The first 200 lines.
قسمت 3
سو هيون کجاست ؟
بهتر نيست اول خوش آمد بگي ؟
خوش اومديد سو هيون کجاست ؟
مشغول کاره به زودي ميرسه
چيه؟
فقط يه نقاشي
خوش آمديد
اومدي ؟ بله؟
متاسفم اما فکر مي کنم شما دو تا مجبوريد بدون من بريد
چرا ؟
يه جلسه هست که حتما بايد برم
دستور فرمانده گروهه
بايد سريع برگردم شرکت
متاسفم
باشه
به هر حال داري نقاشي ها رو از دست ميدي
حس بدي داشتم فکر مي کردم دارم تو رو با خودم مي برم
مين گيل خيلي نقاشي دوست داره
البته ،مي خواستم نمايشگاه رو ببينم
اوه بله ،اينجاست
فکر کردم اگر توي دفترت آويزونش کنم قشنگ ميشه براي همين با خودم آوردمش
هوا ! تغيير مي کنه
فکر نمي کنم اين طوري آويزون کردن نقاشي ها ايده خوبي باشه
واقعا ؟
چرا خوب نميشه ؟
اون گفت که هوا بهتر ميشه
نگران نباش . دقيقا جلوي ميز سون هيون آويزون مي کنم
متشکرم
يه شام خوشمزه براش بخر
من ميرم
زياده روي نکنيد
ببخشيد
بعدا مي بينمت بله
بيا ما هم بريم
اگر فرمانده گروه ،خودش براي استقبال اين فرد به فرودگاه اومده
پس حتما بايد شخصيت مهمي باشه
پس سوء ظني که تو قسمت ورودي اتفاق افتاد چي؟
چيز مهمي نبود
يعني قرار نبوده با سنگ شيک ملاقات کنيم
پس به اين دليل تمام پرواز هاي وردي بين المللي بررسي مي کنيم
ما بايد ليست اسامي افرادي رو که وارد کشور ميشن ليست مظنونين اينترپل رو هم بگرديم
شانسي هست ؟
اگر از پاسپورت جعلي استفاده کنن فقط وقتمون رو تلف کرديم
بدون اطلاع از قسمت هاي ديگه نمي تونيم کارمون رو شروع کنيم
فرمانده تيم
بهتره انرژي مون رو روي مسائل ديگه هدر نديم
و فقط از گروه عنکبوت باز جويي کنيم
حالا شروع مي کنيم ،گوش به زنگ باشيد بريد سر پست هاتون
و مرتب موقعيت تون رو گزارش بديد
بله ،متوجه شديم
لي سو هيون
نمي توني فقط برمبناي يه سوء ظن عمل کني
با وجود تمام اين دلايل ما نمي تونيم اين کار رو بکنيم
برگشتي ؟
چون مال تو هست بازش نکردم
باعث افتخار منه که اين رو بهت بدم
چرا مال منه ؟
اين رو به ما داد که توي دفتر آويزونش کنيم اين طوري مي تونيم ببينيمش
احمق شدي ؟
يا اينکه وانمود مي کني ؟ نمي فهمي داري چه کار مي کني ؟
چي؟
تو يه احمقي
واقعا نمي فهمي ؟
جي وو تو رو دوست داره
مي دونم
نه به عنوان يه دوست ،به عنوان يه مرد دوستت داره
جي وو واقعا دنبال تو هست
پس صادقانه از خودت بپرس در اين مورد چه احساسي داري
من ميرم
اينهاست ؟
بله ،اين طور فکر مي کنم
پدر من دارم ميرم يه مسابقه است
باشه
بگيرش ،بگيرش
برو بگيرش
برنده شدم
خيلي خوب عمل کردي
خيلي خسته ام
پدر هم داره از خستگي ميميره
همه گلوم خشک شده ،آب هم تموم شده
مي دوني بازنده ها ليموناد مي خرن ؟
هنوز دست دومه
بر مي گردم باشه ؟
بهتر نيست اين دفعه به جاي ليموناد روي شام شرط ببنديم ؟
سو هيون ؟
اوه ،سو هيون
فکر مي کني تا چه مدت مي توين در اختفا زندگي کني ؟
يه مدت کوتاه گذشته
يه مدت کوتاه ؟
حس مي کنم زا آخرين باري که ديدمت فقط يه روز مي گذره
حالا که بعد از 13 سال برگشتي قصد داري چه کار کني ؟
اومدم اين لطفت رو که همسر و دختر عزيزم رو از من گرفتي رو جبران کنم
تو به خانواده ات مثل اموالت نگاه مي کردي
هي سون هم در کنار تو خوشبخت نبود
اري چطور ؟
گفتي دخترم کي بود ؟
اگر من همه زندگيم رو با دستاني آغشته به خون زندگي کردم
اما حداقل مي خواستم براي بچه ام پدر خوبي باشم
اما همه چيز رو خراب کردي
اگر همه چيز به روز اول برگرده
باز هم همون تصميم رو مي گيرم
