Youngblood

Youngblood

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Youngblood 1986 720p BluRay x264-[YTS AM] 28305 1757510322
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian youngblood 1986 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-12-04
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بزنیدشون، جک!

آره!

یالا! بالا پایین! - اون فسقلی رو بگیر!

لعنتی!

برو جلو، بابی.

هی بچه‌ها، بس کنید. یالا.

جداشون کنید! جداشون کنید! کلی!

یالا کلی. جداشون کن. بس کن. دیگه کافیه.

برای تست بازی با تیم همیلتون موستانگ بهم پیشنهاد شده.

خب، دینر.

اونا اومده بودن یکی از بازی‌هامو دیدن. فقط یه جای خالی دارن برای پلی‌آف‌هاشون.

اینجا کار زیاده. - بابا، دیگه نمی‌تونم صبر کنم.

باید تو لیگ جوانان بازی کنم اگه می‌خوام یه روزی حرفه‌ای بازی کنم. همه استعدادیاب‌ها اونجان.

نمی‌تونم پول بدم یکی رو جای تو استخدام کنم.

فکر می‌کنم شاید بتونیم با پاداش من یه تراکتور بگیریم.

آره. مثل پاداش کلی؟

آخرش فقط یه چوب رفت تو چشمش و یه صورتحساب دکتر ۲۰۰۰ دلاری.

من کارا رو انجام میدم، بابا.

آره، فکر می‌کنی چقدر دوام میاره؟

نمی‌خوام تا آخر عمرم یه کشاورز لعنتی باشم.

اون فقط یه بچه پرروئه.

اون خیلی ریزه‌میزه‌ست.

تو یه هفته؟

بذار بره. دو هفته دیگه سرافکنده برمی‌گرده.

حالا، یه چیزی هست که باید یاد بگیری.

ای کانادا!

خانه و سرزمین مادری ما!

عشق واقعی میهن‌پرستانه

در قلب تمام فرزندانت فرمانرواست

با قلب‌های فروزان، اوج گرفتنت را می‌بینیم

شمال راستین ما، قدرتمند و آزاد!

سالن همیلتون.

گل!

می‌خوای بیای تو؟

چیه؟ باید دستت رو بگیرم، عوضی؟

خودت تنهایی.

هی.

ممنون.

ولش کن. اونجا به هیچ دردی نمی‌خوری اصلا.

زیر بار حرف زور اون کانادایی‌ها نرو.

از نظر اونا، تو یه غریبه دیگه هستی که از اون‌ور مرز اومده تا تو بازی اونا خودشو جا کنه.

اونا هیچ‌وقت منو نمی‌گیرن.

اینا رو از کجا گیر آوردی، ری؟ از مکزیک؟

ما فقط دنبال یه بازیکنیم.

مثل اون بدبخت بی‌عرضه‌ای که همین الان افتاد روی خط آبی؟

کارل رکی. قد شش فوت، ۱۹۸ پوند وزن. سال گذشته تو لیگ دسته دو غرب بازی می‌کرد.

۱۵ گل، ۲۲ پاس گل و - اوه! - ۳۷۸ دقیقه جریمه!

کمک کن! کمک کن!

دین یانگ‌بلاد. قد پنج فوت و ده اینچ، ۱۶۰ پوند وزن.

۱۷ سالشه. یه پسر آمریکایی اهل استانتونه.

تا الان امسال ۹۲ گل برای تیم استانتون فلایرز زده.

۱۲۵ پاس گل و ۱۴ دقیقه جریمه.

اون برادر کوچیک کلیه.

یالا! یکی اون خودنما رو بزنه!

چرا کسی اونو نمی‌زنه؟

رکی رو بذار مقابلش.

نگاش کن.

زمین بمون.

سرتو بالا بگیر، مرتیکه!

می‌خوای دعوا کنی، خوشگل پسر؟

یالا، یالا، یالا.

بریم!

پرتش کردن بیرون.

یالا، آروم باش.

ببرش اونور زمین. حالت خوبه؟

آره.

نظرت چیه، موری؟

مثل یه پیرزن دعوا می‌کنه.

شش تا خوبه.

دکتره کجاست؟

همونی که قراره چشمم رو بخیه بزنه.

ببینم. اون فسقلی کجاست؟

ایناهاش.

منم سوزن‌دوزی می‌کنم. اون کار خودمه.

خیلی قشنگه، نه؟

یه دکتر تیم داریم، ولی سر و تهِ کارِش رو نمی‌تونه جمع کنه.

اگه یکی از بازیکن‌ها زخمی بشه، نیم ساعت طول می‌کشه تا زخمش رو ببنده.

اون موقع طرف ۱۵ دقیقه از بازی رو از دست داده.

خلاصه، موری این جعبه رو برام خرید و گفت یاد بگیرم.

اولین ماه... با یه کرنومتر کنارم وایساده بود.

آره.

چشمات از مال من بهتره. همین که نخو توش بندازم، دیگه حله.

قصاب دیوونه همیلتون.

نووکائین تموم کردم، پس ممکنه یکم درد داشته باشه.

باشه.

بریم.

چیزی نیست که. مثل زیپ شلوارتو کشیدنه.

شش تا بخیه، پنج دقیقه.

خیلی خوبه. سال دیگه می‌فرستیمت پیوند عضو انجام بدی.

