The Killing

The Killing (Forbrydelsen)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Killing AKA Forbrydelsen (2007) - S01E12 (1080p BluRay x265 Silence)
A Commentary by emad_se7en
۱۴۰۰/۰۹/۰۸ @emad_se7en : کانال تلگرام

Tags

BluRay
1080
x265
Published on: 2021-11-29
Downloads: 59
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ آنچه گذشت

‫ظاهرا نانا بیرک لارسن کلید اینجا رو داشته

‫تکنسین‌ها چندین اثر انگشت از نانا پیدا کردن ‫احتمالا وقتی روی میز شیشه‌ای افتاده، زخمی شده

‫روی رادیاتور موی بلوند هست، ‫سرش به اونجا کوبیده شده

‫اینجا، جاییه که بهش تجاوز شده

‫تا 24 ساعت دیگه، آخرین جلسه‌ی شورا برگزار میشه ‫باید قبل از اون جلسه، ائتلاف رو قطعی کرده باشیم

‫-پلیس بود، می‌خوان با تو صحبت کنن ‫- چی شده؟

‫شبیه یکی از ماشین‌های کمپین ماست

‫- می‌تونی حدس بزنی کی پشت فرمون بوده؟ ‫- تکنسین‌های ما وضوح تصویر رو بالاتر بردن

‫حزب ما یه واحد توی خیابون کانگزگید داره

‫رفتم اونجا

‫ماشینی که سوارش بودی، همون ماشینیه ‫ که نانا بیرک لارسن توش پیدا شده

‫- این حرفا یعنی چی؟ ‫- لِنارت بریکس، رئیس این اداره پلیس

‫اگه درست ازش سوال می‌کردین، ‫می‌فهمیدین که اون یه شاهد داره

‫اون، یکم بعد از ساعت 11 از آپارتمان ‫ اومده بیرون و رفته خونه‌ی ریه اسکوگارد

‫روز بعد اونا توی مرکز همایش اسکادزبورگ بودن ‫و کل روز جلسه داشتن

‫چطور ممکنه دختره کلید داشته؟

‫کلید مثل همیشه توی کِشوئه

‫همیشه که اونجا نبوده، ‫دختره یه کپی ازش داشته

‫کلی آدم اون آپارتمان رو قرض گرفتن، ‫من از کجا می‌فهمیدم یه نفر کپی کرده

‫بس کنین! خدا لعنتتون کنه!

‫به هر حال، توی آپارتمان ما به دختره تعرض شده

‫- پرنیله رو ندیدی؟ ‫- کِی آزاد شدی؟

همین الآن

‫می‌دونستی یه مشکلی هست ‫و به من هیچی نگفتی

‫می‌دونستی توی دردسر افتاده، ‫ولی به من نگفتی. چرا؟

‫هر کاری می‌کنم تا بمونی

‫نرو

‫مارک؟ ‫مامان؟

‫مارک امروز با پدرش صحبت کرد

‫داره میاد کپنهاگ و می‌خواد مارک رو ببینه

‫صبح همگی بخیر ‫پلیس به کمک ما نیاز داره

‫می‌خوان با همه‌ی آدم‌های اینجا صحبت کنن

‫درباره‌ی چی؟

‫بازجویی‌های کارکنان شهرداری رو مرور کردم

‫اولاو کریستنسن...

‫یه کلوب شبانه‌اس فقط برای اعضای ویژه

‫ فهمیدی با یکی قرار می‌ذاره؟

‫اسمش رو به من نمی‌گفت ‫همیشه فاوست صداش می‌کرد

‫دارن می‌پرسن کسی به اسم ‫فاوست توی اداره هست یا نه

‫-مطمئنی گفتن فاوست؟ ‫-کسی به اسم فاوست می‌شناسی؟ ‫-نه

‫یه سایت فوق‌العاده خصوصی ‫ برای اعضای کلوبه

‫همه از اسم مستعار استفاده می‌کنن مثل فاوست

‫توی آپریل، فاوست به یه اکانت ‫به اسم ن.ب.ل پیام داده

نانا بیرک لارسن

‫ بقیه‌ی خانم‌‌هایی که ‫باهاشون قرار گذاشته چی؟

‫مامان! نگاه کن!

