Release info

Shiro Seijo to Kuro Bokushi - 07 [AioFilm pro]
Shiro Seijo to Kuro Bokushi 07
Shiro Seijo to Kuro Bokushi 07
Shiro-Seijo-to-Kuro-Bokushi-07
A Commentary by AioFilm
🔷 Negar آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-08-25
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

...خیره شدن به

سسیلیا؟

.توی روز روشن مشکوک میزنی

داری چیو نگاه میکنی،چی قایم کردی اینجا؟

...ام

لارنس؟

اگه داری اونو نگاه میکنی،پس چرا یواشکی؟

.فکر کنم تو میگی دارم قایم میکنم نه من

،فقط چیزه، دیروز و پریروز

.لارنس بدون اینکه به من بگه رفت روستا

.و،بعد که برگشت،رفت توی اتاق و بیرون نیومد

.داشتم فکر میکردم شاید یه رازی چیزی داره نمیگه

!خانوم

.ظاهرا دوباره قراره تو دردسر بیفتیم

Negar :مترجم

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

@AioSub | @AioFilmcom

قسمت هفتم

نگرانی های سسیلیا

.امروز،دوباره میخواد بره بیرون

یعنی میتونه کجا بره؟

.حتما باید سر دربیاریم

،درسته قبلانم گفتم،اگه نگرانت میکنه،باید پیگیر بشی

.ولی هیچ وقت فکر نمیکردم بخوای تعقیبش کنی

اصلا نگران حال بانو سسیلیا نیستی؟

!اوه،لورنه

!بازم داره به آدمای مسن کمک میکنه

خیلی مهربونه،مگه نه؟

.گرچه،به نظر میاد خود بانو دارند لذت میبرند

بنظر نمیاد حالا حالاها برسه به مقصدش،نه؟

.خیلی نگهش میدارن

اکثر مردم روستا هی صداش میزنن،نه؟

خانوم پیش گو؟

!سلام

.من سه تا آدمی که میشناختم رو دیدم،پس نتونستم دنبالتون نکنم

چی؟شما،هم بانو رو میشناسید؟

.قبلا،باهم به طور مختصر آشنا شدیم

خب،شماها همگی دارید چیکار میکنید؟

...شش،شش

...ش،ششش

که اینطور. پس کشیش داره یه چیزی رو قایم میکنه؟

!ما باید حقیقت رو آشکار کنیم

!حتی اگه سایه یه زن دیگه اطراف لورن باشه،باید تنبیه بشه

عصبانی شدن

!رفت توی مغازه

چرا باید بره مغازه لباس فروشی؟

و ما قراره چطوره بفهمیم اون تو چه اتفاقی داره میفته وقتی بیرونیم؟

چرا از من میپرسی؟

فکر کنم جنابعالی پیشنهاد دادن تعقیبش کنیم؟

ببخشید،شما دوتا؟

.ظاهرا بانوی روحانی گم شدند

گ-گم شدند؟

.این بده

بعلاوه اینکه بدون اجازه آوردیمش بیرون،حالا هم گمش کردیم؟

.باید قبل از اینکه لورن بو ببره،پیداش کنیم

...چی؟شما دوتا

اینجا چیکار میکنید؟

قبل از اینکه بفهم چی شد،اون سه تا رفتند

.معلوم نیست کجام

.نه،نه. من بیشتر ازینا اینجا اومدم

...اگه از یکی راه رو بپرسم

!اوه،بانوی روحانی

چرا تنها اینجایید؟

.دارم میبینم اوضاع مردم روستا روبه راهه یا نه

.اینه بانوی ورحانی ما،همیشه درحال حفاظت از روستا

.خب پس،اگه ببخشید من رفع زحمت کنم

!راحت جوابشو دادم

...لورن

.اوه

شما بانوی روحانی هستید،،درسته؟

چی شده؟

!تو پسر خانوم لباس فروشی

گم شدی؟

...چرا همچین فکر میکنی

.از قیافت معلومه

.کجا میخواستی بری؟بگو من راهو نشونت میدم

...خب

.دقیقا مطمئن نیستم قرار بود کجا برم

.هیچ کس تاحالا اینجوری نگام نکرده

خب،ببرمتون به کلیسا؟

نه،من داشتم لورن رو تعقیب---،یعنی دنبال میکردم

،همراه لورن بودم ،که ازش جدا شدم

.در نتیجه نمیدونم کجا میخواست بره

چی؟

.اگه دنبال کشیش لورن میگردید،مغازه ماست

چی؟

معلم خصوصی؟

.برای زمان کوتاهیه ،دارم به اریک درس میدم

.پسر صاحب اینجا

.فکرشم نمیکردم بانوی روحانی منو تعقیب کنه

.اینم یه خطایی بوده که ازش سر زده

!ن-نگران نباش! همین حالا میرم پیداش میکنم

ربکا،اریک کجاست؟

.هنوز کار ارسال رو تموم نکرده

