Heroes

Heroes

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Heroes S01E11 DVDRip
A Commentary by mA_Ad
ترجمه ع.ف. جاوید

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2010-01-25
Downloads: 24
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پیش از این در قهرمانان

سعی کن فکر منو بخونی مت؟

نه وقتی که دوست من اینجاست اونم بخصوصه

هر چیزی که ما میگیم هر چیزی که میبینی فردا که بشه دیگه نیست

سه ماه پیش کارم در وضعیت عالی بود

بعدش افتادم تو پرونده سایلار

گابریل سایلار

تو داری کاملا پاک میشی چیزی نمونده

مطمئنی بازم میتونم نقاشی کنم

بعد از اینکه بهت یاد دادم، آره

پیتر همه این ایده هارو تو سرش داره

فکر میکنه باید تغییرش بده

تو بهش اعتقاد داری؟

مطمئن نیستم دیگه به چی اعتقاد دارم

من میکارومیبرم پولارم میبرم

میریم شکار

من بهش گفتم کجاییم اون تو راهه

تو کارت اینجا تموم نشده

به همین دلیله که من خداحافظی نمیکنم

خوب حالا درموردشون میدونی چیکار میخوای بکنی؟

پیداشون کنم بهشون بگم کی هستن، اگه تا الان نمیدونن

بهشون از خطری که باهاش مواجه میشن هشدار بدم

من میدونم کی و کجا به رقاص حمله میشه

من باید جلوشو بگیرم

تو نمیخوای به من اسیب برسونی برو بخواب

چطوری تو... تو هم یکی از اونایی؟

با نجات تو، من دنیارو نجات دادم؟

!دستاتو بزار رو سرت

چیکار میکنی؟

تو خوش شانسی که زنده ای

این شانس نیست، پدر یه چیزی هست که باید بهت بگم

از دستم عصبانی هستی ؟

. از وقتی که سوارِ ماشین شدیم ،حرفی نزدی

. از وقتی که بهت گفتم

...نه ،نه ،نه ،من فقط

. داشتم فکر می کردم

. باید یه چیزی بهت بگم

. درست نیست که دیگه ازت مخفی کنم

...کاری که تو می تونی انجام بدی

. من در موردش می دونم ،کلیر

. حتی قبل از اینکه خودت بدونی ،می دونستم . قبل از اینکه اون نوار رو با زاک تهیه کنی