یه لباس فرم بهش بدید.

آره، یونیفرم پرستاری!

بهتره یه سایز خیلی کوچیک بگیری، فریزر.

می‌تونم باهات حرف بزنم؟

می‌خوام اون یکی پسره رو انتخاب کنم. من به کسی نیاز دارم که بتونه پاک رو گل کنه.

اون جوجه؟

شاید بتونی با یه تیم دیگه جور شی. من فقط یه جا برای پلی‌آف دارم.

تو کل زمین کتکش زدم.

نگران نباش. دور و برت پیدام میشه.

اوه!

یه کم از اینو واسه روی یخ نگه دار، باشه؟

خب، تیم ماستنگز، پنج دقیقه دیگه میرید روی یخ.

برو حالشو بگیر، پهلوون!

لعنتی!

لباس جدید برای بازی‌های حذفی؟

چه باحال.

لعنتی!

رختکن اون طرفه.

فکر کنم باید اصلاح کنه. شما چی میگید، بچه‌ها؟

من قبلاً اصلاح کردم.

فکر نکنم بفهمه منظورمون چیه.

فکر کنم یه کار بامزه می‌خواد بکنه.

نه. فکر کنم می‌خواد... در بره!

هیچ‌جا نمیری!

دینگ، دینگ! لطفا دکتر ساتون.

دکتر اینجاست. چاقو.

چاقو.

بفرمایید. تو که دکتر می‌خواستی.

کف ریش.

پسرا، محکم نگهش دارید. نمی‌خوایم یه اتفاق مثل ویکتور گاندرسون تکرار بشه.

بیچاره ویکتوریا. و چقدر استعداد داشت.

خب، خب! این اصلاً طول نمی‌کشه.

محکم فشار بده، درک، خیلی کُنده.

باشه.

بله؟

تو حتماً یکی از بچه‌های موری هستی.

بیا تو.

به خدا قسم،

بعضی وقتا نمی‌دونم دارم پانسیون اداره می‌کنم یا بیمارستان.

باز هم بساط آقای فریژر.

اسمت چیه، عزیزم؟

من دین یانگبلاد هستم.

خب. اقات رو بهت نشون می‌دم، دین.

و بعدش دومین اتاق مهم خونه رو بهت نشون می‌دم، آشپزخونه.

راستی، من خانم مگیل هستم.

دین!

آره.

عزیزم، می‌تونی درو باز کنی؟

فکر کردم شاید یه چای خوب دوست داشته باشی.

خیلی دوست دارم که همه بچه‌هام راحت باشن.

بفرمایید.

خب، می‌بینم که داری جا می‌افتی.

گل.

اه لعنتی. ببخشید.

شاید یه کم گرم باشه. بیا، می‌ذاریم خنک شه.

می‌دونی، دین،

من بالای ده ساله که تو این خونه بازیکن‌های هاکی رو نگه می‌دارم.

اینا بعضی از بچه‌های منن.

فرد "چکش" مورفی.

مدافع. شیش سه، دویست و ده.

ران‌های درشت.

شوت‌های قدرتی از پشت خط، سالی فقط حدود ده گل میانگین می‌زد،

ولی، پسر، تک‌تکشون یادت می‌موند.

سنت لوئیس، دیترویت، شیکاگو، نیویورک.

می‌گن مشکل رفتاری داشت.

من که همیشه فکر می‌کردم عالیه.

یک، دو، سه...

سال پیش این کارو باهام کرد.

دیشب این کارو باهام کرد.

تنها چیزی که از یه لیوان آبجو بهتره، چای با خانم مک‌گیله.

تَق تَق تَق!

هی، تو رو تو تست دیدم. سرعتت خوبه.

دمت گرم.

پاهای سریع، مشت‌های کُند.

اون یارو غافلگیرم کرد.

شاید دفعه بعد تونستیم واست تلگراف بفرستیم: "آماده‌ی هوک راست باش."

راکی حتی برای این لیگ هم خیلی خشنه.

اون مرد، لامصب یه حیوونه.

هی، به سلامتی! خانم مک‌گیل!

یه دور تکیلا. با لیموهای مشتی!

به سلامتی بازی و در رفتن از این دهات.

خدا رو شکر که هنوز یه ورزشی برای پسرای سفیدپوست معمولی هست.

آمین!

سوسول!

یاد بگیر مشروب بخوری، مرد.

هی! یه دور دیگه.

اونور، ساعت سه، خوشگلای محل.

آشنایی هست؟

اون سیبیلو مال تو.

خانما، سلام.

خوشحالم می‌بینمت.

من پارسال همه بازی‌ها رو دیدم.

من سه تا رو به خاطر بواسیر از دست دادم.

چی خنده‌داره؟

الان نه، لطفاً.

مورین.

اوه، نگاه کن!

من چیزی نمی‌بینم.

خب، بزن بریم؟

داشتم فکر می‌کردم اون چیزا کجان.

هی! دو تا بلادی مری!

به سلامتی!

به سلامتی، رفیق.

هی، لعنتی! حواست باشه!

آماده‌ای؟

به سلامتی.

به سلامتی. یالا، بزن بریم.

به سلامتی!

خوب داری پیش میری، تازه‌کار!

ای بابا!

یانگ‌بلاد و ساتن.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left