The first 200 lines.
«سلام «چینو- سلام -
دوست جدیدته؟
آره یه سگ وارداتیه. خیلی گرونه
خیلی کله خره. نمیذاره حتی یه مگس بیاد تو خونه
این روش خوبیه برای اینکه بگی نیایم خونه ات
بیا بابا. منظورم این بود که این سگ نمی ذاره سگ های مزاحم بیان خونه ی ما
ما خیلی نژادای محلی هم داریم
این خیلی تمیزه
مثله سگ های خیابونی جاهای کثیف رو بو نمیکشه
وایسا
حتما نگهداری ازش خیلی خرج داره
نیارش همچین جایی
اگه یه سگ خیابونی گازش بگیره عفونت پخش میشه
نمیشه که همیشه بذارمش خونه. باید بعضی وقت ها بیارمش بیرون
هی نه وایسا
سر خط خبرها
... «در ساحل دریاچه ی نانگانالور، «چنای
«جسد یه دختره مدرسه ای ۱۵ ساله به نام «سامیوکتا
پیدا شد که بی رحمانه به قتل رسیده و در یه کیسه ی پلی اتیلن پیچیده شده بود
علت قتل هنوز مشخص نشده
از پلیس خواسته شده که در مورد این موضوع تحقیق کنه
این اتفاق در اون نواحی
... باعث وحشت مردم شده، طبق گزارشات خبرنگاران ما در محل حادثه
مترجم : سحرنوروزی ویرایش نهایی : یاسین
"شیطان" ارائه ای از وبسایت بالیوود وان
کات
چراغا رو روشن کنید
فیلم رو تو مانیتور نشونم بده
داره پخش میشه قربان
ما یه تصویر نزدیک از چاقوی خونی می خوایم. یادت باشه
رو بگیریم چون تهیه کننده قبول نمیکنه U اگه خون رو نشون بدیم نمی تونیم گواهی
جرا ساعت داره زنگ میزنه؟ خاموشش کن
نمی تونم خاموشش کنم
یک دختره مدرسه ای ۱۵ ساله به اسم «سامیوکتا» به طور وحشتناکی به قتل رسیده
... اتاق پر از
عکس صدها روانی و روزنامه ی بریده شده مربوط به اونا
همش برای ساختن یه فیلم
«یه فیلم از «آرون کومار - یه رویای ۱۲ ساله -
این ها همه تحقیقات و مطالعات دقیقه که من برای اولین فیلم نامه ام انجام دادم
... «آرون»
(ما باید قبل از «راهوکالام» برسیم دفتر (وقت بد
این دستوره تهیه کننده اس
«ویشنو ویشال»
زود باش. داره دیر میشه
«آمالا پل»
آرون» این چندمین تهیه کننده اس؟»
شمارش از دستم در رفته
موفق باشی
اول تصویر ما از زاویه ی بالا شروع می کنیم
یه دختر با عجله از خیابون رد میشه
داستان تو واقعا ترسناکه
از اول خیلی تاریکه
بیننده های خانوادگی برای همچین فیلمی تلویزیونشون رو روشن نمی کنن
یه کاری بکن. اوج داستان رو با یه تعقیب و گریز درست حسابی و حرکات بدلکاری بازنویسی کن
یه پکیج تجاری درست کن و کار رو بگیر
تو واقعا زحمت کشیدی که یه فیلم بسازی
ولی انگار قراره همه ی زحماتت بخاطر مد جدید از بین بره
قطعا عوض میشه
مد تغییر میکنه
داستان خوبه. تا حالا فیلم کوتاه ساختی؟
وقتی پول ندارم چجوری فیلم کوتاه بسازم؟
فیلم های ۷۵ سال اخیر اینجوری ساخته شدن؟
یه سال و نیمه که پدرت فوت کرده
براون هیچ پولی باقی نذاشته
اون فقط یه اعتبار خوب کسب کرده بود
برای همینم تو به عنوان بازرس واجد شرایطی
بگو تا شوهر خواهرت کارت رو ردیف کنه
آرون» فقط امتحان بازرس شدن رو بده» بقیه اش با من
فهمیدی؟
آرون» اجاره ی این ماه چی شد؟»
نمی خوای نقش جسد رو بازی کنی؟
موفق باشی - ممنون -
من عاشق داستان شدم
چی شد؟
فردا بیا پیش پرداختت رو بگیر
تهیه کننده موافقه
عالیه. فوق العاده اس
دوربین آماده
اکشن
من دیروز طالع بینیت رو چک کردم
...انگار به ماله من نمی خوره پس
این نباید رو نتیجه ی فیلم تاثیر بذاره
تو نگران نباش برادر عزیزم. من یه کار پیدا می کنم
تو به تلاشت ادامه بده
مامان
تو ۲۶ سالته. همین الانش هم نمی تونم جواب مردم رو بدم
برای بار آخر ازت میخوام
اگه میخوای با آرامش زندگی کنیم باید یه کار پیدا کنی
قربان ما جسد رو از زوایای مختلف نشون میدیم
تصویر از زاویه ی بالا شروع میشه و میره پایین ماشین مشکی
