The first 200 lines.
.وقتشه
.برخیزید
سخنگو میایسته، لطفاً؟
به حکمی رسیدید که حداقل ده نفرتون در موردش به توافق رسیده باشید؟
.نه
و فکر میکنید اگه زمان بیشتری بهتون بدم میتونید به حکمی برسید که حداقل ده نفرتون در موردش توافق داشته باشید؟
.نه. متأسفم
در این مورد، مجبورم محاکمه رو متوقف .و شما رو مرخص کنم، هیئت منصفه
با صحبت کردن با دادستانی در مورد ،چنین نتیجهای
وظیفه دارم به شما بگم، آقای کالینز، که .دادستانی قصد داره مدرک دیگهای ارائه نکنه
و به این شکل، با توجه به اینکه ،این سومین محاکمه در مورد یک اتهام بود
حالا رسماً از تمام اتهامات تبرئه میشید .و آزادید که برید
.دادگاه به پایان میرسه
!کشتیش، ای حرومزاده
!تو خواهرم رو به قتل رسوندی
.منصفانه نیست !تارا
نظرتون دربارهی شوهر خواهرتون چیه؟ - عذر میخوام. - هنوز فکر میکنی کار اون بوده، آلیس؟ -
میشه بریم، لطفاً، راننده؟
سر بازرس بیچ، واکنشتون به آزادی آقای کالینز چیه؟
...الان یاد و خاطرم با خانوادهی تارا کالینزه .مامانش، باباش و خواهرش
سرنخ جدیدی دارید؟ - .تمام مدارکی که داریم رو بازبینی خواهیم کرد -
مظنون دیگهای هست؟ - .دنبال کسی دیگه میگردید؟ - نه، نمیگردیم -
.باشه. میگم ماشینمون از پشت بیاد .اون بیرون خیلی شلوغه
.زودباش
دیوید؟
.نه. نه
!هی! دیوید
مایلی به خواهر زنت چی بگی، دیوید؟
میخوای به خانوادهی تارا چی بگی؟ - به اتهام مسامحه ازشون شکایت میکنی؟ -
از پلیس شکایت میکنی؟
هفت سال پیش من به زندان فرستاده شدم ،به خاطر کاری که انجام نداده بودم
به جرم وحشتناکی که .مرتکبش نشده بودم
...یه شبه، زنم
،رو از دست دادم
،آزادیم رو
،و مهمتر از همه .بچههام رو
چرا؟
به خاطر غفلت خدمات پزشکی قانونی
و به خاطر تحقیقات پلیسی که تمام مدارک رو به نفع خود نشون داد
.که نظریهای رو نشون بده که کاملاً اشتباه بود
،و خیلی مهمتر از اون
،خیلی بدتر
.این بود که مردم عادی دروغ گفتن
،به خاطر سود خودشون دروغ گفتن
،و اگه دارن این رو نگاه میکنن
میخوام بدونن که .افشاشون میکنم
به خاطر بلایی که سر من آوردن .افشاشون میکنم
،هفت سال از زندگیم دزدیده شد
.و حالا عدالت رو میخوام
،میخوام قاتل واقعی زنم پیدا بشه
،میخوام اونهایی که دروغ گفتن جزاش رو ببینن
.و میخوام بچههام رو برگردونم
.ممنون، خانومها و آقایون
.سؤال دیگهای نپرسید - .عذر میخوام. ممنون. ببخشید -
.دیگه به سؤالی پاسخ نمیدیم
بـیگـنـاه
illusion مـترجم: امیرعلی
باید با بچهها .بیشتر صادق میبودیم
.باید بهشون میگفتیم احتمال این قضیه هم هست - چی میگفتیم، راب؟ -
آخه چی؟
قضیه فقط داشتن یه .ذهن باز نیست، سربازرس بیچ
.باید به نظر بیاد ذهن بازی داریم
.مشخصاً، گفتنش چیز احمقانهای بود
فقط همه میدونیم به خاطر ...یه مشکل فنی آزاد شده، پس
تا حالا روی پروندهای کار نکردم که بیشتر از این .احتمالهای متفاوتی داشته باشه، قربان
.کسی دیگه نبوده .کار خودشه
.خب، امیدوارم
مردم به دلیل دیگهای نیاز ندارن که اعتمادشون نسبت به ما از بین بره، درسته؟
واسه همین درک میکنی به یه .جفت چشم تازهتر نیاز دارم
.بازرس هادسون
.بله، قربان
.نه
!نه. نه
.چیزی نیست، عزیزم - !نه -
چرا، مامان؟ چرا؟
در مارس سال 2015، آزمایشگاه پزشکی قانونی
،که به مدارک اصلی رسیدگی میکرد