‫-نیتی سیانفلد؟ ‫-بله

‫- توی سایت دوست‌یابی اکانت ساختی؟ ‫- من قصد خیانت کردن نداشتم

‫- ولی چندین بار باهاش ملاقات کردی ‫- چرا می‌خواین اسمش رو بدونین؟

‫فقط بهمون بگو کیه

‫به آخرین جلسه‌ی قبل از انتخابات خوش آمدید

‫توئلز هارتمن، ‫یه نفر می‌خواد باهات صحبت کنه

‫از پلیس جنایی هستن

‫یا خودت میای یا دستگیرت می‌کنیم

‫حق گرفتن وکیل رو داری ‫و اگه نظر منو می‌خوای، همین الآن بهش زنگ بزن

‫ قتل : THE KILLING

‫ «ترجمه از Emad_Se7en» ‫ Telegram Channel: @Emad_Se7en

‫ تریلری از : سورن سویستروپ

‫-شما چه غلطی دارین می‌کنین؟ ‫-با وکیلت تماس بگیر

‫-من می‌خوام با مافوقت حرف بزنم ‫ -رفته. امروز دیگه نمیاد

‫هر شکایتی داشتی فردا بهش بگو

‫- باید ازت بازجویی بشه ‫- بازجویی؟ ‫

-آره ‫ - این کارا واسه چیه؟

‫مدارک جدیدی پیدا شده ‫ازت بازجویی می‌شه و ممکنه متهم شناخته بشی

‫متهم؟ برای چی؟ ‫قتل؟

‫یه شاهد پیدا شده

‫بیشتر از این، چیزی نمی‌تونم بگم

‫متوجهی الآن چه کار کردی؟

‫پنجشنبه 13 نوامبر ‫21:30

‫- تا فهمیدم خودم رو رسوندم ‫- باهاشون صحبت کردی؟

‫ یه خلاصه‌ای بهم گفتن

‫-می‌خوام از اینجا برم بیرون ‫-اول باید بازجویی بشی

‫مجبورم به حرفشون گوش کنم؟

‫به نظر جدی‌تر از اون چیزیه که فکر می‌کردم

‫اونا ایمیل‌هایی دارن که ممکنه به تو ختم بشه

‫ایمیل‌های من چه ربطی به اونا داره؟

‫نیتی سیانفلد ادعا کرده توی سایت دوست‌یابی ‫با تو آشنا شده و رابطه‌ی جنسی داشته

‫اون، تو رو به عنوان فرد ‫صاحب اکانت شناسایی کرده

‫همون مردی که با نانا بیرک لارسن رابطه داشته

‫جوابت چیه؟

‫من هر چی می‌دونستم رو بهشون گفتم

‫مجبور نیستم حرفی بزنم

‫الآن باید کاری کنیم که کمترین خسارت رو ببینیم

‫- ادله‌ی محکمی دارن - ادله‌ی محکم؟

‫پرونده‌شون کامله

‫الآن مهم اینه که تو داستان رو ‫ از نقطه نظر خودت تعریف کنی

‫براشون مهم نیست

‫این سومین باریه که می‌خوان بندازنش گردن من ‫ با اینکه شاهد دارم جای دیگه‌ای بودم

‫در مورد اقدامات قانونی با ریه اسکوگارد صحبت کردم

‫روششون قابل چشم‌پوشی نیست

‫ولی اول باید باهاشون صحبت کنی

‫با خودشون چی فکر کردن؟ ‫قراره کل شب اینجا منتظر بمونیم؟

‫-بیا بریم داخل ‫-باشه

‫نه، من نمی‌تونم حرفی بزنم ‫باید قطع کنم

‫فکر کردیم کار درست همینه که انجام دادیم

‫اینکه بدون اجازه‌ی من، هارتمن رو از ‫وسط جلسه‌ی شورای شهر بکشین بیرون؟

‫ما یه سرنخ رو دنبال کردیم ‫متهم رو باید برای بازجویی بیارم. کار ما همینه

‫-چرا نتونستین صبر کنین؟ ‫-مطمئن شدیم که هارتمن همون فاوسته

‫اون بوده که پشت فرمون بوده

‫مگه اینکه تصمیم بگیره، ‫ دیگه به شاهدش استناد نکنه

‫و وکلاش از حق سکوت متهم صرف نظر کنن

‫احسنت به شما!

