The first 145 lines.
NOW AND FOREVER ماه خونین قسمت چهارم
تیم زیگزاگ ساب مرجع فیلم و سریال فیلپینی تقدیم میکند
مترجم: nazi♡
برای تماشای بیشتر فیلم و سریال به کانال ما مراجعه کنین Tel:@zigzagsub
رئیس کل
اونا گفتن نمیخوان درخواستت قبول کنن.
حدس میزنم پیامم رو واضح بیان نکردم.
خب پس...
به همه بگو...
دنبال دخترای هفت ساله با خون گرگینه بگردن...
و همشون رو بکشن.
چرا اونا دخترم رو کشتن؟
ما داریم همه تلاشمون رو میکنیم کسی رو که باعث کشته شدن دخترتون شده رو پیدا کنیم.
خونآشامها دخترم کشتن.
اقای فردریک باید این ببینید،
ما اینجا در صحنه جرم هستیم،
که یه دختر هفت ساله به اسم بتینا ساریولا دزدیده شده
-این سومین حادثه گزارش شده ست - اون دختر توری ساریولا ست؟
بنظر میاد هدفشون دخترای هفت ساله ست.
چرا؟
-اروم باشید -بهم بگو.
-میتونم توضیح بدم -چرا این چیزا داره اتفاق میافته ؟
فردریک.
میدونی چرا دخترای هفت ساله گرگینه کشته میشن؟
کلاریس
برو چک کن هدفهای دیگه شون چی ممکنه باشه.
با خودت محافظ ببر.
به بچه ها مواد دور کننده بده
اینجوری خونآشامها نمیتونن بهشون صدمه بزنن.
چشم اقای فردریک.
ما پاسپورت ها رو داریم؟
اره،مامان.
-من نمیتونم این باز کنم - بگیرش.
مامان.
من باید اون دختر بکشم.
من نمیتونم همیشه یه بازنده باشم.
تای!
تای
تای
شاید تو کشتن لیا شکسته خورده باشم،
وقتی مطمئنم میتونم تو رو بکشم.
نههه.
-نه - بس کن.
مامان.
متئو اماده شو تا نابود شدنت رو ببینی.
تای.
رئیس کل همه چیز آماده ست
اگه فقط میدونستم این اتفاق برای دخترم میافته ،
موافقت نمیکردم با،
شکلگیری اتحاد با اون خونآشامها.
میدونم شما منظورتون چیه.
ما داریم دنبال خونآشامهایی که پشت این قضیه هستن میگردیم.
شما باید بفهمید، این وظیفه شماست.
شما باید بدونین، این گونه ی شماست
قبلاً درمورد الان بهتون هشدار داده بودم.
تو کی هستی؟
من...
رئیس کل.
شما پیام من جدی نگرفتید.
مگه قبلا بهتون نگفته بودم چه اتفاقی میوفته؟
الان
میخوای جای بچهی متئو و لیا رو نشونم بدی؟
تو هیچوقت دستت به مالیا نمیرسه.
کشته شدن گرگینه های جوون متوقف نمیشه
تا زمانی که شما بچهی متئو و لیا رو بهم تحویل بدید.
بچه های بیگناه رو وارد این قضیه نکن.
اوه خدای من.
نمیدونم ما چرا بهت اعتماد کردیم.
هیچ گرگی این اطراف نیست.
ما اومدیم دنبال اسبا بگردیم.
گرگ بخاطر لباس تو
خودش به ما نشون نمیده، نوگ نوگ.
یه سامورایی؟
بهتون گفتم من یه سامورایی نیستم.
این لباس قبیله ایگوروته.
با پوشیدن یه لُنگ نمیتونی مثل قبیله ایگوروت بشی.
اون اونجاست.
کجا؟
فکر کنم اون داره میره سمت خونهم.
بیاید عجله کنید.
تو باید از اینجا دور بشی.
ما باید بریم بورنئو.
بعد از اونجا میتونید برید مالزی
برای الان شما باید تو سایپن مستقر بشید و اونجا مخفی بشید
چرا ما باید از کشور بریم؟
هیچکس دیگه ای نمیدونه ما اینجاییم.
فقط تو و فردریک میدونید.
لیا!
ما از موبایل و تلفن استفاده نمیکنیم.
چون شما بهمون گفتین اینجوری کسی جامون رو پیدا نمیکنه
ولی الان این یه موقعیت متفاوته
اونا قبلا به شما دوتا اهمیت نمیدادن،
چون شما قدرتتون رو از دست داده بودید.
-ولی الان... - این زندگیی نیست که من برای مالیا میخوام
این نیست ، لیا.
خدای من.
اگه من یه دختر داشتم،
مالیا رو پیدا میکردم و بهشون تحویل میدادم.
اصلا بهش فکر کردی که اگه اونا دستشون بهش برسه ممکن پیشگویی تغییر کنه؟
ممکنه بدن های مُردهی ما باشه که تیکه پاره میشه بجای خونآشامها.
و رئیس کل زنده بمونه
پس منظورت اینه که رئیس کل داره از مرگش جلوگیری میکنه
و اگه اون بچه بمیره پیشگویی ممکنه تغییر کنه
این دلیلیه که مالیا باید زنده بمونه
!واو
اون برگشته.
واییییییی
نوگ نوگ؟
نوگ نوگ
مالیا، نوگ نوگ غش کرده.
چی؟
وای نه، تو اون ترسوندی.
اون رفته؟
تو غش نکردی!
تو فقط من نگران کردی.
اوه! ببخشید.
من یه یاد اوردم که چرا شما دوتا اوردم اینجا.
بخاطر اینکه من یه آرزو داشتم
بهت یه زندگی ساده بدم.
و به مالیا یه زندگی عادی بدم .
میدونم ما اینجا خیلی خوشحال بودیم.
ولی، ما باید فداکاری کنیم،
برای دخترمون.
برای دخترمون.
من واقعا احساس بدی برای ماتا دارم، بابا.
اون واقعا خیلی ترسیده بود
ولی چطور باورش کنم وقتی خون آشاما فقط تو فیلمان؟
من حتی نمیدونم اگه خون آشاما، هیولا و غول واقعی بودن چی میشد
تو باید سختتر آموزش ببینی.
تا اماده بشی که وقتی تو یه موقعیت کسی رو اتفاقی دیدی بتونی باهاش مبارزه کنی
بهم نگو به چیزی که ماتا گفت باور داری، بابا.
همیجوری
محکمتر ضربه بزن.
بازوت صاف کن.
خیلی بزرگ بود، مثل یه فیل بود.
یه فیل؟
ولی، اون یه خرطوم بزرگ نداشت.
من فکر میکنم...
شاید...
یه مرد پولدار که تو شهر زندگی میکنه صاحبش باشه.
و اون داشته فرار میکرده.
بابای، کاش ما هم یه حیوون خونگی جدید داشته باشیم.
ولی من یه حیوون خونگیِ به این بزرگی میخوام
نگران نباش، عزیزم.
ما ازخیلی از اونا مراقبت میکنیم.
No comments yet. Be the first to leave one.