The first 200 lines.
... آنچه در « انقلاب » گذشت
هیچوقت نذاشتین هیچکاری رو به روش خودم انجام بدم
اگه دنبال یه فرصت بودی، به دستش آوردی
! همه فرار کنین، زود
! گاز خردله
داریم همه رو از دست میدیم مایلز امروز 20 نفر مردن
،مایلز، تنها چیزی که مهمه
شکست دادن این آدماست
من هستم
مایلز، این کارا یعنی چی ؟
قلیا و آب رو که مخلوط کنی میتونی گاز خردل رو خنثی کنی
حالا دیگه چیزی نداریم ! که باهاشون بجنگیم مایلز
ماریون این گاز خردله
میهنپرستها اینا رو علیه ما استفاده میکنن
خب، میخواین من چیکار کنم ؟
هیچکس اندازه تو به ترومن نزدیک نیست
بهمون بگو نقشهش چیه
- تو نانویی - هرکاری که ما میگیم انجام بده
تا پریسیلا رو پس بگیری
،تا اون موقع باید راهنمای ما باشی
و نباید به هیچکس چیزی بگی
کجا داری میری ؟
احتیاجی به مایلز نداریم
میخوای منو بکشی تام ؟
پس بکش
ولی بذار این بچه بره
نمیخوام بکشمت
من و تو ... کارای زیادی با هم داریم
چهجور کارایی ؟
جولیا مُرده
متاسفم
میهنپرستها کشتنش چون نتونستم تو رو بگیرم
هیچوقت ولش نمیکردن تام
خودت میدونی، مگه نه ؟
جیسون هم همینو میگفت
خب الان چی ؟
میخوام میهنپرستها رو نابود کنم
همه رو به درک واصل کنم
میخوام برم واشنگتن
و یه تیر خالی کنم تو صورت رئیسجمهور
چنان بلایی سرشون بیارم
که مرغای آسمون به حالشون گریه کنن
با اینجور کارا حال میکنی ؟
من عاشق اینجور کارام
- مایلز چی ؟ ... - مایلز
تو ... فکرت پیش مایلزه
ممکنه باعث دردسرمون بشه ؟
اون علاقهای به اینجور کارا نداره
مثل ما نیست
هر دو مخزن تا ساعت 10:30 پر میشن
درجهها رو تنظیم کن
شماره 2-3-2 برای آب میرم بیرون
دروازه رو باز کن
- جو تویی ؟ - آره
و میدونم تو کی هستی
مطمئنین کسی ندیدتون ؟
کارمونو بلدیم
مطمئن باش
خب، شاید ماریون بگه آدمای خوبی هستین
ولی من شماها رو نمیشناسم
ما هم همینطور رفیق بازوبند خوشگلی داری
از کجا بدونیم ما رو لو نمیدی ؟
- خب شاید لو بدم - خیلیخب
ماریون میگه تو آدم خوبی هستی
ماریون میگه ما هم آدمای خوبی هستیم
همهمون خوبیم
گاز خردل رو دیدی یا نه ؟
چندتا بشکه دیدی ؟
یه دونه
یه دونه ؟ منظورت چیه یه دونه ؟
آخر واگن رو نگاه کن
سمت پایگاه
آره دیدمش
صلیب زرد
علامت رمزیشون برای گاز خردل
اون تانکر لعنتی پُره
- مشکل بزرگیه - جون من !؟
میدونی الان کی به دردمون میخورد ؟
مونرو
احتمالاً الان دیگه تو راه شماله
که یعنی متاسفانه فقط تو برامون موندی
نهار چیه ؟
مثل همیشه مردا عادتشونو عوض نمیکنن
،میدونم سرت شلوغه برایان برو به کارت برس
- منم میز رو میچینم - بله خانم
- غذای مورد علاقهم - بیا و نوش جان کن
صبر کن
این قیافه یعنی پیداش نکردی
24 ساعت گذشته
هیچجا اثری از ارون یا پریسیلا نیست
باید بریم، همهمون باید دنبالشون بگردیم
میدونم، اینم یه مشکلیه
ولی تنها مشکلمون نیست
یه مشکل داریم
مطمئنی توی اون عکس ژنرال کارور بود ؟
اون رئیسجمهور تکزاسه میدونم چه شکلیه
عکس خودش بود و اون علامت صلیب زرد
نقشهها، فهرستها
و یه تاریخ رو مشخص کرده بود تاریخ فردا رو
خب همه اینا یعنی اوضاع خیلی خرابه
چی فکر میکنی ؟
به نظرم میخوان گاز رو توی آستین استفاده کنن
میهنپرستها یه بار دیگه هم سعی کرده بودن کارور رو بکشن
ایندفعه دیگه نمیخوان شکست بخورن
گاز رو توی پایتخت پخش میکنن و دوهزار نفر رو میکشن