،خب،هروقت برگشت

.لطفا بهش بگو یکم منتظر بمونه

!من میرم دنبال بانوی روحانی بگردم

!ماهم،میایم

.هازالیتا،آبل شمادوتا خوب روستا رو نمیشناسید،پس همینجا بمونید

.راست میگه

!خانوم مل

.اگه ممکنه میشه شما کمک کنید

!به شرطی اینکه بیای دوباره فالتو بگیرم

!شوخی کردم

!قول میدم حتما

!بیاید تقسیم بشیم و دنبالش بگردیم

.معمولا خیلی خوشش نمیاد فالشو بگیرن

.گاهی وقتا بهم کمک میکنه درس بخونم

.گرچه،این دفعه برای یه مدت کوتاهیه

!ک-که اینطور،پس قضیه این بوده

.من باید برای خانوادم کار کنم،درنتیجه مدرسه نمیرم

...وقتی لورن اینو دید

.تصمیم گرفت بهم کمک کنه

،چیزایی مثل حساب کتاب کردن

...تاریخ کشورها،مهارتهای زبانی

.پس امکانش هست که من از لورن بخوام به منم درس بده

چی؟

.منم هیچ وقت مدرسه نرفتم،گفتم شاید بتونه به منم درس بده

چی؟حتی با اینکه بانوی روحانی هستی؟

هیچ مدل درسی یاد نگرفتی؟

بنظر میرسه یاد گرفته باشم؟

.نه،نه راستش

!عجب تعریف تاثیرگذاری

.خب،اینجوریام نیست که هربانوی روحانی تحصیل کرده باشه

.تعداد زیادی بانوی روحانی هستند،که مثل من جاهای دورافتاده به دنیا اومدند

که اینجوریاس؟

.بله

.داشتم فکر میکردم،یکم قبل،گفتی داشتی کشیش لارنس رو تعقیب میکردی

شنیدی اینو،آره؟

چرا تعقیبش میکردی؟

...خب

،لورن بدون اینکه به من بگه هی میومد روستا

.و منم نمیتونستم بیخیال باشم

بهش اعتماد نداری؟

!اصلا اینجوری نیست! بهش اعتماد دارم

...فقط

.امیدوار بودم چیزی رو پنهان نکنه

.کشیش لارنس آدم خیلی صادق و راستگوییه

اگه باهم دیگه زندگی میکنید،باید بهتر از هرکس دیگه ای بشناسیش،نه؟

!بله

خوب لورن رو میشناسی،نه؟

!بله کاملا !خیلی آدم صادقیه

،وقتی یجایی خراب کاری کنه

حتی اگه تنها هم باشه،هی عذرخواهی میکنه،نه؟

!همینطوره

.ما اینجاییم

.ممنونم. خیلی کمکم کردی

.کاری نکردم

.وقتی داشتم از سرکار برگشتم دیدمت همین

!لورن؟

.کشیش

.بانوی روحانی،خیلی خوشحالم

اریک تورو آورد اینجا؟

.ممنونم

.قابلی نداشت

.کشیش،از قیافتون معلومه،کل روستا رو گشتید

!سسیلیا

!خیلی خوشحالم سالمی

هازالیتا؟

...خیلی متاسفم! صبر کن ببینم

چرا اینجوری لباس پوشیدی؟

،من فکر کردم تا داره صبر میکنه واسه اینکه حوصلش سر نره

.لباسا مختلفی رو امتحان کنه

.اینم درس اخلاقی امروز

.خب،اجازه بدید رسما همه رو معرفی کنم

.ایشون اریک پسر صاحب مغازه اینجاست

.من اریکم

.منو زیاد خونشون دعوت کردند

و وقتی بحث اینکه معلم خصوصی هستم رو با بانوی روحانی مطرح کردم

.منظورم اریک بود

چی؟

چی؟

!م-من اصلا چیزی در این رابطه نشنیدم

!مطمئنم که بهت گفتم ...یادته،اون روز که

،من میخوام به یکی توی خونه درس بدم

.درنتیجه یکم دیرتر میام

.باشه

.من خواب بیدار بودم

واقعا؟

!خ-خیلی متاسفم

.خب،خیلی خوبه که حداقل یه سوتفاهم بود

.بریم،آبل. ما دیگه باید بریم

.بله،خانوم

.کشیش

.یکم دیر شده . حتما خسته اید

.میتونیم درس امروز رو بعدا بخونیم

مطمئنی؟

...من از همون اول کار میدونستم،این حجم کاری زیاده

.خب،پس اینم درس امروز

.یه نگاه بهش بنداز برای دفعه بعد

.حتما

.میرم میذارمش توی اتاقم

،من فکر کردم اون مثل یه آدم بالغ کوچکه

.ولی وقتی اینجوری میبینمش،به اندازه سنش رفتار میکنه

تو هنوز اینجایی؟

.اریک عادت نداره با مردم خوش وبش کنه

،درنتیجه با مردم سرد برخورد میکنه

.ولی خیلی خوش قلبه

همه راهو رو راهنمایی کرد،نه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left