The first 200 lines.
با افزایش درگیریها بین
رقبای مواد مخدر در هنگ کنگ
دولت پروژه 701، یعنی ایجاد یک نیروی کماندویی پیشرفته بیولوژیکی
رو راهاندازی کرد
سرمی که به مراکز عصبی مغز تزریق میشد
به افراد 701 قدرت فوق بشری،
و مصونیت نسبی نسبت به درد میداد
اين آزمايش عوارض جانبي داشت
برخی از کماندوها دچار پریشانی روانی شدن
و زمانی که یکی از اونها به دلیل خشم ناشی از روان پریشی 10 نفر رو به قتل رساند
تصمیم متوقف کردن پروژه
و از بین بردن 701 نفر گرفته شد
بله، من يكي از اون افراد بودم
دانشمندان حکومت احساس درد، ترس
احساسات و بسیاری از معانی انسان بودن
رو از ما گرفته بودن
و حالا اونها میخواستن جان ما رو بگیرن
اما فرمانده ما به عملكرد اونها مشكوك شده بود
من رو انتخاب كرد تا قبل از اونکه اون حکم صادر بشه
نقشه خروج 701ها به بيرون باشم
وقت شروع نمایشه
از قسمت خداحافظیهای طولانی میگذریم
من سرشون رو گرم میکنم تا تو و بقیه خارج بشید
من تنها امید شما هستم و نگران نباش، کایلین
، اگه با بقيه بيرون نرم حداقل با انتخاب خودم كشته شدم
خداحافظ مایکل
توجه
شما در حال نقض امنیت هستید
تسلیم شوید و به محوطه تحقیقاتی اسکورت خواهید شد
با هرگونه حركتي غير از تسليم شدن با حداكثر نيرو با شما مقابله خواهد شد
عاقل باشید و تسلیم شوید
بیفایده ست مایکل
امروز تولد 30 سالگی منه
يعني بيشتر از يكسال از شبي كه
براي آخرين بار كايلين و كماندوها رو ديدم ميگذره
من با يه نام و هويت جديد و با يه شغل در كتابخانه
در هنگ كنگ زندگي ميكنم
چیزی که تا اونجا که میتونستم منو از گذشته خشونتآمیزم دور میکنه
گاهی اوقات فکر میکنم که آیا هیچ یک از اعضای 701 زنده بیرون آمدهاند؟
اما بيشتر از همه ميخوام اون زندگي رو به خاك بسپرم
و از آرامشی که بالاخره پیدا کردم لذت ببر
با ایمیل بهم میگه
اون تریسیه
اون به صورت پاره وقت در كتابخونه كار ميكنه
... اون توسط ادبيات عاشقانه كلاسيك احاطه شده
تريسي ، میخوای یه چيزي ببيني؟
به نظر میرسه هیچ سرنخی نداره
این پیرمرد رئیس منه من چیزی تو آستینم ندارم، فهمیدی؟
كمي عجيب غريبه، اما اساساً بيعيبه
اون منو تنها گذاشته
و اين همه چيزيه كه من ميخوام
من اينجا رو دوست دارم
ساکته
هیچکس یک کتابدار رو اذیت نمیکنه
تقريبا حس ميكنم دوباره دارم زندگی میکنم
تریسی، به خاطر اون گریه نکن
رک بگم، اون آدم لاشی بود
،تو واقعاً به كسي احتياج داري كه کنارت بمونه
کسی که تو رو میشناسه و برای تو به عنوان یه انسان ارزش قائله
کسی مثله
صبر کن
شماها؟
نه ، نه ،نه،منظورم خودمون نبود خب ، نه دقيقاً
ميتوني بدتر عمل كني
وای، خب، اگه ميخواي میتونی همينجا خوشگذرونی کنی، ميدوني
من بهت نه نمیگم
فراموشش كن، باشه ؟
در مورد سایمون چطور؟
سایمون؟
سلام- سلام-
ميدونم واسه جلسه دير كرديم
فقط بهشون بگو توي راهيم
اونها منتظرمون هستند، آقای تای
همه غير از شما و شاه كائو اونجا هستند
فكر ميكني كائو آتش بس رو نقض کرده؟
اون احمق؟
بيخيال عمراً اون پشت این موضوع باشه
هركسي كه ارباب مواد رو كشته آدم بانفوذیه
جدی میگم
تا وقتي كه اين حرومزاده پيدا نشه، هيچكدوم از ما در امان نيستيم
و این درد و رنج رو تموم نمیشه
نگران نباشید آقای تای
ما از شما محافظت میکنیم
بررسیش کن، بررسیش کن
اَمنه قربان
گندش بزنن. چی شد؟
این یه دامه
بریم
مراقب باش
!بيا اينجا! همين الان ! يک تله است
صدامو میشنوی؟
اون بیرون چه خبره؟
كجائيد، احمقهاي لعنتي؟
هی، نوبت توئه؟
عجیبه، دوستی که از زمان بیرون اومدنم از 701 داشتم پلیسه
همکاراش تو مرکز پليس صداش میزنن صخره
يك كله خر واقعي
ما خیلی با هم فرق داریم
اما میتونیم با هم کنار بیاییم
شاید به این دلیل که هردومون...
