The first 200 lines.
تعقيب نشدي؟
.نه
.بهتره بياي داخل
."به هيچ کس اعتماد نکن، "جيم
.به ويژه در مسير کارت
.بشين
خبر دارم که يک شناسنامه ي با اعتبار .مجارستاني داري
.بله دارم
.ازت ميخوام به "بوداپست" بري «پايتخت مجارستان»
.قرار نيست قضيه فاش بشه
.هيچکس ديگه اي خبر نداره
.اونا دنبال جون من هستن، "جيم" جوان
متوجه هستي؟
.بهم تقاضاي کار دادن
يک سرتيپ مجارستاني ميخواد .با ما مذاکره بکنه
.ميخوام باهاش ملاقات کني
."اون يک سري اطلاعات داره که من لازمش دارم،"جيم
چه اطلاعاتي؟
.يک گنجينه
... اون اسم اون "جاسوس" رو داره
... روس ها به بالاترين مقام سازمان جاسوسي ـه انگليس
. سيرکس" ،رخنه کردن"
."يک سيب فاسد وجود داره، "جيم
.بايد پيداش کنيم
. "و حالا غذاي "پورکولت ميدوني که "پورکولت" چيه ؟ پورکولت : 2 معني ميده . يکي به معني نوعي غذاي مجارستاني) (و ديگري اشاره اي هست به نوعي انجمن کمونيستي در مجارستان
. بله ميدونم
. خيلي خوبه . از "گولاش" هم بهتره . اما ديگه الان تو بوداپست گير نمياريش
چرا ؟
! تمام خوک ها رفتن به مسکو
من کي با رفيقت ملاقات ميکنم ؟
... الان ديگه هر لحظه اي ممکنه برسه
ميشه يه لحظه منو ببخشيد ؟
!وايسا
! متوقفش کن ! ماموريت رو متوقف کن
تو اونجا چه غلطي ميکني ؟ . حواست به خروجي خيابون باشه
! تفنگت رو بنداز
. مجارستانياي احمق ـه آماتور ! بهتون گفتم جلوي خروجي خيابون رو بگيريد
! ببينين چکار کردين احمقا
چرا اينقدر تکون ميخورين ؟ . سر جاهاتون بمونين
! ما زنده ميخواستيمش
TvCenter ارائه اي از تيم ترجمه ي Foad.r فواد & Comedian مترجمين : نيما Drama ويراستار : آرين
ميشه براي اين مورد ، شاهد من باشي؟
."اي کاش کار بيشتر از دستم بر ميومد، "کنترل
."تا اونجايي که از دستت بر اومدي انجام دادي "پيرسي
خُب، يک مرد بايد بدونه کِي .مهموني رو ترک کنه
اسمايلي" چي؟"
.اسمايلي" هم با من کناره گيري ميکنه"
. اي "استرهس" عوضي
آقايون، ميشه شروع کنيم؟
معاون وزير آقاي "لاکون" منتظر ."شماست، آقاي "پيرسي
.خزانه داري نميفهمه
... چرا سازمان اطلاعات نميتونه خيلي ساده درخواستش رو
... براي افزايش بودجه بده
و بعدش شما اون رو براي ماموريت مخصوصتون صرف بکنين ؟
.عمليات سياه" بايد همچنان سر بسته بمونه"
. اين يه سازمان مستقله - . بله ، همينه که مارو نگران کرده -
کل قضيه خيلي غيرقابل اطمينانه ، مگه نه؟
... و اين خانه ي لندن که هيچکس آدرسش رو نميدونه
واقعا لازمه؟
. حالا ، بيشتر از هر وقت ديگه اي . ما بايد از منابعمون داخل شوروي محافظت کنيم
خُب، پيشنهاد ميکني کجا همديگر رو ملاقات کنيم؟ توي کافي شاپ؟
.اجاره و ارزش اين خانه دو برابر شده
.ما ميليونها روي کلاهک هاي هسته اي خرج ميکنيم
درخواست ما فقط چند هزارتا براي .يک خانه ست
... متعجبم که آيا "کارلا" هم با خزانه داري
.در "کرملين" همين مشکل رو داره يا نه
