The first 197 lines.
می خوام باز به اون دوران برگردم
میخوام باز کوچیک شم مینامی کون
کجایی چیومی؟
اینجا مینامی کون
توکیو؟
با خودت چی فکر کردی؟
خب دیروز بهت گفتم آموزشگاه رقص
لطفا واقعا میخوام انجامش بدم
پس بزار پیشت بمونم
اون روز با صدای رعد و برق بیهوش شدی بعدش که بلند شدی دیدی کوچیکی درسته؟
خب اگه همون کارو اینجا بکنم
خب غیر ممکنه اصلا
خوبی؟
با اینحال من خنگم، سرما خوردم
سلام
نومورا سان
بابا مامان اسوکا ، اوضاع چطوره؟
من حالم خوبه ، اینجا تو توکیو
این خوب نیست اونا میفهمن داری دروغ میگی
اعصابم خورده
باشه خب من یبار دیگه تیر اندازی میکنم
بابا مامان اسوکا ، اوضاع چطوره؟
من حالم خوبه اینجا تو توکیو
من میدونم نگرانم بودین اما من خوبم یه فیلم دیگه بعدا براتون میفرستم
خوب درست شد
هی چیز عجیب غریبی دستگیر نشده
یه هفته از وقتی بدنم اینجوری عجیب شده میگزره
علامتیم برای برگشت به حالت عادی نیست
خوب اونا نمیفهمن که از طرف مینامی کون حتی اگر از اینجا بفرستم
من یه میل دیگه گرفتم که با مال خودم فرق داره
قبل از اینکه بفهمم،دیگه با مینامی کون حرف نزدم اگرچه توبچگی من دوستش داشتم
فکر می کردم همیشه همینجور خواهیم بود
خب پس چرا ادرس پدرتو نزاشتی؟
اما این مینامی کون بود که وقتی اینشکلی شدم پیدام کرد
ه..ا..ن.ا
از تصوراتمم سخت تره
دو...رو...بو
بفرست
باشه
نمیتونم جلو دوست اشنام این شکلی بیام
خوب پس با مینامی کون زندگی می کنم ، که کاملا جذابه
~ قسمت چهار ~بابا مامان آسوکا چطورین؟
چیومیه، عزیزم چیومیه
ما خوب نیسیم چجور خوب باشیم
بخاطر چیومی پیرتر و شکسته تر شدیم
ساکت باش عزیزم
میدونم نگران من هستین اما من خوبم
بعدا یه فیلم دیگه براتون میفرستم
چی؟ همش همینه؟
ها؟
ای لباسا چیه؟ با خودش از لباسا داشت؟
چیزایی که دلمون میخواست بدونیم رو نگفت
خب راست میگی اما همینکه دیدیم خوبه نباید راضی باشیم؟
بیهوده ست
این خیلی با مد جور در نمیاد،این ربان رو ببین
چرا بجای این همه اذیت کردن فقط یه زنگ نزد؟
شاید نتونسته بخاطر اینکه از شماها میترسیده زنگ بزنه
چی میگی ؟ تو کسی هستی که زدیش - ها-
یه اغتشاش محلیه پدر
هی اشتباه میکردی اینطور نبود
درسته؟ درسته؟ نیست درسته؟
سلام اینجا اقامتگاه هوریکیریه. چیومی؟
میدونی چیه...؟ - ها چیومی هی هی
هی چیومی؟ خودتی؟
اره خودمم فیلم رو دیدین
همین الان دیدیم ، چه خبر؟
خب اموزشگاه
چقدر طول میکشه؟ خیلی طول نکشیده؟
خب یه کم دیگه وقت میبره انگاری
برنامه ریز اخلاق هنرمندانه داره میدونی
اخلاق هنرمندانه ....خدای من - بدش من -
الو چیومی چه بلایی سر تلفنت اومده؟
شکسته
شکسته؟ یکی جدی بخر - پول ندارم -
برات پول میفرستم، کجا بفرستم؟ کجایی؟
خب ، میخوام رو رقص تمرکز کنم
خب نمیتونم درست کنم و بتنهایی تحمل میکنم
چرا مثل راهبای تازه کار حرف میزنی؟
بهر حال بهم اعتماد کنین این تلفن سکه ای داره تموم میشه
هی چیومی؟
داره تموم میشه
چیومی، هی چیومی؟
چجوری میتونی اینجور دروغی بگی؟
میدونم
اما نمیتونم بهشون راستشو بگم
نمیتونم بزارم اینجوری ببینمن
به تنهایی تحمل میکنی
چی؟
احمق، مینامی کون
احمق؟ هی
من هنوز مریضم عصبانیتتو سر من خالی نکن
نکردم
درسته دیروز مریض بود و تب داشت
نه بسه
مینامی کون
مینامی کون