‫ما آماده‌ایم. توئلز هارتمن موافقت کرد ‫مورد بازجویی قرار بگیره

‫همسرم دو سال پیش فوت کرد

‫خیلی زود از دنیا رفت

‫تا یه مدت من با کسی قرار نمی‌ذاشتم

‫یه روز از یه کلوب شبانه‌ی تازه‌تاسیس، ‫ تبلیغی به دستم رسید

‫که توش در مورد سایت دوست‌یابی نوشته بود ‫من هم یه اکانت ساختم

‫اسم اکانتت چی بود؟

‫فاوست

‫چرا فاوست رو انتخاب کردی؟

‫به خاطر یه کتاب که روی میزم بود

‫از طریق اون سایت، با چندتا خانم قرار گذاشتی؟

‫این ربطی به پرونده نداره

‫بیش‌تر از 10تا، کم‌تر از 20تا ‫چیزی نیست که بهش افتخار کنم

‫تو شخص معروفی هستی ‫کجا باهاشون قرار می‌ذاشتی؟

فقط یک بار توی ملأ عام باهاشون قرار می‌ذاشتم. اکثرا این طوری بود

‫راننده‌ام می‌رفت دنبالشون

‫- کجا همدیگه رو ملاقات می‌کردین؟ ‫- اکثرا توی آپارتمان حزب

‫میشه در این مورد بیشتر توضیح بدی؟

‫- اینکه اونجا چه اتفاقی میفتاد؟ ‫- آره

‫-به شما هیچ ربطی نداره ‫- چرا. ربط داره

‫نانا بیرک لارسن اونجا مورد آزار و تجاوز قرار گرفت

‫بهتون گفتم که من اون رو هیچوقت ندیده بودم

‫بذار یکم کمکت کنم حافظه‌ات رو به دست بیاری

‫اینا متن ایمیل‌هاییه که بین شما رد و بدل شده

‫یه نگاهی بهشون بنداز

‫آپریل، اولین باری بود که به اکانتش پیام دادی

‫پیام‌های متقابلتون، تا چند هفته ‫قبل از مرگش ادامه داشت

‫من اینا رو ننوشتم

‫از 6 ماه قبل از این تاریخ، دیگه از سایت استفاده‌ای نکرده بودم

‫اون موقع با دوست دخترم آشنا شدم، ریه اسکوگارد

‫واسه همین، اون کارا رو گذاشتم کنار

‫-داری می‌گی هیچکدوم از اینا رو تو ننوشتی؟ ‫- همینطوره

‫هر کسی ممکنه ایمیلش رو هک کرده باشه

‫- فقط به یه رمز عبور نیاز داشته ‫- و دسترسی به آپارتمان و کلیدهای ماشین

‫اعتراف می‌کنم اون اکانت رو من ساختم

‫ولی نمی‌دونم کی اینا رو نوشته، ‫یا چجوری رفتن توی آپارتمان

‫مشخصه که یه نفر از رمز عبور من استفاده کرده ‫ و خودش رو به جای من جا زده

‫موکل من یه شاهد داره

‫اون پیش ریه اسکوگارد بوده

‫و به همین علت نمی‌تونه متهم شناخته بشه

‫احتمال اینکه یه نفر از حساب سایت دوست‌یابیش ‫ سوءاستفاده کرده باشه، چقدره؟

‫تقریبا صفر ‫تو باید رمز رو داشته باشی

‫و کامپیوتری که ازش برای ورود به سایت استفاده شده، همونیه که توی آپارتمان بوده

‫- تو چی فکر می‌کنی؟ ‫- فعلا بیشتر از این نمی‌تونیم چیزی ازش گیر بیاریم

‫یه حکم قضایی می‌خوایم برای بررسی سوابق موبایلش

‫و می‌ریم آپارتمان تا صحنه رو بازسازی کنیم

‫به محض اینکه چیزی فهمیدین به من خبر بدین

‫و قبل از اینکه با من هماهنگ کنین، ‫ هیچ کاری انجام ندین

‫- فقط من با خبرگزاری‌ها صحبت می‌کنم ‫- موافقم

‫بذارین بره

‫باید با ریه اسکوگارد صحبت کنیم ‫و آدم‌های مرکز همایش

