Release info

Empire of Gold E20 KOR 2013
A Commentary by Rahpooyan
Translated By KoreanForum

Tags

other
Published on: 2014-02-10
Downloads: 18
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

" امپـراطـوریِ طـلا "

قسـمتِ بیـستم

تیم خدمات نظارت مالی و راهبردی و کمیته ی امور مالی امروز صبح در جلسه ای رو به روی هم شرکت کردند

و برای فروش بانک دائه-هان که باعثِ بی ثباتی . در روش های بانکداری شده است ، به توافق رسیدند

تا به این زمان ، سازمان هایی که مشتاق به خرید این بانک هستند

بانک "اس چایلد " منهتن در ایالت متحده ی آمریکا . و " اقیانوس ویلنگتون" در نویوزلد اعلام شده اند

. به نظر میرسه خریدِ بانک دائه-هان همون برنامه ی تائه جو بوده

بانک دائه-هان صاحبِ چند درصد از سهام سیمانِ سونگ-جینه ؟

. حدود 17 درصد

اگه اون حق رای مشترکی که با چویی سئو یون دارمُ کنسل کنم

با اون سهامی که خودم دارم و یه مقداری که دونگ هه بهم داده

...در کنار اون سهامی که با خرید بانک دائه-هان گیرم میاد

. اون موقع جانگ تائه جو بزرگ ترین سهام داره سیمان سونگ-جین میشه

...مدیر کل گروه سونگ-جین- . من مدیر کل میشم-

شرکت سهام خصوصی "اقیانوس" سرمایه گذاری خواهد کرد

جانگ تائه جو تیم خدمات نظارت مالی و راهبردی و کمیته ی امور مالی . رو برای اینکار متقاعد میکنه

...و اگه اقیانوس پایتخت بانک دائه-هان رو تصاحب کنه

می تونن بانک رو به نیوزلند منتقل کنند

. و 17% از سهام سیمان سازی سونگ-جین ماله ما خواهد شد

. برای بازگشت به گروه آماده بشید .:::متعلق"OPUS-SUB" کليه حقوق مادي و معنوي آثار ترجمه شده تيم :::. .:::به سايت "کره فروم" ميباشد انتشار فايل ترجمه بدون:::. .:::تگ هاي اختصاصي مجاز نميباشد:::.

...آخرین مبارزه بین من و جانگ تائه جو .:::متعلق"OPUS-SUB" کليه حقوق مادي و معنوي آثار ترجمه شده تيم :::. .:::به سايت "کره فروم" ميباشد انتشار فايل ترجمه بدون:::. .:::تگ هاي اختصاصي مجاز نميباشد:::.

. بالاخره شروع شد

. ما می تونیم جلوی فروش بین امللی بانک دائه-هان رو بگیریم

من رسانه ها رو از نتایخ زیان آور انتقال سرمایه . به کشور های خارجی ، مطلع میکنم

ما این ایده رو بین مردم ایجاد می کنیم که ...با این کار سرمایه ی ملی از دست میره

. نه ، فواید فروش بانک رو بین مردم تبلیغ کنید

. خانم

صنعت مالی توسعه نیافته باید . در رقابت با استانداردهای جهانی مطرح بشه

.این جنگیه که جانگ تائه جو شروعش کرده

. ولی من برنده خواهم شد

. با بانک "اس چایلد" منهتن تماس بگیرید

. و بهشون قول مشارکت و حمایتی که می خوانُ بدید

اگه بانک "اس چایلد" بانک دائه-هان رو تصاحب کنه

. اونا باید سهام سیمان سازی سونگ-جینُ به ما تحویل بدن . بهشون بگید این شرطِ ماست

. بله ، خانم

بانک دائه-هان به کشور انتقال پیدا میکنه ...اما سوال اینه

، بین جانگ تائه جو و من کی صاحبِ اون سهام ها میشه ؟

. هر کسی که اون سهام ها رو ماله خوش کنه ، مدیر کل سونگ-جین خواهد شد

به نظر میرسه مدیر جانگ تائه جو ، از قبل . خیلی خودشُ آماده کرده

...علارقم تمام آماده سازی ها

. اون جونگ ، خسته به نظر می رسی

. بعد از ظهر برات ذغال اخته میارم فروشگاه که بخوری

جدا جدا برات بسته بندیش کردم تا بتونی ...به راحتی روزی سه بار ازش بخوری

. جونگ یون ، تو باید مراقب برادر بزرگترت هم باشی

فروشگاه رو به راحتی میشه با یه انگشت هم اداره کرد

. من دارم هزار تا شرکت وابسته رو دست تنها اداره می کنم

از این مراقبت می کنم ، اونجا یه مشکلی هست . اونجا رو درست می کنم ، یکی دیگه مشکل داره

