The first 194 lines.
یک ماه بعد
پدیده جدید ادبی
به چیزی که من فقط دیدم نگاه کنید.
این تالار بسته ست من هنوز باید اون یکی رو چک کنم، باشه؟
اما چیزی نیست، همه چیز روبهراه ست.
اره، اره، دقیقاً همینطوره
باشه
بر اساس رمان های الیزابت بینونت
"یک ضربه غیر منتظره"
2.7 FLICKER
"The voice of the millennials."
"کتابی که همه درباره آن صحبت می کنند."
و به فروش نگاه کنید. ببینیم.
خیلی زود، ما نیم میلیون نسخه فروختیم
نیم میلیون؟ اما این فقط ...
ی موفقیته والریا
باید نهایت استفاده را ببریم.
به سازماندهی فکر می کنم
خوندنش تو ی کتابفروشی بزرگ
با مطبوعات. یک رویداد واقعا بزرگ.
نه چی؟
به عنوان یک مطالعه صمیمی بهتره
خب، به نظر من عالیه
این کتاب مال تویه، درسته؟
و فکر می کنم فرد مناسبی برای سازماندهی هستم
هوم؟ عالیه.
چیز دیگهای لازم داری؟
تو هیچ وقت دست اضافی نداری، مگه نه؟
از نمایشگاه کتاب متنفر میشی
بالاخره! امضای من داشت مثل یک دکتر به نظر میرسید.
میرم
من یه پیک میفرستم که اینا رو بیاره
تا یکم بریم پیش خواهرت؟ نه، من ترجیح میدم اونا رو ببرم پیشش
زیاد هم سنگین نیستند.
اه تف
ویکتور
صدای نسل جدید.
اوه
تبریک میگم
ممنون
اوه
دارم از دوریت میمیرم
- چطور ی؟ خوبم
تو چی?
منم خوبم
هی, بریم یه نوشیدنی بخوریم و همدیگه رو ببینیم?
میدونی چند وقتی هست همدیگرو ندیدیم
. "نمیدونم،" ویکتور
بیخیال، یه ملاقات شانسی مثل این برای جشن گرفتن.
و منظورت چیه؟ کافئین مصرف کردی؟
خب 12 گذشته
همه کافئین روی اعصاب من تاثیر گذاشته بود . و باید روی نوشتن تمرکز کنم
حتما
خوندیش?
نه
چندین بار امتحان کردم اما خیلی خاطره داره.
احتمالا الان باید برم
ولی اونا فقط نوشیدنی ما رو آوردن . آره -. آره -. متاسفم اما …
ویکتور، ما همدیگه رو میشناسیم
و اگر الان نرم و من میدونم که این چطور میتونه تموم بشه
و اگه این اتفاق بیفته خیلی بد میشه؟
باید برم دیگه
. باشه، خب، بذار کمکت کنم نه، میتونم تنهایی انجامش بدم
اوه ببخشید
. ممنون بابت نوشیدنی
اوه
... من اینو میذارم اینجا و اینجا
عشق من؟
اوه
اوه، تو بیداری چی شده؟
هیچی
. منظورم اینه که، گوش کن
داشتم فکر میکردم ما میتونیم یک کار ویژه امروز انجام بدیم.
درسته؟ جشن بگیریم ماه اول ما با هم زندگی میکنیم.
- مثلا چی؟ خب، ما میتونیم یه کاری تو خونه انجام بدیم
یه غذای خوب سفارش بده حمام گرم داشته باشی، درسته؟
. با همدیگه توی تخت یه فیلم نگاه کنین
... آره، ولی این کاری که هر روز میکنیم
. خب، میدونیم، عزیزم، میدونم
اما تماشای فصل آخر RuPaul برای بار سوم
در حالی که تو روی بالش من تف میریزی
داستان عاشقانه من نیست، میدونی؟ اره
به هر حال، من امروز برنامههای دیگه ای دارم
ها؟ با مامانم
با مامانت؟
با مامانم برای چی؟
خب ی چندتا وظایف کاری برای مامانم - چه وظایفی؟
وظایف! وظایف ...
کمک مادرم
باشه?
ولی ما می تونیم این کار رو روز دیگه ای بکنیم، مگه نه؟
ما زمان زیادی داریم . آره، وقت زیادی داریم
نمیدانم. من به دخترها زنگ میزنم تا ببینم اونا دارن چی کار می کنن
. حتما مطمئنم که می تونی.
. کاری که دوست داری باهاشون انجام بدی
. هی، من دارم میرم ... اما
می خوای همه اینا رو بذاری اونجا؟
مممم … بله چی شده؟
خب، اتاق نشیمن یه ذره به هم ریخته اس، درسته؟
بیخیال اره
چی میخوای؟ من؟ . هیچی
نمیخوای که کار دیگه انجام بدم
درسته؟ چی؟ نه.