... ببينين، هيچکس ارزش
.کاري که شما دوستان انجام ميديد رو دست کم نميگيره
... اما اتفاقي که پارسال در "بوداپست" افتاد
. يه فاجعه بود
... با احترام، قربان
اوني که کشته شد يکي از کارمندهاي دولت شما نبود، درسته؟
ديگه اين قاضايا راجب سرباز هاي .توي سنگر نيست
... ما الان توي خط مقدم هستيم - !"روي" -
، براي 25 ساله ، تنها چيزي که بين اونها ... کارلا" و مسکو"
.با جنگ جهاني سوم لعنتي بوده، ما بوديم
ببينيد، وزير از پيشرفتي که تا الان ... داشتيد خيلي راضيه
... هرچند، رضايت کمتري از
پيشرفت توي قضيه ي . پسرخاله هاي امريکاييمون داره
... ببينين
... از نگاه وزير
.شما ها هنوز يک کشتي سوراخ هستيد
بله؟
.يکي پشت خط ـه، قربان .به نظر ضروري مياد
.باشه، وصلش کن
الو؟ - شما معاون وزير "لاکون"هستيد؟ -
.بله
.اسم من "ريکي تار"هستش
چي ميخواي؟ - .ميخوام باهاتون ملاقات کنم -
اگه ميخوايد از هويت من مطمئن بشيد با ريئسم در "سيرکس" صحبت بکنيد ؛
. "پيتر گوليم"
. فقط با "گوليم" نه کَس ديگه اي
براش اجازه ي تردد داري ؟
خُب، من از اونها نيستم .که بيرون زنجيرش کنه
توجه کن، با اون سري قتل و کشتار . اينجا هم همچين مدينه ي فاضله نيستش
. اونا گوشتو ميبرن ميذارن کف دستت
فکر ميکردم قبل از اينکه "بلند" دختره رو بگيره . بيام و يه نگاه اجمالي بهش بندازم
. اه، بله، "بلندا" ي بلوند
تا حالا ديدتش ؟ - . البته -
. کله ي سحر اولين کارش اومدن به اينجا بود
. "بلندا"
. "پيتر گوليم" - . الو، "پيتر"، "اوليور" هستم -
... فقط زنگ زدم که بفهمم
. "وقتي در مورد "کنترل" شنيدم خيلي متاسف شدم ، آقاي "اسمايلي
. گفت که "تار" از يک باجه ي تلفني بهش زنگ زده
... تار" گفت يکي از بالاترين"
. مقام "سيرکس"، جاسوسه
. که سالهات در اين مقام جاسوس مونده
... به اين معنيه که
تو بهترين فردي براي بررسي اين ... موضوع براي ما هستي
مگه نه ؟
. خارج از خانواده
. "من بازنشسته ام ، "اوليور
. تو منو اخراج کردي
... موضوع اينه که
... چند وقت قبل از اينکه "کنترل" بميره
. با يه همچين پيشنهاد مشابهي اومد پيش من
. که يک جاسوسي وجود داره
اسم اونايي که بهشون سوءظن داشت رو بهت نگفته بود نه ؟
. نه
اوه، فکر کردم از اونجايي که تو ... رفيقش بودي ، در موردش بهت
بهش چي گفتي ؟
ترسيدم که توهمش بهش ... غلبه کرده باشه
. و قصد داره که کل "خانه لندن" رو نابود کنه
. "اون افتضاح در "بوداپست
. "لعنت بهش ، "جورج
... اين خانه نسل تو ـه ، ميراث تو ـه
گفتم اگه واقعيت هم داشته باشه تو ... دلت ميخواد که
. من "پيتر" رو پيش خودم نگه ميدارم
و يک مامور ويژه ي بازنشسته شده ي دولت بريتانيا . به اسم "مندل" هم هست
. ميخوام اونم تو گروهم باشه
. روشن ميشه
. و دوباره سريع خاموش ميشه
. يک مکان رو ميشناسم، قربان . يک هتل کوچيک نزديک خيابان ليورپول
. حواست باشه . گرجستانيه
