The first 200 lines.
کوتچ،هند 1975
..شمشير
مگه کري نميشنوي؟
گفتم شمشيرم رو بده زود باش
بابا
ميشه منم بيام؟
سيتا بشين و غذات رو بخور
دخترا نميتونن برن
ولي چرا؟
دخترا حق سوال پرسيدن ندارن
بهتره که اين رو بفهمي
داداش جوراور بيا
چرا هنوز شروع نکرديد؟
دولي هنوز نيومده
منتظر اونيم
تعداد دوليها کم شده پول زياد ميگيرن
کل کشور از خشکسالي رنج ميبره
تعداد دوليها خيلي کم شده
هر روستايي که بارون مياد مردمش طبيعتاً شکرگذاري ميکنن،عادي که دستمزد زيادي بگيرن
هي
يکمي جا باز کنيد
انقدر که دورش رو گرفتيد صداش در نمياد
نميتوني سيگنال پيدا کني؟
هي پيتا تو يکم از راديو بيشتر فاصله بگير
امواج راديو به پشت تو ميخورن و برميگردن
اينجا ميشينم خوبه؟
!اوه مثل جادو عمل کرد هي پيتا يه کاري بکن-
دراز بکش که صداش کاملاً واضح بشه
هي راوجي
خيلي صداش شيرينـه ،مگه نه؟
صد البته ولي يه چيزي رو نفهميديد
فرکانس دشمن رو گرفتيد
روي فرکانس خودمون تنظيمش کن
هي موکي بابا
اوه
وقت دعا کردن شده چرا دوباره داري راديو رو ميچرخوني؟
قسم ميخورم بابا فقط ميخواستم اون سيگنال رو عوض کنم
خدايا يه چند تا سيگنال هم به مغز اين بفرست
با توجه به آخرين پيشبيني وضعيت هوا احتمال بارش باران شديد در مرکز و جنوب گجرات وجود داره
در "کوتچ"و غرب گجرات باران هاي موسمي از هفته آينده شروع ميشه
!حالا ديگه مطمئنن بارون نمياد
هي احمق اونا براي پيش بيني هوا دستگاه دارن
اين خبرا رو از روي قيافه هوا نميگن
ولي بابا راديو از 2 سال پيش داره اعلام ميکنه که بارون مياد
ولي ابرها باهاشون مخالفت ميکنن
ببينيد دولي اومد
نخست وزير هند امروز در سراسر کشور وضعيت اضطراري اعلام کرد
به پيام ايشون گوش ميديم
الهه مادر ما اولين گاربا فصل رو به شما تقديم ميکنيم
اگه خطايي از ما سرزده اون رو بهمون نشون بديد
اگه مراسمي، قرباني کردني يا هر چيز ديگهاي بايد انجام بديم بهمون بگيد
لطفاً براي سومين سال متوالي زمين رو خشک نگه نداريد
وگرنه مجبور ميشيم از اين روستا بريم
!درود بر الهه مادر
"اي الهه تو صلح رو در جهان برقرار ميکني"
"و به دنيا رونق ميبخشي"
در مقابلت تعظيم ميکنم" "و به درگاهت دعا ميکنم
"احترام زيادي براي تو قائليم الهه مادر"
"آتش مقابل تو مداوم در حال سوختنه"
"لطفاً حضورت رو نشون بده و بهمون برکت بده"
پرچم ها در مقابل خانهي تو هميشه " "برافراشتهاند،اي الهه مادر
"زودتر ما رو در نعمتهاي خودت غرق کن"
"ما رو در نعمتهاي خودت غرق کن"
پرچم ها در مقابل خانهي تو هميشه " "برافراشتهاند،اي الهه مادر
"ما رو در نعمتهاي خودت غرق کن"
"زودتر ما رو در نعمت هاي خودت غرق کن"
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و فاطمه
مامان
چرا ما نميتونيم گاربا برقصيم؟
هيچوقت دوست نداشتي گاربا برقصي؟
بگير بخواب
"رودخونه احساساتت رو برگردون"
"رعد و برق رو غلاف کن"
"رودخونه احساساتت رو برگردون"
"رعد و برق رو غلاف کن"
"طنين صداي خلخالها رو متوقف کن"
"طنين صداي خلخالها رو متوقف کن"
"مسيرت رو با خار آراسته کن"
"و به درگاه الهه شب در تنهايي دعا کن"
"شبي بدون رويا و آرزو"
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
طــغــيـــان
موضوع آب رسوندن به خونه جيواناست
هيچکي حاضر نيست براشون آب بياره
اينجوري نيست که نخوان آب بيارن
ولي کي ميتونه کوزه اضافي ببره؟
همه زنا فقط ميتونن کوزههاي خودشون رو بگيرن
جيوا روي تخت افتاده و سانتوک هم خيلي پيره
تنها کسي که فقط توي خانوادهشون ميمونه کسارا عروسشونـه
ولي اون بيوهست
اجازه نداره ولي چاره ديگهاي داريم؟-
نميتونيم بذاريم که از تشنگي بميرن
بذاريد يکم فکر کنم
