The first 200 lines.
...آنچه گذشت
انگار خود عزرائيل
سر شهر آوار شده
مراسم بزرگ جادوگران
خواهشاً به سيلم برگرد
اگه بفهمم مري سيبلي کي رو براي دادرسي زير سر داره
اونموقع جادوگر بعدي توي صف رو پيدا کردم
شما شايد موهبت خدا در حق سيلم باشيد دکتر وينرايت
مراسم بزرگ توسط کسي به اسم مري سيبلي رهبري شده
،ستاره دنبالهدار بزودي بر فراز ما رويت ميشه
و همگي رو تنها براي سه شب وحشتزده خواهد کرد
پرتگاه مملو از خون جهنمي خواهد شد
مرسي لوئيس ساحرههاي ما رو کُشت
ساحرههاي حقيقي بزرگان
« جنگ »
!بکُشيدشون
!همهشون رو بکشيد
طالب جنگ بودي
حالا مزهاش رو بچش
...پدر
بچهات اومده خونه
بازم آب لازم داريم
« ايرانفيلم و ناينمووي تقديم ميکنند » .:: 9Movie & IranFilm ::.
« تـرجمـه از عـلـيـرضـا و مـهـرزاد » .:: Mehrz@d & Oceanic 6 ::.
بايد از چنگالت استفاده کني
يه جوري رفتار ميکني انگار توسط گرگها بزرگ شدي
گمونم يه جورايي همينطور بوده
چنگال رو اينطوري نگه ميداري
و از چاقو استفاده ميکني تا غذا رو به سمت دندانه چنگل هُل بدي
اول دستمال
اينطوري ميذاري روي پات
اونجا چي قايم کردي؟
بيا، بهم نشون بده چيه
منو ياد تو ميندازه مادر
خيلي زيباست
گردنش
پس پيداش کردي؟
اون منو پيدا کرد
پرنده رو ببر توي باغچه چال کن
شايد سخت باشه که از همچين چيز ،زيبايي... دل يکَني
منتها وقتي هر چيزي بميره بايد همينکارو باهاش کرد
زنم همراه کسي زنداني شده که آبله داره
بايد آزادش کنيد زنم ساحره نيست
و حقش نيست با آبله !محکوم به مرگ بشه
ازمون ميخوايد چيکار کنيم آقا؟
بذاريم دزدان شناختهشده و ساحرههاي احتمالي
در ميان شهروندان شريف سيلم زندگي کنن؟
بدون وجود دادرس که ،به پروندههاي اونا رسيدگي کنه
هفتههاست که با اون زن مريض زنداني هستن
يه حکم مرگ قطعي
و بدون دادگاهي شدن
شما چي رو توصيه ميکنيد خانم سيبلي عزيز؟
يا ميخوايد با شوهر هميشه ساکتتون مشورت کنيد؟
،با شوهرم مشورت ميکنم
که بهتون اطمينان ميدم اصلاً هم ساکت نيست
و در موقع مقرر وقتي که مدارک شنيده شدن
موقع مقرر شما باعث شده ،صندلي دادرس همچنان خالي بمونه
و تمام دادگاههاي جادوگري متوقف شده
و بيماري حکمفرما شده
،بهتون اطمينان ميدم اي مردم شريف
تا طلوع خورشيد دادرس جديدي انتخاب خواهد شد
بعنوان مسئول خزانهداري شهر و افسر قائم مقام
،در ميان منتخبين شورا
طبيعيه که بنده بايد بعنوان دادرس فعاليت کنم
شايد بهتر باشه به آقاي هترون بخشنده يادآوري کنم
که سيلم تنها توسط يه مرد اداره نميشه
و قطعاً توسط يک زن هم نه
خيليخب
بايد در شورا تشکيل جلسه بديم و رايگيري کنيم
پس رايگيري خواهد شد
امروز
،ميدونم که شوهرم آقاي سيبلي
تمايل دارن در جلسه حضور داشته باشن
و وقت لازم دارم تا مقدمات رو فراهم کنم
پس امشب
هنگام صرف شام در عمارت سيبلي
براي جايگاه دادرسي تصميمگيري خواهيم کرد
روز خوش آقايان
جورج تنها چيزيه که هتورن رو به عقب ميرونه
و گفتن اسمش ديگه فايدهاي نداره
پس چيکار بايد بکنيم؟
.نگران نباش همه چي تحت کنترلمه
اين شهر چيزي جز ،افلاکنماي زنده من نيست
و هر دو مثل ساعت منظم کار ميکنن
هيچ مَردي نميتونه مانع وقوع تغييرات بشه
ساعتها معمولاً خواب ميرن بانو
هميشه يه تلنگر به موقع لازم دارن
ميترسم که اون پسر باعث حواسپرتيت بشه
،اون بچه، پسر منه
و تنها چيزي که حواس منو پرت ميکنه
افکار آزار دهنده
بلاهاييه که در سالهايي که از وجودش اطلاع نداشتم
ممکنه سرش اومده باشه
باهاش چيکار کردي؟
...اگه براي هميشه آسيب ديده باشه - صبور باش مري -
،اونموقع ديگه براتون کار نميکنم
تو بهم دروغ گفتي و سالها پنهانش کرده بودي
تو آماده نبودي
شايد هنوزم نباشي
هر وقت بخوام ميتونم دوباره به جنگل برش گردونم