اگه میخوای من رو بندازی بیرون، گرفتم چیزی نیست. من میرم خونه خودم
التماس کردن برای وای فای … برای شما.
- کتابت را به من تقدیم کردی؟
«به نریا، نمونه ای از شجاعت. با تشکر از شما برای تدریس به من
برای خارج شدن از مسیری که به خوبی پیموده شده .»
ممنون به خاطر سازماندهی خواندن کتاب و نقل قول من
"به خاطر "بله" گفتن بدون تردید."
شوخی بامزهای بود.
هوم?
آره؟
پوری؟
نه، اما اون با تو نبود چند تا ماموریت انجام بده؟
. خب، من نمی دونم، وظایف مادری
اوه نه نه نه نه
خب، نمی دونم . باید روزها قاطی کرده باشم
آ ره. اره، اره.. حتما، آره نگران نباش من به او خواهم گفت.... من
خداحافظ
من نمیتونم یه شرکت دیگه رو استخدام کنم باید تو باشی
نه. تو بهترین دوست منی. اگر چیزی اشتباه بشه، نمیتونم خودم را ببخشم.
غیر ممکنه که اشتباه بشه.
ببین ی چیز ساده میخوام
خدا رو شکر که اینجایی ما داریم از گرسنگی میمیریم. ... اوه، باشه
غیر ممکنه برای اینکه هر چیزی برای تو اشتباه بشه
من … من نمی دونم. من از یه سبک خوشم میاد . تو نمی تونی به یه شغل نه بگی
کد ندارید که می خوای مشتریها رو قبول کنی؟
من یه تیم میشم -. نه دکتر - چرا نمیخوای این کار رو بکنی؟
این یک فرصت خوبه. بهش بگو
کارمن چی؟ آ ره.
کارمن . هی، "نریا"، کمکش کن
دیدی؟ آ ره! نه
نه اره
نه یالا اره
چی میشه اگر در مورد برنامهریزی بحث کنیم؟
نمیخوام کارو با دوستی قاطی کنم
اگه نکنی کتاب رو میزارم کنار
زود باش اینو نگو. این اولین رمانه.
نه، نه وال سر موقع ناهار شیر جو داره چون شیرینتره
دیدی؟ هیچکس منو بهتر از تو نمیشناسه
. اوه … اوه، تو می خوای این کارو بکنی تو باید این کار را بکنی .
اوکی ندادم خب
شنیدی چی گفتم؟ . نه، ولی من دیدمش
تو چشمات دیدم تو این کارو میکنی . تو اینکارو نکردی
.. تو اینکارو کردی - "وال"
... من نیستم میشه لطفا تمومش کنید؟
چه خبر شده؟
، دوست پسرم کاملا از دست من خستهشده
و بهونه میاره برای اینکه با من برنامهای داشته باشه.
تف
کارمن
چی؟ این حقیقت نداره
داره
البته که داره
اما چرا؟
دنی دارم میام
ولی با این کفش سریعتر نمیشد
ببخشید
من ۲۰ دقیقه منتظر تو بودم . متاسفم نتونستم زودتر بیایم.
خوشتیپ شدی داداش کوچولو
خیلی خوشتیپم
حتی نتونستم برنامه رو پیدا کنم
اینطوری بهتره بهتر شد؟ چرا؟
لولا، بیخیال. لطفا بمون
به خاطر من
سلام سلام
- ویکتور آندراداس؟ بله
. بفرمایید. اینجا رو امضا کنید، لطفا بله
ممنون
"شما هرگز نمی تونید منو کشف کنید چون خودم را کشف نکرده بودم."
"اما حالا، من می دونم کی هستم. برای شما بهترین ها را آرزو می کنم."
والریا
پس، من می خوام اینجا بمونم و به اون تبریک بگم. میای؟
من برای کنسرت موندم با من شانست رو امتحان نکن
. حداقل منو ببر اونجا
تلاش خوبی بود اما قدیمی شده
من از طرف تو یه بوس به اون میدم؟ نه
باشه از طرف تو
باشه فقط یه دقیقه صبر کن یه چیز کوچولو برات آوردم
چی؟ امیدوارم خوشت بیاد
باشه ببینم
ادونت مبارک " ! اوه، اوه، اوه. عاشقشم
اونا منو یاد دوران کودکی میندازه درسته؟ این خیلی کریسمسیه.
ممنون من همیشه فکر میکردم این تقویمه
ما واقعا احمقیم.
اوه، واقعا؟ این شکلات داره
. اما باشه، اگه نمیخوای . بدش به من
اما من هنوز فکر میکنم که این کار احمقانه آیه
تو چندش هستی با اره
لولا کنسرت رفتی؟
نه
باشه واقعا؟
مامانمه
No comments yet. Be the first to leave one.