...من امروز باید برنامه ی توسعه ی بلند مدتِ گروه رو بررسی کنم

. حتی نمی دونم وقت دارم نهار بخورم یا نه

. راحت نهارتُ بخور ، ون جائه . نیازی نیست طرح ها رو بررسی کنی

. تو به زودی از جایگاه مدیریت کل میای پایین

کِی می خوای با بانک اس چایلد ملاقات کنی ؟

. امروز با نماینده های اقیانوس اطلس آسیایی شون قرار نهار دارم

فرصتِ من بحران تو بود

. و بحران تو فرصت من

. اما این بار ، این برای جفتمون یه فرصته

. این شانسیه که من برات درست کردم . حداقل باید ازم تشکر کنی

. بانک دائه-هان صاحبِ 17٪ از سهام سیمان سازی سونگ-جینه

. این مرد و من روی این بانک مزایده کردیم

، اگه اقیانوسِ پایتخت ببره . اون جایگاه تو رو تصاحب میکنه

. واگه بانک اس چایلد منهتن ببره ، من جای تو مدیرکل میشم

. اون جونگ ، تو فروشگاه برای ون جائه یه دفتر درست کن

! هی هی ، سئو یون

ون جائه ، لطفاً قبل از برکناریت به قرض و قوله های . ماشین سازی رسیدگی کن

. هی هی ، این کشور از صنعت صادرات بود که پیشرفت کرد

. خب باشه ، پس همه چیزُ بفروش

باشه ، شرکتِ بفروش ، زمینُ بفروش ! حتی سازمان های دولتی رو هم بفروش

. اما بانک نباید فروخته بشه

! من جلوی اینکارُ می گیرم

. خودتُ بکش کنار . نمی خوام ببینم بهت آسیبی برسه

. این خواهر کوچولو تنها کسیه که نگران برادرشه

گفتی کِی با اقیانوس ژایتخت ملاقات میکنی ؟

. قرار شام دارم . امشب یه خرده دیر میام

. حتی اگه دلت برام تنگ شد ، یه خرده صبور باش

. چراغا رو خاموش کن و زودتر بگیر بخواب

. اوه درسته ، داشت یادم میرفت

. من بعد از ظهر قرار ملاقات دارم

. اون جونگ ، ذغال اخته ها رو دیرتر برات میارم

. خیلی دیر تر

، بین تائه جو و سئو یون بدون در نظر گرفتن اینکه کدومشون مدیر کل میشه

ما فقط باید به اون 170 میلیارد دلار بدهیِ . ماشین سازی رسیدگی کنیم

. من خودم مراقب تائه جو هستم

...جونگ یون ، تو کنار سئو یون بمون

دونگ هه ، از اینکه اینقدر سطحی و کم بین به نظر میرسم . خیلی احساس خجالت می کنم

. جونگ یون ، فقط بدون چی تو ذهنت میگذره

اگه بتونیم از شرِ اون 170 میلیارد بدهی خلاص شیم . می خوان یه صنعت ماشین سازی جدید راه بندازم