شخصيتت عوض شده حالا ديگه حتي عصبي هم شدي ؟
حتي اگر الان بميرم به خاطر تصميمي که گرفتم افسوس نمي خورم
به غير از يک چيز
که نتونستم از هي سون تا آخرين لحظه حفاظت کنم
اين تنها چيزي هست که به خاطراتش ازت عذر خواهي مي کنم
هي سون فوت کرده
اون نتونست به کره برگرده
سرطان داشت
پدر
اونجا چه کار مي کني ؟
يه همکار بود
گفت که . بايد در مورد يه چيزي صحبت کنه
مي تونيم يه وقت ديگه . شام بخوريم ؟
يکي از دوستام زنگ زده
تو اين کار رو بکن
واقعا ؟
عصباني که نيستي ،مگه نه ؟
من حرفم رو تموم مي کنم و ميرم
پس تو به کارت ادامه بده
دفعه بعد يه جاي جالب برات شام مي خرم
قواک
متشکرم پدر
آخ
اون رو بده
برات درستش مي کنم
تو خيلي خوبي
وقتي جوون بودم اين کار رو زياد کردم
مادرم نمي تونست ميگوها رو پاک کنه براي همين من مجبور بودم بکنم
بيا اينجا
مزه اش خوبه ؟
بله
غذاهاي اينجا خيلي خوشمزه است
البته
تمام غذاهاي ما مستقيما از تايلند مياد
حتي ادويه اي که براي چاشني استفاده ميشه از تايلنده
براي همين مزه اش عاليه
بانو غذاهاي تايلندي رو مي شناسن
وقتي جوان بودم در بانکوک زندگي مي کردم
هوم ؟کجاي بانکوک ؟
من همه بانکوک رو مثل کف دستم مي شناسم
قربان
از غذاتون لذت ببريد
خيلي خوب مي خوريم
شما شبيه پدرم هستيد
پدرم هم دوست نداره در مورد تايلند صحبت کنه
ميگه دوست نداره اون زمان رو به خاطر بياره
اگر دقيق نگاه کنيد مي بينيد که شما هم اصلا در اين مورد صحبت نمي کني
چون همه اش مال گذشته است
پس الان چطور ؟
چي چطور ؟
سوء تفاهم پيش نياد ،قصد فضولي ندارم
اما حس مي کنم يه چيزي رو از من مخي مي کني
اين قدر مرموز بودم ؟
نمي دونستم
ديدي ؟دوباره داري حرف رو عوض مي کني
اون موقع که مي شناختمت فقط يه بچه 12 ساله بودي
در طول اين مدت طور زندگي کردي ؟
الان چطور آدمي شدي ؟
چيزهاي زيادي هست که براي دونستن اونها کنجکاوم اما تو تمام مدت فقط لبخند مي زني
جي وو
اصلا خوشم نمياد
حس مي کنم ديگه . تو رو نمي شناسم يا حداقل درکت نمي کنم
تو کنجکاو نيستي در مورد من چيزي بدوني ؟
احساسم رو مي خواي ؟
چه حسي بايد داشته باشم ؟
حق داري
تو واقعا دوست خوبي هستي
تو تنها دوست دختر مني
وقتي با تو هستم واقعا احساس راحتي مي کنم
اما صادقانه بگم چيزي بيشتر از اين نيست
حقيقت اينه که من وقت ندارم تا در مورد شخص ديگه اي احساس داشته باشم
متاسفم
بابت شام متشکرم
خيلي خسته ام ،زودتر ميرم
داري ميري ؟
اين موقع شب اينجا چه کار مي کني ؟
داشتم فهرست برنامه ها رو مرور مي کردم
حتما ارشدت قبلا مرورش کرده
داشتم يه بار ديگه مرور مي کردم که مطمئنن چيزي جا نمونده باشه
يه سري تازه کار پردردسر بودن
دو نفري رو که بايد انتخاب کنم ،پدرت لي دانگ جو و کنگ جونگ هو هست
من در مورد پدرم چيزي نمي دونم
اين ثابت مي کنه که اون چه کارمند فوق العاده اي بوده
حتي خانواده مون نمي دونن کارمون چيه
من کسي بودم که پدرت رو تايلند گذاشتم
من بايد بين پدرت و رئيس کنگ يکي رو انتخاب مي کردم و در آخر من دونگ جو رو انتخاب کردم ،اون کارمند خوبي بود
متوجه :شدم که اخلاق تو هم عاديه
ايل دو بله؟
حرکتي ديده ميشه ؟
همه چيز در اين قسمت آرومه
به کارت ادامه بده
فقط برگرد
فرمانده هيچ کس از ماشين خارج نشد
مشکوکه ،نبايد تعقيب شون کنيم ؟
با چه مدرکي ؟
تا وقتي که مهمون اونها ظاهر نشه بايد در همين موقعيت ها بمونيم
چيه؟
بريم
No comments yet. Be the first to leave one.