلورادو
بايد باهات حرف بزنم
موضوع مهميه از طرف ديگه نميخواستم اينطوري بيام
امروز صبح گروه رفتند
مايکل برنت به من خبر داده که درست از اينجا ميرند
بعدش چي شده؟ دقيقا کسي نميدونه
اونها بايد 10 روز پيش برميگشتند
ولي اونها هرگز برنگشتند
از سفارت کمک خواستم
ولي اونها نميتونند کمک کنند
نه در برمه و نه در اين زمان
چطوري فهميدي زنده اند؟ چون ما در تماس بوديم
با مبارزان آزاديبخش کارن تماس گرفتيم يکي ميگفت ميدونه اونها رو کجا گرفتند
و به من اسم يه مکان نظامي سابق آمريکا رو از سفارت دادند
، و از من خواستند بروم پيش اونها که خبر دارند
سربازهاي مزدور؟ بله
من چاره ديگه اي ندارم
تو منطقه رو خوب ميشناسي تو بايد اينها رو جايي ببري
که افراد من رو پياده کردي
No comments yet. Be the first to leave one.