هيچوقت اينکارو نکن وگرنه جلوي کاري که شروع کرديم رو ميگيرم
،ميذارم ستاره دنبالهدار بگذره ،پرتگاه خشک بشه
و مراسم بزرگ براي هيچ و پوچ خواهد شد
منو امتحان نکن
کشيش لوئيس
بهتون تسليت ميگم
.دلم خيلي براش تنگ شده مرسي آخرين دوست واقعي من بود
خواهيم ديد که واقعاً چه دوستي هستي
باهام بيا
هتورن دنبال اين بود که جلوي جماعت نادان
،منو تحقير کنه
و تو يه کلمه هم به طرفداري من نگفتي
نگران بودم جلب توجه کنه
،خب، براي اينکه جلب توجه نکني آقاي کوروين
بايد محدوده تعيين کني
بايد بدونم کدوم طرفي هستي
طرف شما بانوي من
ميدونيد که تمام اين سالها خدمتکار ساکت شما بودم
خب پس ديگه نبايد ساکت بموني
نقش دادرس نبايد بر دست يه دشمن ناخلف بيوفته
بايد به يه جادوگر برسه
براي همين بعنوان کانديدا بايد هتورن رو به چالش بکشي
اما در ميان ساير اعضاي شورا از همه محبوبتره
،با حمايت آقاي سيبلي
هيچ عضو منتخبي جرات نميکنه عليهات راي بده
ما آسيبپذير هستيم
درست زمانيکه همه از جادوگرها متنفر هستن
ما رو در کانون توجه قرار دادي
من مراسم بزرگ رو تکميل کردم
تقديس هم به خوبي در حال انجامه
بزودي مزه آزادي رو جوري که تا حالا نچشيدي تجربه خواهيم کرد
اما فعلاً بايد طبق قاعده بازي پروتستانها جلو بريم
و بايد کنترلش کنيم
ميترسم نکنه نا اُميدتون کنم
خب... بابت نا اُميد کردن نگران من نبايد باشي
کي رفت اونجا؟
خواهش ميکنم
چرا بيرون نمياي؟ داري منو ميترسوني
يعني ديگه دوست قديميت رو
زير اين زخمهاي وحشتناک نميشناسي
مرسي؟
واقعاً خودتي؟
وقتي همهمون سوختيم کجا بودي؟
يادت نمياد؟
خودت بودي که براي تدارکات منو به شهر فرستادي
تو بودي که منو نجات دادي
پس حتماً به دليل خوبي نجاتت دادم
چطور نفهميدم چه موجود دوستداشتني هستي؟
ميتوني در ميان زندهها گام برداري
تو وسيله رسيدن من به انتقام هستي
هر کاري بخاطرت ميکنم
خوبه
مري سيبلي انتظار ما رو نداره
بالاخره
مُردم
و تو ... حوري بهشتي هستي که داري بهم خوشامد ميگي
منم... دالي
چي جز يه فرشته
همه چيش رو بخطر ميندازه تا در اينموقع
به اين مکان وحشتناک بياد و کنار من بيچاره بشينه؟
باور کن آيزاک، من هيچ جا نميرم
کنارت ميمونم
،توي اين چند روز گذشته، کاتن
اينکه باهات بودم مايه آسايش خاطرم بود
بايد اعتراف کنم، وقتي ،براي اولين بار در خونهام رو در بوستون به روت باز کردم
چهرهات رو که ديدم
بيشتر از اون چيزي که انتظار داشتم، کيف کردم
آن اين تويي که مايه آسايش خاطر من هستي
به گمونم پدرم با اين فکر که
تنها بچهاش ازش متنفره فوت کرد
اصلاً
.روحيه تو رو ستايش ميکرد بهت افتخار ميکرد
چيزي که پدر من هيچوقت در حقم نکرد
،روبرو شدن با عدم رضايت تموم نشدنيش
مثل يه آدم بزدل پشت سرش همهاش لعن و نفرين کردم
تو بزدل نيستي کاتن
ازش بدم ميومد
حالا بدون اون احساس گمشدگي ميکنم
،قبل از اينکه اسير جنون بشه
هميشه ميدونست چيکار بايد بکنه
،ما رو از شر آبله نجات ميداد
و شر همه جادوگران رو از سر سيلم کم ميکرد
،و تو باهاش موافقي
که هيچ راهي جز کُشتن جادوگرها براي نجاتشون نيست؟
بدم مياد که فکر کنم روح اونا تا ابد در عذابه
...پدرم ميگفت
اگه جادوگر زاده بشي تا آخر عمرت ديگه هستي
شايد بشه اونا رو نجات داد
...پدرم اگه بود جواب ميداد نه
که همهمون مُقدر شده که خير يا شر باشيم
و تو نظرت چيه؟
بنظرم هميشه حق انتخاب داريم
بنظرم... انتخابهاي ما سرنوشتمون رو ميسازه
پس راه نجاتي هست
و هر جايي که رستگاري باشه اُميدي هم هست
آيزاک عزيز من
دم مرگ هستم
ميدونم که قراره بزودي راهي کجا بشم
خود ابليس منتظره تا ابد منو شکنجه بده
چي متقاعدت کرده همچين فکري کني؟
No comments yet. Be the first to leave one.