The first 199 lines.
ترم جدید شروع شده
اولِ مارسه
زمان پر شده از هیجانات و شروع جدید.
وسایل مدرسه ـت رو قبل شروع ترم گرفتی؟
برنامه کلاسیت. جامه دادی که محکم بسته شده.
وسایل و دفترت
اُه، مردم این روزا فقط نیاز دارن که لپ تاب شون رو بگیرن؟
پس تو باید اون یه چیزو بگیری مهمترین چیز
دارم درباره اعتماد به نفس حرف میزنم
تو شاید خیلی استرس داشته باشی
باید به داشتن دوستان جدیدو ترم جدید عادت کنی
"چرا انقد بی دست و پام؟ اگه یکی بهم بگه دست و پا چلفتی چی؟'
مطمئنم خیلیا با این تفکرات دست و پنجه نرم میکنن
البته، مهمه تو زمانی مثل این سرت رو بالا بگیری
و با اعتماد به نفس وارد این بخش جدید از زندگیت شی
تو کی هستی؟
سلام
من یو ایون جائه ام. امروز اینجا منتقل شدم
موفق باشی
سال جدید. ترم جدید شروع جدید
هر لحظه باید با شرایط جدید روبرو شم، این کابوسمه
برای من؛ چیزای جدید بیشتر از اینکه هیجان زده م کنه دلواپسم میکنه
اوو
کیه؟
چه خبره؟ چرا انقد زود اومد؟
لعنتی
مشکل چیه؟ کسی اونجا نیست؟
اینطور فکر نمیکنم
عجیبه. برو اونور
دارم میام
تو داخلی؟
چرا درو براش باز نکردی؟
...اُه اون... خواب بودم
بیا تو
سلام- بله، سلام-
خداحافظ
بیا تو. بیا تو
اما چرا انقد زود اومدی؟
بهت گفتم ساعت 3 اینجام
نه تو گفتی ساعت 5 اینجایی
اشکالی نداره. خیلی منو منتظر نگه نداشتی
اُه
برو داخل
نه اشکال نداره
هر کسی یه قفسه داره، تو میتونی اون تهی رو استفاده کنی
باشه
برو داخل. اتاقت سمت چپیه
باشه- برو داخل-
اُ میتونی وسایلت رو اینجا بزاری این میزته
باشه
این میز ارشد یونه اون هم از این اتاق استفاده میکنه
اون ارشد رشته ش مدیریت بازرگانیه
و خیلی پیره. 28 سالشه
به خاطر اینکه که چند سالی تو مدرسه ترک تحصیل کرده بود
منم رشته دانشگاهیم تغذیه ست
دختری که باهام هم اتاقیه رسانه میخونه
اما رفته به بانگهوا و تا هفته بعدی نمیاد
باشه- ...و همچنین -
...یکی دیگه مونم رشته ش مدیریت بازرگانیه
و اون یکم خودنمائه
به خاطر اینه که بدن خوشکلی داره و میخواد به همه نشون بده
دیگه چی بود؟
اُه، در مورد تخت ها. تو میتونی اونی که تو شیروونی نیست رو استفاده کنی
همچینین... در مورد کُمد
استفاده ش کن
باشه. دیگه چی؟
اُه آره! یه مغازه هست اگه بری سمت راست جلوی در
فرار موفقیت آمیز بود
خب، سعی کن و پیداش کن، باشه؟
خب یکم استراحت کن
[قوانین در ساختمان ایپوکه زیبا. 1: پسر ممنوع 2: دوست پسر ممنوع 3: فامیل مرد ممنوع]
بله، یکی داخله
دارم میام داخل؟- چی؟-
هی تو اینجا جدیدی، درسته؟
اوم، بله
اسمت چی بود؟
یو ایون جائه
اُ، یو ایون جائه؟
تو هنوز بچه ای، درسته؟
کارت رو انجام دادی؟
بله- اُه-
خوبه. خوبه
[لطفا قبل اینکه بری بخوابی برقا رو خاموش کن]
چی میگه؟ من فقط بخاطر اینکه نگران اون بودم اینکارو کردم
اُه، زود بلند شدی- صبح بخیر-
هی، نیاز نیست خیلی رسمی باشی تو خیلی دِموده ای
فقط باهم غیررسمی حرف بزن
باشه... بعدا
بعدا؟
تو همه این تشریفات رو فقط به خاطر اینکه دو سال ازم جوون تری انجام میدی؟
یکم میخوای؟ آره، ممنون-
واو، این مربا خیلی خوبه. مارکش جیه؟
نخریدمش. مامانم درست کرد
واو. خوشمزه ست
خودت بگیر
ممنون
هی- صبح بخیر-
هی؛سوپرایزش کردی یکم لباس بپوش
چی؟ من چیزی ندارم که شما نداشته باشید
بهت گفتم، درسته؟ اون خودنماست
هی
چی؟- هیچی-
