The first 200 lines.
!الو !الو
...قربان !الو -
من اينجام جلو ام
!اينجا !اينجا
!الو اينجا قربان
آها ديدمت !بيا
...و ... قربان
چهار نفر از آدمهام فردا ميان
يادتون نره، فردا ميبينمتون !باشه -
!بيا بيرون آدم رذل
!برو ببين چه خبره !برو
!بکُشيدش
!بيا بيرون عوضي
!تا 10 ميشمارم
!يک
!دو
!سه
!چهار
!پنج
گــواهــيــنــامــه رانــنــدگــي
کل دنيا ميدونن که من رانندهي هاريندران سوپراستارم
ولي خيلي ساله که دارن مسخرم ميکنن...
ميگن من فقط به درد ماشين جابجا کردن .... و شستن ماشين ميخورم
خوب بود اگه هر چند وقت يکبار ميذاشتي من رانندگي کنم
تا برسيم به محل فيلمبرداري
... هنوز خيلي وقت داريم
ميتوني آرومتر بري
!خدايا! خدايا !خودت مواظبم باش
صبح بخير قربان
فيلمه بايد خوب باشه
مردم بايد خوششون بياد
تهيه کننده بايد پول در بياره
اين که رکورد بشکنه يا نه به من ربطي نداره
باهات تماس ميگيرم من سر لوکيشن رسيدم
گزارشهاي فوق العادهاي راجع به فيلم رسيده
وقتي شما گفتيد داريد از پالاکاد ميايد فکر کرديم ساعت ده به بعد برسيد
ولي شما خودتون رانندگي کردين، درسته؟
معلومه! اين بايد به من پول بده که اون ماشين رو برونه
اون داره ميره؟
هي
برو بهش بگو
اين يکي؟
اين رولزرويس گوست سري يکه، درسته؟
براي چي قربان؟ بدـه؟
بد نيست اين ماشين خيلي عاليايه
ولي واسه اين که عقب بشيني
به نظرت من ماشيني ميخوام که برم عقب بشينم؟
اگه ماشين اسپورت خارجي داري .که رانندگي باهاشون حال ميده بيارشون
اون موقع ميبينمشون ...قربان -
اوکي آماده شيم؟ -
تا حالا فيلم بازي کردي؟ نه -
چرا بازي نميکني؟
علاقه ندارم چرا خب؟ -
ندارم ديگه اسمت چيه؟ -
ايکا اگه تاريخ قرارش رو از چهاردهم بياري سيزدهم من خيالم راحت تره
خواهشا باهات تماس ميگيرم باشه؟
بهش بگو ميگم -
ميگم بهش
قربان لازمه صحنه رو بخونم؟
صحنهاي که طرف از بيمارستان مياد بيرون، آره؟
بلدمش
نه قربان، ديالوگ يه کمي اصلاحيه داره
اصلاحيش چيه؟
تنگ نيست؟ خوبه قربان -
بعد از اين که کاراگاه راجان فيليپ "از بيمارستان مياد بيرون به شاهد "الکس
که بيرون منتظره ميگه
عمل هنوز تموم نشده
ولي مطمئنم که موفقيت آميزه
چون بيمارستان سافاليا يکي از بهترين بيمارستانها در زمينه مغز و اعصاب تو دنياست
...بخش مغز و اعصاب بيمارستان سفاليا
!بسه! بسه
چرا هي ميگي بيمارستان سفاليا؟
قبلا قرار بود اسم چند تا متخصص مغز و اعصاب رو بگم... مگه نه؟
چرا عوضش کرديد اسم بيمارستان رو آورديد؟
...خب قربان ...شرکت تهيه کننده
توي اين بيمارستان سرمايهگذاري کرده
!عه! پس تبليغاته
درسته؟
واسه اين کار بايد پول خرج کنيد و يه تبليغ جداگونه بسازيد
!نه اين که بچپونيدش توي فيلم
فيلم هرچي رو که لازم باشه داخلش هست
من اين ديالوگ رو نميگم
!بازم پاچهخواريش رو بکن
اگه بخواد خيلي هم سخت نيست که يه ديالوگ رو بگه قربان
اين يه بيمارستانيه که مردم بخاطر پاره کردن شکم يه نفر بهش حمله کردن
!...بهترين بيمارستان دنيا
!اسکل
!شنيدم چي گفتي
!به جهنم که شنيدي
صحنه حاضره؟
قربان ما يه صحنه نما بسته از دستي که داره ماشين رو روشن ميکنه نگه داشتيم
از همون دوباره استفاده ميکنم
واسه چي؟ وقتي خودم اينجام؟
!واسه روشن کردن ماشين از دستاي خودم استفاده ميکنم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: محمدسينگ - ويرايش: سانابينگ
قربان يه فرصت بهش بدين درست اجراش ميکنه
خواهش ميکنم
قربان... قربان... خواهش ميکنم
اوني که رانندگي "اچ" رو يادش داده تويي؟
بله يه کاري کن -
يه "اچ"بکش اونجايي که ميره اون موقع درست ميشه
!واسه 40 روپيه بايد 400 نفر رو پاس کنم؟ بعدي
من آدمي نيستم که يه شبه پولدار شده باشم
