Release info

Uchi no Shishou wa Shippo ga Nai - 06 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 BlackNava آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2022-11-05
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 176 lines.

آیوفیلم تقدیم میکند

مثل اینکه توی صنف، حرف از این بوده که .به زودی تو رو یه راکوگُکای تکامل یافته ارتقا میدن

!هِـِـِـِـِـِ ؟! مـ منو میخوان...؟

!برات خیلی خوشحالم،شیرارا با این حال، منظور از تکامل یافته چیه؟

.این یه رنک برای راکوگُکاهاست

.از یه سوپراستار پایین تری، و از یه تازه کار بالاتر

توی اِدو بهشون "فوتاتسومه" میگن

اکثر سوپراستار ها بیش از ده سال رو توی رده .تکامل یافته میمونن

...ده سال...چه دلگرم کننده

،خلاصه‌اش که برای اینکه بتونی بری روی صحنه .قبلش باید به سطح اوپنر برسی «opener»

!....دا-داره قلقلکم میشه

!تمرکز کن، مامدا

!...نـــ نه ! اگه اینطوری ادامه بدی، من

،نکنه میخواید جلوی بقیه !از این بی آبرو بازیا در بیارید؟

! آهــــــــ

آهــــــــ ؟

میگما، نکنه اون پشت دارن از یه تانوکی به جای شمیزن استفاده میکنن؟

خب،‌ روی صحنه بودن، چه حسی داشت؟

ها؟

،با اینکه نقش یه شامیزن رو برای همون یه اجرا بازی کردی

اما تجربه‌ای که کسب کردی خیلی بیشتر از چیزی بود که تا الان به دست آورده بودی، مگه نه؟

...خب آره

بیشتر حواسم به تبدیل نشدنم بود ....تا به خودِ اجرا

.آخرشم که موفق نشدم

.هیچ وقت موفق به انجام دادن همچین کارای سختی نمیشم

....انگار که نمیشه ره صد ساله رو یه شبه رفت

.هِـــــ، پس بالاخره متوجه شدی

.انگار که بزرگتر شدی

!آرهــــ

عِه؟ چیــ چیکار میکنی، شیشو؟

.با تشکر از کُیتو

.اون یه راه عملی برای تمرین دادنت پیدا کرد

!هی، وایسا، بس کن

!یالا دیگه، کولی بازی در نیار

!لطـــ لطفا، رحم کن

:مترجم

آیوفیلم تقدیم میکند

،همه چترهاشون رو به ترتیب چیده بودن .مثل ظرف پر از ماتسوتاکه یا قارجهای شیمِجی

!و در حین مسیر، چه غوغایی به پا بود

!اوه، شیشو

!خسته نباشی

،مثلِ اینکه نسبت به قبل .خیلی بیشتر توی قصه‌گویی پیشرفت کردی

!اره! پوزشو به خاک مالیدم

!دیگه این داستان رو کامل از بر شدم

.فقط، یادت باشه که هدف تو طوطی‌وار حفظ کردن داستان ها نیست

...در حقیقت باید یه سری چیزا رو بهت گوش زد کنم

!چی؟! من، یه اوپِنِر؟

.درست شنیدی

در جریانی که راکوگُ در در فستیوال تینجین امسال شرکت داده شده

تا شیرارا رو به عنوان یه تکامل یافته ارتقاء رتبه بدن، میدونستی که؟

.آره، شیرارا بم گفته بود

اون خیلی معروفه، و قراره .شهرت زیادی برای صنف کسب کنه

.یه روزی، جایزه بهترین راکوگُ رو میبره

شیرارا بود که رفت و شخصاً از رئیس صنف درخواست که ...تو رو به یه اوپنر ترفیع درجه بدن

،به نظرم یکم زود بود برات ولی ،از اونجایی که میتونی از پس دو-سه تا داستان بر بیای

.گفتم بهتره بزارم یه امتحانی بکنی

هــوم؟ چی شده؟

!یوهـــــــــــــــــو ! من رو دست ندارم

!قراره د..ن..یا رو تصرف کنم

!درد و بلات به جونم

!دایکوکتی! ناز نفست

.ممنونم که قدم رنجه فرمودید

همش به عشق شماها بود که تونستم .به همچین راکوگُکایی تبدیل بشم

.امروز طبق رسم همیشگی، میخوام که یه داستان قدیمی رو تعریف کنم

!داری لفتش میدی

...ا-امــ

.اینجا رو باش، من نفر اولم، پیریه شماره یک

...بعدشم که پیریه شماره دو، سه، و

!یالا

!یالا

!یالا

!زود باش یه چیز باحال تعریف کن

چه غلطی داره میکنه؟

!یالا باقیش رو بگو دیگه

!یالا

...برام یه قصه بگو

!چه مسخره

!خیلی کودنه

!...اه...روم سیاه

!خفه

پس دوباره داشتی همون خوابُ میدیدی؟ .باید خودتو جمع و جور کنی

...تقریباً هر شب همین بساطه

!عیبی نداره

.نباید بزاری اولین اجرات اینجوری خراب شه

...مفهمم، ولی

...مگه خودت نمی‌گفتی

!یوهـــــــــــــــــو ! من رو دست ندارم

!قراره د..ن..یا رو تصرف کنم

بالاخره تونستیم اولین صفحه از !کتاب مامدا، افسانه راکوگُکا، رو ورق بزنیم

خیلی مشتاق به نظر میرسیدی ...ولی حالا که هرشب داری از اون کابوسا میبینی

هر روزی که به تاریخ اولین اجرام ...نزدیک تر میشیم فشار بیشتری رو روی خودم حس میکنم

