Frequently Asked Questions About Time Travel

Frequently Asked Questions About Time Travel

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Frequently Asked Questions About Time Travel 2009 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-ISA
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Frequently Asked Questions About Time Travel 2009 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2025-11-26
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 199 lines.

ری: سفر در زمان.

اگه بذاری، مغزت رو درهم‌برهم می‌کنه.

بهتره بهش فکر نکنی.

بهتره فقط بچسبیم به کاری که در دست داریم،

که همون نابود کردن دشمنه قبل از اینکه حتی به دنیا بیان

و فرصتی برای تهدید کردن ما پیدا کنن.

انتظار داریم مقاومت کمی باشه،

چون اجداد دشمنان ما

هنوز انگشت شست تکامل ندادن...

یا حتی ستون فقرات.

اما این حقیقت رو عوض نمی‌کنه

که شاید یه روز به گونه‌ای تبدیل بشن

که ممکنه برای ما تهدید باشه.

و به همین دلیل،

قراره یه مرگ آتشین روشون بباریم

که سطح سیاره‌شون رو

به یه بیابان رادیواکتیو تبدیل می‌کنه!

چون ما نیروی صلح سیاره‌ای هستیم!

و این کاریه که ما انجام می‌دیم!

حالا...

شما بچه قنداقی‌های بی‌شعور

آماده‌اید که اسلحه رو پر کنید و آماده شید؟

و شروع کنید؟

نه، نه، نه، نه! هیس!

این که اسلحه واقعی نیست!

اوه! اوه!

اوه! به همه چراغ‌ها نگاه کن!

خفه شو!

ری: خفه شو!

دو تا بخر، یکی رایگان در داینوبرگر.

دو تا بخر، یکی رایگان در داینوبرگر.

اصلا منطقی نیست.

چرا باید این کارو بکنیم؟

توبی، شروع نکن.

باشه عزیزم. باشه عزیزم؟

دو تا بخر، یکی رایگان در داینوبرگر.

ما داریم مردم رو تشویق می‌کنیم که دایناسور بخورن.

که ما رو بخورن، می‌دونی؟ چرا باید این کارو بکنیم؟

ما که دایناسور واقعی نیستیم.

ما باید لباس انسان‌های اولیه رو می‌پوشیدیم.

توبی، چرا همیشه این کارو می‌کنی؟

توی اون قطار ارواح لعنتی هم همینطوری بودی.

اون هم منطقی نبود!

همه می‌دونن گرگینه‌ها و خون‌آشام‌ها دشمن طبیعی همدیگه‌ان.

امکان نداره با هم متحد بشن که به یه قطار حمله کنن.

توبی، دیگه فکر نکن.

آره-- و حرف نزن.

توبی: آره، حق با توئه واقعاً.

ما نمی‌تونیم انقدر زیاد فکر کنیم، چون مغز دایناسور

فقط به اندازه یه گردوئه.

در مورد حرف زدن هم، می‌دونی، فقط مثل...

رووور. رووور.

رووور!

رووور! رووور!

توبی، توبی، توبی! رووور!

بس کن!

حواست باشه توی نقش غرق نشی.

شنیدم یه نفر توی "استار راید" بود

واقعاً فکر می‌کرد یه تکاور فضاییه.

کلی بچه رو ترسوند. اخراجش کردن!

اوه، سلام ری!

ندیدمت اینجا!

پیت. توبی.

به هر حال یه کار مزخرفی بود.

بچه: بازنده! مردی که لباس دایناسور پوشیده می‌گه.

خب... می‌خوای چیکار کنی؟

نمی‌دونم. داشتم فکر می‌کردم شاید برگردم خونه،

و اون کار رو توی جای عموم بگیرم.

چرا می‌خوای اون کارو بکنی؟

ما می‌تونیم-- می‌تونیم یه کار دیگه اینجا برات پیدا کنیم.

کجا؟ توی "بری برپز بابل راید"؟

راحت می‌تونیم یه کار اونجا برات پیدا کنیم.

بخاطر کلر تو چشم‌ها، کارمنداش زیاد عوض می‌شن.

اوم! خیلی وسوسه‌انگیزه!

اما زندگی باید چیزی بیشتر از حباب پوشیدن باشه.

شاید وقتشه واقع‌بین باشیم.

خب...

توی یه دنیای ایده‌آل، شغل رویایی تو چی بود؟

نمی‌دونم. مغازه کمیک؟

اوه، بابا! بزرگتر فکر کن!

فضانورد؟ آره!

باحال!

اما منظورم شغل رویایی مطلق توئه.

منظورم اینه که اگه... هیچ محدودیتی نباشه.

هیچ محدودیتی؟

خب، معلومه.

باید ارباب زمان باشم.

اوه!

بیا پیش بابا! اوه! اون چیه؟

چهار دقیقه و سی و دو ثانیه.

چرت و پرته! سر کارش گذاشتی!

این چیه؟

آه، شرطه. اون فکر می‌کنه تو...

تو کمتر از پنج دقیقه حرف از سفر در زمان می‌زنی.

دارید روی من شرط می‌بندید؟

روزی که من اخراج شدم، شما دارید رو من شرط می‌بندید.

اون بست. من نمی‌خواستم.