بعد بدون اين که الفباي سينما رو بدونم بيام تهيه کننده بشم
!اين يه شرکت سازمانيه
!من بايد پاسخگو باشم
تو چرا هيچي نميگي؟
بعد از اين که بودجه رو با 15 کرور بستيم
!تا اينجاي کار 18 کرور خرج کرديم
اين بودجه رو بسته !از اين بپرسين
تا حالا هيچ فيلمي با بودجه مقرر بسته نشده قربان
پس براي چي رو کاغذ بودجه رو مينويسيم؟
که دستشويي بچهها رو باهاش تميز کنيم؟
!يه تپهاي شده که داره تو آتيش ميسوزه
!تازه هنوزم تموم نشده بله -
تازه بين همه اينا آقا ميخواد يه ماه بره مسافرت آمريکا
قربان هاري از قبل راجع به سفرش به ما گفته بود مگه نه؟
زنش يه جراحي داره، مگه نه؟ بله قربان از قبل گفته بود -
...عه... به نظر مياد آقا از قبل گفتن
مگه واسه عوض کردن ديالوگ برامون سخنراني نکرد؟
اگه انقدر سينما رو دوست داره
بايد بعد از اين که فيلمبرداري تموم شد بره
!خب پس خودتون مستقيما بهش بگيد
سر ما خالي نکنيد
همين الان ميرم بهش ميگم
الو
بعدا باهات تماس ميگيرم
قربان قسمتهايي که قرمز علامت گذاري شدن همهشون به عنوان صحنه ساخته ميشن
ما به زودي ساخت و ساز رو شروع ميکنيم
به زودي؟ چرا؟
محض خنده
بله؟
خب بذار ما ساخت و ساز رو شروع کنيم
اگه سفرت به يه دليلي کنسل شد
ميتونيم فيلمبرداري رو تمومش کنيم... خب؟
اگه کنسل شد... تعطيلات که نميرم
واسه درمان همسرمه
و از سه ماه پيش برنامه ريزي شده بود
گفته بودم بهت... نگفته بودم؟ بله، قربان -
بهاما تو چرا اين کار رو ميکني؟ هيچکي ديگه نبود؟ اشکالي نداره -
چايي
اينکه حالش خوبه
بايد يه عمل خفيف باشه درسته؟
کي اين رو بهت گفته که عمل جراحيه؟
وقتي چندتا آزمايش داد دکترا يکم شک داشتن
براي همين داريم ميريم اونجا که چندتا آزمايش پيشرفتهتر انجام بديم
همين
...بعد از اون تصميم ميگيريم که جراحي لازمه يا
من تازه گرفتم چي گفتي
اگه يه عمل خفيفه
من چرا اين همه راه باهاش ميرم
آره؟ بله -
ممکنه من براي شماها يه بازيگر و ستاره باشم
ولي براي اون، شوهرشم
يه چيزي رو ميدوني؟
توي 8 سال گذشته
تازه ميخوايم سي روز باهم بگذرونيم
اگه من حداقل اين موقع نتونم کنارش باشم که به مراقبتم نياز داره
اونوقت همه اين جايزهها و تشويقهاي مردم بيمعنيه
شرمنده
توي اين زمينه من يه شوهر سنتي ام
فيلمبرداري همون موقعي که قول داده بودم انجام ميشه
اين حرف منه
اگه چيز ديگهاي هست بگين
...قربان
محلي که فيلمبرداري ميکنيم
توسط نيرو دريايي اجاره شده
به همراه اجازه نامه فيلمبرداري
گواهينامه کسايي که توي فيلم رانندگي ميکنن بايد ثبت بشه
اگه لطف کنيد گواهينامهتون رو بديد ازش کپي ميگيريم و بهتون برميگردونيم
...خب، گواهينامهم
...هيچکس از آدمايي مثل ما گواهينامه نميخواد
...کونجالي
...بهاما
اي سگ کثيف
بيا بيرون يعني چي؟ -
يعني بيا بيرون ديگه
تا 10 ميشمارم
يعني تا ده ميخواد بشماره اوکي -
بعدش محکم اون يارو رو ميگيره
و جلوي تفنگ نگهش ميداره ...و ميگه
"يک"
"دو"
"سه"
"چهار" !بفرماييد -
غذا و خورشت آمادهست !بخوريد
اگه هي بخواي اين داستان احمقانه رو تعريف کني و بذاري غذا سرد بشه
!جفت دستات رو قلم ميکنم
!گمشو
تو آشپزخونه کاري نداري؟ !برو ديگه! مزاحم ما نشو
!برو! برو! برو ديگه گمشو -
وقتي دارم با بچهم حرف ميزنم مزاحم ميشي؟ بقيهش رو بگو -
خب، مردم دورتادور !از تعجب خشکشون زده
وقتي که تا ده شُمرد
آدم بده از پشت ديوار مياد بيرون
مياد بيرون دستاشم بالا سرش
حالا اينجاست که داستان جالب ميشه
ما فکر ميکنيم قراره دو ساعت ديالوگ بگه
ولي فقط تفنگ رو برميداره و بنگ بنگ بنگ
سه تا تير ميزنه !بعدشم تفنگ رو اينجوري فوت ميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.