الهه مادر راه درست رو به ما نشون بده
الهه مادر راه درست رو به ما نشون بده
!واي موکي بابا
يه راه حل خيلي خوب پيدا کرديد !يه فکر بکره
! براي هميناست که بابا رئيس دهکده شده
چه فکر خوبي کردي
مگه چه فکري کرده؟
اينکه بيوه سوندر، کسارا با بقيه زنا بره آب بياره
باگلا حواست هست که چي ميگي؟
مگه يه بيوه از خونه بيرون ميره؟
آره موکي بابا اين راه حل رو پيدا کرده
به نظرم که کاملاً درست مياد
توي روستاهاي کناري بوج و آنجار زنا حتي به ديدن فيلم هم ميرن
....اگه ما بخوايم روش جامعههاي
!باگلا،جامعه چي؟
...اگه مردم بخوان لخت برقصن
يعني اينکه ما هم بايد اينکار رو بکنيم؟
نه فقط بايد بهش اجازه بديم ...که بره براي خودشون آب بياره
نميتونيم بذاريم اين سه نفر بخاطر نبود آب بميرن
اين تنها راهه
به همه زناي روستا بگيد که باهاش حرف نزنن
همينطور بگيد که مراقبش باشن
به هر حال اينجا که کلاً کوير و شورهزاره
حتي اگه بخواد کار اشتباهي انجام بده
کي اونجاست که بخواد ببينه؟
اين بحث ديگه تمومه
...باگلا اين رو بگو
از شهر چي برامون آوردي؟
نمک آروم بابا
يکم غلات و پارچه هم آوردم
اينجاست
خبر جديد چي؟
...آخرين اخبار اضطراري
اضطراري؟
تمام کشور در شرايط اضطراري قرار داره
حتي کوتچ؟
آره،کوتچ هم بخشي از کشوره بابا
درسته
ولي توي مواقع اضطراري چه اتفاقي ميوفته؟
نميتونيد يه کلمه عليه دولت حرف بزنيد
وگرنه ميتونن خيلي راحت بندازتون پشت ميلههاي زندان
دولت تا حالا نتوسته به اينجا برسه
حالا چطور اضطراريش به ما ميرسه؟
وقتي که به زنها اجازه ميدن کشور رو اداره کنن اين اتفاقات هم ميوفته
چيز ديگهاي هست بگي؟
...اينکه
ديوا باپا
نامه پسرت آرجان از ارتش رسيده
بگير بخونش
درود بر الهه مادر
فقط بگو که چي گفته
...ديوا باپا
به آرجان اجازه دادن که داماد بشه
ولي فقط تا 10 روز ديگه
چرا فقط 10 روز؟ شرايط اضطراري-
ديوا باپا شرايط اضطراري از قبل به تو رسيده
بايد به محض رسيدن آرجان ...مراسم عروسي رو بگيريم
اگه اجازه نديد اون بيوه تا اون موقع ...براي آب آوردن نره خيلي عالي ميشه
نامبارکـه
خيلي خب
بيوه سوندر بعد از عروسي آرجان براي آب آوردن همراه زنها ميره
...تا اون موقع آب اونها رو
!دقيقاً درسته
تا اون موقع اونا ميتونن از آبي که شما مياريد استفاده کنن
..نه هنوز
ديدين؟به خاطر همين که اون رئيس روستاست
خيلي خب ديواجي
براي جشن گرفتن آماده شو
درس خوندي؟
تا چندم؟
کلاس هفتم
چي؟
کلاس هفتم
خيلي زياده
شنيدم دخترايي که درس ميخونن يه جورايي پر و بال در ميارن
يا اينکه شاخ و برگ ميگيرن
تو کدوم رو داري؟
...اينجا توي دهکده ما
اين جزء اولين قوانينـه
که حد خودت رو خوب بدوني
مهم نيست که پر و بال در آوردي يا اينکه شاخ و برگ گرفتي
خودت اونا رو بچين
اگه من اونا رو بچينم بيشتر آسيب ميبيني
شنيدم بودم که عروسم خيلي خوشگله
ولي نميدونستم که انقدر خوشگله
بايد بريم آب بياريم
دير کردي
زنها بيرون منتظرند
صبر کن
هي،کسي صورتش رو ديده؟
داداش آرجان ديشب بايد صورتش رو ديده باشه
مگه اون به صورتش نگاه کرده؟
شنيدم که خيلي خوشگله
حالا ديگه همه خوشگليش توي چهارچوب خونهش باقي ميمونه
همه خوشگلي و سوادش توي آشپزخونه از بين ميره
کل زندگيش ميشه از روستا تا درياچه !از درياچه تا روستا
!همراه ما،مثل ما
اون مثل ما نيست
از شهر اومده
يه زن نه به شهر تعلق داره ...نه به روستا
اون فقط متعلق به شوهرشـه
حالا برو
!همه وايستيد،اينجا وايستيد
مانجري گوش کن
اين گوريـه،چامپا،رادا منا،گانگا،گُمتي،رودي،کانچان
!خيلي ديگه مونده
همونطور که به سمت درياچه ميريم بقيه رو معرفي ميکنم
No comments yet. Be the first to leave one.