چیومی
چیومی
تو منو تو دردسر می ندازی احمق
مینامی کون؟
احمق
ها؟ تو خواب حرف میزنه؟
چت شده؟
پس هوریکیری شی تنها غایب امروز
باید واسه امتحان ورودی دانشگاه آماده شی مراقب سلامتیت باش،باشه؟
ببخشید معلم
بله نامورا سان
هوریکیری شی با شما تماس نگرفته؟
پدر مادرش تماس گرفتن و گفتن هنوز توکیوئه
سرده
میشه یکی دیگه بردارم؟ - بله -
چرا نمیخوری؟
اخ
چی ؟ چی شد ریکو؟
اه فکر کنم صدای هوریکیری شی رو شنیدم
دست نزن
ببخشید
چی شده مینامی؟
مینامی چش شده؟
اون نباید عصبانی می شد -ترسناکه -
اخ
خوبی؟
فکر کنم ،درد داره
مینامی کون
مینامی
اوه اخرش پیدات کردم
یکم نفس بده، چرا باید اونکارو کنم؟
خب نمیخوام ازت بخوام که به کلوپ کندو برگردی فقط تو یک مسابقه شرکت کن
این درست نیست من کلوپ کندو رو ترک کردم خودت میدونی
تاکاتوری مصدوم شده بدون اون نفرات ما برای شرکت در مسابقه کافی نیست
خب مجبور نیستی شرکت کنی
ای بابا ما داریم بر علیه دبیرستان آوا هیگاشی می جنگیم
هر سال بعد از تماشای مسابقات افراد جدیدی عضو کلوپمون میشن
بیخیال شو من نمیتونم
التماست میکنم ، اگر امسال افراد جدیدی عضو نشن کلوپ کندو از بین میره
از بین میره؟
کلوپ کندو با این سابقه بلندش در دبیرستان تاتیاما ناپدید میشه
و آوا هیگاشی دانش آموزایی که تو مسابقات ملی پنجم شدن رو بورسیه میکنه
پنجمی تو مسابقه ملی؟
ما نمی تونیم ببریم اما تو میتونی
حتی اگه نتونی هم مسابقه خوبی میشه
التماست می کنم مینامی
متاسفم از یکی دیگه بخواه
اگه بود که از تو نمیخواستم
من بعد از تعطیلات باید بفکر ورود به راهنمایی باشم وقت ندارم شرکت کنم
هی مینامی لطفا ما باهم خیلی دوستیم مگه نه؟
بعدا بهت زنگ میزنم. منتظرت می مونم
بفرما
چی شده؟ قورتش دادی
خب
میدونی
ها؟
هر روز صبح زود بلند میشی و میری بدویی بعدش دور خودت میچرخی مگه نه؟
با اینکارا استقامتم رو میبرم بالا، بدون اینکارا نمیتونم تا امتحان ورودی دانشگاه دووم بیارم
چرا تو مسابقه شرکت نمیکنی؟
شنیدی حرفمو
یابوکی کون بهترین دوستت مگه نه؟
نیست، فقط خودش میگه
فکر نمیکنم با شرکت در مسابقه اونم تو یه روز امتحان رو قبول نشی
میدونم میخوای کندو کار کنی
همه همو غمت انجام دادن اینکاره
ها؟ چی داری میگی
ترسیدی؟
ترس؟
دلت نمیخواد با مخالفت خودتو شکست خورده پیدا کنی
خفه شو
شکست گاهی خوبه تو خیلی کندو تمرین نکردی
چون تمام تلاشتو برای چیزی که دوست داشتی کردی حتی اگر شکستم بخوری بازم دوست داشتنیه
گفتم خفه شو
مینامی کون رو
یه ترسو نیست
...منظورم این نبود
گنده گوزی نکن
ببخشید
بدون من کاری ازت برنمیاد
مینامی کون
دنبالت می گشتم
نومورا سان
اغلب تنهایی رو پشت بوم غذا میخوری مگه نه؟
...خوب چون زیباست
خوب از این به بعد منم اینجا غذا میخورم
ها؟ ع
اهم؟
اگه اونکارو کنی دیگه نمیتونم غذا بخورم
اه نه
ها؟ چرا؟
اتفاقی کسی رو در نظر داری؟
آه نه اینطور نیست اما
هوریکیری سان ؟ - ها؟ -
هوریکیری سان واقعا رفته توکیو؟
چرا همچین سوالی رو ازم می پرسی؟
داشتم میگفتم، هی
امروز بعد از مدرسه میتونم ببینمت؟
مینامی کون
این چیه؟ اگه می خوان درس بخونن میتونن برن کتابخونه
چرا تو کافه؟ شبیه قرار
نباید جوابشو بدی؟ چندبار تا حالا زنگ زده
No comments yet. Be the first to leave one.