The first 200 lines.
این پوله
این باید کافی باشه
تو میتونی بری خارجو یه بیزینسو شروع کنی
یا هر کاریو که دلت میخواد انجام بدی
چرا ازش برای اینکه دوباره صورتتو برگردونی استفاده نمیکنی؟
تو میتونی دوباره جونگ رونا بشی
تو روبی نیستی
تو هیچوقت جونگ رونا همو نبودی
تو یه هیولایی یه هیولایی که جراحی پلاستیک کرده
این چیزیه که اونا این روزا میگن مگه نه؟
گوش کن
تو جونگ روبی هستی جونگ روبی
گوش کن جونگ روبی
قسمت 16
چیکار میکنی؟؟
روبی
من میخواستم بهت زنگ بزنم
تو دوستامو میشناسی؟؟
چطوری باید بشناسم؟
تو یه نقشه یا
یه شماره تماس نداری؟
یا حتی یه خاطره
نه
تو خیلی بدجنس بودی
نبایدم یه دوست داشته باشی
اینو بپوش ما میریم بیرون
راحت نیستی؟
اره
باورم نمیشه که من همچین چیزیو میپوشیدم
باور کن تو یه همچین دختری بودی
چه جور دختری؟
به نظر نمیرسه
که من یه خواهر خوب بودم؟
من چه جور دختری بودم؟
کنجکاوم که بدونم چجور ادمی بودم
من کار بدی در حقت کردم؟
اره کردی
تو بیست هزار تا بدهی تو کارت اعتباریت داشتی
منو مامان همه ی اون پولو برگردوندیم
تو تو مدرسه هم یه دردسر ساز بودی
تو خونه هم همینطور
تو فکر میکردی که با صورت زیبات
میتونی زندگیتو بگردونی
تو همیشه فکر میکردی که چجوری
همه کارو انجام بدی
ولی هیچ کاری نمیکری
واسه همینم تنها بودی
تو همیشه میخواستی یه مجری موفق تو تلوزیون بشی
ولی همه ی چیزی که بدست اوردی یه شخل کوچیک
تو یه شبکه تبلیغاتی بود
راجع به شخصیتت؟؟
البته که وحشتناک بود
تو به سرعت شخصیت خودتو خورد می کردی
.و مردا رو گول میزدی که سرکیسه شون کنی
جونگ رونا
تو اینطوری بودی
چیز دیگه ای هم هست که بخوای بدونی؟؟
امکان نداره
نو منو باور نداری؟
سخته که باور کنم
باور کن
تو واقعا ادم پست فطرتی بودی باور کن
تو واقعا پست فطرت بودی
میدونی
چرا تو کما نموندی؟؟
چرا تو تصادف نمردی؟
اگه اینطوری میشد من اینقدر استرس نداشتم
تو این دردی که الان دارم نبودم
تو واقعا منو به دیوونگی رسوندی
تو منو دیوونه کردی
دلم میخواد گورتو گم کنی
ترجیح میدادم که تو بمیری
روبی
روبی روبی
روبی
من اینقدر بد بودم؟
من متاسفم که به خاطر من...
نه نه
من از حرفام منظوری نداشتنم
تو واقعا دختر خوبی بودی
من یکم دیوونه شدم
متاسفم
به مادر نگو باشه؟
به کسی نگو که من چیزی بهت گفتم
فهمیدی؟
بهم قول بده
روبی
منو ببخش
من قاطی کردم
متاسفم
منو ببخش
من نمیدونستم که اون نجات پیدا کرده
من فکر میکردم اون مرده
اگه من میدونستم اون زندست
هرگز کاری و که کردمو انجام نمیدادم اگه میدونستم اون زندست
هرگز اون کارو نمیکردم
برام خیلی سخت بود که به صورتش نگاه کنم
من متاسفم ولی عصبانی بودم
راستش
اگه کسی تو کفش من
میتونست همچین کاریو بکنه
اگه روبی میتونه این کارو بکنه
چرا من نکنم
اون تقصیر من نبود
من نمیتونستم کمکی بکنم
این فقط یک بازی سرنوشت بود.
جونگ روبی چه سوپرایزی
تو هیچوقت به من زنگ نمیزدی
حالا چه اتفاقی افتاده؟
تو تو زاپن بودی
اره من یه قرار داد یک ساله
با یه ازانس تبلیغاتی امضا کردم
من یه مدل وسایل خونگی شدم
این روزا اونا همه چیز رو کره ای دوست دارن
من درباره تو و رونا شنیدم
ولی تو هیچوقت نمیتونی بگی عمل کردی
چ.ن هیچ حجای زخمی نداری
فکر کنم دماغت زیادی سربالا شده
هی
منم تو زاپن عمل کردم
ولی خیلی خوب پیش نرفت
من باید دوباره انجامش بدم
بهترین عملا تو کره انجام میشه
من چقدر احمقم
تو میدونی من همیشه پرحرف بودم
راستی رونا کجاست
چرا اونو دعوت نکردی؟
من میخواستم ببینمش
اون هنوزم همون رونای قدیمه مگه نه
اون روزا
که خیلی بچه بودیم
نتها کاری که میکردیک رفتن به کلوب
نوشیدن و رقصیدنو تور کردن پسرا بود
او
یادت میاد چجوری من
تو اون سفر دریایی افتادم؟
اون فقط یه وزش باد بود
صبر کن تو هم مشروب میخوری؟
خیلی عجیبه
چیه؟ جونگ روبی اجازه
نداره مشروب بخوره؟
تو وقتی مشروب میخوری خیلی شبیه
جونگ رونا میشی
درسته شما دوقلو هستین
خفه شو و مشروبتو بخور
روبی
من بهت زنگ زدم چون
به یه یار واسه مشروب خوردن نیاز داشتم
خفه شو بعد میتونیم مشروب بخوریم
فهمیدی؟
مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد
اون کجا میتونه باشه
رونا
چی میخونی
یکی از کتابای روبی
واقعا!! یکی از کتابای روبی؟؟
تو واقعا عوض شدی
تنها کتابیو که قبلنا میخوندی
کنابای کمیک بودن
الو؟
اوه سلام گیومین
چی؟روبی؟
بله اون هنوز نیومده خونه
واسه همینم فکر کردم شاید اونجا باشه
اوه اره اون الان از اینجا رفت
اینطوریه
پس اون به زودی میاد خونه
باشه شب بخیر
چی شده؟
گیومین بود
گفت که روبی هنوز نیومده خونه
اون ازم پرسید که اون اینجاست یا نه
اون هنز نرفته خونه؟
اوه خدای من این موقع شب
اون چه فکری میکنه؟
اون به خونواده شوهرش زندگی میکنه
واسه همینم دروغ گفتی
که اون اینجاست؟
باید چیکار میکردم؟
متعجبم که چرا این اتفاق افتاد اون هیچوقت اینطوری نبود
ممنونم
ممنونم
او خدای من
خانم
اوه درسته
تو عروس گیون سوکی؟
منو یادت نمیاد؟
ما همدیگه رو تو عروسی دیدیم
من دوست خونوادگی یون سوکم
منو گیون سوک
مثه دوتا خواهریم منو گیون سوک
مثل خواهریم
اون الان خونست درسته؟
اگه تو میری تو
منم باهات میام
یه لحظه
اوه مادر
درسته خیلی دیره من با یکی از دوستام بودم
نگران نباش
او خدا رو شکر
No comments yet. Be the first to leave one.