The first 147 lines.
آنچه در گوست گذشت
ما سرباز کافی داریم . ما این بازی رو بلدیم
هیچ چیز در مورد شما کاکاسیاه های طاهادا
که توی پنت هاوس یه مرد مرده زندگی می کنید
باعث نمیشه که بخوام با شما ها کار کنم
مونت طاهادا روابطی با دانته اسپیرز داره
این میتونه همون ریکو ما باشه
وقتی همه گیری این قضیه شروع بشه ، یک شبه بازار رو می گیره
کرش کوین
ارزشش حدود یک تریلینوم یک سنت ئه
باشه بریدن وستون
دقیقا چه چیزی تو رو خوشحال می کنه ؟
میخوای در موردش حرف بزنیم ؟
یا میخوای کاری کنی که هر دومون رو خوشحال کنه ؟
شاید بتونیم تئو رو از زندان بیرون بیاریم
جدی ؟
این ممکنه نزدیک ترین چیزی باشه که تا حالا بهش رسیدیم
لورن چی شده؟
تو به اون گفتی که منو بکشه؟
کی ؟ افی
من میدونم که تو لورن رو کشتی
ازت میخوام که خودت بگی
من این کارو برات انجام دادم تا ازت محافظت کنم
تو نمی تونی همینطوری منو از شرکتی
که با هم ساختیم بیرون کنی
این کار به همون اندازه که مال توئه ، به همون اندازه مال من هم هست
بیمه عمر پدرت؟
خانواده ات باید این رو توی هولدینگ وستون سرمایه گذاری کنن
جنایت کاری سرنوشت خودش رو داره
تو همین الان باید بری از اینجا
من یکم جنس برات میارم
طاریق هم نباید بفهمه
چرا میخوای این کارو بکنی کین؟
من میخوام هواتو داشته باشم
من هنوز باید جایی پیدا کنم که این
جنسی که بابام مجبورم کرده بود توی فروشگاه آب نبات فروشی بفروشم رو بذارم اونجا
هنوز نه . بیا ببینیم اون دوربین ها دیگه چه چیزی رو ثبت میکنن
کدوم خری داره به ما شلیک می کنه ؟
روس ها
اونا میفهمن مونت
و وقتی که فهمیدن
اون بچه ها هرگز تو رو نمی بخشن
مترجم : عرفان اعلایی
مترجم : عرفان اعلایی
مادر جنده ی چاقال
من اینجام . کار ضروریت چیه ؟
من ازت میخوام که بیخیال درو بشی
تو واقعا می خوای در مورد درو صحبت کنی
وقتی که با روس ها توی جنگ هستیم ؟
ببین این قضیه تقصیر توئه
چون که قتل لورنزو رو انداختی گردن اونا
تو مجبور نبودی روس ها رو وارد این قضیه کنی
و حالا درو توی تیرس اوناست
ببین من به تو اجازه نمیدم پسرم رو به خاطر این
موضوع به فنا بدی
حالا برو پی کارت
به چی میخندی ؟
تو از اینکه روس ها به درو آسیب بزنن نمیترسی
تو از این میترسی که اون بفهمه
تو دلیل این هستی که باباش مرده
من و تو هر دو میدونیم که این مشکلی برای هر دوی ماست
نه مشکلی نیست اگر هر دومون دهنمون رو ببندیم
پس درو هرگز نباید بفهمه که مادرش میخواسته که باباش بمیره
پسر تو داری تهدیدم می کنی ؟
من دارم بهت میگم چطوری این قضیه پیش میره
من به دیدن درو ادامه میدم
و تو قرار نیست هیچ گوهی در این باره بخوری
اینطوریه ؟
آره
پیامک به کین و درو : همین الان باید ببینمتون
لورن چطوری ؟
من هنوز مرده ام . مرسی که پرسیدی
چی میخوای ؟
من دارم سعی میکنم بفهمم که چطوری
خودمون رو از این وضعیت نجات بدم
برای نجات خودمون از این وضعیت ، تو باید به من بگی که
پلیس فدرال چه چیزی بر علیه من دارن ، لطفا
چرا باید این کارو بکنم طاریق ؟
تو دلیلی هستی که تمام زندگی من از من گرفته شده
لورن من متاسفم به خاطر این قضیه ، باشه
ولی من دارم سعی میکنم این موضوع رو درستش کنم
واقعا ؟
اونا میگن که تو یه قاتلی
یه هیولایی
آره خب اگه من یه هیولا هستم ، من رو به یه هیولا تبدیل کردن
هیچ وقت تقصیر تو نیست مگه نه ؟
برات مهم نیست که برای بدست آوردن اون چیزی که میخوای به کی صدمه میزنی
من ، خواهرت
خواهرم ؟
گوش کن خواهرم توسط پلیس فاسدی
که دنبالم بود به قتل رسید
کسی که بهت گفته من یه هیولا هستم این رو هم بهت گفته بود ؟
نه
اگه میخوای منو قضاوت کن ولی من کاری رو که باید انجام می دادم ، انجام دادم
برای محافظت از افرادی که دوسشون دارم و خانواده ام
باشه من سعی کردم این کارو برای تو هم بکنم
و هنوزم دارم تلاش می کنم
ببین من میدونم که تنها چیزی که میخوای اینکه الان کنار خانواده ات باشی
درست مثل من
خب به همین دلیل ما باید با پلیس
فدرال همکاری کنیم
میدونی ما باید شهادت بدیم تا بتونیم آزاد بشیم
و به زندگی قبلی خودمون برگردیم
نه این اصلا یه گزینه نیست
حتی اگه به خاطر شهادت دادن گلوله نخوریم
اونا مستقیما ما رو وارد سیستم محافظت از شاهدین می کنن
ما دیگه نمی تونیم خانواده هامون رو ببینیم
نمی تونیم زندگی رو که آرزوش رو داشتیم زندگی کنیم لورن
ببین اگه میخوای زندگی قبلی خودت رو دوباره بدست بیاری
باید به من کمک کنی باشه ؟
من میخوام باورت کنم طاریق
ولی من فقط
من بهت اعتماد ندارم
باشه
خب من هر کاری میکنم که اعتمادت رو بدست بیارم
بهت قول میدم
دارم ارضا میشم
اوه خدای من آره آره
اوه خدای من
اوه خیلی خوب بود
همه چیز خوبه ؟
آره
آره فقط یکم حواسم پرته
میدونی فکر میکردم
طاریق و من تا الان با هم خوب شده باشیم
ولی ما هنوز خوب نیستیم با هم
تا حالا اینجوری نشده بود بینمون میدونی ؟
خب میدونی بعضی وقتا دوست ها میان و میرن
تو یکم براشون گریه میکنی و بعد ادامه میدی
آره طاریق فقط دوست من نیست کی کی
اون به معنای واقعی کلمه برادر منه
برادرته یا شریک تجاریته ؟
من میدونم که تو و طاریق مواد مخدر می فروشید
توی شرکت وستون . باشه .... چی
داری راجبه چه کوفتی حرف میزنی ؟
پسر بس کن
من به معنای واقعی کلمه به شما کمک کردم که
برای یک سپرده نقدی 2 میلیون دلاری سند سازی کنید
اره مشتری من به بانک ها اعتماد نداره
بریدن
پس کرش کوین رو توضیح بده
ارز دیجیتالی که تو اداره میکنی
که فقط برای خرید قهوه با این ته کاذب ها استفاده میشه
مناسب برای جا سازی مواد
آره اون ته های کاذب قهوه رو گرم نگه میداره
همه این رو میدونن
آره تو اعتراف کردی که مغز متفکر
No comments yet. Be the first to leave one.