‫کی تایید کرده بود که اون دوتا توی همایش بودن؟

‫پذیرش اونجا گفته بود، شنبه ساعت 9 صبح وارد شدن

‫یه اتاق گرفتن ‫و یه اتاق کنفرانس بزرگ هم رزرو کرده بودن

‫- چجوری حساب کرده بودن؟ ‫- با کارت بانکی اسکوگارد

‫به جز اسکوگارد، دیگه کی هارتمن رو دیده؟

‫یه نفر رو می‌فرستم این رو بررسی کنه ‫باید به بیرک لارسن زنگ بزنیم قبل از اینکه اینا رو از اخبار بشنون

‫سلام مامان، بعدا بهت زنگ می‌زنم.

- یکم دیر میام - جدا؟!

‫درباره‌ی سوئد و بنگت چیزی به مارک نگو.

‫-خودم بعدا بهش می‌گم ‫- باشه. پدرش اومده خونه

‫کاستِن؟

‫اگه می‌خوای ببینیش، بهتره عجله کنی

‫- هیچگونه تجربه‌ی قبلی نداشتین؟ ‫- نه

‫هیچکدومتون تا حالا سابقه‌ی مراجعه به ‫ مشاوره یا روانپزشک رو نداشتین؟

‫بچه‌دار شدن، پیوند بسیار مستحکمی ‫ رو بین پدر و مادر برقرار می‌کنه

‫به همین خاطر، از دست دادن یک فرزند، ‫عواقب سنگینی برای این رابطه داره

‫در حال حاضر من نگران رابطه‌مون نیستم

‫پس نگران چی هستی؟

‫شما برای حل شدن پرونده، ‫ کاری از دستتون برنمیاد

‫شما همدیگه رو دارین ‫و بچه‌هاتون رو دارین

‫من صلاح بچه‌هام رو می‌دونم

‫این بروشور کمک می‌کنه متوجه بشین، ‫مشاوره چه نوع کمکی می‌کنه

حتما توی گروه‌های مشاوره‌ی سوگ شرکت کنید

‫صحبت کردن با دیگران می‌تونه مفید باشه...

‫ممنون بابت پیشنهادتون، ‫ولی ما مشکلات دیگه‌ای داریم...

‫پیشنهاد نبود

‫بعد از حادثه‌ای که با اون معلم پیش اومد، ‫پلیس و خدمات اجتماعی، این دستور رو دادن

‫گفت که گروه مشاوره فردا یه جلسه دارن

‫پلیس چی گفت؟

‫خواست بهمون هشدار بده که روزنامه‌ها ‫درباره‌ی اون سیاستمدار مطالبی رو می‌نویسن

‫- نگفتن چه مدرکی علیهش دارن؟ ‫- نه

‫بیشتر از این چیزی بهت نمی‌گن

‫سارا لوند هستم ‫ببخشید که در حال حاضر...

‫... که منجر به وقفه در جلسه‌ی ‫ شورای شهر کپنهاگ شد

‫کاندیدای انتخابات شهرداری ،توئلز هارتمن، ‫ برای بازجویی به اداره‌ی پلیس برده شد

‫مامان... مامان، خوابم نمی‌بره

‫مدارک جدیدی در رابطه با ‫ پرونده‌ی قتل نانا بیرک لارسن،

‫ در آپارتمان حزب هارتمن پیدا شده

‫دو هفته‌ی پیش جسد نانا بیرک لارسن ‫در یکی از ماشین‌های کمپین هارتمن پیدا شده بود

‫توی اداره‌ی پلیس چی شد؟

‫وکیل پدرم با مانوسون در تماسه و ‫آخرین جزئیات رو از پلیس می‌گیره

‫کی ممکنه از آپارتمان استفاده کرده باشه؟

‫فقط کارمندهای مورد اعتمادمون

‫-اون یارو چی؟... اولاو؟ حتما خودشه ‫- پلیس ازش بازجویی کرده

‫به خبرگزاری‌ها چی بگیم؟

‫اون یارو رمز اکانت دوست‌یابی من رو ‫می‌دونسته و از کامپیوتر آپارتمان استفاده کرده

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left