Release info

It's Okay, That's Love E15 2014 Kor
A Commentary by MonaMe
(MonaMe) ترجمه و زیرنویس از: مونـــا

Tags

other
Published on: 2014-09-25
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 199 lines.

گرچه این سریال بر پایه ی روانپزشکی عصبی ساخته شده، امّا تمامی .بیماران نمونه و روش های درمانی مربوطه ساختگی می باشند

...وقتی از اتاق رفتم بیرون .دنبالم نفرست

.این تنها راهیه که می تونم بیام و ببینمت

.هه سو

.هه سو

.هه سو

.هه سو

هه سو رو به کمیته ی انضباطی گزارش دادن

به خاطر اینکه اون شب .به ملاقات جه یول رفته بود

بعضی از دکترها می گن که هه سو

تو برنامه ی درمانی بیمار مداخله کرده

چون اجازه داده احساسات و عواطفش .رو منطقش تأثیر بذاره

تا وقتی کمیته در موردش تصمیم بگیره

.اجازه نداره هیچ مریضی رو ببینه

بنابراین فقط اجازه داره رزیدنتهاش رو .راهنمایی کنه و آموزش بده

بیا اجازه بدیم خانواده ی .جه یول بیان ملاقاتش

درست مثل پرنده ای که با پریدن ،از صخره آزادیش رو به دست میاره

به نفعشه که باهاشون روبرو بشه

چون تا ابد که نمی تونه .اون ها رو نادیده بگیره

جانگ جه بوم و مادره چطورن؟ حالشون خوبه؟

،از وقتی آزاد شده یه هفته ای می گذره .ولی من هنوز چیزی ازشون نشنیدم

گمون کنم این یعنی اینکه .حالشون خوبه

مگه قبلاً بهت نگفته بودم؟

جه بوم درست مثل بچه ایه که

به دلیل کمبود توجه از جانبِ مادرش .اینطوری واکنش نشون می ده

،خیلی خب، پس با این اوصاف .می ذاریم جه یول اول برادرشُ ببینه

.برای دفاع از خوده

راضی شدی؟

.ببرش تو یه اتاق خصوصی و همه جاشُ خوب بگرد

.چشم، دکتر - .وای... شما خیلی خوشگلی -

...نکنه

فرشته ای؟

.همراه من بیا

ممکنه بعداً از اون اتاق .سر و صداهای بلند بشنوی

حتی اگرم سر و صدا کردن

،اونها رو به حال خودشون بذار و داخل اتاق نشو

.مگه اینکه درگیری فیزیکی پیدا کنن

چند تا از نگهبان های امنیتی رو .در حالت آماده باش بذار

شنیدم مجرم اصلی مامان بوده؟

چه فکری تو اون کله اته؟

ازم می خوای در عوضِ اون 14 سالی که

...ناعادلانه تو زندون پوسیدم

فقط پولتُ بگیرم و برم گورمُ گم کنم، آره؟

هیونگ

...من خیلی خیلی

.متأسفم

.هی

برای چی متأسفی؟

بگو ببینم برای چی متأسفی؟

برای چی متأسفی؟ ها؟

.بگو ببینم، حرومزاده

بگو ببینم برای چی متأسفی؟

برای این متأسفی که

به قاضی نگفتی مادرمون اونُ کشته؟

و به جاش گفتی برادر بزرگت بود که اونُ کشت؟

ها؟ !بگو ببینم برای چی متأسفی

برای چی متأسفی؟ ها؟

هی، برای چی متأسفی؟

چیکار داری می کنی؟

!نگهبان - برای چی متأسفی؟ -

!نگهبان

برای چی متأسفی؟

،فکر کردی چون من یه حرومزاده ی بازنده ام

اگه می دونستم مامان اونُ کشته

به دادستان و قاضی می گفتم که مامان کشتَتِش؟

ها؟ فکر می کردی بهشون می گفتم مامانُ دستگیر کنن؟

که می گفتم بعد از این همه سال ،کتک خوردن به دست شوهرش

.عقلشُ از دست داده و برای همین اونُ کشته فکر کردی اینا رو می گفتم؟

فکر می کنی این کارُ می کردم؟

.هی... ای عوضی دیوونه

فکر می کنی فقط خودت بچه ی مامانی؟

.منم... بچه اشم

.برو خونشُ پاک کن

::: کليه ي حقوق مادي و معنوي آثار تيم ترجمه متعلق :::. .::: مي باشد انتشار فايل هاي "Opus-Sub"به تيم ترجمه ي :::. .::: ترجمه بدون تگ هاي اختصاصي مجـــاز نــــمي باشــــد :::.