درمورد ارشد یون- بله؟-
بهش سلام کردی؟
نه هنوز
گفتی اون توی مدیریت بازرگانیه نه؟
پس یکی دیگه کیه؟ اونی که رشته ـش رقصه؟
یه سری عکس تو اتاقم بود
...از یه دختر با موهای بلند
اُه... اون دختریه که تو اتاق تو زندگی میکرد
اُه
پس باید با تصاویر چیکار کنم؟
کی اهمیت میده؟ بندازشون دور
اُه من یه سری کار دارم که باید بهشون برسم
هی، بیا
آه متاسفم. نمیدونستم کسی اینجاست
بله. دریافتشون کردم
باید الآن انجامش بدم
دخترای بزرگتر که اینجا زندگی مبکنن؟
خیلی خوبن
دلیلی نداره. کلا خیلی خوبن
تو چی، مامان؟
بله
بله. از آقا به خاطر اینکه پول فرستاد تشکر کن
نه، تلفن رو بهش نده
بله
بله. ممنون که پول فرستادین
باشه. باشه
تا زمانی که اینجایی میتونی با مردم] [از طریق پیامک ارتباط برقرار کنی
دو صفر جلو بودن ولی تهش سه تا خوردن
بله! همه ش تو پنج دقیقه آخر اتفاق افتاد
نمیتونم باور کنم- بله-
جدا- نمیدونم چی بگم-
دیروز واقعا جالب بود
آره. منم میخواستم شبکه رو عوض کنم
میدونم، درسته؟
چرا الآن بلند شدی؟ سه تا ایستگاه مونده
همینطوری
تو به گرایشت نرفتی؟ چرا؟
سرما خوردم
پس باید خیلی برات سخت بوده باشه
مطمئنم خیلی از مردم از الآن گروه خودشون رو جمع میکنن
اُه سونگ گیو! هان یو کیونگ
جانگ یه ایونگ- جانگ یه ایونگ-
خیلی وقته
چی؟- واا-
چی؟- راستش رو بگو-
تو کاری کردی؟- تو خیلی فرق داری-
سلام- ...سلام-
سلام
اُه چند تا چهره آشنا میبینم. اونایی که دوباره دارن کلاس رو میگیرن دستشونو بلند کنن
اُه، قول میدم که ترم بعد دیگه نبینمتون
این ترم سخت درس بخونید، باشه؟
اگه اولین قسمت دفترتون رو ببینید
در صفحه دو "تعریف روانشناسی" هست
در درجه اول مهمه که بدونید روانشناسی چیه
پس مطمئن شید این قسمت رو میخونید
خوبه من خوندم
هی
کاراکتر اول "تعریف روانشناسی"
...هدف از کلاس روانشناسی- هی-
میتونم یه خودکار قرض بگیرم؟
وقتی اینو میپرسم دانشجو ها اوصولا ساکت میشن
یا جوابی میدن که ربطی به سوال نداره
...اما اگه روانشناسی رو بخونید
ممنون- ممنون-
ارشد! برامون غذا بگیر
من کاربونارا میخوام- من سوپ سوسیس میخوام-
چرا باید اینکارو کنم؟
بعضیا میگن وقتی یه مرد سال اولی هست کسی نباید غذا بگیره
درسته- کی اینو گفته؟-
بیا- هی-
اگه براتون غذا بخرم برام چیکار میکنید؟
کنجکاویم چه شکلی میشه
--اگه ایده ای داری- ...تو تجارت-
...خب- ...بیشترین تفاوت اینه که-
نارنگیا اینجان نارنگی های ترش و شیرین
نارنگی های خوشمزه اینجان
خونه دارو بچه دار، همه لذت میبرید
مطمئن شو وقتی میری بیرون تلویزیون رو خاموش میکنی
و میز فضای عمومیه
پس مطمئن شو قبل اینکه بری تمیزش کنی
مثل وقتی که میری دستشویی
و لطفا همه چیزایی که استفاده نمیکنی بریز دور
چی؟ میخوای چیزی بهم بگی؟
اُه سلام
...نارنگی میخوای
میخوام برم خونه
هر کی آخر میره باید همه چیزا رو خاموش کنه
داری لباس میشوری؟ میتونی واسه منم بشوری؟
همه رو میزارم اینجا
هی، لباس های توی ماشین برای توان؟
زودتر بشورشون. بقیه به ماشین احتیاج دارن
اوم، اون..- چی؟-
لطفا همه چیزایی که استفاده نمیکنی بریز دور
به نظر نمیاد اگه تو انجامشون بدی پول برق بیشتری بیاد
زدن اینجور حرف هایی که تمام مدت بهم زدی رو تموم کن
به نظر نمیاد خودت بهتر باشی
کی انجامش میده، اگه تو نبودی؟
No comments yet. Be the first to leave one.