معلوم شد پروتکلهای ذخیرهسازی استاندارد رو ...چندین بار نقض کرده
که باعث میشد دادگاه نتونه .تطابقهای صورت گرفته شده رو نادیده بیره
...با این، میشه سومین شکست
.لوئیس - .گمون کنم اخبار رو دیدی -
،چطوره بعداً یه سر بیای بچهها رو ببینی؟
.میتونیم یه صحبتی بکنیم
میخوام یه تیم کاملاً غیر مرتبط ،به تحقیقات اصلی انتخاب کنی
و بعد میخوام دوباره شروع کنی
که روی این پرونده تحقیق کنی .انگار همین دیروز کشته شده
به نظرت بتونی؟ - بله، قربان. چرا که نه؟ -
حدود 50 تا دلیل "چرا که نه" فقط توی راهروهای .این ساختمون قدم میزنن، بازرس هادسون
،ولی باید یه پیغامی بفرستیم ،با وجود گفتههای امروز صبح سربازرس بیچ
.ما تصمیم دادگاه رو خیلی جدی میگیریم - .بله، قربان. البته -
.خوبه
.هر پیشرفتی شکل گرفت بهم خبر بده .وزارت کشور خیلی بهم گیر داده
دیگر مدارک چی؟
خب، در آخر، هیئت منصفه تصمیم گرفت .که دیگر چیزها فقط زیادی تصادفی بودن
تصادفی یعنی چی؟ - ...یعنی که -
برای پروندهی اصلی مفید بودن
.ولی تنهایی به اندازهی کافی نبودن که گناهکار بودن رو اثبات کنن
.ولی خونش روی کت اون بوده - .آره -
ولی هیئت منصفه اعتقاد داشت ممکنه تصادفی .توی آزمایشگاه پزشکی قانونی خونی شده باشه
ولی... تمام کارهای دیگهای که باهاش کرد چی؟
کتکش میزد و... تهدیدهایی که به شما کرد؟ - .بازم میگم، عزیزم، ثابت نمیکنه کسی رو کشته باشه -
وقتی گفت مردم دروغ گفتن منظورش چی بود؟
...خب
اگه میخواد مردم حرفش رو باور کنن، باید بگه همهی ما دروغ گفتیم، درسته؟
دروغ گفتید؟
.البته که نه، جک
پس هنوز فکر میکنید کار اون بوده؟
خب میدونی، در آخر فکرکنم احتمالاً بهتر باشه .فقط به نظرات خودمون بسنده نکنیم
واقعیت چیزیه که احتمالاً هرگز .بهش نرسیم
.خیلی وضع گوهیه
...جک، میدونم این باید - .فقط ولش کن، عشقم. بذار یکم با خودش خلوت کنه -
چی میتونه جلوش رو بگیره که ما رو پس نگیره؟
.خیلی چیزها، رزی .خیلی چیزها هست که جلوش رو بگیره
.مطمئنم میره با عمو فیل زندگی کنه. فقط 15 دقیقه فاصله داره - .نه -
!میتونه بیاد و ما رو ببره - .این اتفاق نمیافته. - وقتی بیرون مدرسه هستیم -
،مامانمون رو کشته !و ممکنه ما رو هم بکشه
.خیلی متأسفم
.رسیدیم
چند وقته اینجا هستی؟
.یه... 6 ماهی میشه
...خونهی قدیمی فقط خیلی بزرگ بود، و
.خب، پروندهی تو زمان زیادی میگرفت
جفتشون بهم بهونه دادن که کار مزخرفم رو .بذارم کنار و کاری که واقعاً ازش لذت میبرم رو شروع کنم
،که بابتش، برادر عزیزم .تاابد ممنونم
...شرمنده
.نمیدونستم امروز چطوری پیش میره
.الان تمیز میکنم اینجا رو
...فیل
.خفه شو
نمیدونم چطوری قراره .ازت تشکر کنم
.تو هم بودی اینکار رو برای من میکردی - .نه، عمراً میکردم -
.باشه
.میرم زیر کتری رو روشن کنم
چندتا جعبه از خونهی قدیمی .اونجا هست
تونستم وارد بشم قبل از اینکه آلیس .همه چیز رو ببره
هنوز خونهشون بیرون هایلشامـه؟ - .آره -
...گاهی میرم اونجا .فقط واسه دیدن بچهها
چی، واقعاً ببینیشون؟ ...تو
باهاشون حرف زدی؟ - .نه، نه. از دور -
.توی این سالها ازشون عکس گرفتم .اونها هم اونجا هستن
با شیر و شکر؟
.سلام
.سلام
.گوش کن، نمیدونستم قراره پرونده رو به من بده - .میدونم -
.و مشخصاً چارهای ندارم. باید میگفتم آره - .عیبی نداره. چیزی نیست -