.اینجا رو باش، من نفر اولم، پیری شماره یک

...بعدشم که پیریه شماره دو، سه، و

!هوی، میدونی این زمین مال کیه؟

!...ها؟! تو چه زِری

مگه درباره خاندان !کورُکوما چیزی نمیدونی؟! اُسکولِ کَدّی

شیشو، این همون یارو نیست که قبلن دیدیمش....؟

.ولشون کن به حال خودشون .نباید برای خودمون بیشتر از این دردسر بتراشیم

!داری در میری، مرتیکه دوزاری؟

!حواست باشه داری با کی در میفتی

.استاد، مامدا-چان، صبحتون بخیر

.بخیر

...صبح بخیر

.امروز خیلی بی‌رمق به نظر میرسی مامدا-چان

.اخیراً همش دارم کابوس میبینم

.شرمنده که نمیتونم کمکی کنم

.هرچی نباشه، اجرای اولت داره فرا میرسه

باید هرکاری میتونی بکنی تا بتونی خودت رو به روز اجرا برسونی

.آره، همه تلاشم رو میکنم

...جداً قراره روبه روی این همه آدم اجرا کنم

!یالا

!یالا یه چیز بامزه تعریف کن

چی شده مامدا-چان؟

شرمنده... ولی هرچی بیشتر بهش فکر میکنم ...بیشتر ترس برم میداره

.نگران نباش

.همه اولش اینجورین

.درسته، اما به تدریج بهش عادت میکنی

اوایل که تازه شروع کرده بودم خیلی از .نُت ها رو اشتباه میزدم

کُیتو-سان برای شما هم اتفاق افتاده؟

!همه ما پشتتیم

!همه تلاشمون رو میکنم که بهت کمک کنم

!مامدا-چان

!یالا

!یالا

!یالا

!همش به خاطر او کابوسه

!...از این که مردم بهم نگاه کنم میترسم

!کمکم کن، اوماتسو-سان

هـــــوم؟

چی شده مگه؟

خوش موقع اومدی، میشه یه کاری برام بکنی؟

!ابــــــــــداً

یه جیزیش میشه ها...؟

...بد شد

کجا با این عجله میری؟

کمکی از دستم ساخته‌اس؟

هِـــه؟

...باید یکاری بکنم

!فقط باید

....که اینطور، میدونم چته، فقط

.فقط، اگه کورم نکنی ممنون دارت میشم

!نمیشه! از اینکه ادما نگام کنن میترسم

خب مشکلت با چشام چیه دیگه...؟

!اگه دست نجنبونم و یه فکری به حال مشکلم نکنم، به تو هم آسیب میرسونم

.همینجوریشم از دستت در امان نیستم

چرا به جای چشم ملت، انگشت تو چشمای خودت نمیکنی؟

.نمیشه، خیلی درد داره

...مردم آزار

منم زمانی که تازه شروع کرده بودم .هر شب کابوس میدیدم

چطوری بهشون غلبه کردی، شیرارا؟

،خب، شیشوم بهم گفت که .فرض کنم تماشاچی ها غذان

.هرچی نباشه، دلیلی نداره که از غذا بترسی

!چه باحال

،همونطوری که ازت انتظار داشتم .خوشحالم که تو سنپای منی

حالا که فکرشُ میکنم، یکم شیرینی دارم ....میتونیم با هم بخوریمشون

.میبینمت

...راه نداره دیگه کمکت کنم

!حضار غذان، حضار غذان

...دختر؛ حتما مورد تق....تق

تقدیر بود دیگه؟

خب، حالا هرچی! باید عجله کنم !تا بتونم شام بپزم

....تماشاچیا....غذان

!...امکان نداره

من اومدم. غذا حاضره؟

!شیشو

مطمئن نیستم بتونم بتونم !از پس این کار بر بیام، میگی چیکار کنم؟

چیـــ چی شده....؟

!هنوز حتی آمادگی رو به رو شدن با آدما رو هم ندارم

پس نگران اینی که آدما بهت نگاه کنن،هِــــه؟

وقتی داشتم سوپ میسو درست کنم ،سبزیا و توفوی سرخ شده چِش در آوردن

.دیگه حتی شامم نمیتونم درست کنم ...با این وضعی که دارم دیگه نمیدونم باید چیکار کنم

....که اینطور....واقعا که مایه تاسفه

اون نگاه دیگه چیه؟

مایه تاسف....؟

چون بدرد نخورم ازم ناامید شده؟

از شام خبری نیست، ها؟ دلم خیلی برای ...توفوی سرخ شده و سوپ میسو چرب کرده بودم

My Master Has No Tail subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for My Master Has No Tail

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left