The first 33 lines.
Juybari - جویباری
وقتی روزها سردن
و انتخاب هامون محدودن
و قدیسینی که می بینیم
از طلا ساخته شدن
وقتی همه رویاهات شکست می خورن
و کسایی که ازشون پیروی می کنیم
از همه بدتر هستن
و وقتی خونریزی ادامه داره
من می خوام حقیقت رو مخفی کنم
می خوام پناهت باشم
ولی با هیولایی که درونمونه
جایی نمی تونیم مخفی بشیم
مهم نیست که چی تنفس می کنیم
ما هنوز ساخته حرص و طمع هستیم
زمان پادشاهی من رسیده
زمان پادشاهی من رسیده
وقتی گرمام رو حس کردی
توی چشمام نگاه کن
پلیدی هام اینجا مخفی شده
پلیدی هام اینجا مخفی شده
زیاد نزدیکم نشو
درونم تاریکیه
پلیدی هام اینجا مخفی شده
پلیدی هام اینجا مخفی شده
وقتی پرده ها نشون می دن
که این آخرین باره
وقتی نورها خاموش میشن
همه گناهکارها به زانو در میان
پس اونها قبرت رو کندن
با نقابی به صورت
آخرش همه با خبر میشن
از خرابی هایی که به بار آوردی
No comments yet. Be the first to leave one.