تو نوار رو دیدی ؟

پس چرا چیزی نگفتی ؟

...بنا به دلایلِ متعدد

. ولی بیشتر به خاطرِ محافظت از تو بود

...محافظت از من ؟تمامِ این مدت

احساس می کردم خیلی تنها هستم و شبیه آدمهایِ عجیبم. و تو می دونستی ؟

...من خیلی تلاش کردم و کارهایی انجام دادم

. که تو در امان بمونی

چه کارهایی ؟

. فقط می خواستم یه زندگیِ عادی داشته باشی

. جکی به خاطرِ من مُرد

اونو به جایِ من ،اشتباه گرفته بود ،درسته ؟

. اون مَرد ،الان تحتِ کنترله

. بهت قول میدم

تو و مامان ،تمامِ این مدت می دونسید ؟

. مادرت نمی دونه

. همچنین برادرت

. راستش ،لایل ،یه جورایی فهمیده

واقعاً ؟ کسی دیگه ای هم می دونه ؟

. فقط زاک

. کسی دیگه نباید بفهمه

. این تنها راهِ محافظت از توئه

...اون مردی که سعی کرد تو رو بکشه

. باز هم مثلِ اون آدم ،وجود داره

کسانی که می خوان با کشتن تو ، . به اون قابلیت دست پیدا کنن

. به همین دلیل نمی تونیم به مادرت و بقیه چیزی بگیم

متوجه شدی ؟

. من میرم سرِ تمرینِ لایل ،و باهاش صحبت می کنم

. تو برو با زاک صحبت کن

...هر نوارِ دیگه ای که ساختی

. باید نابودش کنی

. قربانی ،یه دانش آموز به نامِ ژاکلین ویلکاکسه

. و صحنه جنایت ،با مشخصاتِ سایلار مطابقت داره

آیا مغزش رو در آورده ؟

شکافِ رویِ جمجمه اش نشون میده که همچین ... قصدی داشته

. ولی شخصی ،مسیرش رو منحرف می کنه

اونا یه مظنون رو بازداشت کردن ،یه پرستار . از نیویورک

و تو فکر می کنی ممکنه سایلار باشه ؟

. من فکر کنم این باشه

...طبقِ خونی که اینجا موجوده

باید بگم که اینجا توقف کرده تا یه نفسی تازه کنه ... و بعدش

. نایدید شده - میدونی چیه ؟-

. شاید اون این کار رو نکرده باشه

. به این نگاه کن

. جایِ پاها متفاوته. دو ردپایِ مختلف

...فکر کنم از وقتی که اون بلا سرت اومده

. من سردرد دارم

...تمامِ نگرانیِ جانیس ،همینه

. اون خطا کرده ،پارکمن

. به هر حال این اتفاق افتاده

تو هیچ وقت بهش کلک نزدی ؟- . نه -

. تو حرفم رو باور نداری

...خوب ،طبقِ آمارِ گرفته شده

بعضی از شخصیتِ مردها ،قانونِ اساسی . رو قبول دارن

چه شخصیتهایی ؟

. سگها

و چه شخصیتهایی از خانمها ؟

. جنده ها

. ما اونو تویِ خانواده هایِ سگی اجرا می کنیم

. خیلی خوب ،دو تا ردِپایِ مختلف

تو فکر می کنی سایلار همدست داشته باشه ؟- ... به خونی که ازش رفته -

. امکان نداره خودش تونسته باشه از اینجا خارج بشه

...پس فکر کنم بهتره این سئوال رو

. از پیتر پیترِلی بپرسیم

. نِیتِن

اینجا چکار می کنی ؟

تویِ دردسر افتادی ،من هم سریع اومدم . تا اوضاع رو مرتب کنم

باید این اتفاق میفتاد ؟

. به زودی از اینجا میارمت بیرون - نمی خوای برام سخنرانی کنی ؟-

. خوشحالم که زنده ای ،مرد

چرا اون نقاشی رو نابود کردی ؟

چرا سعی کردی به اینجا نیام ؟

. نقاشی نشون میداد که تو می میری ،پیتر

وقتی تلفن رو برداشتم ،برایِ یک لحظه . فکر کردم مُردی

. آره ،فکر کردم باید یه قهرمان بشم

چطوری می خواستی این کار رو بکنی ؟

. با نجات دادنِ دخترِ رقاص ،دنیا رو نجات بدم

. تو خیلی کارها باید انجام بدی ،پیتر

. اما نجات دادنِ دنیا ،شاملش نمیشه

باید یاد بگیری که زندگیِ بزرگتر از اون چیزیه . که فکر می کنی

اگر یه جنگجو نیستی ،مهم نیست. دنیا به . پرستارها هم نیاز داره

وقتی که کنارت هستم ،کاری که تو می تونی بکنی . رو من هم می تونم انجام بدم

. ایزاک ،هیرو ناکامورا ،و این دختره کلیر

می بینی ،فکر کنم همه ما یه جورایی . شبیه هم هستید

...و این بمبی که ایزاک نقاشی کرده

. فکر کنم باید متوقفش کنیم

...ولی من فقط

. فکر نکنم بتونم این کار رو بکنم

. به خاطرِ اینه که نمی تونی

چطوری می خوای جلویِ یه حادثه رو بگیری ؟

وقتی که هیچ چیزی در موردِ قدرت نمی دونی ؟

. مایکا - . پدر -

. بخواب کفِ ماشین

به چی داری نگاه می کنی ؟

چه خبر ؟

. اون ،تمامِ شب رو خوابیده

. من میرم

. خونِ زیادی از دست دادی

. تا جایی که تونستیم ،زخمها رو بخیه زدیم

. کاری کردیم که غیرِ قابلِ دستیابی بشی

. نه ،توانائیهایِ تو ،کار نمی کنه

. اینجا کار نمی کنه

. تو هیچ جایی نمیری ،گابریِل

. اسمِ من سایلاره

. الان اسمت اینه

. تا همین چند وقت پیش ،اسمت گابریِل گِرِی بود

. یه ساعت ساز گمنام

. من ساعت تعمیر می کردم

می دونی چرا تویِ کارم عالی بودم ؟

نه ،چرا بهم نمیگی ؟

. چونکه می تونم طرز کارکردِ همه چیز رو ببینم

. چیزهایی که باعثِ حرکت میشه

. مثلِ تو

. ما علاقه مندیم که طرز کارِ چیزها رو بدونیم

. هر کسی که تا الان دیدیم ،فقط یه قابلیت داشته

. تو قابلیتِ چند نفر رو گرفتی

. فکر کنم همینه که منو استثنایی کرده

برایِ تو مهمه ،درست میگم ؟

. استثنایی بودن

. برایِ همه مهمه

. فکر کنم تو دیوانه ای

...فکر کنم تلفیقِ چند دگرگونی بر رویِ (دی. اِن. اِی) تو

. فکرت رو داغون کرده

. تمامِ این قدرتها ،داره نابودت می کنه

...من الان سالم و سرحال هستم

...و به محضِ اینکه خارج بشم

. قابلیتِ دخترت رو بدست میارم

. کوچولویِ بی گناه

. کافیه - . قابلیتِ فنا ناپذیری -

. گفتم کافیه ،گابریِل

. اسمِمن سایلاره

انتخاب کنم ؟

. هیچ انتخابی در موردِ این نفر نمی تونم بکنم

...شاید بهتر باشه خطر نکنم و

. متوجه شدم

. البته

واقعیت داره ؟

. باید بیشتر مراقب باشی

. سرِ دو راهی گیر کردم

. ما اونو زنده نگه میداریم

. این یه دستوره

. به این فکر کن که چه بلایی می تونه سرِ کلیر بیاره

. می تونم بهش بگم که خودش رو بکشه

. هیچکسی هم نمی فهمه

. فعلا وقت ندارم. باید برم

...تو می دونی حق با منه

...من می دونم که حق با منه و اگر

اون سیاه پوست می تونست حرف بزنه . بهت می گفت که حق با منه

. مایکا ،اینو در بیار

. از همون راهی که اومدی ،برگرد

. تویِ همون جایِ پاها

. اوه ،مثلِ سرخپوستها

. درست مثلِ سرخپوستها ،پسرم

. اون ،پلیس نبود

. تو نمی دونی

. پدر ،اونا قبل از اینکه بهت شلیک کنن ،هشدار میدن

. این قانونه

. پلیسها معمولاً از قوانین پیروی نمی کنن . بهم اعتماد کن ،پسرم

. کمکم کن

More Farsi Persian subtitles for Heroes

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left