میندازنش گردن کالیفرنیا. یه پرلهاربر دیگه درست میکنن ( حمله ژاپن به بندر پرلهاربر در جنگ جهانی دوم ( با بیش از 2400 کشته و 1200 مجروح
پس هیچ جوری نمیتونیم جلوشونو بگیریم
تکزاس و کالیفرنیا به هم اعلان جنگ میکنن همدیگه رو با خاک یکسان میکنن
میهنپرستها به راحتی پیروز میشن
میتونیم گاز رو خنثی کنیم ؟
هیچوقت نمیتونیم اون همه قلیا رو وارد ایستگاه کنیم
... ولی شاید
ریچل، باید تنها ارون و پریسیلا رو پیدا کنی
- متاسفم - شما چی ؟
ما ؟
! میخوایم قطار بدزدیم
تیم ترجمه فیلم باران ترجمه از ایلیا
آروم باش
- میدونن اومدی این بیرون ؟ - البته که میدونن
اومدم یه گاری برای دزدیمون ببرم
دزدی ؟
میخوایم یه قطار بدزدیم
با یه تانکر پر از گاز خردل
تام نظرت چیه یه تانکر پر از گاز خردل رو
مستقیم ببریم به واشنگتن
و گلوی اون حرومزادهها رو بریزیم تو دهنشون ؟
یه زمانی من گاز خردل تو بودم
ماریون برگشته
آدمایی که میخواستی رو آورده
گروه مقاومتت اینا هستن ؟
گفتم 6 تا آدم درست و حسابی میخوام
که اون قطار رو بدزدیم
این دو تا اسکول رو واسهم آوردی ؟
بیشتر مردم از تو خوششون نمیاد فقط همینا رو تونستم بیارم
خب، اینا کافی نیستن
ما میتونیم به اون ایستگاه قطار ورود و خروج کنیم
که یعنی خیلی بیشتر از تو به درد میخوریم
بلدی چطور باید بجنگی ؟
یا یه نفر رو بکشی ؟
برو خونه ... خودم یه فکری به حالش میکنم
چی ؟ نه صبر کن ببین ما باید کمک کنیم
باید بذاری کمک کنیم، متوجهی ؟
همه آدمای شهر زیر پرچم میهنپرستها هستن
تو چرا اینقدر دوست داری به ما ملحق بشی ؟
مایلز، این جو متیوسه
پسرش دیلون توسط میهنپرستها کشته شد
پسرم بود
برادر این
رفته بود به اردوگاه آموزشی اونا
ماریون گفته چطوری اون بچهها رو
شستشوی مغزی میدادن
دیگه هیچوقت دیلون رو ندیدیم
به نظرم باید انجامش بدیم
میدونی، اون پدر بچهایه
که توی آستین کشتیش
آره میدونم
میخوای بهش بگی ؟
نه تا وقتی که این گند رو جمع کنیم
ولی آره، بهش میگم
مایلز، هیچوقت موفق نمیشیم نه با این آدما
،چارلی، نمیتونم کارایی که کردم
یا کسی که بودم رو تغییر بدم
تنها چیزی که میتونم تغییر بدم کارهاییه که از انجام میدم
پس میخوای بهشون اعتماد کنی
تمام سلولای بدنم میگن این کارو نکنم
ولی میخوام تصور کنم یه آدم خوب ... چیکار میکنه
و یه آدم خوب به اونا اعتماد میکنه
باشه
- آدم خوبی بودن خیلی مزخرفه - آره واقعاً همینطوره
- من نمیخوام برگردم خونه - ماریون
،وقتی فکر میکنم اد چه کارهایی کرده
... و چه نقشهای داره
خدای من! میخواستم باهاش ازدواج کنم
من بازیگر خوبی نیستم
میفهمه یه مشکلی هست
اگه برنگردی مطمئناً میفهمه
میترسم جین
همهمون میدونیم که اونقدر احمق هستی ،که کار درست رو انجام بدی
و اونقدر شجاعی که ازش نترسی
از پسش برمیای ماریون
- ریچل ؟ - ارون ؟
باید بری
- اینجا چه خبره ؟ - ما خوبیم
همه چی مرتبه، ولی باید از اینجا بری
واقعاً ؟ واقعاً خوبی ؟
... ریچل خواهش میکنم باید بری
ریچل
به خونهمون خوش اومدی
خب، اون اینجاست، همه چی رو دیده
بهتره همه چی رو بهش بگی
چی رو بگه ؟
پریسیلا نانو ئه
ببخشید، یعنی چی ؟
یعنی اونا بدنش رو گرفتن
و پریسیلای واقعی رو
درون سرش گیر انداختن
و اینجوری شده
خوبه که بالاخره میتونیم حرف بزنیم
ریچل، رو در رو
اینجا با این آدما چیکار کردی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.