من در مورد چیزهای دیگه هم حرف می‌زنم، می‌دونی؟

چی؟ مثلاً "اسکای-فای"؟

چند بار بگم؟ اسمش سای-فای نیست.

ا-- اسمش علمی تخیلیه.

یا اِس.اِف،

که می‌تونه به معنی "ادبیات گمانی" هم باشه.

خدایا!

بعد تعجب می‌کنی چرا کسی بهت پا نمی‌ده.

می‌تونم! می‌ده.

بعضی دخترا به علمی تخیلی علاقه دارن.

آره، می‌بینی؟ مشکل تو همینه، ری؟

دختر ایده‌آلت خودِ تویی...

فقط با سینه.

در واقع، دختر ایده‌آلت اونه.

من اعتراض دارم!

ری: اون دیگه چه فیلم مزخرفی بود!

توبی: آره، یکی باید نامه بنویسه و اعتراض کنه.

«هالیوود عزیز، تو مزخرفی.»

آخه چقدر می‌تونه سخت باشه

ساختن یه فیلمی که داغون نباشه؟

من میلیون‌ها ایده عالی دارم.

مثلاً چی؟ چی؟

اوه، بیخیال. می‌خوام یکی از ایده‌های عالیتو بشنوم.

باشه.

خب.

آماده باش تا شگفت‌زده شی.

نینجا یودل‌باز.

توبی، تو داری همینجوری کلمه‌های الکی می‌گی؟

نه! روزها یودل‌باز،

شب‌ها نینجا، می‌فهمی؟

آهان، آره، چون برعکسش،

واقعاً احمقانه می‌شد.

احمقانه.

نه، ببین، نینجاها خیلی آروم هستن، آره؟

یودل‌بازها، خیلی پر سر و صدا.

یه تضاد برای شخصیت وجود داره.

درگیر بین دو دنیا.

واقعاً بهش فکر کرده.

باشه، اوکی، باحال.

می‌دونی که بعضی وقتا

یه ایده خیلی مزخرف می‌دی،

مثلاً عمداً...

که ما رو امتحان کنی؟

آره؟

اینم از هموناست؟

آره.

مچمو گرفتی.

ولی نزدیک بود گیرت بندازم.

گیرش انداختم! آره!

نینجا یودل‌باز.

نینجا یودل‌باز. (می‌خندد)

فیلمنامه واقعیت چطوره؟

اوه، من بیشتر کار رو واقعاً اینجا انجام می‌دم.

می‌دونی؟ گذشته از این، هر نویسنده‌ای باید بره تو دنیای واقعی.

یه سری تجربه کسب کنه،

تجربه‌های تازه تا کارش رو غنی کنه.

واقعاً؟

من فکر می‌کردم یه نویسنده باید بشینه تو خونه و بنویسه.

آره، این راز ابدی خلاقیته.

باید تو کافه در موردش بحث کنیم.

بده من اون رو! هی!

اوه! دزد کثیف! من گفتم اون رو!

بیخیال! همه نویسنده‌های بزرگ دزدی می‌کنن!

اوه! ری اون رو گفت!

ری: چی؟ توبی: بده به من. کتابمو بده.

بیخیال.

حالا می‌بینی. یه روزی من معروف می‌شم،

اونوقت پشیمون می‌شی.

توبی: «هالیوود عزیز...

«لطفاً اینقدر فیلم‌های مزخرف نسازید.

«در اینجا چند نکته برای کمک به شما آورده شده است.

«یک: داستان حرف اول را می‌زند.

«همیشه همینطور بوده و همیشه همینطور خواهد بود.»

این داره از وقت مشروب‌خوری ما کم می‌کنه.

باشه. «بازسازی‌ها. جود لاو.»

«هان اول شلیک کرد.

«فایرفلای و/یا سرنیتی بیشتر.

«پایان.»

خب، مشکل هالیوود حل شد.

ری: بریم سراغ خاورمیانه؟

خودکار داره تموم می‌شه. آه، همیشه همینطوره.

اُسکُلا!

هی.

مگه همه با هم توافق نکردیم که از حرف "ن" استفاده نکنیم؟ نکردیم؟

من با چیزی توافق نکردم.

«نِرد» کلمه‌ایه که ازش استفاده می‌کنن تا ما رو پایین نگه دارن.

باید از اصطلاحِ...

«تصورپرداز» استفاده کنی. توبی: آره.

نِردی‌ترین چیزیه که تا حالا شنیدم.

تو فقط احساس تهدید می‌کنی.

احساس تهدید می‌کنی چون دنیای ما رو نمی‌فهمی.

چی داره که آدم بفهمه؟

یه فیلم "استار ترک" دیدم، ازش متنفر شدم.

دیگه هیچ‌وقت سراغش نرفتم. واقعاً؟ کدومش؟

همون اولی که یه ربات طلایی گنده داشت

و رفیق چاق کوچولوش.

منظورت "جنگ ستارگان"ئه!

نیست؟ آره؟ مگه هر دو یکی نیستن؟

نه. نه، نیستن.

اون می‌دونه.

من از کجا بدونم؟ من که نِرد نیستم.

یا حتی یه خلاقِ اهلِ خیال.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left