.برات خوشحالم .البته که هستم
،و اگه کمکی لازم داشتی من هستم .جدی میگم
.گوش کن، میدونه کارت رو درست انجام دادی - .واقعاً؟ واسه من که اینطور به نظر نمیاومد -
.یا مسیح، شاید یه نفر دیگه باشه. شاید من اشتباه کردم - .نه، تو هیچ اشتباهی نکردی -
.خودت میدونی .همه میدونن
فقط کاری که بهم گفتن رو انجام میدم و ،کاری که لازمه رو میکنم
و هیچ شکی ندارم که دقیقاً به همون نتیجهای میرسم
که تو هفت سال پیش بهش رسیدی، باشه؟
.همه چیز درست میشه، عزیزم
.ببین
.اینها امروز صبح رسیدن
.گفتم شاید بتونیم تو آخرهفته یه نگاهی بهشون بندازیم - .باشه. - اگه بخوای. - آره -
.اون خوبه. - آره - .ولی فقط دو خوابه است. - آره -
استیو؟ مری لوئیز؟ میشه بیاید اینجا، لطفاً؟
گراهام، تو هم همینطور؟
خب اینها کپیهای پروندهی .اصلی تارا کالینز هستن
،لطفاً هرکدوم یکیشون رو بردارید، بررسیش کنید .و فردا اول وقت دوباره شروع میکنیم
...و فقط
احتمالاً چیزی پیدا نکنیم که .کالینز رو دوباره زندانی کنه
سیستم قضایی سلطنتی تا حالا واسه یک اتهام .حکم محاکمهی چهارم رو صادر نکرده
،ولی چیزی که ممکنه پیداکنیم ،اگه تمام تلاشمون رو بکنیم
مدارکیه که قاطعانه ثابت میکنه این بار ،واقعاً چه اتفاقی افتاده توی اون شب
،و به نظر من این رو به خانوادهی تارا مدیون هستیم .حداقل
.باشه .ممنون، بچهها
.شرمنده. انتظار داشتم زودتر بیای .جفتشون دیگه خوابن
،باعث شد یاد گذشته بیوفتم .با دیدن اون اخبار
.با چیزی که بهمون دادی نمیتونم کاری بکنم، تام - .دادگاه تصمیم گرفت همین منصفانه است -
آره خب، دادگاه هم اشتباه میکنه، درسته؟
چی تو فکرته؟ - .پنج سال دیگه -
.نمیتونم سالی 5 هزار یوروی دیگه بهت بدم، لوئیس
واقعاً؟
.ولی تو الان مشاوری
.کلی کار خصوصی داری
کلی میلف خوشگل و جوون هستن که .بری وسط پاهاشون
راستی، زن جدیدت چطوره؟
.آره، باعث شد یادم بیاد، تام
.یاد قدیمها افتادم
بله، متأسفم که در شرایط خاص حضانت ویژه .ممکنه باطل بشه
ولی نکتهی کلیدیای که هست، اینه اگه کار به دادگاه کشیده میشد، چیزی که قاضی بیشتر از همه میخواست بدونه
و درواقع چیزی که هر دو والدین ،میخوان بدونن
اینه که بچهها چی میخوان؟
.خب، میخوان با ما بمونن .البته که میمونن
باشه. پس قبلاً دربارهاش باهاشون حرف زدید؟
.نه، مستقیماً نه. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد .ولی لازم نیست. فقط میدونیم
،به زور پدرشون رو یادشون میاد. جک 8 ساله بود .رزی 5 ساله. براشون غریبه است
.حالا تمام دوستهاشون اینجا هستن .خانوادهشون، مدرسهشون. همه چیزشون اینجاست
.هیچکدوم اینها قابل مقایسه با کاری که هنوز اعتقاد دارن کرده نیست - .کاملاً -
و تمام اینها نکتههای .بسیار قدرتمندی هستن
،ولی همچنین تصور میکنم، به موقعاش .این واقعیت رو قبول میکنن که اون تبرئه شده
و، علیغم تمام نکاتی که .خاطر نشان کردین، هنوز بچههای اون حساب میشن
تمام حرفم اینه، اگه درخواست .حکم دسترسی بده، خیلی جدی میگیرنش
و با توجه به این، توصیهی من به شما .اینه که باهاش صحبت کنید
چی، با دیوید؟ - ،میدونم شاید الان غیرممکن به نظر بیاد -
ولی بهم اعتماد کنید، رفتن به دادگاه ،نه تنها به شدت گرونه
،بلکه به همه آسیب روحی میزنه .خصوصاً بچهها
No comments yet. Be the first to leave one.