دوستم براي انجام کارش به آرامش و سکوت ."نياز داره خانوم "پاپ گراهم
. هيچ مزاحمتي نبايد باشه
. اسم واقعيش "گراهم"ـه
. براي خوشگل تر شدن اسمش "پاپ" رو هم اضافه کرده
پيتر" کليد آپارتمان "کنترل" رو گرفتي ؟"
! اوه
! "جورج"
! جورج" بيا اينجا"
. "جورج"
. بشين
. به اين حماقت نگاه کن
... گزارشي توسط مقام بلند پايه ي شوري
پيرامون فعاليت هاي اخير نيروهاي . دريايشون در درياي سياه
... اطلاعاتي راجب درياي سياه که نيروي درياييشون
. التماس ما رو براي دادنشون ميکردن
اينا رو از کجا آوردي ؟ - . من نياوردم -
. پرسي" و رفيق آب زيرکاهش اتفاقي پيداش کردن"
... "ببين، "کنترل - .خفه شو -
. نقشه ي وحشتناک
. يک جعل سند شفاف از ابتدا تا انتها
. ميتونه هم واقعي باشه - . خُب، اگه واقعي باشه، اين يک تيکه طلا ست -
. اما موضوعش شک بر انگيزنه
. "اسمايلي" مشکوکه، "پرسي"
اين از کجا اومده ؟ دسترسيش چي بوده ؟
. يک منبع مخفي جديد من
اما چطور ممکنه دسترسي داشته باشه ؟
.اون به حساس ترين قسمتهاي سياست گذاري دسترسي داره
.اسم عمليات رو "ويچکرفت" گذاشتيم
."اوه، "پرسي" و رفيقش ما رو دور زدن، "اسمايلي
.و مستقيم پيش وزير رفتن
به "پرسي" اجازده داده شده که هويت ... دوست جديدش رو
.کاملا مخفي نگه داره
وزير با من موافقه که موضوعهاي محرمانه ي .زيادي در اينجا فاش ميشه
.شکستهاي پي در پي، رسوايي هاي بسيار
.و ثبات اطلاعات مخفي بسيار کم ـه - .پيرسي" يک نکته اي داره" -
.ما بايد بر عليه كمونيسم بجنگيم، نه خودمون
.در همين حال ما شهرت و همکارهامون رو از دست داديم
!دوستاي آمريکايي لعنتيت
!به اندازي کافي اتفاق افتاده .قرار يک سري تغييرات ايجاد بشه
ما بايد تصميم بگيرم که آيا ميخوايم . قسمتي از گذشته باشيم يا آينده
. بايد همونجايي که پيدات کردم، ولت ميکردم
! ببين - ... "کنترل" -
! بيرون، همتون
... اگه اسناد "ويچکرفت" واقعي باشه
. ديگه هيچ چيزي واقعي نيست
... "جورج"
ميخواي اين وسايل رو به هتل ببريم ؟
. ممنون، هرجا ميشه بذارش
پيتر" ؟" - هم ؟ -
. ازت ميخوام برام يه کار بکني
. ازت ميخوام به "سيرکس" بري
... داخل يه کمد ، توي اتاق افسر نگهبان ستاد
.پرونده هايي از کارکناني که اخيرا بازنشسته شدن وجود داره
... ازشون عکس بگير
بعلاوه ي نمودارهاي سازماندهي دوباره ي "سيرکس" تحت ."نظارت "پرسي الالين
همراه با تمام پولهاي پرداخت شده . که از بودجه ي "رپتال" بوده
کمکي از دستم بر مياد، "بيل"؟ - .فقط دنبال اعليحضرت بودم -
. خُب، بيرون داره قدم ميزنه
.اوه
."شنيدم برات يه اتفاقي افتاده، "پيتر - .آره، سر ـه باز کردن يه جعبه دستم رو بريدم -
کي قرار شماها اون بالا يک سري وسايل جديد بياريد؟
به "استرهس" ميگم. توي طبقه ي بالا .براش اوليت بندي ميکنيم
برنامه ت چيه ؟ - .نهار -
مهمون ميخواي ؟
... با توجه به پروندهاي شخصي
No comments yet. Be the first to leave one.