خب؟-
قراره قبل از شروع زمستون حرکتی بزنی؟-
چه خبر؟- مشکلی با پرونده داري؟-
نه. همه چیز مرتبه- اوضاع عالی و بر وفق مراده-
مرتیکه مزخرف
شنيدم اين همه قتل روساي موادمخدر، پليس رو ديوونه كرده
اما من به این یقین دارم
من فكر ميكنم بايد به اين آدما كمك كنيم تا گلوي همديگه رو پاره كنند
تو همشون رو از پا در میاری؟ نه-
بیخیال، صخره-
يعني تو بهتر از اونها نيستي-
ميدونم چرا داری اين كار رو انجام میدی-
میخوای حواس منو از بازي پرت كني
دوباره دهن منو سرویس کردی
چقدر صلحطلبی
خب ، تو هم يه روز قلقش دستت میاد
بیا دوباره امتحان کنیم. باشه، تو شروع كن
و منم چشمامو ميبندم و بازي ميكنم
صبر كن. يالا
بازی کنیم
میشه برم دستشویی؟
باشه. برميگردي، مگه نه؟ ! آره، صخره
... جنگ موادمخدر بين سه گروه تثلیث (گروه جنایی سازمان یافته در هنگ کنگ) امروز با
کشتار دسته جمعي بيش از 100 مرد ...
در اسکله وون تونگ تشدید شد
تنها بازمانده این کشتار، ریکی تای، سلطان معروف مواد مخدر بود
من کجام؟
داخل آمبولانس- داریم میریم بیمارستان-
نه. نه. يه چيزي این وسط غلطه
آروم ، آروم - آقاي تاي خواهش ميكنم ... آقاي تاي -
بخوابونیدش. کنترلش کن
اون رو برنداريد
این چیه؟- لعنتی-
كي اينكارو با سينهاش كرده؟ - اونها باهام چه غلطي كردن؟ -
نگهش داريد تا بهش آرامبخش بزنم
وای خدا، سینهم-
...درد
دارم میمیرم-
هي، ميشه يه كم پول واسه اتوبوس بهم بدی؟-
حتماً-
ممنون، رفيق، واي-
هي، ميدوني، من واسه غذا خوردن هم پول لازم دارم-
اینقدر کافیه؟-
بفرمائید، خوشحال ميشم كمك كنم-
وای، مرد، این خيلي زياده-
بازم بهم میدی؟-
هوممم- متاسفم، همش همينه-
این مال توئه؟-
بله- بله؟-
به درک- فقط بهم پول بده، خنگ-
باشه، عوضی! بدش به من - جلوي اين ديوار لعنتي وايسا -
من هرچيزي كه داشتم بهت دادم - جيباشو بگرد -
تو هيچي پيدا نميكني- لعنتی، خالیه-
پولهات كجاست؟ - هي، چي اينقدر بامزه است؟-
میخوای بمیری؟-
هی، بفرما-
سلام-
باشه! تو بردی-
باشه، بفرما، صلحطلب، كافيشونه؟-
چي؟ منظورت چیه؟-
اين يارو رو بزن، يالا-
خودت میدونی دوست داری این کار رو بکنی-
خودت که میدونی من فقط یک کتابدارم-
و بعلاوه، چی رو بخوام ثابت كنم؟-
فاک، نمیدونم-
بهش فكر كن، شايد حقت باشه-
شاید باید چیزی نگیم-
اجازه بدیم اینا سوارمون بشن-
!عجب
من دارم میرم. میبینمت-
صخره...ساعتت-
گفتي يك نفر سينه ريكي تاي رو باز كرده و دوباره اون رو دوخته؟
بله، اونها يه جور دستگاه الكترونيكي كنار قلبش كار گذاشتند
دقيقاً زير بطن چپش
این ضربانساز مصنوعی قلب نیست
همين حالا كاركنان غيرضروري رو بیرون كنيد
!خيابونها را خالي كنيد ! همه رو برگردونيد
ببخشيد- كجا ميتونم كارآگاه صخره رو پيدا كنم-
بیمارستان
ميتونم كمكتون كنم؟ - بله-
كجا ميتونم كارآگاه صخره رو پيدا كنم؟-
از محدوده بيمارستان خارج بشيد- مجبورم ازتون بخوام از اينجا بريد-
اما، هي، کارم واقعاً مهمه-
هی رفیق، تقصیر من نیست-
حرکت کن، باشه؟-
هیچکس نمیتونه وارد بشه، متاسفم-
ببریدش اتاق جراحی، زود باشید
بخیهها...یالا بازشون کن
قفسه سينه را باز ميكنيم
همه بیحرکت باشن
جسم خارجي زير بطن چپه
دارم قفسه سینه رو باز میکنم- مجبورم این شریانها رو قطع کنم-
صبر كن! اونها شريان نيستند- اونها سيم هستن-
يكيش رو اشتباه قطع كني، منفجر ميشه
اگه بتوني ضربان قلبش رو سريعتر كني
ممكنه بهمون در تشخيص
شريانها و سيمها كمك كنه
آدرنالين بهم بده CC بسيار خوب 50
این تا چه حد بزرگه؟
با اين مقدار نيتروژن مايع ؟
No comments yet. Be the first to leave one.