.فقط یه دقیقه تنهام بذارین

.تنهام بذارین

.از اتاق برید بیرون

.آقای جانگ جه یول

من همین بیرونم، باشه؟

تا 10 دقیقه ی دیگه هم .یه پرستار می فرستم بیاد اینجا

.تو واقعی نیستی

.تو وجود نداری

.خوش شانس بوده که صدمه ی جدی ندیده

وضعیت روحی روانی جه یول چطوره؟

.درست همونطوره که فکر می کردیم

شاید به خاطر اینه که بالاخره

کتکی رو که دلش می خواست، از برادرش خورد

دلیلشُ نمی دونم، ولی به نظر می رسید .جه یول خیلی آروم تر شده

به عقیده ی من جانگ جه یول .آدم خیلی قوی و محکمیه

وقتی از اتاقش اومدم بیرون .داشت خوابش می برد

.فکر کنم خوب شد اجازه دادیم برادرشُ ببینه

.خیالم راحتش شد اینُ شنیدم .همین حالا از رو یه مانع بزرگ پریدیم

.باشه، بعداً باهات صحبت می کنم

.خیلی خوب غذا می خوره

از وقتی از ملاقات جه یول .برگشته اینجوری شده

شاید جه بوم دیگه از دست .جه یول عصبانی نیست

حتی دیروز ازم پرسید که .جه یول کی مرخص می شه

جداً؟

.حتماً اومده تو شب قدم بزنه

.حالش به نظر بهتر میاد

.دوست پسر من خیلی خوش تیپه

.سونبه

.نباید این کارُ بکنین

اگه کمیته ی انضباطی بفهمه

ممکنه کاملاً از همه ی مسئولیتهاتون ،معلق بشین

با خودتون چی فکر کردین؟

.باشه فهمیدم

.خیلی خب باشه، معذرت می خوام .من رفتم

.حال پسرم خیلی بهتره

جه بوم چیزی بهت نگفته؟

.نه، هیچی

ولی از وقتی از ملاقاتت برگشته .خیلی بهتر غذا می خوره

،و درست نمی دونم علتش چیه .ولی به نظر خیلی آروم تر میاد

.مامان

.من دیگه کانگ وو رو نمی بینم

.آره، شنیدم .دکتر لی زنگ زد و بهم گفت

...من فکر می کنم .که کانگ وو نباید واقعی باشه

دارم مرتب داروهامُ می خورم

.و تو این یه هفته یه بارم ندیدمش

آره دکتر بهم گفت داری .داروهاتُ خوب می خوری

.تو پسر خیلی خوبی هستی

.می خوام از بیمارستان مرخص بشم مامان

.نه، نباید این کارُ بکنی

وقتی هه سو فهمید که امروز دارم میام دیدنت

بهم مسج داد و مخصوصاً .ازم خواست که این اجازه رو بهت ندم

بهم گفت که هنوز نباید .از بیمارستان مرخص بشی

.میام پیش تو می مونم

.می تونی 24 ساعته مواظبم باشی

این کافی نیست؟

.اگه بخوای به این حرفها ادامه بدی میرما

.مامان

...من فکر می کنم هه سو

به خاطر من خودشُ تو بیمارستان .تو دردسر انداخته

...هه سو یه دکتره

ولی به خاطر من حق نداره .هیچ مریضی رو ببینه

.مامان

...فقط هر از گاهی

شبها هه سو میاد .از بیرون اتاقم بهم سر می زنه

.بعدشم گریه می کنه و می ره

...من خودمُ می زنم به خواب

.ولی همه ی اینا رو می فهمم

.سخته که وانمود کنی چیزی نمی دونی

به هه سو می گم که .دیگه نیاد به اتاقت سر بزنه

.نه

.اگه نیاد همش چشم انتظارش می شم که کی میاد

.پس این کار عملی نیست

...اون

.خانواده ی فقیری داره

پدرش بیماره، و خانواده اش هم .کلی قرض و بدهی داره

.آرزوش این بود که یه پروفسور بشه

.مامان

...بیماری من

.چندان قابل درمان نیست

...می گن هر آن احتمالش هست که عود کنه

.برای بقیه ی عمرم هم مجبورم دارو بخورم

.آره، می دونم

ولی درست مثل دیابت و فشار خون بالا

...تا وقتی داروهاتُ ادامه بدی

مامان، انتظار نداشته باش یه اتفاق .خارق العاده بیفته

.آدم نباید انقدر حریص باشه

.می خوام خودم تنهایی انجامش بدم

...یعنی

.می خوام با تو انجامش بدم

.می خوام همین جا هه سو رو ول کنم

.مامان

نمی خوام دیگه بیشتر از این خودمُ

.جلوی کسی که عاشقشم کوچیک کنم

.پس خواهش می کنم... منُ با خودت ببر

باشه؟

.و بهم ایمان داشته باش

...درست مثل همیشه

.می خوام دوباره رو پاهای خودم بایستم

.مرتب داروهامُ می خورم

.جدی می گم .همه ی داروهامُ سر موقع می خورم

...اگه دوباره کانگ وو رو دیدم اون وقت

.می تونی منُ ببری یه بیمارستان دیگه

.از اینجا بریم، مامان

.مادر

جانگ جه یول هنوز فکر می کنه .کانگ وو واقعیه و وجود داره

تا وقتی خودش نفهمه که کانگ وو وجود خارجی نداره

.درمانش کامل نشده

...پس فقط بهمون اعتماد کنین - ...داروهاشُ -

حواسم هست که همه ی .داروهاشُ سر وقت بخوره

.دارو به تنهایی کافی نیست

دلیل اینکه می خواییم ...جانگ جه یولُ اینجا نگه داریم

اینه که بتونیم کمکش کنیم وابستگیش رو به داروها کم کنه

و کمک کنیم با سلامت روانی .برگرده سر نویسندگیش

...برای اولین بار

سه تاییمون این شانسُ پیدا کردیم که .مثل یه خانواده کنار هم زندگی کنیم

...ما مثل یه خانواده کنار هم می مونیم .و این مشکل رو با هم پشت سر می ذاریم

.بابت همه ی زحماتتون ممنون

.مادر

.نرو

...هر چی هم بگی بی فایده است

.من به هر حال می خوام برم

چرا انقدر بی رحم شدی؟

...یادته وقتی هه جین افتاد تو دریا

یون چول چقدر اون موقع لطمه دید؟

...نمی تونم اجازه بدم پیش من بمونی .و اون بلا سر تو هم بیاد

More Farsi Persian subtitles for It's Okay, That's Love (Gwaenchana, Sarangiya / 괜찮아, 사랑이야)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left