تهیه کننده از من خواسته بود بیام اینجا
اون برای یه جلسه ی کاری رفته بمبئی
خواسته ۶ ماه دیگه تماس بگیری
سلام
مامان می خوام شوهر خواهرم رو ببینم
اعتبار پدرت باعث میشه حتما این کار رو بهت بدن
تو در مورد رقابت و سیاست برای این مقام بازرس چیزی نمی دونی
امیدوارم بتونم بهت اطمینان کنم و برای این کار درخواست بدم
کارگردانی رو ول کردی رفتی سراغ بازیگری؟
این در واقع بازیگریه
اون نقش جسد چی؟
ترتیبش رو میدم
کی؟
خیلی زود
فکر کنم تا اون موقع واقعا بمیرم
آرون» بیخیال سینما شو»
تو یه کارآموز پلیسی
فقط هر کاری مقام های بالایی ازت می خوان انجام بده
همه اینجا همین کار رو میکنن
برو پایین
من بیرون یه کاری دارم
... وقتی برگشتم کار رو بهت یاد میدم
بشین
بشین
بیا توی دادگاه
جواب من رو بده
خواهش می کنم. نه. درد داره. نه
آی. تو رو خدا. نه
خواهش میکنم من رو نزن - پس جواب من رو بده -
آی. درد داره. تو رو خدا قربان. من رو نزن
سلام
بیا اینجا
تو بازرس جدیدی؟
بله قربان
خوبه
انقدر بزنش تا راستش رو بگه
قربان من تازه امروز اومدم
خوب؟
می خوای روز اول رو بدون گناه بگذرونی؟
گوش کن، از اون استفاده کن و چیزای جدید یاد بگیر
تا وقتی حقیقت رو نگفته نیا بیرون. بیا
مگه نمی خواستی پلیس بازی دربیاری؟ پس چرا نمی تونی مثل یه پلیس کتک بزنی؟
این رو نگه دار
بدش به من. بیا اینجا - قربان؟ -
من رو نگاه کن
آی. قربان. درد داره. آی
اینجوری میزنیش. بیا نگهش دار
یه ذره شعورم نداری؟
من به دادگاه احضارت کردم تو داری داستان سرایی می کنی
داستان تو برای یه مجرم اونم تو یونیفرم
اگه فرار میکرد چی؟
من فرار نمی کردم. داستانش خیلی قشنگ بود
پس کل داستان رو براش تعریف کردی؟
اگه خواستی جایی داستانت رو بگی ... حواست باشه
چشم قربان
تیان» بیا اینجا. بیا پیش من»
چند بار بهت گفتم بدون من نیای بیرون؟
به حرفم گوش نمیدی؟
نگاه کن، صورتت پر از گرد و خاک شده
احمق، اون هیچ وقت یاد نمیگیره
من همه اش باید با نگرانی کار کنم تا اون شب بیاد خونه
من به پدرش میگم تا دیگه دیر نکنه
«آمودا»
چند بار باید بهت بگم؟
از فردا به بعد باید راس ساعت ۴:۳۰ خونه باشی
«آمودا»
بگید ببینم
همسایه دارید؟
فامیل دارید؟
پاسوپاتی - قربان -
چی شده؟
قتل قربان
چی شده؟
دخترم داشت برای امتحاناش درس می خوند
همون موقع اون مست کرد و رفت طرف دخترم
می خواست بهش تجاوز کنه
همه ی تلاشم رو کردم که جلوش رو بگیرم
... فقط برای اینکه مجبور بودم دخترم رو نجات بدم
با یه چاقو زدمش
شوهرت چی کاره می کنه؟
من اون رو کشتم
امروز چه امتحانی داری؟
تامیل
ثبت شده؟ FIR پوپاتی، تو - بله قربان -
پاره اش کن
اون رو ببر سالن امتحان
قربان
من با دامادمون صحبت می کنم و حکم رو ازش میگیرم
اینا رو فراموش کن و برو امتحانت رو بده
«لاکشمی»
دخترش گم شده - مطمئنم نزدیک حونه دزدیدنش -
احتمالا نزدیکای ساعت ۴ یا ۴:۳۰ - شخصا درخواست کرده IG -
اون فامیلشه
برای دفتر گمرک هم کار میکنه
پس هر وقت تونستی گزارش رو برام بیار
چشم قربان
به نظر میاد دختره یه جایی اطراف خونه گم شده
تو یکی از ساختمونای خیابون هست یا نه CCTV پس چک کنید
چشم قربان
به علاوه وقتی اون دختر گم شده
دور گردن سگش یه جعبه ی کادو انداخته بودن
والدینش از دیدن اون خیلی شوکه شدن
این جعبه ی کادوئه
بیا
کی بهت اجازه داد قاتل اون پرونده رو آزاد کنی؟
... پدره سعی کرده به دختر خودش تجاوز کنه
دختره باید همسن «آمو» باشه
این موضوع به تو اجازه نمیده هر کار خواستی بکنی
من اجازه نگرفتم
قتل برای دفاع از خود بوده IPC با توجه به بند۱۲۰
No comments yet. Be the first to leave one.