با ماشین های جدیدی که می خوام بسازم . می خوام اولی شو بدم به تو

. دونگ هه

جونگ یون ، از حالا به بعد تمام ماشین هایی که ماشین سازی سونگ-جین درست میکنه

. اولیشُ به عنوان هدیه به تو میدم

. پس منم ذغال اخته ها رو برای سئو یون می برم

من با تائه جو و دونگ هه ملاقات می کنم . و سعی می کنم متقاعدشون کنم

...اون جونگ ، جونگ یون و سئو یونُ پیدا کن و

. الونا دارن با همدیگه تو کتابخونه ذغال اخته می خورن

. فکر نمی کنم برای ما چیزی گذاشته باشن

. اون جونگ ، حالال که مدیر کل شدم می تونم ببینم

...من باید چیکار کنم ؟ چطوری باید اینکارُ بکنم

احساس می کنم تازه بعد از اینکه 50 سال از زندگیم گذشته . اولین قدممُ برداشتم

. دلم می خواد باز بتونم راه برم ...برو کتابخونه و بهشون بگو

ون جائه ، یه سری زمین به صورت شریکی تو منطقه های جونگی-دونگ . و هواگوک-دونگ هستن

. اونا رو با ارزش های تخمینی به فروشگاه بفروش

. اگه الان بفروشیمشون ، 2 برابر سود می کنیم

! اون جونگ

به عنوان هدایایی که فروشگاه به مشتری هاش اهدا می کنه

. یه قرارداده جدا و ویژه با فروشگاه به مدت 5 سال ببند

، من برگه های قراردادُ برات می فرستم ...پس تا وقتی که خودت اونجایی امضاشون کن

خیلی چیزا هست که من ! دلم می خواد انجامشون بدم ، اون جونگ

. تو نمی تونی هر کاری که دلت خواست انجام بدی

. هر کاری که می تونی بکن ، ون جائه

خوشحالم . نگران بودک که نکنه یهویی ....از جایگاه کناره گیری کنی

. پس بیا تمام چیزایی که داریمُ به فروشگاه های زنجیره ای مون منتقل کنیم

...ما وقت نداریم ، باید عجله کنیم

دخترم اون جونگ که قبلاً با خوشی توی سالن نشیمن این طرف و اون طرف می رفت

فقط به خاطر یه مرغ سوخاری ای که تو روز دریافت حقوقم براش خریده بودم

. من باعث شدم تو اینطوری بشی ، متاسفم

.من اون دفعه باید دستتُ می گرفتم و میاوردمت خونه

. بیا یه بار با هم بریم دوبی

یه خرده هوایی عوض کنیم ...و بانک دائه-هانُ به نیوزلند منتقل کنیم

اون آبجویی که اون روز کنار دریاچه ی هان ...به مناسبت گرفتنه سهام سیمان سازی نوشیدیم

بیا بازم از اون آبجو ها درحالی که در کنار بیابون هستیم . یه بار دیگه با هم بنوشیم ، رئیس چویی مین جائه

. چه دنیای جالبیه

. تو گفتی هرگز روزی نخواهد رسید که من دوباره لبخند بزنم

مگه کسی که تو آب افتاده و داره غرق میشه ، کسایی که از کنارش رد میشن و می خوان نجاتش بدنُ اول سبک سنگین میکنه و بعد انتخاب میکنه ؟

. اگه منُ نجات بدی ، کلی سود نصیبت میشه

. شنیدم در مقابل مدیر دفتر توسعه ی شهری ، سرتُ خم کردی

و هفته ی پیش هم برای معاون سابق وزیر ، یه مهمونی . به مناسبتِ چاپ و نشر کتابش ترتیب دادی

...برای 10 سالی که باید سرتُ جلوی این و اون خم کنی

اگه فقط یه بار دستِ منُ بگیری ، کاری می کنم دیگه از هرگونه تسلیمی . بی نیاز بشی

. بهش به عنوان یه هدیه از طرف دوست قدیمیت نگاه کن

ازم می خوای چیکار کنم ؟

، تیم خدمات نظارت مالی ....کمیته ی سرمایه و مال

. کسی که روی پای اونا حرکت کنه ع کنار من می ایسته

اما حتی گرفتن کارت ویزیتِ اون بالا دستی ها که . فقط کاغذ امضا می کنن هم سخته

. اونا دوست های پدر منن

. و کسایی هستن که چویی دونگ سونگ خودش بزرگشون کرد

، اگه سئو یون فقط یه تلفن کنه . براش تا کتابخونه می دوئن و میرن

. کمکم کن که دوستای قدیمیِ معاون رئیس سابق چویی دونگ جینُ به شام مهمون کنم

، اگه فقط بتونی میزُ برامون بچینی . من خودم بقیه ی کارا رو می کنم

. تائه جو

...برای 10 سال نه ، حتی اگه 20 سال هم بشه . من سرمُ خم می کنم

اگه بتونم ببینم تو سرتُ برای من خم میکنی

. دیگه اون سالها برام بی ارزش نمیشن و از دستم نرفتن

، اگه یه نقشه ای بکشی که از توانایی هات خارج باشن . اجراشون برات خسته کننده میشن

اگه بانک دائه-هان دست تو رو ول کنه ...سئو یون می بره و من می تونم ببینم

. تو سرتُ جلوی من خم می کنی

. فکر می کردم تو از خانواده ی مدیر کل چویی دونگ سونگ متنفر بودی

. مدیر کل چویی دونگ سونگ دیگه تو این دنیا نیست

. اما تو درست جلوی منی

. اول باید از شرِ چیزایی که جلو رومه خلاص شم

، بهت گفتم...تمام چیزایی که داری ...تمام چیزایی که به دست میاری

. ازت می گیرم

. کارپه دییم .... از زمان حال لذت ببر

. برای تو هیچ آینده ای وجود نخواهد داشت

. مقامات بالا همه طرف سئو یون هستن

. این یه رابطه ایه که بیش تر از 10 ساله بین اونا ساخته شده

هر چقدر هم تو براش آماده بشی

. یه چیزی هست که یه دهاتی هرگز موفق به تصاحبش نمیشه

. با توجه به شرایط ، بانک دائه-هان میرسه به اونا

...ما باید هر طوری شده رئیس چویی مین جائه رو متقاعد کنیم

...اگه چویی مین جائه به چویی سئو یون کمک کنه

. مدیر جو ، ما برنده خواهیم شد

. جانگ تائه جو هستم

...اگه فقط چیزی که دیروز بهتون گفته بودمُ گوش می کردید

. اگه من بخندم ، رئیس چویی مین جائه به گریه می افته

. برای فردا صبح با مشاوران گروه یه جلسه ی صبحانه ترتیب بدید

یه ضیافتِ مناسب برای مقاماتِ بالای

. تیم خدمات نظارت مالی و کمیته ی مالی و سرمایه ای ترتیب میدم

. همین طور با منشی ارشد کاخ آبی هم ملاقاتی خواهید داشت

من مدارک مربوط به اقیانوس پایتخت رو در مورد . سرمایه گذاری های سوداگرانه اش به گروه های شهروندان می فرستم

. اعتراضات گروهی هم قراره برگزار بشه

. مدیر پارک

. من همیشه به خاطر اون روز از مدیر کل بسیار سپاسگزار بودم

. اون فروشگاه های زنجیره ای ماله اون جونگه

. پدر

. اما حالا ، یه خرده از دستشون رنجیده ام

اگه دخترم براش مهم بود ، بهش اجازه میداد که زودتر . از ون جائه جدا بشه و اون خونه رو ترک کنه

....وقتی تمام این ماجرا ها تموم شد

. لطفاً فروشگاه ها رو پس بگیرید ، من کمکتون می کنم

. مدیر پارک

لطفاً بزارید دست دخترم رو بگیرم . و اونُ از اون خونه ببرم و از ون جائه جداش کنم

. من 40 ساله که به مدیر کل چویی دونگ سونگ و شما خدمت کردم

همشهری هام و دوستام ، چندین بار بهم پیشنهاد های کاری دادن

. اما من هرگز هیچکدومشونُ قبول نکردم

. این اولین باره که دارم ازتون درخواست می کنم ، خانم

رئیس بانک لی سه هیونگ و معاون رئیس مین هو جین

. مسئولیت فروش بانک دائه-هانُ به عهده دارن

. من با رئیس لی سه هیون تماس می گیرم

...برای معاون رئیس مین هو جین هم- . پروژه ی دوبی برات خیلی مهمه-

. نمی خواد نگرانِ ما باشی ، مین جائه

. رئیس لی سه هیون از هم محله ای ها و دوستای پدرمه

. خانواده هم بالاخره جزء دوستا حساب میشن

وقتی سهامِ بانک دائه-هان دستم بیاد

. تو حتی از الان هم از دفتر مدیریت کل گروه سونگ-جین دوتر میشی

اما اول ما باید جلوی تائه جو رو برای نزدیک شدن به . به دفتر مدیدرت کل بگیریم

. من از تائه جو خیلی چیزا گرفتم

. این دفعه بردم

. این دفعه دوباره من بردم

چرا سوارکار ها دارن دخالت می کنن ؟

تو خیلی از میز پذیرایی کاخ آبی غذا نصیبت شد ، درسته ؟

. از این به بعد می تونی برنج و لوبیای زندانُ بخوری

Empire of Gold (황금의 제국 / The Golden Empire / Hwanggeum eui Jegook) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Empire of Gold (황금의 제국 / The Golden Empire / Hwanggeum eui Jegook)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left